The first 200 lines.
:آنچه گذشت
،اگه بفهمم دنیل چی میدونسته
شاید بتونم ازش استفاده کنم .تا توی زندان نیفتم
.باید بیاریمش داخل - .باشه -
فکر میکنی توی رقصش یه پیام مخفی داره؟
.لعنتی. پلیس اینجاست
!کافیه! کافیه
.تو همه فکر و وقتت رو روی کارت میذاری
تو منبع اصلی، و دوستم رو گرفتی .بیدفاع و تنها انداختی تو زندان
.اونجا میگیرنش میکشنش
زدم مثه سگ این پاکستانیه رو لگدمال .کردم. شیش سال به حکمم اضافه کردن
.بعدش یه سوراخ درست کردم
بعدش پوستشو کندم. پوست صورت .اون پدرسگو کندم
.قشنگ صورتشو جر دادم! پوستشو کندم
.پوستشو کندم
!کفش میخوام
.کفش میخوام - .من بهاندازه کافی مشکل دارم -
!کفش میخوام! چندتا کفش کوفتی بهم بدین
.پوستشو کندم
.گرفتمش و بعدش پوستشو در آوردم
برای برگشتن به سلولت مضطربی؟ .چون من نیازی نیست اینجا باشم
.مدرک درستوحسابی علیهت دارم در مورد سه تا قتل
.من فقط اومدم که... باهات حرف بزنم
.مانیاک
.آره، مانیاک
«توی اون سایت عبریـه که سرچ کردم «عوضی .این اومد
درسته؟
«.یعنی «کیرخور
.اوه
.پس شما هم این فوش رو توی اسرائیل استفاده میکنین
...دنیایی پر از مرد
بازم انقد احمقیم که بجای اینکه تعریف محسوب بشه .اون رو تبدیل به فحش کردیم
.توی زندان میمیری، سِگِو
.زودتر از اونی که فکرشو میکنی
الان این کسشری که گفتی یعنی چه؟
.میخوام کل داستان رو برام بگی
،باید اعتراف کنم .تو برام خیلی جالبی، مرد
ولی دادستان قراره بگه یه اسرائیلیِ روانی کلوب شبانه رو به رگبار گرفت
.و درگیر انتقام گنگها شد
،ولی تو. تو و رفیقت میتونستین کشور رو ترک کنین
و بعد از اینکه دو نفری که زنت رو به قتل رسوندن .رو کَشتی میرفتین اسرائیل
پس برای چی موندین؟
چرا صبر کردی؟
ازم چی میخوای؟
فقط میخوام
.تو که منو اینجا گیر انداختی. مدرکت رو هم داری .اون محکومیتی هم که دنبالشی بدست میاری
اگه عدالت میخوای کارِ کوفتیت رو درست .انجام بده و بپرس چجوری زنم مُرد
.و قاتل واقعیش رو پیدا کن
.خب بهم بگو .بهم بگو که چه خبره
.چیزی که نمیدونم رو بهم بگو - آزادم میکنی؟ -
پس چه فایده داره که بگم؟
نکته اصلی اینجاست که تو و رفیقت .هارل رو همه به چشم قاتل سریالی میبینن
.و از قضا میدونم که پسر هم داشته
پس اگه میخوای خاطرهای که از پدرش .داره این باشه، مشکلی نیست
با نائومی هیکس حرف زدی؟
.نمیشناسمش
.ولی بهگمونم این کارم میشه کرد
...یا
.خودت واسم تعریف کن
.همین حالا
.جسد اون مَرده توی زمین ماشینهای اوراقی
هنوز نتونستین هویتش رو تشخیص بدید، درسته؟
.هنوز نه
.نمیتونید
.کار موساده
،اونا ران رو کشتن .و برای کشتن من هم میان
.همینجا. بهزودی
باهام حرف بزن. این رو ...بهجایی نبر که نتونیم ازش برگردیم
.خفهخون بگیر
.حتی پیامهارو هم پاک نکردی
چه مرگته جنده؟
.بشین سر جات و دهنتو ببند .بعدیش میخوره تو زانوت
با مثانه ضعیف C++ موساد برنامهنویسهای انتخاب میکرده یا خوششانس بودن که تو رو پیدا کردن؟
.تلفن رو بذار زمین و باهام حرف بزن
مثلاً چی میخوای بهم بگی؟
پیامهای توی گوشی من رو برای خودت .فوروارد کردی، کثافت دروغگو
نقشهت چی بود، هان؟
میخواستی بهشون کمک کنی دوستدختر حاملهت رو کتک بزنن یا اینکه بشینی و تماشا کنی؟
تالی، نمیبینی چه اتفاقی داره میفته؟
،اون پیامها رو برای تبرئه کردنت استفاده کردم .تا بفهمن چی رو نمیدونستی
...من وارد این قضیه شدم تا ازت محافظت کن
.درسته، نه، میفهمم
.تو منو دوست داری. میخواستی کمک کنی .هورمونهام نمیذارن درست قضاوت کنم
،شاید بعد از اینکه تموم این قضایا رو پشت سر گذاشتیم ،میتونیم یه خونه کوچیک توی جلیل بخریم
.یه نونوایی باز کنیم، تشکیل خونواده بدیم
.من واقعاً دوستت دارم
.اگه نداشتم، میذاشتم تو رو با خودشون ببرن
.بهت التماس میکنم، فکر کن .میتونیم درستش کنیم
.من میخوام جزوی از زندگیت باشم
.میخوام توی زندگیت باشم .هر دو زندگیت
.وقتی دروغ میگی صدات نازک میشه
حالت خوبه؟
تالی؟
.بلند شو
.باید بریم
این رو بدونِ اینکه به ادیتورت بگی داری روش کار میکنی نوشتی؟
اصلاً چیزی هم خوندی، کارینا؟
بجز مرگ این زن جوون چیز دیگهای هم داره؟
مثلاً اینکه چرا کشتنش؟
.هنوز دارم روی اون قسمت کار میکنم .نمیدونم. باید با چند نفر حرف بزنم
پس چرا حالا داری تحویل میدی؟
...چون که
،اگه این رو منتشر نکنم
همونجور که زنش رو کشتن .دوست منم میکشن
میتونیم اینو تیتر بزنیم؟
.کارینا، ایمیل - .دو دقیقه دیگه -
دوستت. الان کجاست؟
.تو زندانه .نیم ساعت دیگه کیفرخواستـشه
.عالیه. تو برو سراغ اون و بذار منم تهوتوی اینو در بیارم .نوشتهها و فایلهات رو هم بهم بده
.به تیم حقوقی بگو بیان بالا .بهشون بگو توی اتاق کنفرانس منتظر بمونن
.کارت خوب بود. کاری که بتونم رو میکنم
ولی قبل اینکه بتونیم کاری باهاش .بکنیم باید رئیسهامون تأییدش کنن
.میفهمم، ولی وقتمون داره تموم میشه
.اگه قراره دعوایی باشه بیاین همین الان انجامش بدیم
.سیاستبازیها رو بسپر به من .تو به سراغ کیفرخواست
.عصر دوباره تشکیل جلسه میدیم
.بگو که توی قضیه هوامو داری
.این اصل کاریه کارینا .نذار تو نقطه خفه شه
،منم به اندازه خودت میخوام این خبر پخش بشه .ولی هیچوقت قولی که نمیتونم پاش بمونم رو نمیدم
.وکیلهامون نظرشونو رو این تحمیل میکنن
.هی رئیس. سؤال دارم - .سرم شلوغه -
.نه، نه، نه. طول نمیکشه .یه جسد دارم که نمیشه هویتش رو مشخص کرد
احتمالاً خارجیه چون نتایج آزمایش دیانای .خالی هستن
.اصلاً با عقل جور در نمیاد
توی ارتش بودی دیگه، درسته؟
به مأمورای موساد بر نخوردی؟
بعد از خدمتم یهکم فریلنس کردم ولی نه واقعاً. چطور؟
خب، نخند، ولی چی میشه اگه موساد اینجا توی ایالات متحدهست که یه نفرو بگیره و اون هم کشته شده؟
چرا باید همچین چیزیو بگم؟ - .شاید بهمین خاطره که هویتش معلوم نمیشه
چرا با این چرت و پرتا رو مخم میری؟ کی اینارو بهت گفته؟
.همون مظنون، آزولای گفته - .خیلی خب -
.بذار برات سادهش کنم مظنون هنوز زندهست؟
.آره - .پس موساد دنبالش نیست -
.فکر نمیکنم به همین سادگیا باشه
تو کی هستی؟
.صبح بخیر، سِگِو
.از کنسولگری اسرائیل اومدم
از دستگیریت باخبر شدیم و گفتیم .یه سری بهت بزنیم
باهات خوب رفتار میکنن؟ چیزی برای خوردن بهت میدن؟
میخوای با خونوادهت توی تل آویو تماس بگیری؟
و بهشون بگی چه خبره؟
چرا کنسولگری بهم علاقهمند شده؟
امروز وقت دادگاه داری، درسته؟
تا اینجا از کار وکیلت راضی بودی؟
.هنوز ندیدمش
کی بهتون گفت که دستگیر شدم؟
ما... هرموقع که یه شهروند اسرائیلی .دستگیر بشه باخبر میشیم
میدونی، زندانهای آمریکایی میتونن .جاهای خیلی، خیلی خطرناکی باشن
چی میخوای؟ - .سالم بودنت رو -
فکر کردی من احمقم؟
.حرف بزن
.حقیقت اینه که، ما ترجیح میدیم سکوت کنی .سکوت خیلی برامون باارزشه
.تا جایی که میتونی کم حرف بزن
اگه نمیتونی این کار رو بکنی، باخوشحالی به تو .و هرچقدر دوستی که اینجا توی ایالات متحده داری کمک کنیم
.گم شو
.توی دادگاه امروز موفق باشی
.بعدی. مردم علیه آزولای
.2-0-1-3-B-X-0-7-1-7 شماره پرونده
.سلام، عالیجناب
سِگِو آزولای. شمایی؟
.بله
آقای آزولای، شما متهم به
.سه فقره جداگانه قتل درجه یک هستید این رو میفهمید؟
.بله
انگلیسی صحبت میکنید؟ از شدت این اتهامات آگاه هستید؟
.بله - و اتهامات خود را قبول دارید یا نه؟ -
.بیگناهم
.بسیار خب. اجازه وثیقه انکار میشه
.آقای کافلین، پیش منشی دادگاه برید .براتون وقت جدید میزنیم
.ممنون عالیجناب
.مردم علیه مککیو .2-0-1-3-X-2-2-9-7 شماره پرونده
.بیا دنبالم
...پروندهی بعدی توی فهرست
.کاراگاه نیوکرک. نائومی هیکس هستم
.خوشحالم که جلوم رو گرفتید .همین الان میخواستم دنبالتون بگردم
با سِگِو حرف زدید؟ - .بله -
و؟
حرفاشو باور نمیکنید؟ - .سِگِو منظون قتله -
و مهمتر از اون، من میدونم که .سِگِو اون آدمارو کشته
،پس هرچقدر هم که پروندهش خاص و عجیبه ،و باید اقرار کنم که واقعاً هم هست
.ولی حرفاش زیاد برام منطقی نیست
.اون داره حقیقت رو میگه - پس تو ضمانتش رو میکنی؟ -
.من دارم سعی میکنم هرجور شده زنده نگهش دارم
حداقل امیدوارم خبری که ،دارم روش کار میکنم این کارو بکنه
ولی آدمایی که میخوان اون بمیره .از همین الانشم دارن سعیشون رو میکنن
.و متوجهم که این درخواست بزرگیه، کاراگاه
،اگه میخوای زنده به جلسه دادرسی برسه .به حرفام گوش کن و کمک کن
چه کمکی؟ - .یه تماس بگیر -
.اونو بازداشت حفاظتی کن
واقعاً حرفشو باور میکنی؟
فکر میکنی یه مشت جاسوس اسرائیلی قراره به زندان نفوذ کنن و این یارو رو بکشن؟
کاراگاه، شما میدونید همسر سِگِو کی بود؟
.آره، یه رقاص آمریکایی بود انگار .هرچی. خوش بحالش
.دنیل هویت جعلیش بود .اسم اصلیش سوفی درایر بود
.سوفی یه مأمور مخفی سیا توی تل آویو بود
.اون رو به قتل رسوندن
.وقتمون داره تموم میشه
.کمکمون کن یهکم وقت بخریم، خواهش میکنم
زدم مثه سگ این پسره رو لگدمال... .کردم. شیش سال به حکمم اضافه کردن
!برو عقب. برو عقب
No comments yet. Be the first to leave one.