The first 200 lines.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
اين فيلم داستاني واقعي درباره يک حمله تروريستي است
حالت خوبه ريکو ؟
در کپنهاگ در 14 و 15 فوريه 2015
ريکو ؟
بله
بيا از اول مرور کنيم
سرويس اطلاعاتي دانمارکي DEBRIEFING
از ماشين اومدي بيرون بعدش چي شد ؟
شروع کردم به قدم زدن
اسلحه را انداختم دور
مرگشو تماشا کردم
جان چکار مي کرد ؟
اون محيط را امن نگه مي داشت
و به آدمهاي مناسب اجازه ميداد بفهمند
تو اچ اس با کي صحبت کرد ؟
نميدونم
يعني چي که نميدوني ؟
.. مثل اين ميمونه که
يک موج روي سرمون خراب شد
خيلي خوب ريکو . بيا برگرديم به مسيري که توش بوديم
بعدش چکار کردي ؟
عجيبه
چي عجيبه ؟
.. اون احساس
نگاه کردن به دوران کودکي
و اين فکر که همه چيز مثل همون زمانه
که هيچي عوض نشده
.. فکر نميکنم
که بچه هام چنين تجربه اي سرشون بياد
چون همه چيز خيلي سريع عوض ميشه
خيلي سريع حرکت ميکنه
ميتونيم ادامه بديم ؟
ميتونيم احساسي که ما را انسان نگه مي داره را براي خودمون نگهداريم ؟
اون .. عمر
اون نتونست
بقيه مون چي ؟
زندگي به سرعت تغيير ميکند زندگي در يک لحظه تغيير مي کند
جوآن ديديون
ترور در قلب پاريس
اواخر امروز صبح مردان نقابدار مسلح وارد ساختماني در
مرکز پايتخت فرانسه شدند و شروع به تيراندازي کردند
مردان به شدت مسلح که نقاب زده بودند
در قلب پاريس
خداي من . وحشتناکه
هم اکنون در جاده ها انفجار رخ داده است
اما در عين حال خبري از يک گروگان گيري ديگر
در پاريس در صدر اخبار قرار گرفته است
ما صداي آتش سنگين مي شنويم
يکي اون پايين فرياد کشيد الله اکبر . الله اکبر
سه روز ترور فرانسه را فلج کرد
مسئولين گفته اند مهاجمان به سرعت شناسايي شدند
رديابي شدند و به ضرب گلوله کشته شدند
جستجو براي سه برادر ادامه دارد
واحدهاي واکنش سريع و نيروهاي ويژه خارج از ساختمان هستند
جايي که باور داريم سه مظنون در آنجا هستند
خيلي خوب . بذاريد شما را به سرعت در معرض اخبار قرار بديم
اين تصاوير تازه بعد از تيراندازي به دفتر
چارلي هبدو در پاريس به دست اتاق خبر رسيده اند
دو مرد مسلح با آرامش وارد دفتر آنها شده اند
و داخل جلسه تحريريه شده اند
و بعد از قتل عام آنها ، محل را ترک کرده اند
پليس با آنها درگيري مسلحانه پيدا کرده است
و اينها تصاويري هستند که ما در حال تماشاي آنها هستيم
بابا . پشيمون شدي ؟
از شکستن قانون پشيمون شدم ؟
آره چون نميتوني با ما باشي و اينجايي
آره پشيمونم
اينجا بودن و فکر کردن درباره کارهايي که تو ممکنه انجام بدي سخته
دلت براي ما تنگ شده ؟
آره
توي ذهنت چيه بابا ؟
بايد ميفهميدم که چنين چيزي سرمون مياد
چيزي به نام پول بادآورده وجود نداره
بهمون قول بده وقتي اومدي بيرون ديگه جرمي مرتکب نشي
نهايت سعيمو ميکنم
سعي ميکنم
متشکرم . ميدونم سخته حالت خوبه ؟
آره شما همه عالي هستيد
متشکرم
من با مديران استوديو صحبت کردم
اونها کات جديدي براي فيلم فردا صبح ميخوان
ما الان يکي بهشون داديم فردا صبح ؟
آره
بهشون گفتم که نميتونيم بسازيمش
ديشب هم اديت نمي کردي ؟
چرا
اديت کردم ولي يک نسخه جديد ميخوان
نميدونم چرا انقدر عجله دارند و مهمه
تو حالت خوبه ؟
خوبم
ميخوام چيزي که ميخوان را بهشون بدم تا تاييديه پروژه بعدي را بگيرم
متشکرم خواهش ميکنم
فردا بهتر ميشه
آره
من برم . خداحافظ
خداحافظ
من تو اتاق تدوينم
چهار هفته از زمان حمله به چارلي هبدو گذشته
در دنيايي که احزاب چپ به طور فزاينده اي
تبديل به سياست درست شده اند
چارلي هبدو به تحريک بدون مصالحه ادامه ميدهد
اما دفتر تدوين سردبيري چارلي هبدو
و کاريکاتوريست ژرژ وولينکسي کابو . تيگنوز . فيليپ هونور
از تحريکاتشون پشيمان هستند
هنگامي که توسط اسلام گرايان خشمگين آنها را درو کردند
آنها در حال دعا براي جانشان بودند
اندکي بعد .. مرگ شروع به باريدن گرفت
بر سر هنرمندان بي دفاع ، نويسندگان سردبيران و صنعتگران
در آن روز به جاي جوهر خون ، دفتر تحريريه را قرمز کرده بود
آن روز ، همه بايد مي مردند
آخرين بار کي با هم صحبت کرديم ؟
چند ماه قبل
درخواستي ارسال کردي ؟
آره . هميشه ارسال ميکنم
دستاتو دراز کردي ؟
يعني چي ؟
تو فارغ التحصيل علوم سياسي هستي . درسته ؟
برو بانک و با مدير منابع انساني حرف بزن
و بگو . من اينجام
من اينجام من اينجام
من اينجام
بله
آره، نه، اين سبک من نيست، فکر مي کنم
اگر چيزي پيدا نکني به سمت رفاه رفتي
يک جوان 37 ساله بيکار فارغ التحصيل علوم سياسي
آره
با خودت فکر کردي که چرا اينقدر سخته ؟
خوب . من براي يک جايگاه در دانشکده فني درخواست دادم
به عنوان رييس تدارکات
منتظر جوابشونم
من درباره اسمت فکر کردم
درباره چي اون ؟
تا حالا فکر کردي که عوضش کني ؟
منظورت چيه ؟ بذارم دن يا اوزان ؟
اوزان . البته
نه . بهش فکر نکرده بودم
تجربه ما ميگه داشتن يک اسم خاورميانه اي
تو بازار کار باعث ميشه سخت کار گير بياري
اين اسم پدرمه
تنها چيزي که ازش برام مونده فقط همينه
اون با خانواده اش از تونس تا اسرائيل فرار کرد
فقط يک پسر بچه بود
اون به من و خواهرم ياد داد که انسانهاي شايسته اي باشيم
بايد اسمشو بندازم دور ؟
نه . اين کارو نمي کنم
شرمنده رفيق
ما تو خونه پوکر بازي مي کنيم
ميخواي بياي ؟
نميتونم . توي کنيسه شيفت دارم
بعدش بيا شايد بيام
و خداوند به موسي گفت
منگوله ها را در گوشه هاي لباست بگذار
تا وقتي به آنها نگاه ميکني
احکام خداوند را به ياد داشته باشي
و نخواهد گذاشت به سمت چيز ديگري هدايت شوي
به سمت قلب خودت و جايي که چشمانت آرزو مي کنند
جهاد را خداوند تعيين کرده است
با تمامشان مبارزه کنيد تا زماني که ديگر شورشي وجود نداشته باشد
قانون فقط از طريق استفاده از زور قابل معرفي است
شما رسولان ما هستيد که به حق فرستاده شده ايد
بيرون برويد و حقيقت را منتشر کنيد از قدرتتان استفاده کنيد
اين آزادي است برادر اين جايي است که ما بايد باشيم
ابوبکر به ظلم پايان ميدهد
بهشت ما را ميسازه
آينده يعني خلافت درک ميکني ؟
خدا عادل است
عمر
وقتي باهات حرف ميزنم بيا اينجا
تو فردا آزاد ميشي
تحويل ساعت 8 صبح و بعد به سمت دروازه
فهميدي ؟
فهميدي ؟
بله
به اسمورف رقاص بگو ده دقيقه ديگه برگرده به سلولش
تبريک ميگم . حالشو ببر
ميدوني چي ميشه
ريکو حرف ميزنه
نه
نه امروز نميام . روز تعطيليمه
آره
امتحانات ؟ کدوم امتحانات ؟
اوه .. اون نبود ؟
باشه
..خوب اون رييسه .. پس اگر اون
آره . ميام ساعت چند ؟
راس ساعت 3 . باشه پس ساعت 3 مي بينمت
ميخواي دور هم جمع بشيم و يک ليوان شراب بزنيم ؟
سلام اوا بعد از جلسه ام بهت پيامک ميزنم
سلام سلام
سلام
سلام ريکو
سلام
لارس را ميشناسي
سلام اين پياست . از لگال
بشينيد
ريکو . اين برات خوب به نظر نمياد
نميتونم احساسي که در اوج بازي خودت داري را تصور کنم
احساس خوبي دارم
تو حس خوبي داري ؟
No comments yet. Be the first to leave one.