The first 200 lines.
کی اینجا زندگی می کنه؟- .یه زوج-
.من نمی تونم کسی رو ببینم- .اونا بیرون نمی رن-
اولین بارته میای ونیز؟- .نه نه-
,وقتی بچه بودم .یه تابستون رو اونجا گذروندم
.شهر معرکه ایه- .ونیز ونیزه-
.آنتا- .بله خانم-
..از کیف آقای تینو مراقبت کن
.کیف شما- .ولی سبکه-
.نه, بدش به من
سفر خوبیه؟- .بله, ممنون-
.تو باید خسته باشی- .نه-
.تو چقدر تغییر کردی .حالا یه مرد جوون خوبی
پدر مادرت چطورن؟- .سلام می رسونن-
.این اتاق شماست می خواید دستتون رو بشورید؟
.قطارها خیلی کثیفن- .کتتون رو بدید به من , آقا-
.من تو اتاق نهار خوریم- .خیلی خب-
! پنجره ی لعنتی .هیچوقت بسته نمی مونه
.لاتین, نه.ریاضی, غیر ممکنه .نقشه های بابا برام جالب نیست
.حتی مامان هم گفت
".نقاشی رو امتحان کن.تو استثنایی هستی"
استثنایی هستی؟
خب, وقتی بچه بودم بخاطر نقاشیام .از تارزان تحسین می شدم
.نه- .بیشتر هم دارم بگم-
...چه آرزویی
ممکنه تمومش کنم؟- .آره, انقدر رسمی نباش-
!اوه سرم
.همیشه این موقع
تو اون یکی اتاق بهم ملحق شو .وقتی آماده شدی
.تینو, بیا اینجا
.من دور و بر رو بهت نشون می دم
.این محل مطالعه ی عمو اه
.همیشه بیرون غذا می خوره
,اون مهمون های مهمی رو ملاقات می کنه .بعضی هاشون از خارج از کشورن
اون چی کاره ست؟- .مهندس شرکت گازه-
.موقعیت مهمیه
من بعد از این همه مدت .تشخیص نمی دمش
خودشه؟- .نه. پدرشه, آقای استولز-
.یه مرد عجیب و غریب
وقتی ایتالیایی ها ونیز رو گرفتن .اون به وین نقل مکان کرد
اون گفت : "من می خوام هوای امپراطوری رو .تنفس کنم..."
.پس شما اونجا با هم ملاقات کردید- .نه. ما تو ونیز ملاقات کردیم
.اون اونجا می خوابه
بیا قسمت های متروکه ی .خونه رو ببینیم
این خونه برای قرن هاست که .تو خانواده ی ماست
ما فقط یه بخش کوچیکیش رو .ترمیم کردیم
.این روزا همه چیز خیلی هزینه بره
.ما منتظر روزهای بهتریم
.این اون نمایشه بود
.به این زوال نگاه کن
.چقدر وحشتناکه
...وقتی بچه بودم اینجا می خوندم .و می رقصیدم
.بیا
.مراقب پله ها باش
این راه به کجا می رسه؟- .به یه اتاقی که درش قفله-
.هیچوقت نرو اون بالا .پله ها پوسیده
فهمیدی, تینو؟
.بیا.بریم
.این اتاق منه
.اون دیر میاد خونه
.من خوابم سبکه .بخاطر اعصابمه
.برو تو تخت.باید خسته باشی
.ممنون و شب بخیر
من از شما ممنونم که جوونیتون رو به .این خونه آوردید
.خداحافظ
میتونی راه رو پیدا کنی؟- .بله عمه جون-
.من نمی تونم اتاقمو پیدا کنم- .دقیقن جلوته-
.ممنون .شب بخیر
.صبح بخیر , پسر
.دیره, تقریبن 7- .صبح بخیر عمو-
فقط دعای صبحگاهیتو بخون .اگر می خوای
.من یه جور دیگه نگاه می کنم
می دونی چقدر خوابیدی؟ .نه ساعت
...افلاطون گفته
"تو هر کدوم ما یه هیولاست .که وقتی خوابیم ازمون بیرون میاد"
پس قانون اول اینه که : کم بخواب. .من چقدر می خوابم؟ تو یه شب 3 ساعت
اینجا چیزی که برای شستن خودت نیاز .داری هست
,لمس چیزهای قدیمی .من چیزهای ساده رو دوست دارم
آب سرد و ورزش .برات خوبه
.من هر روز صبح اینکارو می کنم .لخت کنار پنجره
.تو هم همینکارو بکن
ما 35 دقیقه وقت داریم که به مدرسه ی .پروفسور ساتین برسیم
.اون یه نقاش فقیره .و یه معلم نا امید
ولی می تونه کمک کنه.قایق .آماده ست.و همینطور صبحانه
.تو می تونی صبحانه رو شروع کنی .من هم فورا میام
.عجله کن
.چیزی که می بینی پنجره های زندان هستن
قاضی فالیرو و ...فورنارتوی ونیز
به زندان افتاد و بعد اونجا اعدام شد
...اون خونه ی سیمتاست اولین قاتل .واقعی بعد از جنگ
معشوقش تیکه تیکه ش کرد و تیکه هاش رو .توی کانال پرت کرد
.ونیزتون, یکم کثیفه
: بله, یه کمدین گفته
"وینز یه زن پیره با .تنفس وخیم"
یه روح که شب ها حرف می زنه .توی این قصر زندگی می کنه
اون کلمات عجیبی به یه .زبون ناشناس می گه
! برخی جانوران
.این نسبتن کوته فکریه .تعجب می کنم اگر با استعداد باشه
.به زودی می بینیم
حقیقتش, کی دیگه این روزا به استعداد نیاز داره؟ .خداحافظ
.نگاهشون کن .این باقی مونده ی یه ارتش از هم پاشیده ست
آواره ی بی وطن و بی شکوه
,همه ی ابشالوم (فرزند داوود پیامبر انجیل) های سرکش .قربانی موهاشون
تو دیوونه ای؟- .شوخی می کردم-
.ولی اونا گم شدن
با توجه و درک زیادی .تباه شدن
.خب, پیش برو- .خداحافظ عمو
از اونجایی که بعضی از شما ...اینجا جدید هستید
.بقیه تون شاگرد های قدیمی هستید
چند تا حرف با کسایی که جدید .هستن دارم
.بقیه هم آزادن که گوش بدن
.این سومین بار می شه- .بار های بیشتر دیگه ای خواهد بود-
, طراحی یه نقاشی خوب رو می سازه .من بهتون می گم, نه رنگ
اگر فکر می کنید که رنگ می تونه , یه طراحی بد رو پنهان بکنه
.اشتباه فاحشی می کنید
چون طراحی زیرین همیشه ...خودش رو نشون می ده
مثل سینه های یه دختر زیبا .زیر پیرهنش
لوسیا رسیده؟ !لوسیا
.من اینجام. من فرابرم رو از دست دادم با گاندولای موتوری اومدم (نوعی قایق در ونیز)
به همین خاطر دیر اومدی؟
.گاندولا بنزین تموم کرد
تو واقعن تو گفتن افسانه .استثنایی هستی
این خط زیبا از شونه ها ...تا باسن
سعی کنید بکشیدش .فقط با یک حرکت
.فقط با یک حرکت
, و اینجا .زیادی سایه نزنید
.طرحتون بدتر می شه
این اولین بارته که توی یه کلاس نود شرکت می کنی؟
.نه, بارها بودم
.این اولین بارمه
, اگر تو خیلی تجربه داری , بهم بگو
...این مدل های نود واقعن فاحشه های کوچیکن؟
چی داری می گی؟ .مدل شدن یه کار جدیه
کمی قهوه ی داغ برای .این بچه های خوب
لوسیا, می تونی کمکم کنی؟
.قهوه اینجاسنت .دقیقن چیزی که نیاز داشتم
.ممنون
شکر؟- ...دو تا...سه تا-
دو یا سه؟- .سه-
اینجا جدیدی؟- .بله, روز اولمه-
یک یا دو؟- .دو-
.یک
داری پازل کلمات می خونی؟- .بله-
.جالبه .خیلی خوبه
.من حلشون نمی کنم ..ولی همچنان مجذوبم می کنن
یه پیوندیه بین ...چیزهای گوناگون
...یه پادشاه, یه مزرعه و دو تا گاو نر
...یه ماهیگیر داره تورش رو می ندازه
...یه دختر قد بلند کنار یه قبر
و همه ی کلمات رمز آمیز ...اینجا و اونجا
...الف,ک,م,ر
...شعر
...سورئالیسم
یه زمان هایی فکر می کنم که دوست دارم .توی پازل کلمات زندگی کنم
اینطور نیست؟ آیا همه مون توی پازل کلمات زندگی نمی کنیم؟
عزیزم, تو کل روز داخلشی
قبل از به بستر رفتن .با آنتا به گردش برو
.من می تونم باهات بیام اگر دوست داری- ...نه-
.من می خوام کتابخونه م رو بهت نشون بدم
.حق با تو اه .یه گردش می تونه برام خوب باشه
می بینی؟ ایده ی بیرون رفتن .همین الانش هم حالش رو بهتر کرد
متوجه نشدی؟- چی رو؟-
.که هر زنی یه بوی مخصوص داره
مرد و زن, ما همه مون بوی .شخصی خودمون رو داریم
درسته.ولی زن ها .بوی سبزیجات می دن
...اسنریندبرگ
, استرینبرگ گفته .زن ها بوی کرفس می دن
.من جلوتر می رم
, بعضی هاشون بوی کرفس می دن ...بقیه, بوی رزماری
...تربچه, کنگرفرنگی, کلم
چون, بین همه ی موجودات , زنده
زن ها از همه بیشتر به .ویژگی های سبزیجات نزدیک هستن
اینطور فکر نمی کنی؟- .نه.ادامه بده-
من واقعن فکر می کنم که تحول بین ...حیوانات و سبزیجات
.توسط زن ها نمایش داده می شه
زن ها این دو تا رو .به هم پیوند می دن
, جفتتون به امید دیدار .من می رم به پیاده روی سالمم برسم
می تونی بوش کنی؟ .بوی خوش و نرم کرفس
ببخشید؟- .هیچی, عزیزم-
اینجوری می ری بیرون؟
.لباس هام پوشیده ست.سرد نیست
فکر می کنم بیرون یه مه .سبک هست
.این علامت رطوبته ...من نمی دونم که تو باید
.گفتم نه .تو دیشب خیلی سرفه کردی
.شاید یه کم- .نه, عزیزم.خیلی-
.می خوای دردسر درست کنی
.حق با تو اه
.بهتره خونه بمونی
.من یه چیزی برات می خونم
گوش کن, می دونی چی اینجاست تینو؟
.همه ی شعر های هولدر لین
این یه دونه قشنگشه .مال دوره ی اسکیزوفرنیش
وقتی اون فکر می کرد که .اسکاردانلی پینه دوزه
.من از لذت های زندگی بهره مند می شدم
.لدت جوانی خیلی وقته که رفته
اپریل, می و ژوئن رفتن ...و
.الان من هیچی نیستم
.زندگی جذابیتش رو از دست داده
.تو آلمان به نظر بهتر میاد
تو آلمان به نظر بهتر نمیاد, عزیزم؟
چی کار می کنی؟- ! هیچی-
No comments yet. Be the first to leave one.