The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
مامان؟
.اون توی کماست
.از نظر پزشکی
سکتهی قابلتوجهای بود، و ما میخوایم که به مغز زمان بدیم تا
.خودش رو درمان کنه
چقدر دیگه باید بیهوش بمونه؟
.حداقل 24ساعت
.یه مقدار آزمایشهای بیشتر بگیریم و ببینیم فردا چی میشه
و بعد میتونیم خونه ببریمش؟
.خانوم "کارتر"، شوهرتون دچار سکتهی مغزی ایسکمیک شده
.این نه تنها جدیه بلکه پیشبینی بهبودیش نامشخصه
.ساموئل خیلی قویه
شکی ندارم، ولی پیش بینی اینکه به درمان چجوری پاسخ بده
.یا نده، نامعلومه
.باید آماده باشیم
.اینجوری با من حرف نزن، مرد جوون
،فکر کنم منظور دکتر "پینو" این هستش که در حال حاضر
.باید همگی صبور باشیم، همین- .درسته-
.باید این آزمایشها رو انجام بدم .لازم نیست حتماً توی اتاق باشه
.مشکلی نیست، بابایی. من همینجام
رفیق، میدونی که خشکسالیه، مگه نه؟
آبیاری با دست، قبل از ساعت نه
."و بعد از ساعت چهار مجاز هستش، "گری
بنجامین"، امروز کار نداری؟"
متوجه چیز عجیبی اطراف باغ نشدی؟
داری درمورد چی حرف میزدی؟
.خوب بنظر میاد- .زمین اینجا نرمتره-
.شاید داری بیش از حد آب میدی
.قسم میخورم که تو به اون گیاهها بیشتر از من اهمیت میدی
از الان دیگه گیاهها رو هم تراز میکنیم؟
.این گوشه قطعاً داره فرو میره
.فکر میکنم که یه عامل نفوذی داریم
فکر میکنی که چی؟- .فکر کنم که یه چیزی داره زیر زمین تونل میزنه-
مثلاً چی؟
.یه چیز وحشتناک
!سلام! سلام
.فکر میکردم امشب تا آخر وقت سرکاری
.یه شکاف اصلی آب توی پارک کانوگا وجود داشت
.پس دو تا قرار آخرم لغو شد
.فکر کردم که بهتره امشب کباب کنیم
.باشه، حتماً
.گرفتمت
.خالیه
چی تلهها رو فعال کرد؟
امروز آب نمیدی؟
.یه نفر گفتش که خشکسالیه
911موقعیت اضطراریتون چیه؟
.یه انفجار رخ داده- خیلی خب خانوم، میتونین بگین که کجا؟-
خانوم؟ خانوم؟
!بنجامین"، داری چه غلطی میکنی؟"
.بالاخره دارم از شر اون جونور راحت میشم
صدای یک انفجار دیگه بود؟
.داری از آدم اشتباهی سوال میپرسی
خانوم، صدای یک انفجار دیگه رو شنیدم؟ خانوم؟
.کار شوهرمه. داره سعی میکنه که حیاط پشتی رو نابود کنه
.خانوم! من اول به آدرستون نیاز دارم .911. دارن کمک میفرستن
.تلفن رو قطع کن، "هالی". همه چیز مرتبه
!تو حیاط رو منفجر کردی
،"هالی"- کیه؟-
.من آدمی هستم که همین الان به آدرست نیاز داره
!خداروشکر
.شوهرم سعی کرد که یه موش رو بترسونه
.نمیدونم صدمه دیده یا نه- موش؟-
.نه. موش رو نمیگم- .هالی"، اینها رو از اینجا بیرون کن"-
این شوهرتونه؟ .بنظر داغون میاد
.نه، این نه
کاپیتان؟
.منو اینطوری صدا نکن
.خانوم
فکر میکنین که دقیقاً کی اینجا زخمی شده؟
.همسایم
."گری"
.خونش خوب بنظر میاد
.اونجا نبود
خب، کجا بود؟
.اون زیر بود
تونل شهوت؟
.چارهی دیگهای نداشتیم
.شوهرم همه جا دوربین نصب کرده
خیلی خب، "چیمنی"، ببین میتونی که از داخل
.وارد تونل بشی- .دریافت شد، کاپیتان-
.ببخشید- .باک"، از اینجا شروع کن به کندن"
.ادی"، بنظر میاد که بنجامین آسیب دیده"
.معاینش کن .ببین که چی میدونه
،چیمنی"، صاحبخونه میگه که تونل زیر فرش"
.کنار جاکفشی هستش- .دیدمش، دریافت شد-
.خیلی خب، آقا، میخوام شما رو برای ضربهی مغزی معاینه کنم
آقا، امسال چه سالیه؟- .سالی هستش که ازدواجم تموم شد-
کسی صدام رو میشنوه؟
از طرف آتشنشانی لسآنجلس هستم. صدام رو میشنوی؟
گری"؟ این چیه؟"
!دستش رو پیدا کردم
."آروم باش، "گری
.فقط دارم علائم حیاتیت رو چک میکنم
.کاپیتان، پیداش کردم
.هوشیاره ولی نبضش خیلی ضعیفه
،زندست .ولی برای بیرون آوردنش به کمک احتیاج دارم
باک"؟-" .میرم سراغش، کاپیتان-
یه چیز دیگه هم هست .توی شونهی "گری" میخ هستش
گلوله انفجاری؟ دربرابر موش؟
.آره، اون جونور حقش بود
خدای من، "گری"! حالت خوبه؟
حالت خوبه؟- .بیا پایین-
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو
.تو میدونستی
مگه نه؟
.شک داشتم
.مطمئن نبودم تا وقتی که با 911 تماس گرفت
.ادی"، دستهاش رو ببند"-
صبر کن ببینم. چی؟
.چی؟ نه داری درمورد چی صحبت میکنی؟
.آقا، شما بازداشت هستین
واحد اعزامکننده؟
.کاپیتان 118 صحبت میکنه
.ما توی موقعیت فعلیمون به پلیس احتیاج داریم
حادثهی حیاط پشتی ما بنظر میاد که
.تلاش برای قتل بوده .ما مظنون رو دستگیر کردیم
تو چطور...؟ چجوری اجازه دارین که اینکارو کنین؟
.همه پرسنل آتشنشانی لسآنجلس، افسرهای قسم خوردهی صلح هستن
100سال هستش که اینطوری بوده؟
دیدی؟
.امروز دو تا چیز یاد گرفتی
.مامان، ماشین هنوز توی خونه هستش
.وقتی پدرت خونه برگرده، بهش رسیدگی میکنه
.مامان، متوجه هستی که بابا تا یه مدتی خونه نمیاد
.مسخره نباش
.اون خوب میشه
.میرم اتاقتون رو آماده کنم
شما ترجیح میدین که ما هتل بمونیم؟
.شاید بهتر باشه اینکارو کنین
!مامان- .خب، کسی ازتون نخواست که به خونهی من هجوم بیارین-
.سالهاست که اون تختچوبی رو بیرون نکشیدم
.شاید آتشنشان گنده و قدرتمندت بتونه اینکارو کنه
...مامان، قسم میخورم- .مشکلی نیست-
."مشکلی نیست، "بیاتریس .خودمون آماده میکنیم
.نمیدونم توی سرش چی میگذره
.خب، دنیای اطرافش روی سرش خراب شد
.خب، این بدتر از اون چیزی که فکر میکردم بنظر میاد
،ولی میتونم ماشین رو از اونجا بیارم بیرون
.پنجرهها رو درست کنم باید با یه پیمانکار
...تماس بگیریم .این رو داریم
.دوست خانوادگی قدیمی
.فکر میکنم هنوز براشون کار میکنه
فکر میکنی بتونی تنهایی ماشین رو از اونجا
بیرون بیاری؟
.آتشنشان گنده و قدرتمند
داری چی میخونی، "باک"؟
.مال "بابی" هستش
سعی داری چیزی رو بهمون بگی؟
نه، اون فقط، به من درمورد ایدهی
.انجمن الکلیهای گمنام گفت من این وظیفه رو به عهده گرفتم که
.میدونی، یکم بیشتر تحقیق کنم
میتونم یه چیز ازت بپرسم
.حتماً
درآسایش هستی؟
بنظر میاد که درآسایش باشم، "باک"؟
.نه، ببخشید. سوالم اشتباه بود ،فقط اینکه... توی کتاب
،اینجا میگه که اگه درآسایش باشم
".همهی ترسهام ازم دور میشن"
.خب، بهم بگو که چجوری کار میکنه
.بله قربان، منم آژیرها رو میشنوم
.خواهش میکنم
درمورد کمین کردن چی گفته بودیم، "نواه"؟
.ببخشید
.فقط میخواستم ازت تشکر کنم
،برای اینکه منو نجات دادی، میدونی .وقتی خراب کردم و سوختم
.تو هیچکدوم رو انجام ندادی
امروز یاد گرفتی که چجوری عنصر غافلگیری میتونه
.توجه کسی که تماس گرفته رو دوباره جلب کنه- اگه کار نکرد چی؟-
.سعی کن براشون آهنگ بخونی
.یه یارویی بود که توی خیابون مالهالند منحرف شد به سمت دره
و من مجبور شدم چند تا آهنگ براش بخونم
،از دوقلوهای تامسون ".همین الان بغلم کن"
،توی رادیوش داشت پخش میشد ...و وقتی شنید که من دارم میخونمش
.توجهش جلب شد
.ایکاش میتونستم به تماسهای بیشتری گوش کنم
توی آکادمی بهت نمونه تماس ندادن؟
.به همشو از قبلاً گوش دادم
.تقریباً مطمئنم که به پیری دوقلوهای "تامسون" بودن
...باشه
،اگه تماسهای جدیدتر میخوای
.یه سر به گزارشهای فعال بزن
...شمارهی شناسنامت رو وارد کن و- .همهی تماسهایی که تا الان میخواستم-
.عالیه
.قول میدم اونی که توش آهنگ خوندی رو باز نکنم
.نه، نه، انجامش بده .ترکوندمش
.تحویل چای بابونه
.چیمنی"، تو فرستادهی خدایی"
این هفته امتحان آخرترم نداری؟
.فکر میکردم که کتاب بخونی
.بعداً
باورت نمیشه که دستگیر کردن یه نفر باعث میشه که
.چقدر کاغذ بازی اضافه انجام بدی
من باید همهی اینها رو پشت سر بذارم تا بتونم
.ساعت ده یه کلاس مرور بذارم
فقط یه چایی برام آوردی یا
منتظری تا من چایی رو بریزم؟
توی امتحانهای آخر ترم تصمیم میگیرن
که میتونی وارد سال سوم بشی یا نه، مگه نه؟- .درسته-
No comments yet. Be the first to leave one.