Release info

평일 오후 세시의 연인 Love Affairs in the Afternoon E05 [StarDrama]
A Commentary by StarDrama
🌟ترجمه اختصاصی تیم استار دراما🌟

Tags

other
Published on: 2019-07-28
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

«عشقُ عاشقی در بعد از ظهر»

ت

تـ

تـی

تـیم

تـیم

تـیم ت

تـیم تـ

تـیم تـر

تـیم تـرج

تـیم تـرجم

تـیم تـرجمـ

تـیم تـرجمـه

تـیم تـرجمـه

تـیم تـرجمـه ا

تـیم تـرجمـه اس

تـیم تـرجمـه است

تـیم تـرجمـه استـ

تـیم تـرجمـه استـا

تـیم تـرجمـه استـار

تـیم تـرجمـه استـار

تـیم تـرجمـه استـار د

تـیم تـرجمـه استـار در

تـیم تـرجمـه استـار درا

تـیم تـرجمـه استـار درام

تـیم تـرجمـه استـار درامـ

تـیم تـرجمـه استـار درامـا

تـیم تـرجمـه استـار درامـا

تـیم تـرجمـه استـار درامـا ت

تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـ

تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـق

تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقد

تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدی

تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیم

تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیم

تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیم م

تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیم می

تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیم میک

تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیم میکن

تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیم میکنـ

تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیم میکنـد

تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیم میکنـد

کانال اطلاع رسانی و دانلود زیرنویس اختصاصی ما Telegram: @StarDrama

..::: YuhaNNaX :مترجم :::..

!!!!!!هرگونه کپی برداری و حذف تگ های زیرنویس ممنوع می باشد!!!!!!

متأسفم

متأسفم

متأسفم

بالاخره ضعفمُ در مقابلش نشون دادم

...درسته اینکار از همون اولشم اشتباه بود

اما بازم قلبم از درد داره تیکه تیکه میشه

قلـبمو به کسی باختم که هیچوقت نباید سمتشم میرفتم

تلفنتُ جواب بده

الو؟

مامانی، داره بارون میاد. میای دنبالم مهد کودک دیگه نه؟

چی؟

درسته، داره بارون میاد

باشه

میتونی بری

انگار دخترت مُنتظرته

باشه

بیا دیگه هیچوقت همدیگه رو نبینیم

!مامانی

عزیزدلم، ببخشید دیر کردم

دیر کردی

...چی شده

مامانِ بچه ها، تویِ بارون خیس شدی؟

آره

چرا؟

تو که همیشه چتر همراهت هست

همونی که ازش به عنوان سایبان هم استفاده میکنی

گُمش کردم

چی؟

!واقعاً که

!یکم حواستُ جمع کن

این چند وقته چت شده مامانِ بچه ها؟

چی؟

هرچه قدرم مراعات حالتُ میکنم فایده نداره، هر روز عجیب تر رفتار میکنی

با این سنُ سالت اینطوری شُدی

نکنه زوال عقلی گرفتی؟

حتی حق ندارم یه چتر گُم کنم نه؟

چی؟

...خب آخه

این فقط یه چتر بود

تو این دنیا حتی آدما هم گاهی وقتا گُم میشن

ولی من حق ندارم حتی یه چتر ناچیز رو هم گُم کنم؟

این زنیکه چش شده؟

به خاطر اینکه هیچ دلگرمی بهم نداد! دوباره از کوره در رفتم

زن و شوهرا چه حُکمی نسبت به همدیگه دارن؟

...با وجود اینکه جسمامون انقدر به هم نزدیکه

!قلب هامون خیلی از هم دوره

!جونگ وو

ای وای! انگار واقعاً دیوونه شده

خب اگه چتر نداشتی، باید از فروشگاه یدونه میخریدی

اینطوری که سرما میخوری

حق با توئه

خدایی نکرده مریض میشی

برو یه دوش بگیر

لباس زیرتُ اینجا میذارم

دینگ، دینگ، دینگ

ساعت زنگ خورد! پس یعنی نیمه شب شده بود

سیندرلا که شوکه شُده بود سریع سالن رقص رو ترک کرد

لطفاً صبر کنین خانوم مُحترم! یه لحظه

...شاهزاده سریع دنبال سیندرلا رفت، ولی

فقط یه کفش شیشه ای از خودش به جا گُذاشته بود

مامانی، تو هم مثل سیندرلایی نه؟

چی؟ منظورت چیه؟

چون فقط یه گوشواره داری

چی؟

اوه... کُجا انداختمش؟

نکنه دستِ شاهزاده ست؟

ولی مامانی! هر جور شده باید پیداش کنی، باشه؟

چرا؟

چون هدیه ی باباست

اوه، باشه. حتماً پیداش میکنم

اول بیا صبحانه بخور بعد بخواب

بیا صبحانه بخور بعد بخواب

!لعنتی، حداقل بذار آخر هفته ای راحت کَپه مرگمو بذارم

ایمان، دوباره غذا نخوردی

مامانی متأسفه

حتماً خیلی غُصه میخوری، نه؟

باید به هر قیمتی عشق رو واست پیدا میکردم

«صبحانه خوردی؟»

«میخوای باهمدیگه بخوریم؟»

بچه ها کُجان؟ الآن که آخر هفته ست

آرامُ از طرف مهد کودک بردن اردو

و آجین هم رفته کلاس باله

و شوهرمم، احتمالاً یه جایی زندست

میخوای تویِ باغ صبحانه بخوریم؟

شوهرت خونه ست، ناراحت نمیشه اینطوری تنهاش گُذاشتی؟

اتفاقاً چون خونه نیستم که از خواب بیدارش کنم خوشحالم هست

احتمالاً اینطوریه دیگه

اون مُعلم زیسته چی؟

حالش چطوره؟

نمیدونم والا

این دیگه چه جوابی بود؟

نه مُشخصه واقعاً میدونی، نه مُشخصه نمیدونی

چون... دیگه هیچگونه ارتباطی باهمدیگه نداریم

از همون اولشم نباید همدیگه رو ملاقات میکردیم

از حرفات مُشخصه، کاملاً از سرت بیرونش کردی

!گرچه، چشمات یه چیز دیگه میگه

خب، شاید اینطوری بهـتر باشه

از قدیم میگن دوری و دوستی بهتره

چی شده؟

اون ولت کرده یا اینکه تو ولش کردی؟

این حرفا یعنی چی؟ نا سلامتی جُفتمون مُتأهلیم

لطفاً دیگه جلویِ من حرفی ازش نزن

به خاطر همینم میگم خیلی عجیبه دیگه

دفه ی پیش، مگه نگفتی دلت میخواد به عنوان یه دوست باهاش رفتُ آمد داشته باشی؟

اوه، خدایِ من

یعنی آقا مُعلم اینطوری هُلت داد؟

واسه همینم نمیخواستم بهت بگم

شماها واقعاً خیلی بامزه اید

بهتون حسودیم میشه

هرکی ندونه فکر میکنه عین این عاشقایِ تازه به دوران رسیده اید

انقدر مسخره ام نکن

خیلی خجالت زده ام

ولی خب... واقعاً دیگه قصد ندارم ببینمش

به نظرت میتونی اینکارو بکنی؟

ما آدما هممون شبیه همیم

وقتی تصمیم میگیریم با کسی قطع ارتباط کنیم بیشتر دلمون میخواد ببینیمشون

...وقتی تصمیم میگیری دیگه نبینیش

بیشتر از هروقت دیگه ای دلتنگش میشی

...چی شده

رابطۀ شما خوب پیش میره؟

...نه راستش

بهم گفت دیگه نمیخواد ببینتم

...اوه

"بیا دیگه هیچوقت همدیگه رو نبینیم"

...الآن میفهمم

اون کلمات چقدر دردناک بودن

حتماً خیلی دوستش داری

اونوقت تاحالا کُجا بودی؟

!مادر جان

...اوه، خانوم سونگ ئه خیلی بهم غُر زد

گُفت اگه ممکنه یه آخر هفته دیگه مزاحم شماها نشم

برو داخل

با خواهرت دعوا نکنیا

باهمدیگه خوب کنار بیاین

مادر جان، این دیگه چیه؟

اوه؛ جوجه های گُنجشگ محلمون تازه از تُخم بیرون اومدن

همشون خوب بُزرگ شدن و با مادرشون پرواز کردن یادگرفتن

ولی این یکی بیچاره از همون اولشم ضعیف بود واسه همینم مامانش به امون خدا ولش کرد

واقعاً اگه فکرشو بکنی، حیوونا خیلی بی رحمن

ولی خب، نباید همینطوری بدون اجازه یه پرنده ی دیگه می اوردین

اوه... الکی انقدر غُر نزن

شنیدم این چند وقته ایمان اصلاً خواب و خوراک نداره

هروقت زنگ میزنم، چانگ گوک ناراحتُ افسرده ست

خب همینطوری دست رو دست بذارم؟

گُفتم با این وضعیت پسر عزیزم خدایی نکرده پس میوفته واسه همینم این پرنده رو اوردم

ای خدا

به کی میگی پـسر عزیزم؟

نکنه منظورت منم؟

صبح کله سحـری چرا انقدر سر و صدا میکنی؟

چی؟ مگه نگفتی امروزم میری سر کار؟

چون میترسیدم دوباره با کُلی غذا راه بیوفتی بیای اینجا بهت دروغ گفتم

این دیگه چیه؟

گُنجشکه؟

...وای

اوه، خاک بر سرم حالا چیکار کنیم؟

Love Affairs in the Afternoon subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left