The first 200 lines.
« ترجمه از ارمـیـا، آرمـان، مـصطفی، رضـا » .:. DeathStroke, ElSHEN, Arman333, SiGMA .:.
!هی! سلام
وای، نگاهش کن
مثل همیشه خوشگله
!هیجانانگیزه
کلکسیون توپهای بولینگت رو داخل این گذاشتی؟
وای خدا! انگار حالش خوبه
کی رو دوست دارم؟ کی رو دوست دارم؟ میدونی که دوستت دارم
آره، منم دوستت دارم، مامان
سال آخر دانشگاه. این دیگه مهمه
،همهی سالها مهمن ولی این سالیه که
.تو رو به موفقیت میرسونه همیشه چی بهت میگم؟
از پسش برمیام - از پسش برمیای -
میدونین واسه چی دلم تنگ نمیشه؟ پرداخت سالی 28 هزار دلار پول شهریه
!بابا
بهش گوش نکن
دوست داره همیشه خسیسبازی دربیاره
اینجا رو خیلی دوست دارم
.از اینکه به دانشگاهی که مدرکمون رو گرفتیم برگشتم، خوشحالم درست نمیگم، عزیزم؟
.خب، به طور فنی من مدرکم رو اینجا گرفتم تو فارغالتحصیل نشدی
عاشق این کارهاشه
ای وای، آبغورهگیری شروع شد
!مامان - اصلاً میدونی چیه؟ -
.فکر کنم فقط یکم پنیری چیزی لازم دارم یکم گرسنهام شده
.خیلی خب، عالیه خیابونها ترافیکه
خیلی خب. دیگه همدیگه رو ول میکنیم
تو یه دختر جوون استثنایی هستی
و عشق من به تو خیلی خیلی زیاده
چی؟ من فقط 22 دقیقه با خونه فاصله داره
همین 22 دقیقه واسه من خیلی دوره
.تو ایتالیا کلی بهتون خوش بگذره، بچهها مطمئنم عالی میشه
خداحافظ! به ایتالیایی گفتم
خوش بگذره - ممنون -
.قبض خریدهات رو نگه دار شوخی کردم، ولی نگهشون دار
باشه
اینو ببند
باشه. وای
خداحافظ، عزیزم
!خداحافظ
.هردومون روان حرف میزنی دارم میام دیگه، دن
بوق به خودت، آقا
یکی میخواد تو ماشین منو تنها گیر بیاره
وای. چهار هفته تو ایتالیا؟
آمادهای؟ من که آمادهام
من همیشه از گشتن همین دور و اطراف خوشم میومد
ولی فکر کنم آمادهام با آقام تو ایتالیا قایقسواری کنیم
!وایسا، وایسا، وایسا
میخوام دخترمون رو ببینم که میره داخل
!اوه، نگاهش کن
طلاق میخوام
چی؟ - طلاق میخوام -
وای، با صدای بلند گفتنش چه حس خوبی داره
میخوام باهات کاملاً صریح باشم، دیانا
من عاشق کس دیگهای هستم
عاشق کی هستی؟
مارسی
مارسی استرونگ
همون مشاور املاکی؟
همون که تبلیغاتش رو نیمکت ایستگاه اتوبوسه؟
پایین شهر هم یه سری بیلبورد تبلیغاتی داره
توی رسانههای اجتماعی هم طرفدارهای قابل احترامی داره
!خدای من
...نه... خواهش میکنم - !بهم دست نزن -
خواهشاً تو ماشین بمون - داره حالم به هم میخوره -
،ببین، میدونم کارم خیلی بد به نظر میاد ولی دارم این کار رو میکنم که جدایی راحتی داشته باشیم
.مثل سریع کندن چسب زخم این برای تو هم بهتره
نمیتونی بهم بگی که این برام بهتره
،همچنین در راستای صراحت کامل
قراره خونه رو بفروشم
.نمیتونی این کار رو بکنی اینطوری نمیشه که
مارسی قبلاً کارهای اداریش رو شروع کرده و همه چی به اسم منه
.بس کن! این رو قسطی گرفتیم هنوز ده ماه از قسطهاش مونده
!بس کن، خواهش میکنم - واسم مهم نیست که قسطیه -
خواهشاً برگرد تو ماشین
این قراره خرج رو دستم بذاره
بعداً در موردش حرف میزنیم
فقط برو، دن
حالا باید از برنامهی مکانیاب استفاده کنم
23سال زندگی زناشویی رفت تو جوب
آخه، باورت میشه؟
...نه. من خیلی از دن ناامید شدم
مَدی قراره چیکار کنه؟ باید سفرتون به ایتالیا رو لغو کنین
...میدونی، به خدا قسم انتظارش رو نداشتم
همیشه این جمله رو میگن ولی واقعاً انتظارش رو نداشتم
،بذار اینو بهت بگم دن لیاقتت رو نداره
تو زن خیلی محشری هستی، دیانا
ممنون. خیلی لطف داری
همینجاست. خونهی پدر و مادرم سمت راسته
...ممنون، دیل. راستی
...از ته دلم
توی اسنپ بهت یه امتیاز خیلی خوب میدم
خب، امیدوارم روزت بهتر بشه، دیانا
مطمئنم که میشه
میخوای یه ساندویچ برات درست کنم؟
.نه، ممنون، مامان گرسنه نیستم
یه ساندویچ سالاد تن یا سالاد الویه چطوره؟
سالاد الویه دوست داری - سالاد الویه دوست دارم -
،ولی قول میدم بعداً بهت میگم درست کنی ولی الان واقعاً گرسنه نیستم
...خب، حداقل حداقل مارسی خوشگله
!مایک - !بابا! خدای من -
مگه چی گفتم؟ خب اگه خوشگل نبود که بدتر بود
!نه! نه، بدتر نبود - باشه، میدونی چیه؟ -
اون یارو دن، اصلاً آدم خوبی نیست
همون اولش که مجبورت کرد از دانشگاه انصراف بدی میدونستم
کدوم مردی زن حاملهاش که یه سال تا تموم شدن دانشگاهش مونده رو مجبور به انصراف میکنه؟
مایک، صدات رو بیار پایین
داری رزلز رو ناراحت میکنی
ببخشید، رزی
مجبورم نکرد که از دانشگاه انصراف بدم
.دن و من باهمدیگه این تصمیم رو گرفتیم داشتیم بچهدار میشدیم
باید صرفهجویی میکردیم
فقط یکیمون میتونست دانشگاه رو تموم کنه
و فکر کرد مهمتره که خودش بره
خیلی خب - خیلی خب؟ -
.منم همیشه قرار بود به دانشگاه برگردم ولی هیچوقت اتفاق نیفتاد
خیلی به فارغالتحصیلی نزدیک بودی
به نظرم این یکم اذیتش میکرد
آره، یکم من رو هم اذیت میکنه - آره -
یه فکری دارم، عزیزم
ساندویچ گوشت چطوره؟
سندی، اون ساندویچ گوشت نمیخواد
ولی گوشت دوست داره که، مایک
.معلومه که گوشت دوست داره !همه گوشت دوست دارن
ولی موضوع اینه که اینقدر ناراحته که نمیتونه بخوره
میدونین چی منو ناراحت میکنه؟ اینکه زندگی زناشوییم فرو پاشیده
و شما دو تا همهاش در مورد گوشت داد میزنین
من در مورد گوش داد نمیزنم - معلومه داری داد میزنی -
!آره، بس کن - فکر میکنین دارم در مورد گوشت داد میزنم؟ -
همین الان صدات با گفتن گوشت داره میره بالا
!باشه! دارم در مورد گوشت داد میزنم !دست خودم نیست
!صدام تا پشتبوم میره !صدام پشتبوم رو سوراخ میکنه
!حس میکنم قراره مثل یه آبگرمکن بترکم
دیگه میرم. دیگه از اینجا میرم
واسه همه یه ساندویچ درست میکنم
مامان، من تنها کسیم که انتظار این رو نداشت؟
آره. دن رو با گلوله میزنم
!مایک - آره -
.اسلحه رو بذار زمین قرار نیست به دن شلیک کنی
بابا،اینقدر اون اسلحه رو تکون نده
دقیقاً میدونم قراره چیکار کنم
!وای خدا! نزدیک بود رزلز رو بزنی
!مایکل، راهپله رو سوراخ کردی
!تف توش
!میدونی چیه؟ تقصیر دنه
تقصیر دن بود
!تو روحش
اسم این رو نمیشه گذاشت راکتبال
این یه توهین به این بازیه
میدونی چیه؟ میدونم که مقاومت کردم
ولی ممنون که منو از خونه آوردی بیرون
بیخیال. پس فکر کردی بهترین دوست آدم به چه دردی میخوره؟
!هی! هی
ببخشید، بردن الاک به زمین بازی ممنوعه
!سرشو بخور، یوجین
به بچه سخت نگیر
میدونی چیه؟ چند تا از اونا خوردی؟
سه تا تو راه اینجا خوردم - آره -
به فرانک گفتم منو برسونه اینجا
چهار تا هم اینجا خوردی. هفت تا خوردی؟ - هفت تا خوردم -
ما قراره چیکار کنیم؟ تمام روز رو اینجا منتظر بمونیم؟
خیلی خب، بیا نشنونشون بدیم چطوری بازی میکنن، باشه؟
!وای خدا - ببخشید -
خورد درست خورد تو دم و دستگاهم
!خندهدار نیست
!خفه شین - خندهدار نیست -
ای وای! خیلی دردم میاد - واقعاً شرمندهام -
،فکر کنم داشتم به صورت دن فکر میکردم یا شایدم به خشتکش فکر میکردم
نه، ضربهی خوبی بود - یه جورایی بازی رو شل گرفتم -
هدفگیریت خوب بود
چیکار دارم میکنم؟ دارم تو زمین راکتبال
الکل میخورم و سر پیرمردها داد میزنم
آخه اصلاً قراره چیکار کنم؟
برم یه آپارتمان کوچیک بگیرم یا برم کلاس دوچرخهسواری؟
وای خدا! اصلاً دلم نمیخواد یه وبلاگ درست کنم
نمیدونم چطوری این کار رو بکنم - خواهشاً این کار رو نکن -
باید بیشتر تلاش میکردم
میدونی چی میگم؟ - این کار رو با خودت نکن -
تو کارت خیلی هم خوب بود
مَدی چی؟
خیلی عالیه - خیلی عالیه -
،اصلاً به خاطرش پشیمون نیست ...منظورم اینه
مادر اون بودن فوقالعادهاس
حتی از همسر بودن هم خوشم میاومد
فقط دلم میخواست یه شغل هم داشته باشم
نمیفهمم چرا نتونستم همهی این چیزها رو داشته باشم
آهای! وقت نداریم به صحبتهای صمیمانهاتون گوش بدیم
اونا خیلی بداخلاقن
خیلی خب، بیا پا بشیم و نشونشون بدیم
وای خدا، بازم قراره حرکت کنیم؟ - به قاضیهای ماپت نشون بدیم، باشه؟ -
لگنم داره نبض میزنه
!وای خدا
!دردش کور کنندهاس
.خیلی متاسفم... خیلی متاسفم که این کار رو کردم نمیخواستم تو رو بزنم
.نیزای نیست ازم معذرتخواهی کنی فقط از واژنم عذرخواهی کن
خیلی متاسفم
استیسی معذرتخواهیت رو قبول میکنه
استیسی کیه؟ - واژنمه -
.میدونی چیه؟ نباید چیزی میگفتم مال من اسمش لوان هستش
چی؟ - فکر کردم فرانسوی به نظر میاد -
وای خدا
No comments yet. Be the first to leave one.