The first 200 lines.
تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان تقدیم می کند به سام دال ری خوش اومدین
...کره
-بخون! -بخون!
"آواز کره ای"
"توی جزیره ججو"
!افتخار سام دال ری !چو یونگ پیل اینجاست
آهنگ کره ای جزیره ججو
...از همه بینندگان ما در سراسر کشور
....و ساکنین ججو که امروز اینجا اومدن
...و گردشگرانی که برای بازدید اومدن
نهایت تشکر رو داریم
...من مرد یکشنبه سونگ هه هستم
از جزیره زیبای ججو همراهتون هستم
! سلام همگی
!سلام- ! سلام-
من تا حالا به سئول، دجون ،دگو و بوسان رفتم
من تا حالا به سئول، دجون ،دگو و بوسان رفتم
عشقم کجاست؟ توی سئوله؟
توی دجونه؟
"چو سامدال، چو یونگ پیل " "نه ساله در ۱۹۹۴"
یا توی بوسانه؟
وقتی منو ترک کرد، کجا رفت؟
هنوز استرس داری؟- اره-
چرا؟
به نظر خودت چرا؟
چون اونجا یه عالمه آدم هست
درسته، ولی چرا تو استرس داری؟
شرکت کننده بعدی به نام افتخار ججو شناخته میشه
! چو یونگ پیل لطفاً تشریف بیارین
! افتخار سام دال ری ! چو یونگ پیل اینجاست
بریم
اوه عزیزم. فکر کنم فقط یه شرکت کننده میتونه بره
کدوم یکی از شماست؟
! افتخار ججو
چو یونگ پیل از سام دال ری اینجاست
من چو یونگ پیل هستم و نه سالمه. سلام
خب ایشون هم چو یونگ پیل
و شما کی هستین خانم کوچولو؟
من؟
من مدیرش هستم
ایشون چو سام داله، چون من روی صحنه استرس میگیرم باهام اومده
...خدای من. تا حالا ندیدم مدیری برای حمایت از آرتیستش روی صحنه بیاد
ولی خودش از اون مضطرب تر باشه
...خب ساکنین سام دال ری
...خانم چو سام دال و آقای چو یونگ پیل
وقتی بزرگ شدن میخوان چیکاره بشن؟
نه؟- بله-
میخوام یه اژدها بشم که از یه جویبار کوچیک بیرون اومده
اژدها؟
اره. شنیدم اژدها ها از جویبار های کوچیک بیرون میان
وقتی بزرگ بشم یه سرزمین اصلی میرم و مروارید جادویی رو پیدا میکنم
چه جذاب - خب بیا خلاصه کنیم-
...ججو جویبار کوچیکه و
رویای تو اینه که وقتی بزرگ شدی بری سئول و موفق بشی؟
بله
خیلی خب. یونگ پیل وقتی بزرگ بشه میخواد چیکاره بشه ؟
یه اژدها که از یه جویبار کوچیک بیرون اومده ؟
نه
از جویبار خوشم میاد
میتونم همینجا زندگی کنم؟
باشه پس
لطفاً برای اجرایی که میخوان انجام بدن تشویق کنین
! بیاین گوشش بدیم
یه دختر بود که یکبار بهم دسته گل داد
...نمیدونم چرا امروز اینقدر دلم براش تنگ شده
موهای کوتاهش مرتب شانه شده بود مثل چمن تازه بارون خورده
برگردیم به همون بیخیالی کودکانه ای که داشتیم
دختر آرزو داشت از جویبار کوچک رویاهاش اوج بگیره و تبدیل به اژدها بشه
پسر رویای تبدیل شدن به جریانی در کنار دختر رو داشت
...به اون روز فکر میکنم
...وقتی که شروع به فراموش کردن اون روز میکنم
.... توی رویاهام سرگردان میشم
...اما وقتی اون حماقت و بیخیالی از بین میره
...اون پسر و دختر
متوجه این میشن؟
...شاید یه رویا وقتی رویا بمونه
زیباتر باشه
"قسمت اول" " اشک اژدها"
اونجا خرچنگ تند ابپز نداشتین؟
خوبن؟- نداشتین؟-
با آب کیمچی تربچه درست میشن من خیلی دوست دارم
اول، یکم از خرچنگ پخته شده رو گاز میزنی
...بعد یه کاسه برنج سفارش میدی
یکم سس، تیکه ها جلبک خشک شده و روغن کنجد اضافه میکنی
بعد همه چی رو باهم قاطی میکنی
...بعد یه گاز بزرگ میزنی
...خانم چو
این چیه؟- میشناسیش، کیمچی پیاز مامانمه-
اینم دوست داری
چی داری میگی؟
میشه چند لحظه منو ببخشید؟
باید باهاش حرف بزنم- حتما-
ممنون
اینکه چیزهای زیادی برای دوست داشتن داری خیلی خوبه
عاشق کیمچی مامانمی
تو عاشق خرچنگ تند آبپز هستی
دیوونه شدی؟ چیکار میکنی؟
...تو عاشق منی
و همینطور بقیه دخترا رو هم دوست داری
....خب
خانم چو- نه-
من میبندمش، بعدش تو به عنوان بازنده ای شناخته میشی که
اکسش ولش کرده و توی کیمچی غوطه ور شده
بهتر از بودن جای آدم آشغالیه که موقع خیانت مچش رو گرفتن، نه؟
بخورش
اینقدر رسیده که خراب شده
سلام، مشتاق دیدار
سلام
من تازه تموم کردم، میخوای یه لحظه همو ببینیم؟
چه زود تموم کردی
چون تو گفتی دیر میای بهشون دیگه گفتم اضافه کاری میمونم امروز
باشه، پس من دیگه میرم خونه
منم باید برم؟
یهو دیدی اخراج شدم، نه؟
پس دیگه چاره ای نیست
دلم برات تنگ شده
...اون مرتیکه
بزنم شل و پلش کنم اون پلشت رو؟
تو داری به من خیانت میکنی؟
چطور جرئت میکنی؟
خودتو مرده حساب کن، بیشعور
جرئت کردی به من خیانت کنی؟
باورم نمیشه
الان واقعا زبونم بند اومده
کشتمت من یعنی، عوضی
...اون عوضیای نیم وجبی
نه
فقط باید بزنم بکشم شون
...باید چون چونگ گی رو بکشم
سلام- چو سام دال-
خدای من
خدایاا
بنده کر نیستم، میدونی؟
صداتو بیار پایین یا فقط صدام کن چو یون هی
یون هی، جون عمه ت، تو کیمچی کوهلرابی مامانو برداشتی؟
آره- خراب شده-
برداشتم که بریزمش دور
تو خوردیش؟
نه ریختمش دور
کجا؟
بنظر خودت کجا؟ سطل زباله دیگه
هی، سام دال، هی
چرا اونو با خودش برد که بریزدش دور؟
و تو چو سام دالی
هیچ وقت به شکل رسمی اسمت رو عوض نکردی
خاله سام دال کیمچی رو داد به دوست پسرش
ولی خراب شده بودش
میدونم، ازم پرسید چجوری میتونه اونو بکشه
برای همینم بهش گفتم اونو به خوردش بده چون دیگه کپک زده
مامان
پاشو دیگه
لنگ ظهر شد دیگه- یه ده دیقه دیگه بذار بخوابم-
دیشب مگه چه ساعتی اومدی خونه؟
راستشو بهم بگو
پا میشم، دیگه خوابم پرید
جواب منو بده
دیروز؟
...دیشب، حوالی ساعت یازده اومدم خونه
یازده و ده دقیقه شب بود
یازده و نیم هم رفتم توی رختخواب
منظورم یه ربع به دوازدهه، اون وقتیه که اومدم خونه
برام مهم نیست مست کنی یا بری کلاب
از اونجایی که هنوز جوونی، ولی قبل از نیمه شب بیا خونه
یه آبنبات توپی کره ای میخوای؟- آره-
مامان- چا ها یول، لطفا-
باشه، قول میدم که دیر وقت بیرون نمونم
من نه سالمه و تو 29 سال
ما تحت نفرین نُه ها هستیم، برای همینم امسال باید مواظب باشیم
بهت که گفتم
اره گفتی، ما هردو تحت نفرین نه ها هستیم
حواسمو جمع میکنم پس وجدانا اینقدر به من خیره نشو
خواهرزاده من الحق که باهوشه
فقط 9 سالشه ولی خوب درباره اون خرافات و حرفا میدونه
مشخصه که از کجا یاد گرفته، احتمالا از سرپرست سام دال ری هن یو
چرا مامان باید همچین چیزی رو به یه بچه یاد بده؟
درسته
فکر کنم چو سام دال با دوست پسرش بهم زده
بازم؟
احتمالا توی تقدیرشه که تا موقع مرگ فقط کار کنه
هیچ وقت توی یه رابطه طولانی نبوده
درست نیس
یه بار بوده
جین دا- خدای من-
مال خیلی وقت پیشه
درسته، قبول دارم که خیانت کردم، من مرتکب گناه بزرگی شدم
ولی این دیگه زیاده روی نیست؟- زیاده روی؟-
بذار سوال آخر رو ازت بپرسم
چی؟ چیه؟
میخوای ببخشمت؟
هرچقدر دلت میخواد التماس کن، مگه اینکه دیوونه باشم ببخشمت
از کجا فهمیدی؟
لعنتی
الان مهمه؟
لااقل نباید اول معذرت بخوای؟
بیاین به آهنگ بعدی گوش بدیم
آهنگ( مو کوتاه) با صدای چو یونگ پیل
دختری بود که یه بار بهم یه دسته گل داد
موندم که چرا اینقدر امروز دلتنگشم
موهای کوتاهش مرتب شونه شده بود درست عین چمن های خیس شده از بارون
چشم های پر طراوتش رو توی ذهنم به یاد میارم
No comments yet. Be the first to leave one.