The first 200 lines.
...آنچه در"جنگ ارواح"گذشت
دکتر جونزه
!خدا لعنتت کنه،وال، تو توی خطری
سوفیا از اون چیزا اومده بود بیرون
این ارواح توسط خدا برای زندگی پس از مرگ پذیرفته شدن
مطمئنی اینا پائولو، سوفیا و پدر دن هستن؟
یه نفر باید به کلارا بگه
قراره بچه دار بشم
نگرانیم اینه که این بچه نرمال نباشه
میدونی چند وقته اینو میخواستم؟
اونا از بدن ما استفاده میکنن، وال
داری بهمون میگی که دخترمون انسان نیست؟
دارم بهتون میگم اون چیز دختر شما نیست
یه تفاوتهایی وجود داره
« جـــنـگ ارواح »
تو کار خودتو بکن
سلام، خرگوشک
تمشک آوردم
چه نوع تمشکی؟
تمشک زغال اخته
مامان وال کجاس؟
توی اُتاق اَبیگله
وال؟
هی، وال؟
وال؟
!نه
!نه، نه، نه، نه، نه، نه! نه
اون بطری که درموردش بهت گفتم یادته؟
خُب، ایناهاش
اُوه، یا پیغمبر، عالیه
نمیتونی پنج دقیقه کوفتی هم بهمون مهلت بدی؟
ارواح لعنتی
با خودت چی فکر میکردی؟
میخواستی چکار کنم، مار؟ اون گرسنه بود
ما نمیدونیم این کار چه بلایی سرت میاورد
اون هنوزم دختر کوچیکمونه
ما نمیدونم اون چه مرضی رو داره باخودش یدک میکِشِه
شما بچها دارید درمورد اَبیگل صحبت میکنید؟
نه - آره -
اون میخواد باهاتون صحبت کنه
باشه
شروع کن، اَبی
دیگه نمیخوام بدنم به مامان وال صدمهای بزنه
اَبیگل؟
دیگه نمیخوام بدنم به مامان وال صدمهای بزنه
عزیزم، چی داری میگی؟
اگه نمیتونم بدنم رو پس بگیرم
نمیخوام کس دیگهای هم ازش استفاده کنه
میتونیم دوباره با ایزابل صحبت کنیم؟
عزیزم، میدونی منظور خواهرت چی بود؟
البته
میتونم صداشو بشنوم
باشه، ببین
ببین چی میگم
اگه بزاریم بدن اَبیگل بمیره
اون تا اَبد توی بدن تو گیر میاُفته
و ما اینطور نمیتونیم
مشکلی نیست. اون جاش با من امنه
راندین، ممکنه باهام برقصی؟
آره، میشه
توو این جهنم چه خبره؟
پارتی آخرالزمان رو گرفتیم
وووهاها
خُب، که چی؟
همینطور تسلیم میشید؟
خُب، یه خبری برات دارم، رانی
اونا قراره همه ما رو بُکُشن بدون در نظر گرفتن اینکه چکار میکنیم
هممون قراره بمیریم
پس الان ممکنه وقت خوبی واسه جشن باشه
!پارتی بی ریا
خاطرات کارلا شایسته بیشتر از ایناس
که بوسیله شما دلغکها خراب بشه
شما دنبال یه راه خروج واسه ترستون هستید؟
پس جای دیگه رو پیدا کنید
!گفتم یه جای دیگه پیدا کنید
وایسید
وایسید
تو نمیتونی بهمون بگی چکار کنیم، داگ
این بار تو نیست
این بار تو هم نیست
جدی؟ اینطور فکر میکنی؟
پس بسم الله
این چیزیه که خودمم فکرشو میکردم
اگه شماها دنبال بهشت امن میگردید
قدمتون روی چشم
و اگه دنبال دردسر میگردید
گورتونو گم کنید بیرون
الـان
لعنت بهش
بزنید بریم خونهی من
گایدمت، داگ
بریم
درست وسط آزمایشم بودم
داشتی با زبون خودت خودتو خفه میکردی - همه چیز تحت کنترلم بود -
اُوه
وایساده بودم اگه کار نکرد تصحیحش کنم
شتابدهنده ذرات آنلاین شد
بلاخره - یه مشکلی داریم -
آه، اِدوارد، درمورد اومدن پیشم چی بهت گفتم
بجای راه حل با مشکلات میایی؟
نیومدم
دقیقاً
ما با هر متغیری که دم دستمون بود شبیه سازی رو اجرا کردیم
ارزیابیهای اولیه دکتر بارکر درست بودن
مواد لازم واسه ایجاد نتیجه مطلوب وجود نداره
کی سرپرست بخش علوم مواد هست؟ - هولدوی -
قبلاً باهاش صحبت کردم
اون پای ارزیابی اصلی تیمش ایستاده
اونا قادر به سرهم کردن شهاب سنگ نیستن
چونکه اونا قادر به شناسایی ترکیب اصلی اون نیستن
پس ما به بقیه شهاب سنگ هم نیاز داریم
آره، اگه برات ارزش داره، من خیلی متأسفم
این یه مکعب حدود 16اینج مربع هست
اُوه، واو، آشناس - بگو -
وقتی توی حالت کُما بودم، لاندیس
جعبهای که رومن توصیفش میکنه رو دیدم
آه، یه نشونهای روشه
و به نظراین گوشش آسیب دیده؟
تو گفتی که دافنی اون تیکشو داره؟
آره، آه، وقتی که لمسش کردم توی شتابدهنده بود
به نظر تغییر شکل داده
تغییر شکل نداده این یه شیء کوانتومی هست
همونطوری که همزمان نور به عنوان
ذره و موج وجود داره
اینم در اصل اساسش همونه
واو، وقتی دم از اینا میزنی زانوهام میلرزه
...من نمیتونم - فقط یه سوال -
چرا...چرا من میتونم تفاوت رو ببینم؟
چونکه فکر میکنم شما بهم متصلید - به این؟ -
تو فکر میکنی من....من همزمان توی دو سطح مختلف وجود دارم؟
تو قوه ادراک پیشرفتهای داری
درسته - و یه اثر انرژی منحصر به فرد -
...درسته، چونکه من...من ...وقتی تو منو کُشتی
خودت کاری کردی برق بگیرت
نه، نه، وارد جزئیات نشو - خودت اینکارو کردی -
مطمئن نیستم کرده باشم
وقتی مُردم تو متفاوت به نظر میومدی
...خُب، چرا من نمیبینم - تو شبیه...ووووووو -
شاید یه نوع تقویت کنندهای؟ - شاید؟ بیخیال، لاندیس -
ما الان نیاز به جوابهای خاصی داریم
و اگه من به آزمایشگام دسترسی میداشتم
میتونستم اثرات رو اندازه گیری کنم
باشه، خیله خُب - خیله خُب، خیله خُب -
ما باید اینو بدیم به دافنی - وایسا، چی؟ -
آره - چرا باید این کارو بکنیم؟ -
چونکه من فکر میکنم این کلید زندگی پس از مرگه
نورم
تو خوبی؟
اُوه، آره، وینستون
من فوق العادهم
یه روز دیگه توی بهشت
میفهمم منظورت چیه
اینجا داره به لجن کشیده میشه
داگ رانی تصمیم گرفته واسه بار تصمیم بگیره
اُوه، گرفته، اون گرفته؟ - آره -
یه گروه کوچیک از مردم در حال گرفتن
تصمیمات زیادی هستن که همه ما رو تحت تأثیر قرار میده
...و من باید بگم
یکم از این موضوع خسته شدم
آره
خُب، تو تنها کسی نیستی که خسته شدی
فکر کنم وقتش رسیده که شهرمون رو پس بگیریم
تو خدا لعنت کرده داری راس میگی
تو باقی شهابسنگ رو داری؟
دارمش
و فکر کنم یه شبه نظرت راجب علم مثبت شده
یه سریا هم مثل تو باید بهش برسن
باشه، کجاس؟
وایسا
قبل از اینکه بهت بدمش شرایطی دارم
مثلاً؟
ما میخوایم بدونیم این چیه
منظورت از "ما" دکتر بارکر هست؟
نه، "ما" منظورم مایم
بهت که گفتم، یه شهابسنگه
اون یه شهابسنگ نیست
من شهابسنگ دیدم
این چیزا با یه نشونههایی کد گذاری شدن
که ما قادر به رمزگشاییشون نیستیم
تو فکر میکنی این یه زبونه؟
تو فکر میکنی فرا زمینی یا یه همچین چیزیه؟
رومن، داریم وقتو تلف میکنیم - من که وقت دارم -
امکانش هست
من معتقدم که این دو بُعدی هست
این کل چیزیه که ما میدونیم
باشه
قبل از اینکه اون اثرو بهت بدم
باید کمک کنی که یه راهی پیدا کنیم که چطور این
مردم جزیره رو ببریم بیرون همونطور که قول دادی
چطور میتونی اطمینان پیدا کنی که بله بگم و
بعدش دستور ادامه کارمو ندم؟
من دکتر بارکر و دارم که روت نظارت میکنه
مطمئنی میخوای روش حساب باز کنی؟
لاندیس بارکر دلیل این بهم ریختگیها در وهله اول بود
وایسا، تو این اثر رو میخوای یا نه؟
البته که این اثرو میخوام
پس دست به هرکاری میزنی تا اینو بدست بیاری؟
ارزیابی عادلانهای بود
پس میزاری دکتر بارکر بهت نظارت کنه؟
شطرنج بازی کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.