The first 200 lines.
▶▶▶ سِـنـتـور سـاب تقدیم میکند ◀◀◀
پایگاه برلین
اسمتون رو براي ضبط بيان کنيد
هتکتور اوون دجين
ميدونيد چرا ازتون خواسته شده
بياید و به سوالا جواب بديد آقاي دجين؟
چقدر ليبرال
به سوال جواب بديد
وقتي عمليات موفقيت آميز پيش نميره
اولين عکس العمل مرکز اينه که خودشو نجات بده
بذار از اول شروع کنيم
شما وارد عملیاتی شدین که بهتون
گفته شده بود وارد نشید
درسته.
- بعدش چی شد؟ - فیلمشو که دیدین
خیلی سریع اتفاق افتاد
لحظه ای که فوان وارد شد کارمون تموم شد
که مربوط به دوشب پيشه
استيون فراست به شما دستور داد تا به عقب برگرديد
بعد از آن، و من نقلقول ميکنم، " ديجين بيپروا نشان داد،
و رفتار غيرقابلپيشبيني،
مسئوليت او را بر عهده گرفت براي مذاکره
پايين برگشتي؟ - من اين کار را نکردم
شما شروع به تحقيق بدون مجوز کرديد.
از محل اقامت از کلر ايتاني ملقب به فوان
اين يک سواله؟
کمک داشتی؟
بله دنيل ميلر.
نقشه تو چه بود؟
هيچ نقشهاي نبود.
ما کاري را انجام داديم که بايد انجام ميشد.
ما سلاحهاي غير ايستگاه را پر کرديم.
من بازجويي پيشرفته اي انجام دادم
و به ما محل دقيق گفته شد
... انبار در ودینگ.
وقتي وارد انبار شديد
آيا شما تماس گرفتيد؟ با روت یوساوا؟
جواب منفي. او آنجا نبود
زمان ورود شما هماهنگ است
با همون لحظه ای که مرده بود
من از اين موضوع آگاه نبودم.
تو ديدي که روت یوساوا فرار کرد؟
هيچ گونه ارتباطي وجود نداره؟
تمرکز من بر روت یوساوا نبود.
آيا صحيح است که بگوييم تمرکز شما روی کلیر ایتانی بود؟
گفتنش صحيحه.
چه شرايطي کلر ايتاني بود در هنگام وارد شدن؟
مرده بود
... قربان، "کلي ويليامز" قراره براي يک لحظه زنگ زد.
رابرت، من دنبالش هستم در يک ايستگاه کاملا نگران کننده
تيراندازي در بازار.
يه مامور مرده
و برا عبور از بهران
رئيس ايستگاه رو هواس
اين چيزي است که از آلمانيها پنهان است،
اما مخفي کردن از آژانس
اين احساس غيرعادي ه.
فراست داره خيلي از آدما رو عصباني ميکنه
که تو نميخواي بکني.
حالا، من بهت ميگم هيچ شکي نيست
و فرض کنيم که اون با تو ارتباطی نداره.
نه، نداره
الان وقتش نيست به خاطر تقسيم شدن به وفاداري
شما از من يک سوال پرسيديد و من به شما يک پاسخ دادم
تو قول مي دي که من اين کار و بکنم. همه چيز را در اختيار من بگذاريد
تا از استيون فراست مطمئن شوم راهش را امن و سالم به خانه باز ميگرد.ونه
ديگه چي ميتونم بگم؟
آخرين چيز
در پايان من مردمي هستند چه کسي سوال مي کند
آيا شما مي توانيد اين کار را انجام دهيد يا نه.
مي توني؟
، تو به اون مردم بگو بدون سوال پرسيدن
ميتونم
من اينو دارم
دنيل
مونيخ چطور بود؟
مثل قبل من پرشور وعوضي
و دوست دختر جديد به سختي از سنين نوجواني هاش بيرون مياد
اما غير از آن، لذت بخش بود.
مکس خوب بود؟ - هيجان زده
پدرش ميدونه جذابيت. هرگز ازدواج نکن
ازدواج مشکل شما نيست اين انتخاب شما در مردانه
.. حالا که حرفش شد
من فقط به هکتور زدم چند روز پيش.
ما يک ليوان شراب داشتيم. خوب بود.
خب، شما دوتا الان همديگه رو ميبينيد؟
من اميدوارم که او شرکت من را نگه دارد در غياب مکس.
ببين، من ترجيح ميدم اگه از "هکتور" دور بموني
تو اين را ترجيح ميدهي؟
صادقانه بگم
هکتور خودشو وارد دردسر عميقی کرد
يه جور دردسر که نميتونه ازش بره برون
چه جور چرت و پرته؟ من..
خصوصی؟
چرا اينقدر برات سخته؟
من فقط دارم سعي ميکنم ازت محافظت کنم
من هيچ وقت ازت حمايت نخواستم
دني، من ديگه بزرگ شدم ، و چيزي که فکر ميکني براي من بهترينه
... چيزي که فکر ميکنم بهترين باشه دوتا چيز خيلي فرق داره
خوب، هر چي فکر ميکني او درگير ه
بدتر از اين نميشه.
از نگرانيت ممنونم . ولي اين انتخاب منه
مال تو نيست
. و ازش خوشم مياد
پس شما عوضيها رو دوست داريد
تا حالا درمان های روانی انجام دادین؟
اينا تو پرونده منن
"ديجين" دچار اختلال استرسي پس از حادثه شدهاست.
از زماني که در شمال آفريقا مستقر شده بود.
اين خود را در حملات اضطرابي نشان ميداد،
بيخوابي و هذيان.
تعقيبمان ميکردند. مرخصي بعدي."
آيا ميتوانيد اين توهمات را توصيف کنيد؟
اين مثل روز روشنه
شما ... يک چيز تکاندهنده را ميبينيد،
منجر به کابوس ميشود.
کابوسها به بيخوابي منتهي ميشوند.
وقتي که خواب نداري ميبيني خيلي عجيب و غريب.
خدا تو رو شکر کنه
آيا درمان رواني اثبات کنيد که موثر هستيد؟
. حتما آ ره.
چطور؟
مجبور شدم دوباره ارزيابي کنم
دوباره ارزيابي کنيد؟
آژانس؟
خودم.
ميتونم توجه همه رو جلب کنم، لطفا؟
حواسا بالا
ممنون
... من فقط
ببين امروز روز سخته "در ايستگاه" برلين
به خاطر از دست دادن همکار کلر
نه تنها سرمايه بزرگي بود به اين آژانس
او همچنين يک دوست عزيز بود
با خيلي از شما تو اين دفتر
ميدونم که اين هم هست يه روز خيلي گيجکننده
براي عدم وجود رئيس ما استيون فراست.
من واقعا نمي دانم چه چيزي در مورد اون مي گن
در حال حاظر من اطلاعات زيادي ندارم
من اميدوارم خيلي زود بفهمم.
اما در عين حال،
به عنوان رئيس شما براي آينده قابل پيش بيني
من مي خواهم به شما اطمينان بدهم همانطور که من فقط ستاد را اطمينان دادم
همه چيز تحت کنترل است، خوب؟
هي من بايد يک دقيقه برم
پس اگه بهم نياز داشتين تلفنم تو دسرسه
جرات دارم بپرسم کجا ميري؟
من الان دنبال يه کارمند مرده هستم
درست
.. چطور، آه، همه چيز براي تو
با کلر و همه چيز؟
به عنوان يک حسن نيت حرفه اي
ميشه لطفا فقط مثل هميشه با من رفتار کني؟
ببين، ميدونم که ما تفاوت هامون رو داريم
ولي، آم، من اينو نميخوام نقش جديد به عنوان رئيس بازي
يک منبع اصطکاک يا دلخوري بين خودمان.
کارمون تموم شد؟
رئيس؟
عيسي
عيسي هکتور
به خاطر خدا
تمام اين مدت اينجا بودي؟
یه مدت
چيکار داري ميکني؟
بسته بندي خرت و پرتهاي کلر
چرا؟
چون نميتونم اين ايده رو هضم کنم
از خدمه پاک کردن آژانس برا انجام کار ميان
... اين آشغال کوچولو قبلا همه چيزهاي مورد علاقهاش را قايم کن.
ميدونم
اون دوست داشت
هرگز چيزي نگفت
. يه بار اينکارو کردم
خب ب من گفته بود
اگر شما اين حرف را ميزنيد، براي اينکه احساس بهتري داشته باشم،
لطفا نکن
حقيقت داره.
اون لعنتي از اين نفرت داشت.
منو تو نشستيم اينجا
درباره احساساتمون حرف بزنيم با هزينه هاش.
خب، من حاضرم هر کاري بکنم تا اون برگرده
که بتونه ما رو پرت کنه بيرون
منم همينطور
تو الکل ميخوري؟
گهگاهی
.. تو خودت فکر ميکني که يه الکلي؟
قطعا نه
بعضي ها شايد بگن من گرايش الکلي دارم
تا حالا اين گرايش تداخل پيدا کرده؟
به عنوان يه افسر پرونده کار کني؟
نه
توضيح بده
آيا قرار است يک پيشنهاد صلح باشه؟
تو گفتي که از رز خوشت مياد
خودت ميدوني که اين کار من نبود.
حال و احوالشه.
بهشون گفتم اين رابطه ي کسب و کاره
و من ميدونم اين تقصير استيون نبود
پس چرا از اونا پرسيدي تا مصونيت ديپلماتيک رو بلند کنه؟
من همچين کاري نکردم
No comments yet. Be the first to leave one.