The first 143 lines.
متاسفانه باید اعلام کنم
که آتوبات ها
به رهبری آپتیمس پرایم
یکی از بهترین سربازان ما رو بیرحمانه به قتل رسوندند...
ایمپکتور، دیسیپتیکانی وطن پرست.
آتوبات ها، برای مصلحت سایبرترون
فوراً به نزدیک ترین محل تسلیم خودشون رو تحویل بدن.
برای شما راحت تر هست که...
اگر برای کشتن من اینجا اومدی...
خیلی دیر رسیدی.
ممم...
به دنبال قدم های بعدی باش، الیتا 1
آماده ی نبردهای بیشتری میشیم یا همه رو آماده ی فرار میکنیم؟
به زودی جایی برای فرار باقی نمیمونه.
اگر مگاترون، آل اسپارک رو پیدا کنه تمام سیاره رو به کنترل خودش درمیاره.
هیچ جای امنی روی سایبرترون باقی نمیمونه.
آپتیمس؟
اگر آل اسپارک روی سایبرترون دیگه نباشه، چی؟
منظورت....چیه؟
ما آل اسپارک رو پیدا میکنیم و از سایبرترون خارجش میکنیم.
بدون آل اسپارک چه بلایی سر سایبرترون میاد؟
آیین های قدیمی میگن که
با برداشتن آل اسپارک سایبرترون از بین میره.
ما نمیذاریم چنین اتفاقی بیوفته.
شنیدم که مگاترون میخواد آتوبات ها رو تغییر بده.
نقشه ـش حالم رو بهم میزنه.
مراقبت حرف هات باش.
به نظر من این کار نژاد ما دیسیپتیکان ها رو ضعیف میکنه
میراث شریف جنگجویی ما رو از بین میبره.
اصلاً میشه باور کرد که یکی از اون ها تبدیل به یکی از ما بشه؟
اون ها که یک دیسیپتیکان واقعی نمیشن.
این کار اشتباهه.
و نشونه ی این هست که مگاترون داره ضعف نشون میده.
حاضرم شرط ببندم که...
....نقشه ی مگاترون
باعث نابودی تو یکی نمیشه.
احساس اشتباه خود بزرگ بینی تو
باعثش میشه.
و وفاداری کورکورانه ی تو باعث مرگت میشه.
هر کسی که مشکلی با آینده ای که من برای سایبرترون دیدم داره
جایی در اون آینده نخواهد داشت.
بله، البته، فرمانده مگاترون، ما...
باید مشغول گشت زنی باشیم.
بله، البته.
سیکرها به سمت آسمون!
استاراسکریم استفاده ی خاص خودش رو داره
ولی هیچ وقت یادت نره اون فقط یک سلاحه.
اگر نظر من رو بخوای، بیشتر فقط یک وسیله هست.
و وسایل به راحتی جایگزین میشن.
آپتیمس، تو خیلی درگیر اما و اگر...
الیتا، تنها چیزی که ما قطعی میدونیم اگر مگاترون...
اگر ال اسپارک رو پیدا کنیم...
چطوری اصلاً میخوایم از سایبرترون خارجش کنیم؟
اگر انرژان کافی برای پرتاب سفینه هم داشته باشیم
دیسیپتیکان ها ما رو توی آسمون میزنن!
مگر اینکه بهشون فرصتش رو ندیم.
داری در مورد چی صحبت میکنی، ویلجک؟
من...
وقتی که با اون بامبلی دزد بودم سعی کردم بهتون بگم.
باقی مونده ی یک پل فضایی رو پیدا کردیم.
به نظر بشه تعمیرش کرد.
یک پل فضایی؟ شوخیت گرفته.
معمولاً این مدل تکنولوژی فراتر از تخصص منه
ولی یک متخصصی میشناسم که توی سر و هم کردن این چیزها استاده.
عالیه، ویلجک.
اگر بتونیم پل فضایی رو تعمیر کنیم،
این راه خروج ما از سیاره خواهد بود.
- ویلجک چطوری ما.... - این کار دیوونگی هست.
نه بدتر از اون درموندگی هست.
هنوز موفق به پیدا کردن آتوبات ها نشدم، قربان.
هنوز نتونستم اطلاعات به درد بخوری در بیارم.
یک درخواست ساده در حوزه ی توانایی هات هست.
اجازه استفاده از روش های سفت و سختم....
برای من سخنرانی نکن، شاک ویو.
مگاترون!
از الان اجازه داری از هر روشی که فکر میکنی درسته استفاده کنی.
ولی جای آتوبات ها رو پیدا کن!
درود بر دیسیپتیکان ها.
درود بر تو دیسیپتیکان.
اینجا چیکار میکنی؟
این منطقه ی ماست.
دارم سرنخ احتمالی محل اردوگاه اتوبات ها رو دنبال میکنم.
خوبه، ما هم میایم.
هیچ وقت فرصتی که بتونم تعداد کشتن هام رو زیاد کنم، از دست نمیدم.
اون چی بود؟
لباس مبدلش داره از بین میره.
هیچی، یک نقص فنی هست.
صبر کن ببینم، اون...
یک آتوبات جاسوس هست!
آتوبات ها، به پیش!
باید هر چه سریعتر حرکت کنیم!
باید بریم.
قبلاً..اینجا سینما بوده؟
سخته که به خاطر بیارم قبلاً در سایبرترون فیلم و موسیقی جریان داشت.
ما برای چنین سایبرترونی میجنگیم.
واقعاً، پرایم؟
اون سایبرترون خیلی وقته که از بین رفته....
اونم به خاطر تو.
آآآ...
سلام، رچت.
بهت که گفتم هیچ وقت کسی رو اینجا نیار.
من از ویلجک خواستم که ما رو اینجا بیاره.
امید دارم که بتونم این جنگ رو به پایان برسونم.
حتماً که همینطوره.
چی میخوای؟
کمک لازم داریم.
من کمک لازم دارم که یک چیز خیلی بزرگ رو تعمیر کنم.
دیگه از این کارها نمیکنم.
تو یک مهندس بودی.
اختراعاتت، تولیداتت، سلاح های تو، زبان زد همه هست.
حتی ما روی کمینس تو رو میشناختیم.
آره، خب، دیگه از این کارها نمیکنم.
اگر کسی درمانی یا تعمیری، معالجه ای لازم داره، میتونه بمونه.
در غیر این صورت...بره.
این کارت ستودنیه، رچت.
نیازی به تعریف تو ندارم.
کنایه آمیزه.
سلاح های جنگ تبدیل به...
کار من از کنایه گذشته.
متوجه شدم که راه حل های قبلی من فقط شرایط رو بدتر میکرد.
به این تصمیم که به جای آسیب رسوندن درمان میکنی، احترام میذارم، رچت.
ولی سرنوشت همه ی کسانی که روی سایبرترون هستن، به ما بستگی داره.
بیخیال کار قبلیم شدم.
از من نخواه به اون شرایط برگردم.
اون چیزی که تو فکر میکنی نیست.
برید! همین حالا!
ما وقت این کارها رو نداریم!
نه!
ایمپکتر؟
تو دیسیپتیکان ها رو درمان میکنی؟
من هر کسی که نیاز داشته باشه رو درمان میکنم.
اصلاً میدونی که اون بیرون دارن چه بلایی سر ما میارن؟
آتوبات...عوضی های نخاله!
اصلاً تو میدونی که چند هزار ساله چه بلایی سر ما آوردین؟
البته که نمیدونی.
پشت دیوار طلاییتون داشتین با انرژانتون بازی میکردین
مرتیکه ی لوس...
تو هیچی در مورد من نمیدونی!
من از همون اول سرنوشتم این بود که توی معدن ها جون بکنم
تا زمان مرگ یا غیرفعال شدن انرژان از هسته استخراج کنم
تا شما بتونید راحت زندگی کنید.
- کافیه. - من از تو دستور نمیگرم، پرایم!
تو اون پایین مثل من و مگاترون جون نمی کندی.
No comments yet. Be the first to leave one.