The first 200 lines.
لعنت به این مگس کوفتی.
بس کن! گونههات کنده میشن.
اوه، این قیافه. خیلی رو مخه.
هرچی بیشتر ازش استفاده کنی، طبیعیتر حسش میکنی.
باید چاد پاورز بشی.
اصلاً یعنی چی؟
واسه تو، الان یعنی دیگه راس نباشی.
راس چشه مگه؟
امتیاز کیوش از بن لادن هم پایینتره.
میدونی که هنوز زندهست. برام مهم نیست.
اوه، رفیقت اومد.
یادت باشه، هرچی بیشتر حرف بزنی، بیشتر واسمون دردسر درست میکنی.
آروم باش. تو لعنتی آروم باش.
چاد خونسرده؟
هی، دیلن.
چطوری؟ اِه...
این دیگه چیه؟ ممنون که کمکمون کردی.
بیتکوین رو فرستادی؟ آره، عوضی.
به سبک مورفئوس تو بلاکچین آپلود شد.
اِم، تمام اطلاعات شخصی واسه کارت شناسایی توش هست.
و میخوای هیچ ردی از سابقه فوتبالش نباشه، درسته؟
کاملاً مسدود. هیچی قابل ردیابی نیست.
باید یه آدرس خونه داشته باشه.
اِم...
چاد الان پیش من میمونه.
آره.
رفیق.
یه مگس کوفتی داره از صورتت میاد بیرون.
چی؟ مگس رو صورتمه؟
نـ ـنه، رو صورتت نه، تو صورتته. چی؟ تو صورتمه؟
باشه. باشه. هی دنی، میتونی مگس رو از رو صورتم برداری؟
چاد آدم خونسردیه، یادت باشه؟
خودم برش میدارم. فقط...
شاید مگس رو از رو صورتم بردارم. این دیگه چه کوفتیه؟
باشه، حس میکنم، حس میکنم... داره نقب میزنه؟
اوه خدای من. هیچی نیست. هیچی نیست. اون خوبه. نه، نه.
حس میکنم، حس میکنم داره نقب میزنه. اوه خدای من!
این دیگه چه کوفتیه؟! داره تخم میذاره!
داره صورت خودشو دستمالی میکنه! اوه خدای لعنتی من!
تو آدم حشرهای؟ از رو صورتم برو کنار.
برش دار از... اوه خدای من. اوه خدای من. اوه خدای لعنتی من! تو آدم حشرهای؟
اوه خدای من، اوه خدای من.
داره میاد بیرون؟! داره میاد بیرون... فقط لطفاً آروم باش!
اوه خدای لعنتی من، تو آدم حشرهای؟!
من آدم حشرهای نیستم لعنتی!
تو آدم حشرهای؟! من آدم حشرهای نیستم لعنتی!
امروز قراره بترکونیم، بچهها!
بله قربان! گرسنمه.
میخوام بخورم. شماها میخواید بخورید؟
بله قربان! خیلی خوبه!
مربی، اینم میانوعده صبح شما. چی؟ اوه. بیسسه انگار.
مگه یه جور کچاپ سالم درست نمیکنن؟
سدیم، مربی.
اون آرنج رو اغراقآمیزتر کن. ببرش بالا.
چاده، درسته؟
شما کی هستی؟ من جری دوگانم.
اولش تو تیم شناسایی بودم، بعدش بازیکن ذخیره.
بعد دوباره تیم شناسایی شدم.
بعد دوباره بازیکن ذخیره شدم.
عجیبه، نه؟
خب، پس تو... تو یه کوارتربک ذخیرهای؟
من فقط دارم راهی رو میرم که خدا جلوم گذاشته، برادر.
واو. اوه، دستات خیلی عرق کرده.
من حدود یه ساعت یا دو ساعت قبل از تمرین میام اینجا تا سرعت بدوَم.
به عنوان... به عنوان مجازات؟
به عنوان یه افتخار. ما کتفیشهای لعنتی هستیم.
بیا. بیا بریم تا برای همیشه مثل مردها متحد بشیم.
اون نیشان لئونارده. اون گیرنده ستاره ماست.
چرا اینقدر بد داره نگاهم میکنه؟
خب، اون فکر میکنه مسخرهست که تو بتونی بهش توپ بندازی.
اون گفت، اِم، اون یه فراریه و تو مال ۸۷ هستی.
یعنی پایینترین کیفیت؟ ولی اون منو دوست داره.
هی، جری!
اون، اِم، دست دادن مخفی ماست. اون نمادِ کُسه.
اِم، اون داره میگه من خیلی با دخترا هستم. عاشقشم.
هی، چاد.
هی، مربی. چطوری؟ خوبی؟
خوبم. هی جری، میتونی یه لحظه تنهامون بذاری؟
بله قربان.
خب، اِم، داشتم ریز نمراتت رو نگاه میکردم.
میگه که تو تو ویرجینیای غربی تو خونه آموزش دیدی؟
اِم-هوم.
تا حالا جلوی تماشاچیها بازی کردی؟
خب، اون، اون بستگی داشت.
به چی؟
گرگها.
گرگها.
گرگهای وحشی زیادی تو منطقه ما بودند، و...
بعضی وقتا بچهها رو میبردند.
خب، تو فصل تغذیه، مردم شاید برای بازیها نمیومدن.
از ترس اینکه بچههاشون برده بشن.
هان. واو.
به همین خاطر بود که بستگی داشت.
خب، من که اینجا هیچ گرگ وحشی نمیبینم، پس...
اوه. بیا ببینیم چی داری.
میدونم. چه خیال راحتی. آره.
خیلی خب، همه! مستقیم میریم سراغ تیمها!
بریم، بریم!
یا عیسی مسیح.
روی یک. بشکن!
راست لانگهورن روی یک. آماده؟
واید اِیتی آماده
اون دیگه چی بود، مرد؟ چاد!
دفعه بعد! دفعه بعدم عمته!
یه "کرنر روت" بدو، بیشرف!
چه تلاشی، چاد. اون پشت سرته.
جری، نوبت توئه!
جری؟
من گیجم... جـ... جری میره تو؟
فکر میکردم جری ذخیره بود.
آره، شما دارید نفرات اصلی رو چرخشی بازی میدید. بریم.
اوه، چی؟
مـ... مـ... فکر کنم گیج شدم.
هی، "گلهایی برای آلجرنون"، الان وقتشه که اون تختهنوشتت رو برداری...
و از زمین بری بیرون. بریم.
بـ... باشه.
خیلی خب. کوفت و زهرمار!
چرا اینجوری رفتار میکنی؟
چطور؟
انگار که همین الان قهرمانی کشوری رو باختی.
اوه، مـ... نمیدونم.
پـ... پس... چی شد؟ جری قضیهاش چیه؟
کوچ هادسون عاشق یه کم رقابت بین کوارتربکهاست.
فکر میکنه اینجوری بهترینِ هر دوتون رو نشون میدید.
پس من بازیکن اصلی نیستم؟ تو کوارتربک اصلی هستی...
کمتر از یه هفته بعد از اینکه اومدی تو تیم؟
نه، نیستی.
نه، نه، حق با توئه. اون کار دیوونگیه.
من دیوونه نیستم. خل و چل نیستم، فقط...
این یه حرف خیلی عادی از یه آدم عادیه.
من فقط... منم. من فقط عادیم. چادِ عادی.
هی بگو.
چادِ عادی.
آره، بابا، دمت گرم.
هی.
خوب... خوب بشورشون.
چی کوفتی؟
چاد؟
بهداشت فردی فقط کاری نیست که برای خودمون میکنیم.
بخشی از مشارکت در جامعهست.
نمیتونم دوش بگیرم، کوچ.
چرا نه؟
من یه اختلال دارم.
سوراخ شاشم، خیلی بزرگه. بیش از حد بزرگه.
و... و... اگه آب بره اون تو، ممکنه، ممکنه مریض بشم.
از طریق سوراخ شاشم.
چاد؟
بله؟
بازیکنهای بزرگ فقط تو زمین رهبری نمیکنن.
کاش میتونستم اون تو باشم، کوچ.
میدونم تو هم کاش میتونستی اون تو باشی.
من همچین آرزویی ندارم.
ولی نمیتونستی. معلومه که نه.
بخاطر سانداسکی؟
چاد، این هفته تو تمرینها من تو و جری رو ارزیابی میکنم.
تا مشخص کنم بازیکن اصلیمون کیه.
باید ببینم که پیشرفت میکنی.
با دوش گرفتن با همتیمیهام؟
سعی کن حرفهای منو از دوش گرفتن جدا کنی.
بله، قربان. متاسفم. باشه. باشه.
فردا مهمونی باربکیوی سالانه من برای تیم حمله است.
خب، این یه فرصت عالیه که تو نشون بدی...
و بیرون از زمین یه رهبر باشی.
یه رهبر باشم. میتونم این کارو بکنم. باشه.
باشه. تو ویلای کنار دریاچهمه.
گفتی ویلای کنار دریاچه؟
آره.
به نظر میاد...
آبی باشه. آره.
پس، حدس میزنم، میدونی، سوراخ شاشت رو چسب بزن.
آب بدیهیه که پروتز رو خراب میکنه.
چاد باید از عناصر بترسه.
میدونی چقدر سخته از آب دوری کنی؟
دنیا تقریباً همش مایعه.
منطقه خواب تو که حتماً اینجوریه با اون همه بطریِ واژگون شده.
باشه، تو خودت ازم خواستی اینجا بمونم.
من پیشنهاد دادم، موقتاً.
خب، قطعاً موقتی خواهد بود.
این لعنتیها، این بالشتکهای تزئینی مثل کوسن صندلی میمونن.
خودشون کوسن صندلیان.
چرا بالشتک تزئینی نداری؟ چون فقیرم.
من نمیفهمم این چه ربطی به من داره.
باشه، قضیه سوراخ شاش رو دارم و هرچی درباره گرگها گفتی.
نبوغ دیگهای برای بداهه پردازی داری؟
قضیه گرگه خفن بود. یعنی، وقتی داشتم میگفتم...
با خودم گفتم: "فاک، این میتونه یه فیلم باشه."
باشه، میدونی که اینا همهشون الان بخشی از "قوانین چاد پاورز" شده؟
اینا حقایق اصیل هستن...
از یه زندگیِ فاکینگ عجیب و غریب که داره عجیبتر میشه.
چی از من میخوای؟
کمتر حرف بزن. کمتر داستان سر هم کن.
من حرف میزنم. باید حرف بزنم چون باید برم به این مهمونی باربکیو.
و باید این کوارتربک دیگه، جری، رو سوسک کنم.
باشه، نه، شخصیتی که ما برای چاد ساختیم...
یه قهرمان مردمی مهربونه، شاید کمی کج و کوله و خنگ.
اون جری رو سوسک نمیکرد.
اون رفیق و همتیمیاش میبود.
کوچ بهم گفت میخواد من جری رو سوسک کنم.
اون اینو گفت؟
یعنی، دارم حرفشو جابجا میگم، اون داشت...
No comments yet. Be the first to leave one.