The first 200 lines.
ساحل اورفلین سال 1870
.هرزه رو گرفتیم
سواحل جزر و مدی
illusion امیرعلی
ویولکا کجاست؟
.واسه جونش فرار کرده - و کل مکتیر؟ -
.یه تهدید برای همهی ماست
.برام بیارش
.ویولکا
.میبرمش خونه
کجا میری؟ - .نمیدونم -
.ولی نمیتونم اینجا بمونم
.نه وقتی آدریل ملکه است
.ولی واسه همیشه ملکه نمیمونه
!کل
اومدی دنبال من یا اون؟
.باید برگردی
وگرنه چی میشه؟
آدریل قراره کاری که با کولتون کرد رو با من بکنه؟
.اون ملکهی ماست
.ملکهی من نیست
،مادران دریا .اومدن پیشش
بله، ولی برای آوردنشون !گلوی یه نفر رو برید
.مادرم رو نشونم داد
.و میخوای دوباره ببینیش
.بله
.هی، کل
.باید برت گردونم
.تو به ما تعلق داری
.میتونی تلاشت رو بکنی
.کیرم توش
.فکر میکردم اینجا پیدات کنم
.مخفیگاه قدیمی پدرت - .فکر نمیکردم نیاز باشه خودم ازش استفاده کنم -
اعتمادت به مردم کم شده، آگی؟
.به هیچکس اعتماد ندارم - .به این نیاز پیدا میکنی -
.میخوام در مورد کل باهات صحبت کنم
یه ساکن جزر و مده؟
چند وقته میدونستی؟
.کل زندگیش
،ولی مثل بقیهشون نیست، آگی .خودت میدونی
چرا بهم نگفتی؟ - .چون بابات میخواست اون خواهرت باشه -
.خب، خواهرم نیست - .خواهرته -
،میدونم نمیخوای این رو بشنوی
.ولی شاید وقتشه جبران خسارت کنی
،به شهر برو، مواد رو بفروش .زندگیت رو جمع کن و برو
.نه، نمیتونم همینجوری بذارم برم
،اونها میکشنت، آگی .اگه اینجا بمونی
.باید با آدریل صحبت کنم - .ایدهی احمقانهایه -
.میتونه کمکم کنه - .ارزش خودت رو زیادی بالا نگیر -
!اون بهم مدیونه
.اون قرار نیست قضیه رو اینطوری ببینه - .فقط کلیدهای ماشین رو بهم بده -
خانوم، میخواستید من رو ببینید؟
میدونی این چیه؟
واسه همین به جاهای طولانی سفر کردید .و پول زیادی خرج کردید
.و امیدوار بودم
.و حالا اون امید به جواب رسیده
.صدای اینها رو شنیدن
.بله، پول زیادی خرج کردم .و قراره بیشتر خرج کنم
.قراره همهشون رو گیر بیارم
دارید چی رو سر و هم میکنید؟
برنامهتون چیه؟ - .راهی که مادرانمون رو به خونه بیاریم -
و دورهی ترس از انسانها .به سر خواهد رسید
.ولی میدونید مادرانمون ما رو نمیخوان
.هرگز ما رو نمیخواستن
،دوباره بگی .گلوی تو رو هم میبُرم
.دنبال آگی میگردیم
دیدیش؟
،اگه نمیتونید رئیس خودتون رو پیدا کنید .پس مشکلاتی دارید
.مگه اینکه دیگه رئیستون نباشه
گفتیم شاید در لاتانت مخفی شده باشه
با اون جندهی ساکن جزر و مدی که .همه فکر میکردیم خواهرشه
!توی کسکش مراقب حرف زدنت باش
.اینجا رو ببینید، پسرها
.ظاهراً یه نفر روی کل مکتیر شق کرده
فکر میکردم شما ساکنین جزر و مد نتونین .با فاحشههای خودتون ارضا بشید
.سلاحها رو بیارید پایین
هر کاری میخواید .با آگی بکنید
...ولی اگه به کل دست بزنید
.تو میشی فاحشهای که آخرش میکنمش
.فقط سلاحها رو بیارید پایین
!بیاریدشون پایین .ما آگی رو میخوایم
آگی؟
آگ؟
.سلام، آگی هستم .میدونید چیکار کنید
.سلام
.منم
.وقتی این رو گوش دادی بهم زنگ بزن
.باید بدونم حالت خوبه
چه خبره؟
کسی مُرده؟
چرا اومدی اینجا، آگی؟ .دعوت نشدی
.خب، اوضاعم یکم ناگزیرانه است
یه نفر سعی داره به زور .خودش رو وارد کارمون بکنه
به قدری ناگزیر که بدون پولم اومدی؟
.اون یه خطر برای جفتمونه
.گریگوری استولین
اسمش رو شنیدی؟
.گریگوری استولین
پناهندهی صربستانی، در حین جنگ بوسنی ،از کشورش فرار کرد
به اینجا مهاجرت کرد و یه امپراتوری مواد ساخت
.که شده موفقترین تجارت در کشور
.بله، ازش شنیدم
میخوام بهم قول بدی .باهاش کار نمیکنی
چرا چنین قولی بدم؟
.من بهت وفادار بودم .پدرم بهت وفادار بود
،رازهاتون رو نگه داشتیم ...به حریم خصوصیتون احترام گذاشتیم
.به پول احترام گذاشتید
،اگه میخوای رابطهمون رو ادامه بدی
توصیه میکنم اوضاع رو درست کنی .و بدهیت رو تسویه کنی
استولین چطور؟
.باید بدونم میتونم بهت اعتماد کنم یا نه
.ازت خوشم میاد، آگی مکتیر
تموم کردن رابطهمون .باعث تأسف میشه
.پس پولم رو برام بیار
اینجا چیکار میکنی، دیلن؟
.به تو مربوط نیست، اَفسر
.باید به لاتانت برگرده - چرا؟ -
برای اون یا تو؟
،میدونم چه حسی بهش داری، ولی .اون یکی از شما نیست
.از بچگی کل رو میشناختم
.به اونجا تعلق نداره
.اون خاصه ،اگه برش گردونی
.عوض میشه .نمیخوام ببینم این اتفاق بیوفته
.فکر نکنم تو هم بخوای
.دست از سرش بردار
آگی؟
!کوری - .کل -
اینجا چه گوهی میخوری؟
آگی کجاست؟ - .آگی نیستش. اومدم دیدن تو -
گوش کن، رد پزشکی که کالبد شکافی .داربورو رو انجام داده رو زدم
.بهم گفت گزارش رو دستکاری کرده
وقتی آتیشسوزی رو به پا کردی .داربورو از قبل مُرده بوده
.گلوش رو بریده بودن یه جای زخم
.روی مهرههای گردنش بود
چی... مورداک خبر داشت؟
.مورداک کسی بوده که گفته دستکاریش کنه
.آتیشی که تو راه انداختی اون رو نکشته
برای این بود که حقیقت به قتل رسیدنش رو .مخفی کنه
.بهتون گفتم آگی اینجا نیست - .باید مطمئن میشدیم -
میدونم شما دو تا .چقدر به همدیگه نزدیک هستید
.نه اینکه حالا مهم باشه
،اگه دیدیش .عاقل باش
گریسون چی میخواست؟
.تو رو
کولتون کجاست؟
.ندیدمش - .نمیدونم -
.میخواستن من رو بکشن
باید چیکار کنم؟
.باید این رو زودتر بهت میدادم
.شاید کمکت کنه به استولین برسی
.گوشی زکـه
میدونستی، نه؟
از چی حرف میزنی؟ - .داربورو -
،وقتی آتیش رو راه انداختم قبلاً مُرده بود !و توی عوضی میدونستی
.البته که میدونستم
و فقط موقعیت خیلی خوبی بود که ردش کنی، درسته، مامان؟
که واسه همیشه از شرم خلاص بشی؟
فکر میکنی یه مادر چیکار میکنه، کل؟ .از خودش محافظت میکنه
!ده سال
!ده سال از عمرم رو ازم گرفتی - !کل، بسه -
.ده سال
میدونی باهام چیکار کرد؟
ده سال برای تو چیه؟ .صدها سال دیگه برات باقی مونده
اومدن؟
.آره
.قطعه
.صداشون زد
.در مورد قدرتش حق با من بود
.ولی باقیشون رو میخوام
.هرگز همهشون رو گیر نمیاری
.یه نفر هست .گریگوری استولین
.میخوام ببینمش .میخوام همه چیز رو ببینم
اون چیه؟
!توی هرزه
.عمداً اینکار رو کردی
مطمئنی خودش بود؟
.باشه
.خیلی ممنون، رفیق
.زود باهات حرف میزنم .باشه
.خدافظ
کار کی بوده؟
.فکر میکنیم کل مکتیر
زن تام کافی دیده دیشب باهمدیگه .از شهر خارج شدن
.داشتن به لاتانت میرفتن
.اون ساکنین جزر و مد کسکش - واسه همین گفتی بیام اینجا؟ -
.براش دعا میکنم
.به دعات نیاز ندارم
.فقط کارت رو میخوام
،قایقها رو داریم ،زیربنای کار
و تو تمام تأمینکنندههای .خارجی رو داری
فقط باید از شر ساکنین .جزر و مد خلاص بشیم
،برای اینکه اونکار رو انجام بدم
باید بیشتر در مورد اون .ساکنین جزر و مد بدونم
و لازمه چی رو بدونی؟
.همه چیز رو
.در موردت راست میگفتم
.واقعاً یه هیولا هستی
،از لحظهای که پت آوردت خونه
.میدونستم هرگز نمیتونم دوست داشته باشم .نه مثل اون
.بعد به خاطر تو بچهام رو از دست دادم
No comments yet. Be the first to leave one.