The first 200 lines.
ترجمه از زیرنویس انگلیسی نسخه ویرایش نشده... غلط های زیاد املایی رو به بزرگی خودتون ببخشید.
چجوری اونارو غسل داده؟ این فقط یه رودخونه معمولیه
هرچند که فقط یهودیه میتونن همدیگه رو توی رودخونه کثیف و بد بو
غسل بدن
به سوبیبار خوش اومدید
به زندگی جدید خوش اومدید
الان دیگه اینجا خونه شماس
به طرز جالبی دیگه مایی وجود نداره
نظرتون چیه؟
برای مدت سه روز پس بذار احساسم رو چک کنم
این دستور آلمانی اوناس
اونا در ضمینه دستوراشون دیوونه ان
میتونی آلمانی هارو درک کنی؟
بازم ترس برت داشته؟
چه رفیق پر استرسی دارم من. ما مثل همیشه کار میکنیم جیکوب
و ما عمر ابدی خواهیم داشت
چرا؟
چون من جواهر ساز هستیم و طلا از مرگ قوی تره
آره, اینجا.
چمدون ها یک دیگه میرسه
همه چی در کمال امنیت خواهد بود. نگران چیزی نباش
نیستم مرسی
به کمپ سوبیبار خوش اومدید
شما اینجا اب و غذا و کار و زندگی مناسب خواهید داشت
البته با در نظر گرفتن توافق پیش از موید بر سر آزاد سازی سرزمین ها توسط دولت رایش
نگران نباشید. جدا سازی زن و مرد موقتی خواهد بود
و حالا بخاطر مسایل بهداشتی برای جلوگیری از همه گیری تیفوس.
همه شما دوش خواهید گرفت
شاید کمی خسته کننده باشد اما همه چیز طبق برنامه خواهد بود
و سپی همگی همدیگر را ملاقات خواهید نمود
رسید های خودتان را نگه دارید
تا به سادگی چمدان هایتان را پیدا کنید برای لوازم در خانه ها
با هر شغلی موافقت کن چرا؟
تا زنده بمونی
رسید هایتان را نگه دارید
هر کسی که استاد کار بنا, آهنگر
کفاش, نجار,خیاط
زین ساز خیاط خانم
جواهر ساز
من جواهر سازم همینطور این این همکارمه
جواهر ساز؟ من جواهر سازم.
این حلقمه
خودم درستش کردم. حلقه ازدواج همسرم حنا. نشونم بده
جواهر سازه فوقالعده
کافیه
گفت. اینجا بمون. جاکوب
خیاط؟ بیا بیا
اول خانوم ها برای دوش گرفتن میروند
بقیه بعدا
از سمت چپ خارج بشید
به سوبیبار خوش اومدید
من پیشتونم. بابا مامان بدون ما میره
من با شلومیک میخوام
ریوکا بابا مامان عصبانی میشن من برات گوشواره های خوشگل درست میکنم
فردا برات میارم
کوچولو با سنگ های قرمز
من با سنگ قرمز نمیخوام. با ابی میخوام
ریوکا
داداش میخواد به راه بیوفته خیلی طول نمیکشه
کار ها به اون سپرده شده
خیلی مهمه
جوشهاتو نخاروم. ردش میمونه
فردا به بدنت تربانتین میزنم
شالمو مامان
صبح میمینمت پسر
بالاخره دوش میگیریم
آره دو روز دو راه بدون حمام. افتضاح بود
صبر کن. اون رفت
ونگر بله؟
چی میخوای؟
فکر میکنی چی پیش بیاد؟ یا اصلا فکر میکنی هیچ کس نمیتونه هیچ کمکی کنه؟
اونا از کمپ مینسک اومدن پیش ما
اونجا سعی کردن فرار کنن اما موفق نشدن
عجیبه که زنده نگهشون داشتن
روس هارو از اینجا بندازین بیرون
چرا همه اینارو برای خودمون میخوای؟ بهم بگو.
داری یاد میگیری؟
ما مردم صلح طلب و هنرمندی هستیم
و زنده ایم چون قوانین رو رعایت میکنیم
و تو تحریک گر هستی
و اگر ما گزارش تو رو بدیم
چرا بهت توی مینسک شلیک نکردن؟
ما فکر کردیم تو یهودی نیستی
خب. همه چی همه چی همه چی
روی, نگاه کن.
ختنه یکسان
یهودی های مشابه
اونا یه چیز دیگه زیر زمین دارن تکونش میدن و دعا میخونن
پیشویکی, ضعیف, مثل گاو و گوسفند توی کشتارگاه
ساش, یواشکی بدون اونها برو من این سیم رو با دندون میجوم.
و تو از بالای برج با یک اسلحه اتوماتیک و تو جیکت در نیاد
ساش؟
خب. ما تصمیم میگیریم؟
ما دو روزه اینجاییم اونا از ما خیلی دورن
اونا از همه چی در کمپ با خبر هستن با چیزی رو فشار نمیدیم
بجنب
مامان کنار پنچره تنهاس ببین
میترسم به این پنجره نرسیم
و من به همه چیز قسم خوردم که تمام ثروت دنیا رو به مادرم ببخشم
خب؟ چطور؟ دادی؟ نه
بنابرین نداد
فقط حرف زد
اما الام همه چی رو جبران میکنم
ییدز. اونجا. چندتا؟ خیلی خوب
همونطوری که اونا میگن. با اونا شما کاری نمیتونید بکنید.
بنابراین نپذیرفتن
دیگه با یهدی ها کار نداشه باشین و با رایش بزرگ
ونگر کارارو خراب نکن
من فقط تو زندان اشرافیمم
اشرافی؟ از کجا؟
تو توی قسمت ساخت و ساز با برادر من کار کردی
ولف این واسه تو این صد در صد مال تو
ببین بکمن تو خوشتیپی, فقط
خوشتیپ یهودی هستی
درون اردوگاه سوم لطفا برای جلوی گیری از سرایت
خوبه
بعد از جنگ یه گالری راه میندازم همتون از حسودی میمیرید
ورود بعد از خاموشی قدغن شما اجازه ندارید
من بیرون نرفته بودم. سو تفاهم شده
من دیدم که از پادگان رفتی بیرون ساشا
بازم چیزی دسگیرت شده؟
چرا؟ چرا؟ چرا با بختت بازی میکنی؟
سعی کن مینسک رو فراموش کنی
مینسک
تقصیر تو نیست تو زنده ای
دوست نداری زندگی کنی؟
نه. این خواسته لوک نیست
هیچ کسی همچین جیزی رو نمخواد هیچ کس
اما ما باید دووم بیاریم زجر بکشیم و ایمان داشته باشیم
فرار از اردوگاه غیر ممکنه
به شما هشدار داده شده بود آقایون یهودی
همه بدونن. فراری ها به هلاکت میرسن
و بیگناهان جونشون رو به خاطر اونا از دست میدن
این جوری بوده و همیشه همینطور میمونه
همتون از نزدیک ببینید. یکی یکی.
و به ارشد های خودتون تمام حرکت های مشکوک رو گزارش بدین آقایون یهودی
و الان از هر ده نفر یکی کشته میشه روی زانوهاتون
گوستاوو عجله نکن ریتم رو بهم نزن
چطورین یهودی ها؟
شما لیاقت این سرنوشت رو دارید
برید بخوابید
خاکستر خویشاونداتون صورتتون رو نوازش میکنه
و تو حلقتون میره
نفرین بر شما
واقعیت نداره, خواهر کوچیک من زندهس من با سنگ براش گوشواره درست کردم
بابای من زنده س آلمانی ها بهم قول دادن
و آلمانی ها هم سر قولشون میمونن
نفرین بر شما
نفرین بر شما
آره جلسه داریم درست حدس زدی
به یه فرمانده با تجربه نظامی نیاز داریم
جوزف جیکوب هلندی قبلا بود
افسر نیروی دریای یه مرد شجاع
همه چی آماده بود و جوزف کارو شروع کرد
اما ارشد برینگلر بو برد و همه چی رو لو داد
اون مرد هلندی رو دو روز شکنجه کردن
اما بهموم خیانت نکرد
آلمانی ها به 76 نفر شلیک کردن
و یهودیها کاملا افسرده شده بودن
گروه تو چند نفر عضو داره که مردم میشناسنشون
قول بده همه چی درست پیش بره
متوجهی؟
ما سعی میکنیم زنده بمونیم تا انتقام بگیریم
تو فقط سعی میکنی زنده بمونی
دولت آلمان فقط یک نفره.
چیم
چی جالبه؟
دکمه هایی که تو میخوای من اصلا ندیدمشون
خیلی به درد نخوری خیلی تنبلی
تو خیلی تنبلی
فکر میکنی من میخوام بزنمت؟ شلوارتو در بیار
این چیزیه که تو قطار پاریس اتفاق افتاد
به عنوان یه بانکدار
ونگر از حسودی خودشو خفه میکنه
ونگر اینو نداره
اولین باره همچین چیزی میبینم چرم گرونیه.
چه بویی
بوی چرم به مشامت خورد بوی گل چی؟? بو کن.
عالیه
خوب پاداش برای کارای خوب انگیزه بخشه
کگناک ما همه چیز فرانسه رو در اختیار داریم عصبانی نشو
من یهودی هستم نمیتونم. چرا؟
ایمان من این اجازه رو نمیده و تو ایمان داری؟
ما همگی ایمان داریم
شلوارتو در بیار
بیست و پنج ضربه
ضربه ها رو بشمار تو شروع کن من دوباره شروع میکنم
یک
دو
بد شد از اول
یک
دو بلند تر
یک
یک
دو
سه بلند تر
چهار
پنج... شش
هفت... هشت....
خراب شد. از اول یک
No comments yet. Be the first to leave one.