The first 200 lines.
.هی، "لوئیس"، اینجا رو ببین
این برنامه بهت کمک میکنه که .زبان چینی ماندارین رو یاد بگیری
شما میخواین من رو بفرستین به چین؟
.نه، من هرگز این کار رو نمیکنم
.اون بچش رو فرستاد به ژاپن
.اوه، نه، نه
.ارتش اون رو فرستاد ژاپن
.دارین من رو میفرستید به ارتش
.نه، نه، نه
.ما تو رو جایی نمیفرستیم
.ما فقط میخوایم کمک کنیم یاد بگیری
.خب، اینجا رو ببین
،تو میتونی هر جملهای رو تایپ کنی
.و برنامه برات اون رو ترجمه میکنه
اوه، چی داره میگه؟
.به صداش میاد قشنگ باشه
،اون گفت ".الن، زیپت بازه"
!اوه. اوه
خب، چطور میشه ازش تشکر کرد؟
.آه، بیا بفهمیم
.شیهشیه
این قراره توی رستوران پاندا .خیلی تحت تاثیرشون قرار بده
.با مرغ اضافی، شیهشیه
.والدن"، من الویس چینی هستم"
.شیهشیه. خیلی شیهشیه
.بسیار خب
،بیا این هدفون رو بگذار
.و ما یه کم چینی یاد میگیریم
،خب، ببین ،حالا که داره کارا پیش میره
چطور میخواین این کار والدین رو انجام بدیم؟
منظورت چیه؟
خب، وقتی تو میخواستی ،بچه به سرپرستی بگیری
.ما قرار بود بعدش طلاق بگیریم
،ولی حالا اگه ما سرپرست "لوئیس" بشیم
.ما باید حداقل شیش ماه با هم باشیم
.نه اینکه بخوام شکایت کنم
این بهترین و عاشقانهترین
.بین سه تا ازدواجمه
من فکر کنم این برعکس زمانیه
.که "جیک" اینجا بود
تو پدر بودی و من ،گاهی دانشم رو در اختیارش قرار میدادم
مثلاً... عکس جمجمه و استخون روی
بطری زیر سینک نشونه .آب میوه دزدان دریایی نیست
،باشه، خب
پس من هم درباره "لوئیس" هر چی .تو بگی رو دنبال میکنم
،من میشم معاون، کمک خلبان
.میشم ستوان اگه راضی باشی
.نمیشم
.این سخته
،اوه، باشه .بیا کمکت کنم
هر جملهای که
.میخوای بگی رو تایپ کن
.باشه
.من میخوام بیخیال این کار بشم
،باشه
.آه، ببخشید
،اگه تو میخوای بگی ،"من میخوام بیخیال این کار بشم"
...اینجوری تلفظ میشه
چیزی که تو خواستی .یه رقص لختی بود
.اوه، خدای من، متاسفم
.اشکال نداره، بهم بر نخورد
...اوه، خب، در این صورت
.من "جین" هستم
.من "والدن" هستم
.اوه اینها "لوئیس" و "الن" هستن
.سلام - .از دیدنتون خوشوقتم -
پس تو داری به "لوئیس" ماندارین یاد میدی؟
،خب، من یه برنامه 99 سنتی براش خریدم
.پس، آره، دارم بهش یاد میدم
،خب، من ماندارین رو کامل بلدم پس اگه کمکی خواستین
...برای هر چیزی
.باهام تماس بگیرین
آه، خب، من همیشه .به کمک نیاز دارم
!اوه. اوه
.از دیدنتون خوشحال شدم
چی شد؟
چی گفتی؟
،اون گفت ".اونها ازدواج کردن"
،و اگه اون نمیگفت .من میخواستم بگم
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
اونجا چه خبره؟
نمیدونم. دارم سعی میکنم .لب خونی کنم
،اون یا گفته "،من از اینجا خیلی خوشم میاد"
".یا "من خیلی آبجو دوست دارم
.مطمئنم داره چیزهای خوب میگه
،میدونی، اینکه تو داری بهش چینی یاد میدی
اینکه من چطور دارم بهش .آگاهیهای اجتماعی میدم
تو بهش یاد دادی که توی حموم شاش .کنه تا توی مصرف آب صرفهجویی کنه
و میدونی مادر طبیعت درباره این چی میگه؟
.شیهشیه
باید بهتون بگم. من الان .به این بچه عادت کردم
،و اگه اون بخواد این بچه رو ازتون بگیره
.من یه نفر رو میشناسم که میتونه پسش بگیره
شوخی میکنی، درسته؟
.درسته، شوخی کردم
ولی اگه من یه پاکت توی ماشینم پیدا ،کنم که توش دو هزار دلار پوله
.نمیتونم بفهمم که از کجا اومده
میتونم یه ثانیه باهاتون حرف بزنم؟
.بله، البته
برتا"، میتونی مراقب "لوئیس" باشی؟"
.حتماً
.ما میریم توی ماشین و روشنش میکنیم
.بدون دلیل
خب، من از "لوئیس" درباره .این آخر هفتش پرسیدم
اون جوابتون رو به انگلیسی داد یا ماندارین؟
.انگلیسی
ولی من واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم .که تو داری بهش چینی یاد میدید
.و اینکه توی حموم بشاشه
.این کار منه
من همینطور دارم بهش یاد میدم .جوری برقصه انگار کسی نگاهش نمیکنه
خب، به نظر میرسه اون خوب .اینجا جا افتاده
،اون با شما احساس خوشحالی و امنیت میکنه
پس دلیلی نمیبینم که شما رو برای
.سرپرستی "لوئیس" تایید نکنم
واقعاً؟ - .جدی میگی -
.من درباره این چیزها زیاد دروغ نمیگم
،یه بار دروغ گفتم .و خوب پیش نرفت
!این عالیه
میدونم. من تا حالا برای هیچ کاری .تایید نشده بودم
.سرش رو بخور. کارت اعتباری
!تبریک میگم - !ممنونم -
.این بهترین بخش کارمه
.خب، این و دونات خوری روز جمعه
.اوه، خدایا، زندگی من خیلی خالیه
اوه، صبر کن، "لوئیس" میدونه؟
.نه، اون فکر میکنه من خوشحالم
.اوه، منظورتون درباره اینجا بودنشه
.اوه، نه، شما باید بهش بگید
،ولی قبل از اینکه بهش بگیر ،فقط یادتون باشه
بچههایی که مثل اون مدتها توی سیستم بودن
امکان داره یه کم پا پس بکشن ،یا دودل باشن
پس اگه این رفتار رو داشت .ناراحت نشین
اشکالی نداره. منم وقتی .بچه بودم شورشی بودم
یه شب، من ماشین مادرم رو .برداشتم و رفتم دور بزنم
اگه کتابخونه بسته نبود پلیسها
نمیتونستن من رو بگیرن
خب، اگه چیزی لازم داشتین .با من تماس بگیرین
.من باید برم. من باید برم خرید
من دارم برای هر کدوم از گربههام .جای مخصوص هدیه کریسمس درست میکنم
باید اون وقتی که گفتم .من باید برم" تمومش میکردم"
.به هر حال، تبریک میگم
،"اوه، هی، "لوئیس میتونی بیای اینجا؟
اوه، خدای من، ما باید بهش .بگیم اون نمیتونه بمونه
این چقدر میتونه باحال باشه؟
.هر چی تو بگی انجام میدیم
،"هی، "لوئیس
خب خانم "مکماریتن" گفت
تو از اینجا خوشت میاد .و میخوای که بمونی
.همینطوره
خب، ما هم بهش گفتیم
،که میخوایم تو اینجا بمونی
!و اون گفت... باشه
!واقعاً؟ عالیه
.آره. ما باید جشن بگیریم
میتونیم پیتزا بگیریم، زیپی؟
از اونی که فکر میکردم .خندهدارتر شد
،میدونی، وقتی پسرم هم سن تو بود
.مثل الان باهاش بازی ویدئویی میکردم
واقعاً؟ - .آره و من میگذاشتم که ببره -
...همینطوری که میگذارم تو ببری
!هی
!چطور ماشینم رو منفجر کردی؟
،"خیلی خب، "لوئیس .وقتشه که بخوابی
پنج دقیقه بیشتر؟
.نه. تو قانون رو میدونی
.یک ساعت بازی ویدئویی هر شب .حالا وقت خوابه
.عادلانه نیست
.خب، زندگی عادلانه نیست
.قیافه من رو ببین، قیافه اون رو ببین
.بسیار خب، من برات حموم رو آماده میکنم
ظرفهات رو بگذار توی سینک و .دستهها رو بگذار کنار
.و "لوئیس"، تو هم بهش کمک کن
،اوه، میدونم که ناراحتی .ولی قوانین مهم هستن
فقط ما تا حالا توی خونه .گروهی بازی ویدئویی نکردیم
.اوه، البته
.خونه گروهی
باشه، چطوره یه چند دقیقه یواشکی بازی کنیم؟
واقعاً؟ - ....آره، آره، آره، ولی -
،ولی نمیتونی به "والدن" بگی
.و باید خیلی آروم بازی کنیم
.تو خیلی باحالی
.من بابای باحال هستم
.من بابای باحال هستم
،اوه، هی، کوچولو
چطور خوابیدی؟
.با چشمهای بسته
،آه، تیکه قدیمی انداختی
.بهت احترام میگذارم
میتونم صبحانه بخورم؟
البته. بلغور جو چطوره؟
!کلوچه
خب، تو بلغور کلوچهای دوست داری؟ - .آره -
خب، این بلغور کلوچهای بدون شکر
.که حالت خیس و شلی داره
چرا نمیتونم کلوچه بخورم؟
.خب، چونکه کلوچه غذای صبحانه نیست
و یادت میاد "والدن" درباره .غذای سالم خوردن چی گفت
.آره، میدونم
.خانواده قبلی هم به من کلوچه نمیدادن
No comments yet. Be the first to leave one.