The first 200 lines.
"اخبار فوري"
"يکبار ديگر وحشت در قلب بمبئي"
"..پنج انفجار بزرگ با فاصلهي 40 دقيقه"
"دهلي هدف تروريستها قرار گرفت"
"انفجارها30 کشته و بيش از 100 زخمي به جاي گذاشت"
"مجاهدان هند مسئوليت اين انفجار را به عهده گرفتند"
"کمي پس از انفجار بمب در دهلي"
"يک روزنامه نگار نامهاي از طرف مجاهدان دريافت کرد"
"هند در سال گذشته با حملههاي تروريستي بيشماري رو به رو شده"
"اين انفجارها، 400 کشته و هزاران مصدوم به جاي گذاشتند"
"نيروي ويژهي پليس دهلي دوباره ناکام ماند"
نه تنها نتونستن جلوي حملهها رو بگيرن" "حتي تروريستها رو هم دستگير نکردن
"حملههاي تروريستي نيروهاي ويژهي پليس دهلي رو فلج کرده"
"سانجي کومار، معاون کميسر داره چيکار ميکنه؟"
"آژانسهاي امنيتي کشورمون کجان؟"
همش فشار، پرونده
يه سال همين حرفها رو شنيدم
مي دونم ميخوام چي بگي
بعد از اون انفجارهاي دهلي خيلي تحت فشاري
درست نميگم آقا سانجي؟
مي خواي چند تا مدال بگيري؟
شش تا کافي نيست؟
مي دوني که اين مدالهات،
...افتخارت، وظيفت
ازدواج مون داره از هم ميپاشه، سانجي
راستش بينمون هيچي نمونده
همهي دوستها و فاميلهامون
...همش ازم سوال ميپرسن
داري تو اين خونه چيکار ميکني، نانديتا؟
پس بايد از اينجا بري
واقعا؟
فقط همين واسه گفتن مونده بود
بايد برم
مي توني سر راهت برسونيم به يه آژانس مسافرتي؟
بهش زنگ بزن
بليطها رو ميفرسته خونه
...مي توني اون يکي ماشين رو- رام سينگ-
...فکر کنم
مي رسونمت
برو حاضر شو
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهشيد.ظ - اشعار: فاطمه
همين جا نگه دار
ولي تو- حق با تو بود-
بايد زنگ ميزدم بليطها رو بيارن خونه
و به جاش ميرفتم سالن
سالن؟ الان؟
مان سينگ، بزن کنار- قربان-
سانجي
...فکر ميکردم بعد از اين همه که با هم بوديم
ازم ميخواي بمونم...
اين فقط يه بهونه بود
تصميمت واسه ترک خونه درسته
پس چرا بايد جلوت رو بگيرم؟
...حالا هر چي
مان سينگ راه بيوفت- قربان-
بله، وزير- جناب کي کي و من آماده ايم-
لطفا بيايد- تو راهم-
تا نيومدم کاري نکنيد
بله، قربان بهشون ميگم
"همگي توجه کنيد افطار امروز ساعت 6:40 عصره"
بله؟- قربان-
جناب سانجي ميخواد تا رسيدنش دست نگه داريم
بذار کارم رو بکنم- اما-
جيتو، اون بالا همه چيز تحت کنترله- بله، قربان-
بياين حرکت کنيم، حرکت کنيم
جيسوال، راه بيوفتين
قربان، جناب کي کي رفته داخل
چرا دستور شليک دادي؟
کي دستور درگيري داد؟
...راستش، قربان- ...راستش
...کي کي
...قربان
بياين پايين، منطقه رو پوشش بدين
ببرشون يه جاي امن، همين حالا سوار شيد
بريد داخل
عجله کنيد. زود باشيد
بريد داخل! داخل
بريد داخل- بريم-
عجله کنيد
از اون طرف
قربان، طبقهي بالا داره گلوله شليک ميشه
طبقهي بالا داره گلوله شليک ميشه
از اينجا بريد
کي کي؟- بله-
کي کي، حالت خوبه؟- دو بار گلوله خورده-
جيتو، زود ببرش بيمارستان
چشم، قربان
بريم
خانم، شروع کنيم؟- آره-
خانم 18 تا تماس از دست رفته دارين
نانديتا، نيروهاي ويژه وارد يه درگيري شدن
سانجي داشت اونها رو هدايت ميکرد، درسته؟
چون جواب ندادي يه کم نگران شدم
فقط به سانجي زنگ بزن و مطمئن شو حالش خوبه
و نگران نباش يه نفر رو ميفرستم اونجا رو پوشش بده
باشه
امروز صبح ساعت 10:30 در منطقه دانشگاه اوکلا
پليس درگير شليک
با يک گروه تروريستي شد که اونجا قايم شدن
خبر اومده که دو پليس زخمي شدن
و حال يکيشون وخيمه- در رو باز کن، زود باش-
...همون طور که ميبينيد، پليس مصدوم داره
چشماتون رو باز نگه دارن، قربان
بريک، وزير
بريم، عجله کنيد
راه بيوفت
راه بيوفت
راه رو باز کنيد
از سر راه بريد کنار
راه رو باز کنيد
سانجي جواب بده ...سانجي، لطفا
خانمها و آقايون
لطفا به تعداد زياد از خونههاتون بيرون بيايد
قربان
قربان؟
قربان دو تا پسر داخلن
لااله الا الله محمد رسول الله
لااله الا الله محمد رسول الله
بس کن
بس کن
...شليک نکنيد قربان، شليک نکنيد
ميام بيرون شليک نکنيد
ميام بيرون شليک نکنيد
تو رو خدا شليک نکنيد
تو رو خدا شليک نکنيد ميام بيرون
تو رو خدا شليک نکنيد ميام بيرون، قربان
بگردينش
بله، قربان
ميام بيرون قربان
پاشو. زود باش
هيچي نيست، قربان
بيا عوضش کن
سلام، قربان
سانجي هستم
سانجي، چه خبر شده؟
قربان...کي کي گلوله خورده و وزير زخمي شده
فرستادمش بيمارستان
و به اتاق کنترل پليس خبر دادم
من و آشوک داريم ميايم
مي دوني چيکار کني؟- بله، قربان-
زنده باد هند
قربان، بهتون اطلاع ميدم
کميسر
راه بيوفت- قربان-
لطفا بزن اخبار زود بزن اخبار
نانديتا، چي شده؟ همه چيز رو به راهه؟
امروز صبح ساعت 10:30 در منطقهي دانشگاه اوکلا
پليس درگير يک تيراندازي شد
با يه گروه تروريست
خبر اومده که دو پليس زخمي شدن
و حال يکيشون وخيمه
...همون طور که ميبينيد
الو
مان سينگ، سانجي کجاست؟
از صبح تا حالا دارم بهش زنگ کي زنم چرا جواب نميده؟
حالش خوبه، خانم فقط فعلا سرش شلوغه
خانم، جناب کي کي گلوله خورده و بردنش بيمارستان
خانم؟
خانم؟
بگو کيه
ببرش داخل
بگو
کيه؟
اين کيه؟
تو
مي شناسيش؟- نمي شناسم، قربان-
نه
نمي شناسي، نه؟- نه، قربان-
قشنگ نگاه کن مي شناسيش؟
قربان، من هيچ چيز نميدونم
هنوز چيزي نگفته؟- نه هنوز، قربان-
ميگي کاري نکردي؟
پس اين چيه؟
اين چيه؟ هان؟
قربان
پليس دهلي بارها شکنجه مون کرده" "دارن زندگي مون رو جهنم ميکنن
"اين دفعهي اولشون نيست"
"بياين دست به دست هم بديم"
"و جلوي آزار پليس صدامون رو بالا ببريم"
"بياين اجازهي توطئه چيني عليه ما رو بهشون نديم"
قربان؟- بله-
به پشتيباني نياز داريم
گروه ويژه داره مياد، سانجي
فقط تحمل کن
"پليس دهلي هميشه عليهمون توطئه ميکنه"
"بعضي وقتها پسرهاي بيگناه مسلمونمون رو دستگير ميکنن"
"بدون حکم دستگيري ميگيرنشون"
"با اتهامات دروغين متهمشون ميکنن"
"واسه پليس دهلي، ديگه يه کار عادي شده"
قربان، آمبولانس اومده
ديگه اين زورگويي رو تحمل نميکنيم
ديگه اين زورگويي رو تحمل نميکنيم
پليس دهلي مرده باد-
پليس دهلي مرده باد-
پليس دهلي مرده باد-
پليس دهلي مرده باد-
ديگه اين زورگويي رو تحمل نميکنيم
ديگه اين زورگويي رو تحمل نميکنيم
قربان، کي کي از اون در اومد
که باز بود...
No comments yet. Be the first to leave one.