The first 200 lines.
.بله؛ اعتراف می کنم
.فاراکت در واقع گاندامه
زیر پا گذاشتن کنوانسیون از طرف !آدمی مثل شما واقعاً خجالت آوره
!دیگ به دیگ میگه روت سیاه
!حالا پیشنهادت چیه؟
ازتون میخوام که موسسه پیل توی !پروژه هامون همکاری کنه
.این شانسی که فقط یه بار در آدم رو میزنه
... با این کار
.میتونیم بفهمیم دلینگ چه برنامه ای داره
!خیال بافی رو بذار کنار
.وگرنه به گوجهها صدمه میزنی
.متاسفم
.از دست تو
!یعنی تا این حد نگران اِلان هستی؟
.از اون موقع دیگه به مدرسه نیومده
!موندم حالش خوبه یا نه؟
،تو بدون اینکه کسی ازت کمک بخواد .توی مشکلاتشون سرک میکشی
!از این کار لذت میبری؟
میورین سان یعنی تا حالا نشده ذهنت بدجور درگیر !یکی بشه که نتونی از فکرش در بیایی؟
.نه
.ذهن من همیشه فقط درگیر یه چیزه
.اونم اینکه از اینجا بزنم بیرون و برم زمین
اگه خودتُ درگیر چنین مزخرفاتی بکنی .دوباره توی امتحانات میفتی
... حق با توئه، ولی
!دعوت نامه؟
!پارتی اینکوبیشن، ها؟
.نیازی به رفتن نیست
!از این بابت مطمئنی؟
آره، این مهمونی اجتماعی درست .شبیه پارتی گروهی میمونه
علاوه بر این، فقط اعضای سه شرکت اصلی .توش شرکت میکنن
اگه اونجا بری، به عنوان دارنده مقام هولدر .... مجبورت میکنن روی صحنه سخنرانی کنی و
!پس اونم توی این مهمونی شرکت میکنه؟
!چی؟
،اگه اعضای سه شرکت اصلی برن !پس اِلان سان هم میاد، مگه نه؟
.باور نکردنی ـه
!مطمئنی که اینجا اومدنمون اشکالی نداره؟
.یجورایی کم کم دارم دست پاچه میشم
!چی؟
.نیازی به این کار نیست
.هر چیزی که میبینید، فقط برای خودنمایی ـه
... علاوه بر این، شما دوتا
.همراهان رسمی هولدر هستین
!از بابت تاخیر معذرت میخوام
!حالت خوبه؟
.این لباس از قسمت سینه برام تنگه
.چون مال منه، پس باهاش کنار بیا
.حالا بیخیال قوز کردن شو و صاف وایسا
.نیکا، اگه بخوای میتونم یه لباسم به تو قرض بدم
!با این یونیفرم مشکلی نداری؟
... ما فقط ار روی کنجکاوی اینجا اومدیم، ولی
.اصلاً نمیدونستم قرار با چی روبرو بشم
... پارتی اینکوبیشن
به عبارت دیگه، رویدادی .برای معرفی استارتاپهای جدید کسب و کاره
هر کسی که بخواد پروژه جدیدیُ راه اندازی کنه
با معرفی برنامههاشون در اینجا .دنبال سرمایه گذار میگردن
و اگه بتونن به اندازه کافی سرمایه گذار جمع .کنن شرکت جدیدی متولد میشه
.عالیه
.ولی شک دارم کسی به اندازه کافی بتونه پول جمع کنه
!چی؟
.تمام مفاهیم خیلی قدیمی و منسوخ شدن
.هیچ کسی فریب این توضیحات توخالی نمیخورن
حق با توئه. جای تعجب نداره که تو .دانش آموز برتر در حوزه مدیریت استراتژیک هستی
.شوخیت گرفته؟! بیا بریم
.ما میریم دنبال اِلان بگردیم
.من که دوست دارم یه سر به غرفهها بزنم
.باشه، به زودی میبینمت
!تا بعد
واقعاً که، چرا من باید گندکاریهای اون !آدم تقویت شده رو تمیز کنم؟
.متاسفانه هنوز کاندید جدید آماده نشده
ما معتقدیم که بهتر این موضوع رو .به خود واقعیت بسپریم
.ببین اون گور به گور شده چه گندکاریهای که بالا نیاورده
.... اون دختر
.نامزد جدیده
... پس اون
.جادوگری که همه در موردش حرف میزنن
.وای، خیلی ترسناکه
!فقط من اینطور حس میکنم یا اینکه همه بهمون زل زدن؟
.بهشون اهمیت نده. فقط نذار اذیتت کنه
.... ولی
!صاف وایسا
!باشه
.به به، ببین کی اینجا تشریف آورده
!شما دو تا به سرمایه گذاریهای جدید علاقه مند هستین؟
!شادیق؟
در صورت امکان، دوست دارم نظرتون !رو در مورد ارائه پروژه جدیدمون بشنوم
شنیدن این حرفا از مردی که برنده !چهار کارت بخش 17 شده، برام خیلی دشواره
.میورین، شخصاً دوست دارم نظر تو رو بشنوم
!چی؟
!شما دوتا با همدیگه رفیقین؟
.خیر. فقط نمیتونم از شرش خلاص بشم
.انقدر سنگدل نباش
.ما اغلب توی مهمونیها همدیگه رو میبینیم
!به هر حال، برای چی اینجا اومدین؟
!واضح که تو برای دیدن رئیس اینجا نیومدی؟
.فقط همراه اون اومدم
اون مدام غز میزنه میگه میخواد .رو در رو با اِلان صحبت کنه
!میورین سان
.میورین، حسابی عوض شدی
!این راز بین خودمون بود
.تو داری به یکی دیگه کمک میکنی
.میورین که من میشناختم هرگز از این کارا نمیکرد
!احتمالا مصحور جادوی سویسه چان شدی؟
.اصلاً نمیدونم از چی داری حرف میزنی
!زودباش، بزن بریم
!باشه
!میورین سان، وایسا تا منم بیام
.قطعاً تغییر کردی
.واقعاً حیفه
!وای، خیلی بهت میاد
!مامان
!بهم گفته بودی که نمیای
.کارم از چیزی که فکر میکردم زودتر تموم شد
!توی این لباس حسابی خوشگل شدی
!گودای سان، خیلی وقت میشه که ندیده بودمت
.... و این خانم جوون
.آه، باید بهتون معریفش کنم
.میورین سان
.این لباس رو هم میورین سان بهم قرض داده
.میورین رمبران هستم
،من مادر سولتا
.پروسپرا مرکوری هستم
.خیلی خوشحالم که دوباره شما رو میبینم
.متاسفم که منو توی اون حالت شرم آور دیدین
!نفرمایید، کاملاً تحت تاثیر قرار گرفتم
."دقیقاً اون قسمت که بهش گفتی "بابای عوضی
!به لطف شما اریال ما تونست نجات پیدا کنه
.از صمیم قلبم ازتون ممنونم
!مامان، تو میورین سان رو قبلاً دیده بودی؟
!سولتا؟
.گلوی مامانی حسابی خشک شده
!میشه بری برام نوشیدنی بیاری؟
!باشه، متوجه شدم
... خب، در این صورت، منم
!رابطه تو و پدرت همیشه این شکلی بوده؟
!به نظرت الان وقت پرسیدن همچنین سوالاتی ـه؟
،آخه اگه تو با سولتا ازدواج کنی
.باهمدیگه فامیل میشیم
به نظرت برقرای رابطه خوب با خانواده !عروس کار درستی نیست؟
مردی که 21 سال پیش مسئول سرکوب .حادثه وانادیس بود
علاوه بر این، قهرمانی که .ساخت گاندام رو ممنوع کرد
.به گمونم بابای محترم شماست
!صحبت از گذشته چه فایده ای داره؟
.نسل ما اصلاً چیزی در مورد گاندام نمیدونه
.الحق که دختر سرسختی هستی
!برا چی اینقدر ازش متنفری؟
اون همیشه با چشم حقارت بهم نگاه میکنه
.و بدون مشورت برای زندگیم تصمیم میگیره
!مگه اون روز متوجه رفتار حماقت بارش نشدی؟
.... علاوه بر اون
،در هر صورت
من هرگز نمیپذیرم
!که چنین مردی رو پدر خودم بدونم
!کجاش اینقدر خنده داره؟
.آه، معذرت میخوام
مهمانان گرامی؛ این اولین برای که قرار
!از تبلیغات رنگی جدید براتون پرده برداری کنیم
.... این لباس خوشگل
!لطفاً ازش لذت ببرید
کفشهای پاشنه بلند و زیورآلات ،جانبی که به تن کردی
حتی این واقعیت که به جای خوابگاه توی ،اتاق رئیس زندگی میکنی
.... و احترامی که دیگرون برات قائلاً
هر چیزی که داری
.متعلق به پدرت یعنی رئیس گروه بنریته
.به دلایلی وقتی بهش فکر میکنم خنده ام میگیره
!آه، ببخشید که باعث ناراحتیت شدم
ولی قبل از هر چیز باید این غرور ،احمقانه رو کنار بذاری
.دختر دردونه رئیس دلینگ
!خانم
!حالت خوبه؟
!متاسفم
!اصلاً معلومه چم شده؟
.شرم آوره
آخه داداشم چطوری عاشق همچنین !دختر روستایی شده؟
.دیگه وقتش رسیده .طبق دستوراتم پیش برو
.بله، بابا
!حالا چیکار کنم؟
!چیکار کنم؟
.... بگیرش
!حالت خوبه؟
.ما منتظرتون بودیم، رئیس دلینگ
.اگه دوست داری میتونی اینُ برداری
!ممنون
.راستش اصلاً نمی دونم اینجا چجوری رفتار کنم
.خواهش میکنم
!در واقع، من باید ازت بخاطر اون روز تشکر کنم، نیکا نانائورا
.نفرمایید
!چی؟
.بفرما
.آه ... خیلی متاسفم
!مهم نیست، نگران دستمال نباش
.منظورم در مورد اون نیست
،اون روز پیشم نیومدی
.بعدش هر کار کردم نتونستم باهات تماس بگیرم
.به همین دلیل حسابی نگرانت شده بودم
... نه، در واقع
تمام این مدت میخواستم .ازت عذرخواهی کنم
،بخاطر مسائل کاری موسسه پیل
.از اون به بعد نتونستم مدرسه بیام
و منطقه ای که رفته بودم تحت تاثیر .طوفانهای مغناطیسی قوی قرار گرفته بود
.بنابراین متاسفم که باعث نگرانیت شدم
No comments yet. Be the first to leave one.