The first 200 lines.
زیرنویس
و
ترجمه
Konan
_
S
Anim
World
.
net
، با توجه به شایعاتی که از صنعت به گوش میرسه
دلیل اینکه سری " میکت " از مغازه ها جمع شد
این بود که امکاناتش قانون حریم شخصی در مورد . عکس های خصوصی و استراق سمع رو نقض کرده بود
! من نون برشته میخوام
! باید خوب برشته شده باشه
. من که با همینم قانعه
! نه ، تو هم باید بخوری
! یه ژاپنی برای صبحونه ناتو میخوره
( . یادداشت مترجم : ناتو یه غذای ژاپنیه که از خمیر لوبیا درست شده و برای صبحونه خیلی محبوبه)
! امکان نداره
، اگه میخوای مجبورم کنی ناتو بخورم . از حالا به بعد به جون خودم فقط نون تست میخورم
! اینجوری ، دیگه عمراً مجبورم نمیکنی ناتو بخورم
. صد در صد نمیتونی ناتو رو با نون تست بخوری
! دلم نمیخواد هر روز نون تست بخورم
! باید نون تست بخوری
. بازم که دارین دعوا میکنین
. خیله خب ، فومی
. میتونی تو طول کل تعطیلات تابستون نون تست بخوری
!اِه ؟
! اما دلم نمیخواد هر روز نون بخورم
. تو که دیگه بچه نیستی
. پس انقدر بچه بازی در نیار
. فومی
! آکیرا
فکر نکنین حالا چون تعطیلات ! تابستونه میتونید تمام روز رو بگیرین بخوابین
... آه
. حتماً از اینکه هر روز نون تست بخوری حالت بهم میخوره
میدونید چیه بچه ها ؟
! دیدین ، من که بهتون میگفتم
. حالا مگه چی میشه بزاری یه چیز دیگه هم بخوریم
. مگه ما بچه های نازنین ـت نیستیم
! خودتون خواستین
، اگه هر روز خوب غذا نخورین . اونوقت هیچوقت بزرگ نمیشید
. بیا عزیزم
. اینجا رو نگاه
. باید عین من خوب غذا بخورین
. آکیرا ، بیا ، من دیگه نمیخورم
، اگه تا ذره ی آخرش رو نخوری . هیچوقت بزرگ نمیشی
! دست شما درد نکنه
. این یه میزت ـه
. یه گربه ی کوچولوی سایبری
، بزرگیش به اندازه ی شست دسته
. و ساختار خاصی هم داره
. یه پت ماتون معمولی نمیتونه چیزایی که اون میبینه یا میشنوه رو ضبط کنه
. دلیلش بخاطر قوانین کپی رایت و موضوعات خصوصی و این چیزاست
اما اون قطعه ای که این محدودیت رو برمیداره . فقط برای سری میدگت روانه ی بازار شده بود
. و حالا امکان ضبط صدا و ویدیو هر دو فراهم شده
. معلومه خب ، منم اون قطعه رو نصب کردم
! برای همینم اگه ساچی گیرش بیاره ، فوراً پاکش میکنه
، اما این پسر کوچولو خیلی سریع و تیزه
. پس مطمئنم که همچین اشتباهی نمیکنه
... و خب البته این سری ساخت قبلاً از مغازه ها جمع شدن
و اجازه ی فروش ندارن واسه همینم خودمُ . آدم خوش شانسی میدونم که هنوز یکی از اونا رو دارم
... آخه
! اگه خوب نخوری ، هیچوقت بزرگ نمیشی
، بخاطر این ثبت هایی که انجام میشه
، وقتی وقتش برسه
. میتونم خواهرمُ خفه کنم
. این خواهرمه ، فومی
. امروز ، میخوام اون روی واقعی خواهرم و دوستاش رو نشون بدم
! اوه ، یادم رفت بگم
. من آکیرا هستم
. دانش آموز سال چهارم ابتدایی
، خواهرم 120 سانت قدشه
. و 27 کیلو وزنش
. برای یه دانش آموز سال ششمی ، قدش کوتاهه
. این اواخر کیو - چان زیاد داشتیم
کیو - چان " ؟ "
مگه تا حالا نشنیدی ؟
." چون گرد ـن بهشون میگم " کیو - چان
خب ، حالا چه فرمایشی داشتی ؟
! سگ ـم رفته اونطرف دیوار
. اونجا یه سوراخ هست
. اما یدفعه ای غیب شد
... هوم
. اسم من یوکو اوکونوگی ـه
از دیدنت خوش بــــ
. این فضا متروکه ـس
میشه 200 متا ، خریداری ؟
متا ؟
متا چیه ؟
چی ؟ تو حتی نمیدونی متا بوگ چیه ؟
. یادت نیست ؟ عین همونی که اون موقع بهت دادم
. درسته ، همین
. همین خوبه
. وقتی حرف از پول در آوردن میشه هیچکی به پای خواهرم نمیرسه
. البته ناگفته نمونه ، هَک ـش کردم تا برش گردونم
. مخصوصاً از وقتی که متابوگ ها نایاب شدن
. متابوگ هایی که من و میزت پیدا کردیم همه رو کش رفته
... و حالا این
. بازیکن کلیدی این ماموریت
اینم از ماگاسیا اومده ؟
، این اویاجی ـه
. فروشی هم نیست
. غلام خواهر من
. اویایجی یه پت ماتون غیرعادی ـه
. حتی تو یه فضای متروکه هم
. اون خیلی مقاومه
! اویاجی ، زود باش برو سر کارت
. خب حالا میمونه که یه متاتگ رو با چَک بزنیم بهش
، اون حتی این بدبخت رو به فضاهای متروکه هم میفرسته
. اونم جایی که بدون متاتگ مگابا دووم نمیاره
. خب حالا این برای محافظت ازت نصب شد
! همین الان برو اون تو ، اویاجی
. و از اونجا ، اون متابوگ رو با خودش میاره
، متابوگ ها یه سری اجسام سایبری هستن
. پس این یه متابوگه
. و بین بچه ها خیلی ارزش دارن
. این یه محصول خاص از شهر دایکوکو ـه
، نمیدونم چرا . اما اونا رو فقط میشه اینجا پیدا کرد
. این دختر یاساکو ـه
، همین تازگی ها به شهر دایکوکو اومده
. و آدم فوق العاده جالبی هم هست
! مِه
، " اسمش به کانجی میشه " دختر نجیب " و خونده میشه " یوکو
. یو " از کلمه ی یوکو " یاسا " از کلمه ی " یاساشی " هم خونده میشه
. اما تو کونیومی خونده میشه ، یاساکو ، که میشه اسمی که باهاش صداش میکنن
، من خیلی باهاش تا حالا حرف نزدم
دیگه اَخی نداری ، نه ؟
. اما همونطور که از اسمش پیداس ، اون خیلی دختر آروم و مودبی ـه
... این موضوع هیچ ربطی به داستان من نداره ، اما
... باورم نمیشه که از سر تصادف باشه
. من از دخترهای مودب خیلی خوشم میاد
. ببخشید که دیر کردم
! دنسوکه
!این دفعه دیگه چی شده ؟
، آخرشم
! ساچی هم پیداش شد
! اوه ، سلام ، من ساچی ـم
! خوشبختم
. این ساچی ـه
. اون یه نرم افزار غول پیکر آنتی ویروس ـه
. که شهر دایکوکو این اواخر نصبش کرده
. اما بدجوری هوش مصنوعی این بابا پایینه
بطرز بیرحمانه ای به طرف بچه هایی که دستگاههای فریبنده دارن . و حیوانات دنو اشعه ی فرمت کننده شلیک میکنه
. آه ، اشعه ی فرمت کننده اسمیه که من همینجوری بهش دادم
. آخه وقتی اون اشعه ها به پت ماتون برخورد کنن ، حذفش میکنن
، اطلاعات کاربران عینک ها ، که برای استفاده به فروش میرسن
. آسیب میبینه
، وقتی او اس ها خودشون اتوماتیک شروع به ترمیم میکنن
. مجبور میشین به اندازه ی دو سال هدیه ی سال نو خرجش کنین
، به عنوان یه برنامه ی دفاعی پایه
. خواهرم یه سری نرم افزار که بهش امکان شلیک کردن بیم میدن رو نصب کرده
چون ساچی به سادگی هر دستوری که بهش داده بشه . رو اجرا میکنه ، هیچ ربطی به تنفرش از چیزی نداره
. خواهرم بدجوری ازش بدش میاد
، علاوه بر این ، ساچی زیرنظر وزارت پُست کار میکنه
. برای همین نمیتونه وارد مدرسه یا معبد شینتو بشه
، برای همین مدارس تحت وزارت آموزش قضایی هستن
. و معابد تحت وزارت فرهنگی قضایی هستی
... خیلی چیزا فهمیدیم
! کیوکو
! احمق
! فرار کن
! صبر کن
! وایسا
. این هاراکن ـه
. ایشون رئیس کلوپ تجربی ، هاراکن هستن
، ظاهرشو که نگاه کنی میگی چه آدم شوتیه
، و حتی من که صرفاً یه دانش آموز سال چهارمی معمولی بیشتر نیستم
. اصلاً نمیتونم به چشم یه آدم قابل اعتماد بهش نگاه کنم
. راستی ، رئیس کلوپ هم هست
، با این وجود
. یه حیوون خونگی خیلی فوق العاده رو بزرگ کرده
. درسته
. مربوط به قدیم ها میشه ، موقعی که متابوگ شکاری تو اتوبوس قبرستونی بود
! من هیچ مگا یا دیواری رو جا نذاشتم
! صبر کن
! هاراکن
. بشین
. دست بده
! زود باشین ، تا وقتی تو این وضعیته باید از دستش فرار کنیم
. فقط برای یه دقیقه ازم حرف شنوی میکنه
... تو دیگه
کی هستی ؟ ...
، باورتون بشه یا نه
. اما ساچی حیوون هاراکن ـه
. دقیق بخوام بگم ، اون حیوون عمه ی هاراکن ـه
. اما این خیلی مهم نیست
تو به
دایچی در مورد
چیزی که تو
ایستگاه اتفاق افتاد حرفی زدی ؟
! تو رو خدا ببخشید ، آبجی
!اونِ - چان ؟
. آره ، اون برادر کوچیکم ، آکیرا ـه
. آره ، اون برادر کوچیکم ، آکیرا ـه
. آره ، اون برادر کوچیکم ، آکیرا ـه
. این لحظه خجالت آور ترین لحظه ی تمام زندگی ـمه
. احتمالاً در آینده دچار ضربه ی روحی شدیدی از این بابت میشم
، در آینده ، میخوام یه پلیس یا وکیل بشم
No comments yet. Be the first to leave one.