Paris, Texas

Paris, Texas

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Paris, Texas (1984) RM4K (1080p BluRay x265 10bit Tigole)
A Commentary by Amir_Kubrick
هماهنگ شده با نسخه |02:25:55| |"Remastered 4K - StudioCanal"|

Tags

BluRay
1080
x265
Published on: 2020-04-02
Downloads: 172
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اين زير‌نويس به فارسي زبانان .و سَم شِپِرد (=نمايشنامه‌نويس، فيلمنامه‌نويس و بازيگر) تقديم مي‌شود

ترجمه از هوشنگ گلمکاني (=منتقد، روز‌نامه‌نگار و مترجم سينما)

تنظيم، تايپ و اصلاح برخي جمله‌ها از صالح حسيني

پاريس، تگزاس

چه مرگت شده...‌؟

.هي

مي‌دوني مال کدوم طرف مرزي؟

اسمي هم داري، پسر؟

...انگار

.يکي زبونتو بريده

...يا اين‌که مي‌خواي

.چيزي رو قايم کني

.هيچوقت نمي‌تونم تشخيص بدم

.مطمئنم صداي منو خوب مي‌شنوي

.والتر ا. هندرسن

.حالا مي‌خوام آخرين سوالمو بکنم

اين کارت‌رو مي‌بيني؟

اين کارت خودته؟

يا مال يکي از قوم و خويشاته؟

...خب، من با اين شماره تماس مي‌گيرم

.و ببينم اونا مي‌تونن بگن تو کي هستي

من تخت اضافي ندارم که .در اختيار آدماي لال بذارم

.تلفنچي، من يک خط آزاد مي‌خوام، بي‌زحمت

.لُس آنجلس، کاليفرنيا

کد منطقه ـ

آه، چي؟

خب مي‌تونين... مي‌تونين محل دقيق بيمارستانتونو به من بگين؟

اون‌جا کدوم جهنم دره‌ايه؟

.اوه، باشه. خيلي خب آره، آم ـ

.باشه، من ميام اون‌جا .تا جايي که بشه مثل برق ميام

فقط... بهش بگين که من .توي راهم، باشه؟ باشه

.استيون، فکر مي‌کنم بايد اونو عوض کنيم

اين قسمت پايينو؟

.آره، براي اين‌که ناقصه

آن، عزيزم؟

.عجيب‌ترين تلفني بود که بهم شده- کي بود؟-

.يکي از بيمارستان در جنوب تگزاس .جايي به اسم ترلينگوآ

.گفتن که تراويس رو پيدا کردن

!اوه، نه

حالا مي‌خواي چکار کني؟

.خب، ميرم عقبش و ميارمش- !...اوه، والت-

چه‌کار کنم؟ !من که نمي‌تونم اون‌جا تنهاش بذارم

هانتر چي؟

تو فکرم که به اون چي بگم؟

خب، فقط بهش بگو من مي‌بايست .واسه‌ي کارم به يک سفر برم

منظورم درباره تراويسه؟

.خب

.فکر مي‌کنم بهتره حقيقتو بهش بگي

... ،ده مايل تا وان‌هورن

... ،نود مايل تا الپاين

... ،صد و هجده‌تا به جنوب

.اينم ترلينگوآ

.تو بايد برادر اون بي‌زبون باشي

بي‌زبون!؟- .آره-

.تموم روز نتونستيم چيزي ازش دربياريم

بايد گيري توي کارش باشه، نه؟

.نمي‌دونم .من بيشتر از چهار ساله که اونو نديدم

واقعا؟

خب، توي چهار سال اتفاق‌هاي .زيادي مي‌تونه براي آدم بيفته

.همه نوع دردسر‌، دردسر‌هاي بزرگ

منظورتون چيه؟

...خب، بعضي وقت‌ها کسي که

... ،دچار دردسري شده، خودشو مي‌رسونه اين‌جا

...و يه‌خرده خرج داره تا خارجش کنن

.متوجه منظورم که مي‌شين

.نمي‌فهمم منظورتون چيه

دلم مي‌خواد برين سر اصل .موضوع، چون مايلم زودتر برادرمو ببينم

.بسيار خب، آقا

... :اما اول دلم مي‌خواد چيزي از شما بپرسم

آيا برادر شما تا به حال دچار تصادف اتومبيل شده؟

.تصادف اتومبيل .نه، تا اون‌جايي که من مي‌دونم

.پس بايد با يه رفيق نا‌جور قاطي شده باشه

حالا مي‌خوام برادرمو ببينم، اگه .براتون اشکالي نداره

.اون نا‌غافل رفت- منظورتون اينه که الان اون اين‌جا نيست؟-

اونم بعد از اين‌که من اين همه راه اومدم؟

.امروز صبح زود رفت

.پيش ما وسايلش رو جا‌گذاشته

.نگهشون داشتم

... خوشحال مي‌شيم اونا رو در اختيار شما بذاريم؛

.اگه شما هم هزينه‌هاي نا‌چيز ما رو بدين

تراويس؟

.تراويس. هي

منو نمي‌شناسي؟ .منم والت

.برادرت... والت

آخه چه بلايي سرت اومده؟ .خيلي داغون شدي

بيا. بيا سوار ماشين بشيم. تراو؟

.بيا

.آره

.بيا

.بگير، تراو. چيزاتو بگير

.اينا رو توي اون درمانگاه جا‌گذاشته بودي

.مطمئنم که وضع بدي رو تا اين‌جا گذروندي .من تو رو به خاطر فرار ازش سرزنش نمي‌کنم

... ،ببين، تراو

.ما فقط يه‌خرده از راهو اومديم

تو که نمي‌خواي تموم راهو ساکت بموني، مي‌خواي؟

.منظورم اينه که، نذار من تنها بمونم

تراو؟

ميشه بهم بگي اين چهار سال کجا غيبت زد؟

توي اين مدت جين رو ديدي يا باهاش صحبت کردي؟

.آن و من، تقريبا از تو نا‌اميد شده بوديم

...ما در‌واقع .ما فکر مي‌کرديم که تو مُردي، پسر

... ،خوبه

.حله

...خب

.آره

...خب، تراو، شايد دلت مي‌خواد نظافتي بکني

مي‌دوني، دوشي، چيزي بگيري؟

فکر مي‌کنم بهتره من برگردم شهر .و چند‌تا لباس نو برات بخرم

مي‌توني يک‌دست لباس نو بپوشي، مگه نه؟

اندازه‌ي کفشت چنده؟

.بذار ببينم

فکر مي‌کنم يک نمره بزرگ‌تر از کفش منه، ها؟

خب، اين ريش‌ها رو کجا پيدا کردي؟

.خيلي جذابه

باشه. من سريع مي‌رم .شهر و زود بر‌مي‌گردم

.زياد طول نمي‌کشه

تو که حالت خوبه تراو، نه؟

.باشه، زود بر‌مي‌گردم

.لعنت

تراو، آخه بگو کجا داري مي‌ري؟

اون‌جا چه خبره؟

.اون‌جا هيچي نيست

به من اطمينان نداري يا همچين چيزي؟ ها؟

.من فقط مي‌خوام بهت کمک کنم، تراو .فقط همين

.حالا بيا بريم. مشکلي نيست

با من بيا توي ماشين. ها؟

فکر مي‌کنم لباس نو کيف داره، نه؟

.سلام- .سلام. هانتر؟ بابايي‌ام-

.من فکر مي‌کردم تو حالا بايد خواب باشي- .دارم تلويزيون تماشا مي‌کنم-

.حدس‌بزن اين‌جا توي تگزاس چه کسي رو ديدم

کي؟- .پدرت-

پدرتو به خاطر مي‌ياري؟

.نه- اصلا؟-

.يادم مي‌ياد يه‌جوري لاغر بود

لاغر بود؟- .فکر مي‌کنم همين‌طور بود-

.خب، حدس‌بزن مي‌خوام چه‌کار کنم- .نمي‌دونم-

.دارم اونو ميارمش خونه تا ببينيش

.تراويس

.پسر کوچولوت رو به‌خاطر مي‌ياري؟ هانتر

.خب، اون حالا با ما‌ست

اون با آن و من زندگي .مي‌کنه، از وقتي که تو غيبت زد

ما نمي‌دونستيم چه‌کار ديگه‌اي از دستمون .بر‌مياد، اين بود که نگهش داشتيم

.يک روز ديديم که دَم در ايستاده

تنها چيزي که تونست بگه اين بود که .يک نفر با ماشين اونو آورده اون‌جا

اون نمي‌دونست که چه اتفاقي .براي تو و جين افتاده

ما هر کاري که فکرشو مي‌کرديم انجام .داديم تا تو و جين رو پيدا کنيم

سعي کرديم بفهميم جين کجا .رفته، اما اونم نا‌پديد شده بود

.ديگه نمي‌دونستيم چي‌کار کنيم

...تراويس

.نمي‌دونم توي چه دردسري افتادي

.نمي‌دونم چي شده

.اما، لعنتي، من برادرتم، مَرد

.مي‌توني با من حرف بزني

.خسته شدم از تنها حرف زدن

.پُرش کنين، بنزين سوپر لطفا

مي‌دوني، از دست اين سکوت تو .داره حالم گرفته مي‌شه

.يه حرفي بزن

.منم مي‌تونم لال بشم، مي‌دوني

مي‌گم چطوره هر دوتامون .براي بقيه سفر خفه بشيم

.پاريس- مي‌دوني... چي؟-

.پاريس

پاريس؟

تا حالا به پاريس رفتي؟

.نه- مي‌تونيم الان بريم اون‌جا؟-

.آخه سر راهمون نيست

.نه، من هرگز به اروپا نرفته‌ام

.آن، هنوز دلش مي‌خواد اون‌جا بره

چون اون فرانسويه، يادت مياد؟

ولي فکر نمي‌کنم هيچ‌وقت فرصتي براي سفر .پيدا کنيم، چون من توي شرکت خيلي گرفتارم

.بريم، تراو

چي شده؟- کجا داريم مي‌ريم؟-

.داريم مي‌ريم لُس‌آنجلس

تو که از پرواز نمي‌ترسي، هان؟

ما... مي‌خوايم از زمين بپريم؟

.آره- چرا؟-

.چون با ماشين خيلي راهه

.با ماشين بيشتر از دو روز طول مي‌کشه .من وقت ندارم، تراو

چرا؟- ...آخه-

.ببين، با هواپيما آسون‌تره، تراو

.زودتر مي‌رسيم. بيا

من فقط مي‌خوام ببرمت خونه، باشه؟

مي‌خوام ببرمت خونه، به اون‌جا که رسيديم، بعد .مي‌توني هر جا که خواستي بري

.اگه اونا نذارن پياده بشم، مي‌پرم پايين

آقا، ما که نمي‌تونيم هر وقت .يه نفر ترسيد هواپيمارو نگه داريم

اين‌که نمي‌شه سوار هواپيما .بشي و بعد نخواي پرواز کني

.نمي‌توني اين کارو بکني .اين‌جا که بيابون نيست

تو حالا داري با مردم زندگي مي‌کني. باشه؟

.بايد هواپيماي خصوصي مي‌گرفتين

مي‌دونين چند نفرو معطل خودتون کردين؟

.متاسفم . معذرت مي‌خوام

متاسفم. متاسفم. حله؟

.الان حالم خوبه- .بدرود-

.کار داره يه کمي مضحک مي‌شه، تراويس

تو مي‌خواي منو ترک کني؟

.نه، نمي‌خوام ترکت کنم

.اشکالي نداره اگه ترکم کني

.نمي‌دونم، عزيزم، نه

.اون فقط... اون فقط مضطرب و وحشت‌زده است

خب، نمي‌شه يک‌بار ديگه .هم سوار هواپيما بشيم

.مشکل از هواپيما نيست .اون بازم پياده مي‌شه

More Farsi Persian subtitles for Paris, Texas

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left