The first 200 lines.
"خونه فاتسون"
مامان
خوبی؟
خوبم
غذاتون و بخورید
مامان
اگه فکر میکنی عادلانه نیست
میتونیم هتل خودمون و افتتاح کنیم
من بهت کمک میکنم
منم بهت کمک میکنم
میبینی که
ایرن الانشم تو همین کاره
میتونیم هتل خودمون و افتتاح کنیم مامان
چطوری میخوای به مامان کمک کنی تائو؟
بیخیال
تو نمیدونی داری با کی حرف میزنی
من یه عالمه طرفدار دارم ، میدونی که
سلام مادربزرگ
سلام
سلام مامان- بشین پیش ما غذا بخور-
نه ، شما غذاتون و بخورید
فاتسون
بیا اینجا ، میخوام باهات حرف بزنم
چیشده مامان؟
میخوام بهت توضیح بدم
درک میکنی مگه نه؟
میدونی پدرت چرا این تصمیم و گرفته
لازم به توضیح دادن نیست
از اینکه بابا اینکارو کرد سورپرایز نشدم
خانواده ما همیشه همینطوری بوده
یادت میاد؟
وقتی دور هم جمع میشدیم تا غذا بخوریم
همیشه قسمت های خوب غذارو میدادی به برادرا
به دخترت هیچوقت چیز خوبی از غذا نمیرسید
فکر کنم خیلی احمقم که
فکر میکردم اگه کارمو خوب انجام بدم
نه به اندازه داداشام خوب
حتی بهتر از اونا
اینطوری بابا ممکنه متوجه من بشه
ولی امروز ثابت شد که
اشتباه میکردم
مهم نیست کارم چقدر خوب باشه
یا چقدر سخت تلاش کنم
من هیچوقت براتون مهم نبودم
فاتسون
چرا اینطوری میکنی؟
هنوز متوجه نیستی که
کارا چطوری باید انجام بشه؟
اونی که متوجه نیست شمایی
سلام پیت
بیکاری؟
میخوام باهات حرف بزنم
.حتما
باید امشب برگردم هنگ کنگ
اوهوم
داداش
در مورد وصیت نامه
حس خوبی ندارم
شاید چون
در حق عمه فاتسون بی انصافی شده
منم همین فکرو میکنم
ولی چیکار میتونیم بکنیم؟
تصمیم بابابزرگ بوده
بابابزرگ سهام و بخاطر خودم بهم نداده
اینکارو کرد چون
من بچه پسر بزرگشم
چیزی که بابابزرگ بهم داد
عمه فاتسون و ناراحت کرد
منم احساس خوبی بهش ندارم
وقتی یکم از مرگ بابابزرگ بگذره
یه وقت مناسب پیدا میکنم تا با بابام حرف بزنم
و سهام و به عمه برمیگردونم
درواقع ، میدونم چه حسی داری
ولی واقعا میتونی اینکارو بکنی؟
پدر مادرت بهت اجازه میدن؟
ولی اینکار اوضاع رو بهتر میکنه
اوضاع خانواده من واقعا خوبه
اگه مادرم هنوزم بخواد هتل خودشو داشته باشه
من و برادرام بهش کمک میکنیم
ولی
ارایشگاهت چی؟
فکر کنم ببندمش
پیت
بذار صادقانه ازت بپرسم
به نظرت واقعا ما میتونیم
مشکلی که پیش اومده رو حل کنیم؟
راستشو بخوای ، نمیدونم
پیت
به نظرم بهتره نگران نشی
نتیجه در هر صورت تغییری نمیکنه
ولی خوشحالم که
امروز اومدی اینجا
منم خوشحالم که باهات حرف زدم
من باید برم
پرواز خوبی داشته باشی
بعدا میبینمت- حتما-
موفق باشی- ممنون-
"خانه فاتسون"
لازمه بازم بری دفتر؟
بهت که گفتم لازمه هر چهارشنبه برم
تا کارمو تموم کنم
باید برای جلسه فردا همه چی رو اماده کنم
فقط بخاطر این پرسیدم
چون تازه وضعیت وصیت نامه مشخص شده
ولی باز دیروقت داری میری سرکار
نگرانم که خسته شی
میتونی بسپاریش به کارمندا
تا کارارو ردیف کنن
لازم نیست خودتو خسته کنی
عجله دارم
یادت نره بعد از اینکه کارت تموم شد استراحت کنی
میتونی بری خونه مِئو
فردا سر همون ساعت همیشگی بیا دنبالم
بله قربان
"خونه نیفا"
ممنون نویی
خواهش میکنم چی
من دیگه بهتره برم
سلام اقای پاراسوت
این وقت شب کجا میری؟
نویی
تو برو خونه
خدافظ اقا
خب
مامان خوابیده؟
ندیدی بهت زنگ زدم؟
...من
دیدم
...ولی- مامان بعدظهر تب داشت-
من باید میرفتم دانشگاه امتحان بدم
نمیدونستم باید چیکار کنم ، بخاطر همین به تو زنگ زدم
خب چیکار کردی؟
اومدم خونه
بعدش نویی و من مامان و بردیم بیمارستان
امتحانت چی؟
فراموشش کن
اتفاقا خوب شد
داشتم به این فکر میکردم که درس خوندن و بذارم کنار و از مامان مراقبت کنم
وقتی امتحان امروز و از دست دادم
بالاخره تونستم تصمیم مو بگیرم- هی-
نمیتونی همچین کاری بکنی
نمیتونی درس خوندن و بذاری کنار- پس به نظرت باید چیکار کنم؟-
تو وقت زیادی برای ما نداری
در طول یک هفته
فقط یه روز برای ما وقت میذاری
مامان هم مریضه
به نظرت چاره دیگه ای دارم؟
صبر کن
بازم میری کار کنی؟
مگه بهت نگفتم
من بهت پول میدم
لازم نیست کار کنی
فقط رو درست تمرکز کن
جای اینکه نگران من باشی
بهتره به مامان توجه کنی
امروز بازم گفت که دیگه نمیخواد شیمی درمانی شه
اگه بتونی نظرشو عوض کنی
خیلی ازت ممنون میشم
بله؟
خیلی وقته اینجایی؟
تازه اومدم
چه خبر؟
چی رو دیدی؟
باهم حرف زدید؟
خیلی لجباز شده
اصرار داره ترک تحصیل کنه
به حرفم گوش نمیده
تقصیر من بود که جوابشو ندادم
نه نبود
داشتی کار میکردی
تقصیر من بود
واقعا تقصیر من بود
وقتی چی زنگ زد
من پیش اون یکی خانواده ام بودم
اشکال نداره
حالت چطوره؟
خب
تب دارم
میاد و میره
به زودی حالت خوب میشه
دکتر داره سعی میکنه راهی پیدا کنه
من سه دوره شیمی درمانی انجام دادم
ولی هنوزم سرطان دارم
اگه درمان جواب نمیده لازم نمیبینم بازم شیمی درمانی شم
دکتر سری بعد قراره از یه دارو دیگه استفاده کنه
ممکنه جواب بده
نمیخوام بازم انجامش بدم
خیلی درد داره
لطفا یه بارم امتحان کن
میدونم که میترسی
ولی اگه انجامش ندی
شانس اینکه درمان بشی رو نداری
درمان میشم؟
میخوام مدت زمان زیادی کنارت باشم
تا ابد
میخوام بخوابم
اینو بذار رو سرت تا سرما نخوری
بیا
دراز بکش راحت بخوابی
"هتل جیراآنان"
No comments yet. Be the first to leave one.