The first 200 lines.
" و عشق مي بايست آغاز ميشد "
" و عشق مي بايست آغاز ميشد "
" از راه چشمان وارد ميشه و " " به دل ميشينه "
" تو دل ميشينه و خوابت رو ميدزده "
" من تمام تلاشمو براي مراقبت از دلم کردم "
" ولي مقرر شده بود که يه روز قلبم رو از دست بدم "
" و عشق مي بايست آغاز ميشد "
" و عشق مي بايست آغاز ميشد "
" مي بايست آغاز ميشد "
" مي بايست آغاز ميشد "
...قربان، براي ترفيع من
.واقعا مهماني باشکوهي گرفتيد
من خيلي برات خوشحالم، راهول ..ولي از اين که سانجانا رو با خودت نميبري هند
.اصلا خوشحال نشدم
قربان، من با يه تور رسمي ميرم هند
اگه سانجانا با من بياد ميخواد چيکار کنه اونجا؟
هند رو ميگرده ديگه ميدوني که راهول، اون عاشق هندوستانه
سانجانا از پرواز ميترسه
پرواز رو فراموش کن اون حتي نميتونه رو زمين درست راه بره
!اي واي سانجانا
بريم؟
چرا اينطوري نگام ميکنيد، قربان؟ !پيش مياد ديگه
!خوردم به پاي ديمپل
سانجانا، فراموشش کن بيا اينجا
سانجانا، من هم ديگه الان با راهول موافقم
اگه نري هند بهتره
!نه، سانجانا
سانجانا، گريه نکن ..درست نيست جلو بقيه
.گريه کني
سانجانا، بچه بازي در نيار
اوکي، بگو ببينم ميتوني با هواپيما سفر کني؟
سانجانا، تو دوبار از فرودگاه برگشتي، بر نگشتي؟
پس چرا اينقدر کلهشقي؟
از وقتي نامزد کرديم از راهول دور نشدم
ولي سانجانا
راهول خواهش ميکنم اگه دستمو بگيري ديگه نميترسم
ولي سانجانا راهول تو که ميدوني بي من شاد نيستي -
..آره سانجانا،ولي
راهول، قبل از اين که خفت کنه با خودت ببرش
با خودت ببرش
زيباست، ولي براي چي اين خونه رو به من نشون ميدي؟
براي اين که ميخوام بخرمش
سانجانا، خيالپردازي عادت خوبي نيست ها
ميدونم راهول، خونه خريدن تو چنين کشور گروني عين يه روياست
و زندگي کردن تو اين خونه بعد از ازدواج هم يه روياي ديگه
ولي دخترايي عين من که نه پدر و مادر دارن و نه همخوني
بايد کاري کنند که روياهاشون به حقيقت مبدل بشه
ميدوني... من تو سه سال گذشته نصف حقوقم رو پسانداز ميکردم
و 142 هزار فرانک جمع کردم
کجايي؟ واقعا سوپرايز شدم -
دوستت دارم سانجو همينطور -
...آماده پرواز هستيم
ترسيدي؟ نه، اصلا -
نميخواي بري هند؟ آره.. ميخوام برم -
سانجانا، اينقدر احمق نباش خواهش ميکنم
هند خيلي خوبه
رفتن به هند خيلي بده
مسافرت با قطار به هند خيلي عاليه
سفر با هواپيما بده خيلي بده خيلي بده
!سانجانا، صبر کن به حرفم گوش کن سانجانا
خانم، چيکار ميکنيد؟ صبر کن
!در رو باز کن
اين هواپيما الان ديگه نميتونه توقف کنه
!!!!اين الان بايد ترمز کنه
!!!خب باشه باشه باشه
سانجانا، چند بار گفتم سفر با هواپيما برات خيلي سخته
...بگيرش، پرواز کردن در ارتفاع 20/40.000 پايي
اونم بدون پشتيباني درست حسابي .شوخي نيست
سانجانا، واقعيتش رو بگم من بيشتر از تو مضطربم
!آره
حالت چطوره؟ سالم رسيدي؟
من خوبم ولي دلم براتون تنگ شده
کاش اينجا بودي کُلي خوش ميگذرونديم
منم دلم برات خيلي تنگ شده، راهول
تو همش 1 روزه که نيستي
!من حس ميکنم يه هفته شده
ـ15 روز ديگه رو چجوري بگذرونم؟
مراقب باش غذاتو سر وقت بخور
و فراموش نکن که بهم زنگ بزني
باشه، من هر روز بهت زنگ ميزنم
چرا اينطوري نگاهم ميکنيد، قربان؟
!چقدر راهول رو دوست داري تو
قربان، شما ميدونيد که من جز اون کسي رو تو اين دنيا ندارم
وقتي که نيستش به همه چيز بيميل ميشم
چيکار کردي؟ اونا اسناد مهمي بودن
اونا مهم هستند، چيکار ميکني؟ لطفا از اينجا برو
برو، من مراقب همهچيز هستم
موضوع چيه، سانجانا !امروز خيلي خوشحالي
آره، امروز قرارداد خونهام رو امضا کردم
فردا بايد برم و مساعده بدم
اينو به راهول گفتي؟
چهار روز زنگ نزده !که اينو بهش بگم
نگران شدم چرا هنوز زنگ نزده؟
فکر کنم خودشه
راهول، کجايي؟ من اينجام، سانجو -
ولي اينجا يه اتفاقي افتاده
الو، اونجايي؟ آره راهول -
ديمپل، لطفا تلوزيون رو خاموش کن
آره، من اينجا خيلي خوشحالم
اونقدر خوشحالم که فکر کنم سرنوشت براي اينجوري رقم زده
سرنوشت ، چيو برات رقم زده؟
آشنايي با نيشا
سانجو، اون يه دختر نيست يک جادوء
اون مسحورکنندهست
تو ملاقات اول منو مبهوت کرد
منو ديوونه کرده
من برنميگردم
نميتونم ترکش کنم، سانجو
سوءتعبير نشه
اينقدري که عاشق نيشا شدم هرگز همونقدر عاشق تو نشده بودم
من عاشقم، سانجو
خب، ميخواي بري هند؟ بله، قربان -
سانجو، ميدوني... من هميشه تورو عين دخترم فرض ميکردم
ميتونم يه نصيحتي بهت بکنم؟ راهول رو فراموش کن
اوکي، بگو چجوري ميخواي بري هند؟
قطار از اينجا نميره هند
چارهي ديگهاي ندارم
جز اين که تو مسيري پا بذارم که هرگز نذاشتم
ولي بيخيالش، براي برگردوندن راهول هر کاري ميکنم
حتي با هواپيما سفر ميکنم
خدافظ
خدايا، بذار اين دختر معصوم عشقش رو پيدا کنه
و بهش جرأت بده که بتونه سوار هواپيما بشه
..تو همون دختري نيستي که
مارو مجبور کردي هواپيما رو روي باند نگه داريم؟
من؟ آره -
بايد بهم يه صندلي بديد
من يه صندلي نزديک محل سيگار کشيدن ميخواستم چرا اونجا بهم صندلي ندادين؟
قربان، لطفا بشينيد رو صندليتون
تقصيره تو شد که صندلي نزديک محل سيگار کشيدن بهم ندادن
چرا منو ميزني؟
هندوستان خيلي خوبه
ولي هندوستانيها خيلي بدن
راهول من خيلي خوبن
دوست دخترش خيلي بده
درواقع، من براي اولين باره که با هواپيما مسافرت ميکنم
فکر ميکني اين هواپيما سقوط ميکنه و همه ما ميميريم؟
اگه چنين اتفاقي بخواد بيوفته ديگه هيچ هواپيمايي تو دنيا نميتونه پرواز کنه
اين چيه؟
چجور آدمي هستي که يه آدم وحشت زده رو بدتر ميترسوني؟
!من همينم
و اگه کسي خيلي از هواپيما ميترسه، چرا سوار ميشه؟
از رو علاقه اينجا نيستم
من مجبورم
يه دختره نامزد منو تور کرده
من دارم ميرم هند که برش گردونم
...فکر نکنم بتونم
پرواز بايد انجام بشه
ميشه لطفا اينقدر بهم زول نزني؟ نه -
داشتم فکر ميکردم که قيافه خوبي داري
درواقع تو زيادي خوشگلي
پس براي چي نامزدت ولت کرده؟
اون منو ول نکرده ..اون دختره هندي
هند عاليه ولي هندوستانيها
عين دوست دختر راهول هستن
اين که نامزدت ولت کرده دليل ديگهاي نداره ؟
دليل ديگهاي؟ ..منظورم مسائل قبل ازدواجه -
فکر کردي کي هستي؟ من شبيه اونجور دخترام؟
درسته که ما نامزد کرده بوديم
ولي من هرگز نذاشتم بهم نزديک بشه
آره چي، آره ؟ -
حالا فهميدم چي رو فهميدي ؟ -
ميدونم چجور دختري هستي
چجوريام؟
..تو فقط !به من دست نزن-
بهت دست نميزنم ميخوام شيرفهمت کنم
تو لباساي مدرن ميپوشي
!ولي افکار سنتي داري
چي! من سنتيام؟
پس چي؟ تو با راهول نامزد بودي، نبودي؟
آره، خب؟ - نامزد ديگه؟ - خب؟ -
اونوقت نذاشتي بهت نزديک شه؟ که چي؟ -
هيچي، اونم يه انسانه انتظار داري چيکار کنه؟
اشتباه اون نيست بلکه تقصيره توء
و دختراي عين تو شايسته همينند
دارم بهت ميگم، برگرد نميتوني پيداش کني، برگرد
تو نه منو ميشناسي نه راهول رو !اونوقت در مورد ما مزخرف ميگي
!ما اينيم
درضمن، منظره خيلي زيباست
هي! هواپيما پرواز کرد
تو يه چيزي رو مخفي ميکني نه -
اون يه چيزي داره چي بود، بمب يا تفنگ؟-
اون شبيه تروريسته
: جديدترين اخبار باليوود Facebook / BollywoodyHa
واي شيکار، تو به يه دليل ديگه اومدي پاريس
ولي کار ديگهاي کردي !آفرين
..گوش کن، تو اون حرفا رو ميزدي که
نميخواستي که موقع پرواز وحشت کنم؟
يا جدي بودي؟ تو چه فکري ميکني؟ -
!فکر کنم، ميخواستي حواسم رو پرت کني
اوکي، ميتوني اينطور فکر کني
تو يه نمه عجيب نيستي؟ !ما اينيم -
ضمنا، به نظر مياد خيلي راهول رو دوست داري
نه بابا ؟ از کجا ميدوني ؟
با وجود ترسي که از پرواز داري داري ميري ديدن راهول
به اين "عشق" نميگن؟
شايد اين چيزي که بهش ميگن عشق
تاحالا عاشق کسي شدي؟
من عاشق مادرمم، خفن
در مورد مادرت حرف نميزنم
No comments yet. Be the first to leave one.