The first 200 lines.
...آنچه گذشت
بياين بچه ها کادوهاي بابا رو بهش بديم
من کادومُ دفعه بعدي که اومدم برات ميارم
وقت نداشتم برم مغازه
چيه؟ اونقدر سرت شلوغِ که وقت نکردي واسه برادر بزرگترت کادو بخري؟
بانک دوباره بابت وام زنگ زد
من و تو از پس اينم بر ميايم
مثلِ هميشه ، مگه نه؟
آره
کايل"؟"
کايل" منو ترک کرد" اصلا نمي دونم قراره برگرده يا نه
کايل" خيلي وقتِ رفته"
فکر کنم وقتشِ بي خيال اين خونه بشي
باباشون رفته نمي تونم خونه ـشون رو هم ازشون بگيرم
رايلي پارکس" هستم" پشت تلفن در مورد کار با هم حرف زديم
درسته ، دوست داري از کي شروع کني؟
"سلام "هنک
نمي خوام بي ادبي کنم ولي دخترايي که اينجا سرويس اضافي ندن
ازياد کارشون خوب پيش نميره
نود درصد کاراي ما قانوني ـه
من يه ليست از مشتري هايي که سرويس هاي اضافي مي خوانُ دارم
چي ميشه اگه يه چيزي بخوام که تو منوتون نباشه؟
حالا چي مي خواي؟
اون مشتري ـت يه پليس بود
...تو رو ميشناسم از اون اسپا
دفعه بعدي که ببينمت ممکنِ ديگه اينقدر باهات نرم نباشم
نمي دونم بدون تو بايد چيکار مي کردم
يعني کسي نمي تونه جاي برادرش رو بگيره؟
فکر نمي کردم تو اين کار تنها باشم
تو تنها نيستي
"خداي من ، "کايل
مي تونم حداقل يه کوچولو بيام و بچه ها رو ببينم؟
الان اوضاعمون چطوره؟
اوضاعمون خوبه
برگشتن "کايل" چيزي رو تغيير نميده
ازت مي خوام اسپا رو مديريت کني
، تو اون کشو پرونده ها
يه دفترچه کوچيک هست که اسم آدماي کله گنده اي توشِ
ليست مشتري ها؟
شنيدم تو دردسر افتادي
S!CAR!O & PAAD مهري و محمد رضا
تو دردسر افتادي؟
رايلي" تو دردسر افتادي؟"
منو ببخش
کايل" خيلي متأسفم"
چيه؟ چي شده؟
چه خبر شده؟
يه چيزي هست که بايد برات بگم
"رايلي"
بابت اين کار متأسفم
منم همين طور
کايل پارکس" شما بازداشتين"
دستاتونُ بيارين پشت
!بريم دستاتونُ بيارين پشت
خداحافظ
"کايل"
ممکنه عليه ـت در دادگاه استفاده بشه....
کايل" ، چه خبر شده؟" - اين حقُ داري که براي خودت وکيل بگيري -
کايل" تو مگه چيکار کردي؟" - اگه استطاعت مالي داشتن وکيل رو نداري -
وکيل از طرف دادگاه بهت معرفي ميشه
اونطوري که فکر مي کني نيست
اومدم که "کايل پارکس" رو ملاقات کنم
، برو اتاق انتظار
وقتش که برسه بهتون اطلاع ميديم
چه خونواده خوبي اونجا داري
مي دوني ، بهت قول ميدم اگه پدرشون بخاطر کاري دستگير شده بود
حتما مي خواي که بهشون بگي که پدرشون واسه چي دستگير شده ، درسته؟
درسته که پدرشون تو عکس هست
ولي خيلي ساله که ديگه با من نيست
خوش بحالت که داري تنهايي سر مي کني
شوهرِ منم ، مي دوني ، تقريبا ....يه سالي نبودش و
ببين ، بايد يه چيزي داشته باشم که به بچه هام بگم
قوانين ايالت تگزاس اين اجازه رو بهم نميده
که هيچ گونه اطلاعاتي رو قبل صادر شدن قرار و روند کاري فاش کنم
خوشحالم که مي شنوم بعضي از اين شوهرا بر مي گردم خونه
ممنونم
سلام مامان ، منم
عزيزم ، چي شده؟
اوضاع خوبه؟ - آره -
آره ، من...من خوبم
من الان کلانتري ـم
...بخاطرِ "کايل" ـه
فکر کنم تو دردسر افتاده
اون آدم چيزي به جز دردسر نيست اين دفعه چه غلطي کرده؟
حقيقتش ، نمي دونم بايد به چي فکر کنم
ببين ، ممکنه مجبور بشي فردا خودت بچه ها رو ببري مدرسه
حتما
و هر اتفاقي براي "کايل" افتاد
يادت نره هميشه چي بهت مي گفتم
مي دونم مامان
شوهرا مثلِ پنکيک ميمونن
هيچ اشکالي نداره که اوليشونُ بندازي دور
و خودم هم بايد بدونم که من سهم خودمو استفاده کردم
باشه خدافظ
"رايلي"
"رايلي"
سلام خوشگلِ خوابالو
ببين با خودم دونات آوُردم
منو ببخش حتما چُرتم گرفته بوده
از کيِ اينجايي؟
زياد نيست ، تازه رسيدم
مي دوني که اوضاع تو خونه چطوريه
"لينت" زنگ زده "ليسي" ليسي" به "ديل" گفته"
ديل" هم به من زنگ زد"
خواهشا بگو که همه اينا فقط يه سوء تفاهمي بيش نبوده
خودمم اميدوارم اينوطور باشه
برات دونات با مغز ژله اي گرفتم
خامه اي ، با يه شکر
و اگه قراره رو نيمکت اداره پليس خوابت ببره
بهتره بيشتر حواست به کيف پولت باشه
دفتر کار ممکنه گم بشه
مي دوني چيه؟
اون يه جور دفتر حسابِ
لازم نبود اين وقت شب بياي اينجا
دونات سيب و يه ليوان قهوه ولرم مي تونه بهونه خوبي جور کنه
تو اوضاعت روبراهه؟
حالا که تو اينجايي بهتره
...گوش کن
هر اتفاقي هم که براي "کايل" بيوفته
احساسات من تغييري نمي کنه
منم همين طور
خانومِ "پارکس"؟
خودمم
حالتون چطوره؟
من "هَل بِرکِت" هستم
وکيل تسخيريِ شوهرتون
پرونده شو گرفتم
"پارکس" ، "کوين"
کايل"ـه"
خيله خب ، اينم از اين
ممنونم
جرم : دزدي
...شوهرتون
مي تونيم ، جلوي اين آقا صحبت کنيم؟
آره ، اون برادرشه
...خيله خب ، همسر
گفته شده همسرتون از يه شرکتي که توش کار مي کرده
يه وانت پر سيم مسي دزديده
خب ، اين امکان نداره
"همون طور که گفتم اين حرف "گفته شده
خيله خب ، چرا يه نفر بايد سيم مسي بدزده؟
هميشه تو ساخت و سازايي که توشون بودم اتفاق ميوفته
، تو بازار سياه کلي قيمت دارن
ولي..برادر من؟
آره ، منظورم اينه اون خيلي کارا ازش برمياد
ولي اون...دزد نيست
، خب ، خبر خوب اينه که
مي دوني فقط يه اتهام ـه
...اگه همسرتون اقامه دعوي کنه
...در هر حال اون "مجرم" ـه
زياد براش نمي برن...يه چند سالي
شما که حتي هنوز باهاش حرف نزدين
منظورم اينه ، اگه گناه کار نباشه چي؟
ببينيد ، همون طور که گفتم
...براي "کوين" اوضاع خيلي راحت تره
"کايل"
کايل" ، درسته"
"خانوم "پارکس مسئله رو حل کردم ، مي تونين شوهرتونو ببينيد
ممنونم
مي خواي باهات بيام؟
نه ، مگه اينکه مغزِ خر خورده باشم که شما دو تا رو با هم روبرو کنم
ببين
"کايل"
بله خانوم
متأسفم
تو چرا اينجايي مامان بزرگ؟
آره ، ماماني کجاست؟
بايد يه سري کاراي ماماني رو مي کرد ولي زودي بر ميگرده
نگران نباشين عزيزم
ولي ماماني گفت بهم کمک مي کنه
تا واسه نمايشگاه علوم آماده بشم
من بهت کمک مي کنم آماده بشي
من سراپا در خدمتم
حالا ، برو عزيزم برو کارنامه ـتو بيار
بابايي امشب مياد نمايشگاه علوم؟
بايد ببينيم چي ميشه
کايل" ، بدون دونستن حقيقت" نمي تونم کمکي بهت بکنم
فقط...بگو چيکار کردي؟
يا حقيقتُ بگو يا که من پاشم برم
...ببين ، من وقتي ترک کردم
من نمي تونستم با دستاي خالي برگردم پيش تو و بچه ها
بچه ها فقط مي خواستن ببيننت پول اصلا براشون مهم نيست
آره ، ولي واسه من مهمه
رفاه برام مهمه
مرد بودن برام مهمه
پس دزدي کردي - از آدماي کلاه بردار -
اون شرکتُ چند تا دزد مي گردونن
...و تو فرق مي کني چون
خب ، فکر کنم فرقي باهاشون ندارم
ببين ، مي دونم کارِ بدي کردم
خيله خب ، ولي اون پول واسه تو و بچه ها بود
بي خيال ، مگه تا حالا تو عمرت يه کار بد رو بخاطر يه دليل خوب انجام ندادي؟
حالا من يه فکري واسه خلاص شدن از اوضاع مي کنم
ولي ازت مي خوام يه کاري در حقم بکني
ازم دست نکش
"من هيچ وقت ازت دست نکشيدم ، "کايل
تو از ما دست کشيدي
مي دونم مامان
ميام اونجا
فقط بچه ها رو برسون مدرسه ، باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.