Dennou Coil

Dennou Coil (電脳コイル)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Dennou Coil (1-22)
A Commentary by Sakht_sar
http://forums.animworld.net/

Tags

other
Published on: 2018-05-25
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

زیرنویس

و

ترجمه

Konan

_

S

Anim

World

.

net

، با توجه به شایعاتی که از صنعت به گوش میرسه

دلیل اینکه سری " میکت " از مغازه ها جمع شد

این بود که امکاناتش قانون حریم شخصی در مورد . عکس های خصوصی و استراق سمع رو نقض کرده بود

! من نون برشته میخوام

! باید خوب برشته شده باشه

. من که با همینم قانعه

! نه ، تو هم باید بخوری

! یه ژاپنی برای صبحونه ناتو میخوره

( . یادداشت مترجم : ناتو یه غذای ژاپنیه که از خمیر لوبیا درست شده و برای صبحونه خیلی محبوبه)

! امکان نداره

، اگه میخوای مجبورم کنی ناتو بخورم . از حالا به بعد به جون خودم فقط نون تست میخورم

! اینجوری ، دیگه عمراً مجبورم نمیکنی ناتو بخورم

. صد در صد نمیتونی ناتو رو با نون تست بخوری

! دلم نمیخواد هر روز نون تست بخورم

! باید نون تست بخوری

. بازم که دارین دعوا میکنین

. خیله خب ، فومی

. میتونی تو طول کل تعطیلات تابستون نون تست بخوری

!اِه ؟

! اما دلم نمیخواد هر روز نون بخورم

. تو که دیگه بچه نیستی

. پس انقدر بچه بازی در نیار

. فومی

! آکیرا

فکر نکنین حالا چون تعطیلات ! تابستونه میتونید تمام روز رو بگیرین بخوابین

... آه

. حتماً از اینکه هر روز نون تست بخوری حالت بهم میخوره

میدونید چیه بچه ها ؟

! دیدین ، من که بهتون میگفتم

. حالا مگه چی میشه بزاری یه چیز دیگه هم بخوریم

. مگه ما بچه های نازنین ـت نیستیم

! خودتون خواستین

، اگه هر روز خوب غذا نخورین . اونوقت هیچوقت بزرگ نمیشید

. بیا عزیزم

. اینجا رو نگاه

. باید عین من خوب غذا بخورین

. آکیرا ، بیا ، من دیگه نمیخورم

، اگه تا ذره ی آخرش رو نخوری . هیچوقت بزرگ نمیشی

! دست شما درد نکنه

. این یه میزت ـه

. یه گربه ی کوچولوی سایبری

، بزرگیش به اندازه ی شست دسته

. و ساختار خاصی هم داره

. یه پت ماتون معمولی نمیتونه چیزایی که اون میبینه یا میشنوه رو ضبط کنه

. دلیلش بخاطر قوانین کپی رایت و موضوعات خصوصی و این چیزاست

اما اون قطعه ای که این محدودیت رو برمیداره . فقط برای سری میدگت روانه ی بازار شده بود

. و حالا امکان ضبط صدا و ویدیو هر دو فراهم شده

. معلومه خب ، منم اون قطعه رو نصب کردم

! برای همینم اگه ساچی گیرش بیاره ، فوراً پاکش میکنه

، اما این پسر کوچولو خیلی سریع و تیزه

. پس مطمئنم که همچین اشتباهی نمیکنه

... و خب البته این سری ساخت قبلاً از مغازه ها جمع شدن

و اجازه ی فروش ندارن واسه همینم خودمُ . آدم خوش شانسی میدونم که هنوز یکی از اونا رو دارم

... آخه

! اگه خوب نخوری ، هیچوقت بزرگ نمیشی

، بخاطر این ثبت هایی که انجام میشه

، وقتی وقتش برسه

. میتونم خواهرمُ خفه کنم

. این خواهرمه ، فومی

. امروز ، میخوام اون روی واقعی خواهرم و دوستاش رو نشون بدم

! اوه ، یادم رفت بگم

. من آکیرا هستم

. دانش آموز سال چهارم ابتدایی

، خواهرم 120 سانت قدشه

. و 27 کیلو وزنش

. برای یه دانش آموز سال ششمی ، قدش کوتاهه

. این اواخر کیو - چان زیاد داشتیم

کیو - چان " ؟ "

مگه تا حالا نشنیدی ؟

." چون گرد ـن بهشون میگم " کیو - چان

خب ، حالا چه فرمایشی داشتی ؟

! سگ ـم رفته اونطرف دیوار

. اونجا یه سوراخ هست

. اما یدفعه ای غیب شد

... هوم

. اسم من یوکو اوکونوگی ـه

از دیدنت خوش بــــ

. این فضا متروکه ـس

میشه 200 متا ، خریداری ؟

متا ؟

متا چیه ؟

چی ؟ تو حتی نمیدونی متا بوگ چیه ؟

. یادت نیست ؟ عین همونی که اون موقع بهت دادم

. درسته ، همین

. همین خوبه

. وقتی حرف از پول در آوردن میشه هیچکی به پای خواهرم نمیرسه

. البته ناگفته نمونه ، هَک ـش کردم تا برش گردونم

. مخصوصاً از وقتی که متابوگ ها نایاب شدن

. متابوگ هایی که من و میزت پیدا کردیم همه رو کش رفته

... و حالا این

. بازیکن کلیدی این ماموریت

اینم از ماگاسیا اومده ؟

، این اویاجی ـه

. فروشی هم نیست

. غلام خواهر من

. اویایجی یه پت ماتون غیرعادی ـه

. حتی تو یه فضای متروکه هم

. اون خیلی مقاومه

! اویاجی ، زود باش برو سر کارت

. خب حالا میمونه که یه متاتگ رو با چَک بزنیم بهش

، اون حتی این بدبخت رو به فضاهای متروکه هم میفرسته

. اونم جایی که بدون متاتگ مگابا دووم نمیاره

. خب حالا این برای محافظت ازت نصب شد

! همین الان برو اون تو ، اویاجی

. و از اونجا ، اون متابوگ رو با خودش میاره

، متابوگ ها یه سری اجسام سایبری هستن

. پس این یه متابوگه

. و بین بچه ها خیلی ارزش دارن

. این یه محصول خاص از شهر دایکوکو ـه

، نمیدونم چرا . اما اونا رو فقط میشه اینجا پیدا کرد

. این دختر یاساکو ـه

، همین تازگی ها به شهر دایکوکو اومده

. و آدم فوق العاده جالبی هم هست

! مِه

، " اسمش به کانجی میشه " دختر نجیب " و خونده میشه " یوکو

. یو " از کلمه ی یوکو " یاسا " از کلمه ی " یاساشی " هم خونده میشه

. اما تو کونیومی خونده میشه ، یاساکو ، که میشه اسمی که باهاش صداش میکنن

، من خیلی باهاش تا حالا حرف نزدم

دیگه اَخی نداری ، نه ؟

. اما همونطور که از اسمش پیداس ، اون خیلی دختر آروم و مودبی ـه

... این موضوع هیچ ربطی به داستان من نداره ، اما

... باورم نمیشه که از سر تصادف باشه

. من از دخترهای مودب خیلی خوشم میاد

. ببخشید که دیر کردم

! دنسوکه

!این دفعه دیگه چی شده ؟

، آخرشم

! ساچی هم پیداش شد

! اوه ، سلام ، من ساچی ـم

! خوشبختم

. این ساچی ـه

. اون یه نرم افزار غول پیکر آنتی ویروس ـه

. که شهر دایکوکو این اواخر نصبش کرده

. اما بدجوری هوش مصنوعی این بابا پایینه

بطرز بیرحمانه ای به طرف بچه هایی که دستگاههای فریبنده دارن . و حیوانات دنو اشعه ی فرمت کننده شلیک میکنه

. آه ، اشعه ی فرمت کننده اسمیه که من همینجوری بهش دادم

. آخه وقتی اون اشعه ها به پت ماتون برخورد کنن ، حذفش میکنن

، اطلاعات کاربران عینک ها ، که برای استفاده به فروش میرسن

. آسیب میبینه

، وقتی او اس ها خودشون اتوماتیک شروع به ترمیم میکنن

. مجبور میشین به اندازه ی دو سال هدیه ی سال نو خرجش کنین

، به عنوان یه برنامه ی دفاعی پایه

. خواهرم یه سری نرم افزار که بهش امکان شلیک کردن بیم میدن رو نصب کرده

چون ساچی به سادگی هر دستوری که بهش داده بشه . رو اجرا میکنه ، هیچ ربطی به تنفرش از چیزی نداره

. خواهرم بدجوری ازش بدش میاد

، علاوه بر این ، ساچی زیرنظر وزارت پُست کار میکنه

. برای همین نمیتونه وارد مدرسه یا معبد شینتو بشه

، برای همین مدارس تحت وزارت آموزش قضایی هستن

. و معابد تحت وزارت فرهنگی قضایی هستی

... خیلی چیزا فهمیدیم

! کیوکو

! احمق

! فرار کن

! صبر کن

! وایسا

. این هاراکن ـه

. ایشون رئیس کلوپ تجربی ، هاراکن هستن

، ظاهرشو که نگاه کنی میگی چه آدم شوتیه

، و حتی من که صرفاً یه دانش آموز سال چهارمی معمولی بیشتر نیستم

. اصلاً نمیتونم به چشم یه آدم قابل اعتماد بهش نگاه کنم

. راستی ، رئیس کلوپ هم هست

، با این وجود

. یه حیوون خونگی خیلی فوق العاده رو بزرگ کرده

. درسته

. مربوط به قدیم ها میشه ، موقعی که متابوگ شکاری تو اتوبوس قبرستونی بود

! من هیچ مگا یا دیواری رو جا نذاشتم

! صبر کن

! هاراکن

. بشین

. دست بده

! زود باشین ، تا وقتی تو این وضعیته باید از دستش فرار کنیم

. فقط برای یه دقیقه ازم حرف شنوی میکنه

... تو دیگه

کی هستی ؟ ...

، باورتون بشه یا نه

. اما ساچی حیوون هاراکن ـه

. دقیق بخوام بگم ، اون حیوون عمه ی هاراکن ـه

. اما این خیلی مهم نیست

تو به

دایچی در مورد

چیزی که تو

ایستگاه اتفاق افتاد حرفی زدی ؟

! تو رو خدا ببخشید ، آبجی

!اونِ - چان ؟

. آره ، اون برادر کوچیکم ، آکیرا ـه

. آره ، اون برادر کوچیکم ، آکیرا ـه

. آره ، اون برادر کوچیکم ، آکیرا ـه

. این لحظه خجالت آور ترین لحظه ی تمام زندگی ـمه

. احتمالاً در آینده دچار ضربه ی روحی شدیدی از این بابت میشم

، در آینده ، میخوام یه پلیس یا وکیل بشم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left