The first 200 lines.
. هی، خوش برگشتی، سرگردون
. واو
اینجا چی شده؟
به شرکت جدید و ارتقا یافته ی ... ردیک، بوسمن، و لاکهارت خوش اومدی
. لوری STR بخشی از
. لوری STR
اربابهای جدیدمون چطورن ؟
خب، لوازم التحریر جدیدمون خوبن...خیلی ضخیمن
. اما اونارو برای کمک به محیط زیست میخریم
. اوه، درسته، اونم جدیده
فکر کنم غروب افتابه ؟
. دایان
. خوش برگشتی
. مرسی جی - . دارم بهش همه جا رو نشون میدم -
بالا چه شکلیه ؟
. هرگز نرفتم
. برای ماها ممنوعه
. نگرانن که یوقت ما آلوده شون نکنیم
اما برای سگ ها ممنوع نیس ؟
اره، دوشنبه ها و چهارشنبه ها . روز حیوونای خونگیه
. شرکای اسمی میتونن سگاشونو بیارن
اوه، خدای من...یه خفاش ؟
. اره، یه گارگویل
طبقه بالاییا یه چیز . دراماتیک تر میخواستن
. اوه، ادریان باید عاشقش شده باشه
. باشه، مرسی
قبل از این که شروع کنیم، میخوام
رسما بازگشت
. دایان لاکهارت خودمونو خوش آمد بگم
. متشکرم، ادریان
. مرسی همگی باید بگم
. خیلی عجیب بود که از همتون دور بودم
. واسه برگشتن به کار نمیتونم صبر کنم - از سفر کردن به دنیا با اسم -
سرمایه گذار لذت بردی ؟ - بری -
. بیا به اونجاها وارد نشیم - . این تنها جای توگوئه -
خیلی خب، باشه. ما
چومهوم رو گم کردیم، یادته ؟
، ما یه قایق نجات لازم داشیم و الان بخشی از
. هفتمین شرکت بزرگ وکالت در دنیاییم - و بهمون -
قول دادن تا 6 ماه دیگه . همه چیز درست میشه
. و اون روز میرسه
من الان دارم نصف پولی که وقتی تو . ردیک/بوسمن شریک بودم در میارم
اه، این چیه ؟
. سهمت
از ؟
. خرید شرکتمون
. اوه، خدای من
. اره
، پس ما خوش حالیم اما شرکای سهام عدالتمون
نیستن ؟ - شرکای سهام عدالت انتظار بیشتری داشتن -
. و بیشتر هم خواهند گرفت
. این تفکر ماست - . فقط یکم طول میکشه -
باشه، پس چطور این رو جلوی بقیهی
شریکامون قابل قبول جلوه میدیم ؟
. هی، هی، هی ! از اینجا گمشو بیرون
. هی، هی، زود باش
. اوه، احضار شدی
چیز بدیه ؟
. اگه اقای لوری باشه، نه
. اگه اقای فرث باشه...شاید
خانم لاکهارت میشه دنبالم بیاین ؟
. بله
کمی آب یا قهوه میل دارین ؟
. اه، نه، مرسی
اه، من با اقای لوری ملاقات میکنم ؟
. ته، اقای لوری در لندن هستن
اما اقای فرث مایلن . باهاتون حرف بزنن
پس، نه ماه ؟
. بله، دستور دکتر بوده
. اوه حتما دیوونه شده بودید
خب، شاملی کمی سفر . هم میشد، اما نه زیاد
. شوهرم یکمی اهل خونه س
. اهل خونه
خب حالا میخوای چیکار کنی، دایان ؟
. برگردم سرکارم
کدوم کار ؟
. موکل هام
. پرونده های قدیمیم
وقتی در حال بهبودی بودم کار و کاسبی رفقام یکمی کساد شده بود
. اما حالا من برگشتم
تا حالا چیزی از ریوکان استاد ذن شنیدی ؟
. نه
اون زندگی ساده ای در یک کلبه داش
. در پایین یه تپه
یه شب یه دزد وارد خونه ش شد و فهمید
. اونجا چیزی برای دزدی نیست
پس ریوکان تمام لباس هاشو به اون
. به عنوان کادو تقدیم کرد
، بعد از این که دزد فرار کرد
، ریوکان لخت نشسته بود
. در حالی که داشت ماه رو تماشا میکرد
....و با خودش فکر کرد
. مرد بیچاره
ای کاش میتونستم
. این ماه زیبا رو بهش بدم
. من فکر نمیکنم متوجه شده باشم
. من کارتو دنبال میکردم، دایان
، تو تو دادگاه استثنایی هستی ، کاری که لازمه رو انجام میدی
، تو سازمان دهنده ی خوبی هستی اما میدونی
واقعا کی به زندگی برمیگردی ؟
. وقتی دلیلی داشته باشی
. جالوت رو در رو
این چیزیه که بخاطرش . اینجام تا بهت بدم
. این ماه توئه
و، اه، این چیه ؟ - . مال توئه -
. شما مسئول جدید بخش پرو بونوی ما هستین
. تمام 22 وکیلش
. و این 40 پرونده
چرا ؟
. ما میخوایم تو خوش حال باشی
انجام کار های خوب در دنیا بهترین راه
برای انجام کار های خوب در . لوری هست STR
. پس کار خوب بکن
. من به زمان برای تحقیقات نیاز پیدا میکنم
. و شریک ساعتیه قابل پرداخت
. هرچیزی لازم داری رو بگیر
. دیگه پرونده های شرکتی وجود نداره
تو شرکت مارو تبدیل به شهروند خوبی میکنی
. اهمیتی نداره هزینه ش چی باشه
. خوش برگشتی، دایان
. مرسی لوکا - بالا چه شکلیه ؟ -
. تمیزه
میدونی کار من چیه لوکا ؟
. حدس من اینه که وکیل باشی
. من کلاه مرتب سازی وکلا هستم
میدونی این چه معنی ای میده ؟
. اره مثل اون چیزه تو هری پاتر ؟
. خودشه
تا حالا هری پاتر خوندی ؟ - . نه -
میدونم من تنها کسیم که تو دنیا
. اونو نخونده
چرا نخوندیش ؟
. از گه بازیای...جادویی خوشم نمیاد
. اره، گه بازیای جادویی رو ساییدم
. ازت خوشم میاد، لوکا
. خوشم میاد که ازم خوششون بیاد
. خوبه . خب این چیزیه که ازت میخوام
ما یه پرونده طلاق داریم . که مشکل ساز شده
. یکی از مهمترین موکلای ماست
و فکر میکنم یه برخورد شخصی با
. با وکیل طلاقمون وجود داره
، ازت میخوام تو باهاش کار کنی
، لبه های چاقوتونو...تیز تر کنید
. اگه بنظرت درست میاد
. فکر کنم میاد - . خوبه -
میدونی بیانکا اسکای کیه ؟
.اره - اون درواقع خانم خیلی دوست داشتنی ایه، پس لطفا -
. تمام شایعاتو درباره ش نادیده بگیر
. اه . لوکا، بفرمایید
. مایلم با همکار جدیدت آشنا بشی
. دیوید لی
. لوکا کوئین
. میبینم که هنوز موهاتو پسرونه میزنی
شما دو تا همو میشناسین ؟
. اوه، ما دوستای قدیمی هستیم
درسته، لوکا ؟
. اره
خب، شماها تا دیروز حتی . تلفنای منم جواب نمیدادین
حالا من 6 تا وکیل دارم ؟
چی شد ؟ - من به پرونده ی شما -
. علاقه مند شدم، خانم تکادی
فقط همینو لازم داشت ؟
. بله
. خب این یه پرونده ی مالکیته
و جلسه ی دادرسی فردا
برای برنده شدن قرار توقیف موقت
علیه سازندگانی که میخوان . رستورانتونو با بولدوزر تخریب کنن
خوبه. و میخواید من چیکار کنم ؟
. دیدم یه ماشین غذا فروشی اون بیرونه میتونیم اونو فردا
ساعت 11 ببریم دادگاه فدرال
و ، اه، شروع کنید به غذا پختن ؟
غذا پختن؟ چرا ؟
خب، عدالت ممکنه کور باشه
. اما هنوز حسای دیگشو داره
. شما وکیلی نیستین که انتظارشو داشتم
. من تغییر کردم
. خب، بنظر میاد آمارمون داره رشد میکنه
شرکت فکر کرد اگه کسی که سنش به شما
نزدیکتره باهاتون همکاری کنه ممکنه . شما راحت تر باشین
نمیدونستم این شرکت وکیلای . سیاه پوستم داره
. اوه، مارو قایم میکنن
چرا به لوکا درباره ی
شوهر سابقت نمیگی ؟ - . البته -
خب برد داره سعی میکنه توافقنامه . پیش از ازدواجمونو باطل کنه
اون موقع ها که تازه ازدواج کرده بودیم
و من بی پول بودم، اون کسی بود
، که روی توافق نامه ازدواج اصرارمیکرد حالا شرایط برعکس شده
. و اون میخواد باطلشون کنه
خب تو چی فکر میکنی ؟
..من چی - . اره -
فکر میکنم باید بهش . بگی بره در خودش بذاره
میتونم این کارو بکنم ؟
. البته - ...خب، درواقع، مشکلاتی وجود داره -
هیچ دروغی تو این سند برای . تهدید یا اجبار وجود نداره
اون کسیه که خواست توافق نامه ی . پیش از ازدواج داشته باشیم
و حالا داره شکایت میکنه چون
چون تو توافق نامه ی . گهیه خودش گیر افتاده
چرا ما سختگیرانه
موقعیت خودمونو حفظ نکنیم
تا ببینیم استشهاد چطور پیش میره ؟
No comments yet. Be the first to leave one.