The first 185 lines.
...آنچه در «ملت زامبی» گذشت
اونا انسان نیستن
،تو باید بندازیشون توی قرنطینه و بعد همهمون در امانیم
...الان دیگه حواستون به منه
شما میگید میخواید یه کشور جدید ایجاد کنید
لطفاً اونو برپایه ترس بنا نکنید
شما وحشی ها رو اون بیرون دارید
که پیامی رو از سوی تنفر فرستادن
ما فقط به خاطر همدیگه زندهایم
اُوه، خدایا
کایا، وارن هستم،اومدیم کنار ساختمونت
کایا! صدامو میشنوی؟
!کارا
کارا؟ چی شده؟
یه نوع انفجار بود
سعی کردیم بازمانده ها رو بیاریم بیرون
می.دی کتابخونه زیر حملهس
کمک کنید. هرچی رو که میتونید نجات بدید
قطعاً خودشه
این یعنی اینکه اون توی کتابخونهس
فقط اون تنها نیست
می.دی، می.دی، می.دی پاسیفیکا زیر حملهس
هرکی صدامو میتونه بشنونه کمک بفرسته، می.دی
می.دی، می.دی، می.دی. کتابخونه
می.دی، می.دی، می.دی پاسیفیکا زیر حملهس
هرکی صدامو میتونه بشنونه کمک بفرسته، می.دی
می.دی، می.دی، می.دی
می.دی کتابخونه زیر حملهس
جیزی؟
عزیزم؟
اُوه، کجا رفتی؟
!جیزی
!مادربزرگ
چند نفر زخمی داخلن؟
نمیشه گفت. مردم. زامبی ها
بمبهای بیشتر. کی میدونه چی دیگه هست
باشه. تو و کارا اون بیرون رو سازماندهی کنید
خیله خُب؟ - گرفتم -
ما میریم داخل و دنبال بازمانده ها میگردیم
اون طرف کاملاً مسدود شده
فکر کنم اونجا یه راه دیگه به اونطرف ساختمون باشه
« مترجم : سجاد بیرانوند » Telegram: @Sajjad_SJJB تاریخ ترجمه : 1397/08/13
من این طرفو میگردم
منم کتابخونه رو چک میکنم
زامبی ها از کجا اومدن؟
نمیدونم بُکُشمش یا نجاتش بدم
هرکیو میتونیم باید نجات بدیم
و باقی رو آمرزش میدیم
همه کتابها رو اینجا گذاشته بودیم
هرچیزی رو که از قبل میدونستیم
چطور با هم زندگی کنیم
کشور بسازیم
بووم
کمک، کمک
هی، هی، چیزی نیست
زیر این خرتوپرتا گیراُفتادی، لعنتی
...دیدم
...دیدم
چی دیدی؟ من باهاتم مرد، دارم گوش میدم، چی دیدی؟
...انفجا
...انفجا
انفجار؟
...زا
...م
زامبیها، گفتی زامبی ها؟
!زامبی ها
باخودم بیسکویت آوردم. دارمشون
!زامبی ها
روبرتا، داک
بزنو بُکُش راه قدیمیمون
!حواستون جمع باشه
بزنش
به نظر هنری کرنیکلی که انجاس
توی یه کنفرانس جراحی پلاستیک توی اورلاندو بوده
اُوه، لعنتی، دکتر کرنیکل
به نظر اون زمان هم خشن رفتار میکردی
شاید موقع وفق دادن خودته
این یکی هم به نظر از آمریکای قدیمی اومده
هیچکدوم از این زامبی مال اطراف ما نیستن
باشه، پس چطور همشون رسیدن اینجا؟
و چرا بارون سیاه اونا رو برنگردونده؟
به نظر صدای انسانه
پاسیفیکا زیر حملهس کمک بفرستید، هرکمکی میتونید بفرستید
هرکی صدامو میتونه بشنوه کمک بفرسته، می.دی
می.دی، می.دی، می.دی ...کتابخونه زیر
کایا، جیزی
اُوه، خدای من
جیزی، مادربزرگ
میدونم، زامبیا، از اون مدلای قدیمی
آره، از قبل سه تاشون رو کُشتم
قراره بیشتر هم بُکُشم اگه مجبور بشم همشون رو میکُشم
!قرار نیست بچهی منو بُخورن
امکان نداره، مامانیش
فقط...یکم باید وقت بزاری
!لعنت بهش
بزار یه نگاه بهش بندازم
مشکلی نداره
اوضاش خوب نیست
شاید باید یه نفسی چاق کنی
یا از دست چپت استفاده کنی
بیخیالش
...هی، هی، هی، باهام بمون، قراره
یه چیزی بهم میگه قراره سخنگوهای بیشتری
تا اخر روز داشته باشیم
این ساختمون کاملاً نا امنه
باید اون طرف کتابخونه رو هم بررسی کنیم
داک، میتونی سازماندهی رو به عهده بگیری؟
آره، این با من، وارن
مراقب خودت باش، داداش
چند تا زامبی این داخلن؟ - خیلی -
این بده، بده
بیسکویت دارم
چیزی نیست، مرد، بیسکویت باهامه
خوبی؟
کتابخونهم. اون حرومزاده ها کتابخونهمو خراب کردن
وایسا، خودت دیدی؟
خودت دیدی چی شد؟ کی کتابخونه رو تخریب کرد؟
...زامبی ها - زامبی ها؟ -
...با
پووووووووخ
کیسه ها انتحاری؟
اُوه، با دسته کنترلی؟
نه
پووووووووخ
جلیقه های انتحاری؟
مثل بمب گذارهای انتحاری؟ - خودکشی -
...بیشتر، بیشتر
انفجارای بیشتر؟
زامبی ها بیشتر؟ - زامبی های بیشتر -
مثل موج دومی که توی آلترا اومد؟
خُب، چطور اومدن داخل؟ دیدی؟
سخنگوها
سخنگوها؟ مطمئنی؟
کتابارو...نجات بده
سعیمون رو میکنیم
کارا؟
کجا موندن؟ - میتونن هر جای باشند -
نه. باید استراتژیک فکر کنیم
منظورت اینه مثل مادربزرگ فکر کنیم؟
آره
داری چکار میکنی؟
دارم فاز مادربزرگو به خودم میگیرم
توی اتاق وحشت در نور شمالی
اون توی یه چیزی مثل گنجه بود، درسته؟
بود؟
باید یه جایی اونطوری رفته باشه
پس تو فکر میکنی مادربزرگ میدونه
که طرح بندی کمدای کتابخونه پاسیفیکا چطوره؟
اون همیشه دوست داشت تنباکوشو مخفی کنه
خیله خُب، بعد شما سرکارخانم - باشه -
ششش
زامبی انتحاری
میرمو برمیگردم
کمک
هی
چیزی نیست، باهام بمون برایان
جورج
دارمت، اینجام
نمیتونم حرکت کنم
ستون فقراتم
ششش
میترسم
من درست اینجام
چیزی نیست، پیشتم
کارا؟
کارا؟ کارا؟ هی، هی
یالا، کارا؟
کارا؟
هی، ششش
ششش، فقط به بیسکویت نیاز داری، باشه؟
به بیسکویت نیاز دارم
شروع کرده به تبدیل
بیسکویت
هی
میخوای اینجا چکار کنی؟
میتونیم...فقط رهاشون کنیم
بزار طبیعت مسیرو ادامه بده
طبیعت؟
نگاشون کن
اون دیگه نوعی از زندگی نیست
درسته
هی
من این کارو میکنم
هی، به من نگاه کن، به من نگاه کن
کارا جونز
No comments yet. Be the first to leave one.