The Snow Queen

The Snow Queen (눈의 여왕)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Snow Queen E09 فارس-new اصلاح شده تایپی
A Commentary by kiyavash62

Tags

other
Published on: 2016-04-29
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بازنويسي :kiyavash62

بخش عصب شناسي ؟ گفتي بخش عصب شناسي ؟

بله

پس ،بايد دکتر سوگون وو رو بشناسي

تو از کجا دکتر سوگون وو رو مي شناسي ؟

اوه ،به طور اتفاقي مي شناسمش

پس ...اتفاقي دوست دختر سو گون وو رو هم مي شناسي ؟

هان ؟

درباره دوشيزه کيم بورا صحبت مي کنم

تو دوشيزه کيم بورا رو هم مي شناسي ؟

بورا ؟آره ،مي شناسمش

براي چي مي پرسي ؟

اون خواهر کوچيکه جونگ گيوئه

قسمت 9

به نظر نسبت به سال هاي قبل درختاي بيشتري از بين رفتن

ما وقتي براي تميز کردن ميايم خيلي از درختا رو هرس مي کنيم

سال ها قبل ،درختا به نظر خيلي خوب بودن خيلي به نظر زيبا ميومدن

زندگي اينجا خيلي خوب بود

البته . دوشيزه بورا و پسرتون اينجا بودن

اشکالي نداره . اشکالي نداره که درباره جونگ گيو صحبت کني

ديگه نمي خوام مثل سابق توي قلبم دفنش کنم

من بيشتر ميام اينجا و بيشتر درباره جونگ گيو صحبت مي کنم

من بورا رو دارم ،پس نمي تونم اينطوري زندگي کنم

اين فکر خوبيه

آه ،رئيس ماشينتون رسيد

اوه . چرا اينقدر زود اومدي ؟

فکر مي کردم ديرتر مياي براي همين هنوز فرصت نکردم لباسم رو جمع کنم . زود جمعشون مي کنم پس يه کم صبر کن

..رئيس

اوم ..چيه ؟

...شايد

..اوه

اين ؟

اين پسرمه

نمي دونستي من يه پسر دارم نه ؟

اون هشت سال قبل مُرد

تا به الان هنوز نتونستم حتي به عکسش نگاه کنم

نمي تونستم ،چون هر وقت نگاهشون مي کردم احساس مي کردم که هنوز زنده است

حتي زماني که زنده بود ،نمي دونستم اون چي دوست داره

همه کاري که مي کردم سرزنش و گفتن اين بود که درس بخونه

تنها چيزي که دربارش مي دونستم اين بود که بوکس رو دوست داره

مي دوني اسم بوکسوري که پسرم سابقا دوست داشت چيه ؟

اسمش کيم دوک گو بود

براي همين وقتي اسمت رو مي گم ياد پسرم ميفتم

رئيس

راننده کيم تماس گرفتن

اوه،واقعا؟يه لحظه صبر کن ،دوک گو

تو درباره کيم دوک گو شنيدي ؟

قبل از اينکه براي آخرين مسابقه اش بره اين کلمات رو گفت

اگه برنده نشم ،زنده بر نمي گردم

اون واقعا نتونست زنده برگرده

اون بعد از آخرين مسابقه اش در آمريکا سال 1982 همون سالي که ما به دنيا اومديم مرد

متاسفم

آه ،رئيس

سفر خوبي داشتيد ؟ بله

بياين همه بريم داخل بله

لطفا چمدون هامو بفرست بالا بله ،آقا

چيه ؟چيزي مي خواي بهم بگي ؟

نه ،آقا

از کار سخت امروزت ممنونم

تي وونگ

مي خواي تو رو به يه دختر معرفي کنم ؟

اون بچه خوبيه ،خيلي خوشگل و خوبه

اون مثل يه فرشته است

اوه آره

گفتي کي به دنيا اومدي ؟

هان ؟

گفتي سال 1982 به دنيا اومدي ،آره ؟

بله

تو همسن برادرم هستي

اگه برادرم هنوز زنده بود مي تونستيد با هم دوست باشين

..هي ،هان دوک گو ! چيکار مي کني

بورا

هان دوک گو ...چي شده ؟

..مي تونم

مي تونم فقط يه بار بغلت کنم؟

متاسفم

جون گو ! چرا تو اينطوري هستي ؟

ما دوستيم، يادت هست ؟

نه ! ما دوست نيستيم

مردم کسي رو که مقام اول رو به دست مياره به خاطر ميارن هر موقع که تو رتبه اول رو بياري ،رقيب هم ميشيم نه دوست

تي وونگ

نمي خواستم اون روز اون حرفا رو بزنم منظوري نداشتم حرفايي که اون روز بهت زدم دروغ بود

حقيقتش من اون موقع بهت حسودي مي کردم

کيم جونگ گو ، آيا تو همچين آدمي هستي؟

کيم جونگ گو ، آيا تو همچين آدمي هستي؟

اگه تو يه همچين دوستي مي خواي باشي منم نيازي به تو ندارم

هر چند ،گفتن اينکه من فکر نمي کنم که دوستم باشي يه دروغ بود

خيلي برام سخت بود که مي خواستم با گفتن اون حرفا که حتي معنيش رو نمي دونستم آزارت بدم

تبريک مي گم ،تي وونگ

چرا زودتر نتونستم اين کلمات رو راحت بهت بگم

تبريک مي گم ،تي وونگ

و ..معذرت مي خوام

معذرت مي خوام ،تي وونگ . متاسفم ...متاسفم

! جونگ گيو

متاسفم

اون واقعا براي چي متاسف بود ؟

چي شد که يه دفعه رفتين خونه ي ييلاقي ؟

فقط مي خواستم به يه چيزايي فکر کنم

اوه ،به هر حال با سوگون وو چطور پيش مي ره ؟

حتي اگه غرولند کني ،هيچي دربارش بهت نمي گم

اما من نبايد بيشتر ببينمش

فهميدم ،هر کاري که قلبا احساس راحت تري مي کني انجام بده

کاري را که قلبت بهت مي گه انجام بده

بهت گفته بودم ،درسته ؟

خب ..از حالا ،ديگه کاري رو که دوست ندارين انجام نمي دم

اين اثر ملاقات با سوگون ووئه هر کار مي خواي انجام بده

اگه مي خواي بري مسافرت ،خب برو

..اگه مي خواي نقاشي کني

اگه مي خواي نقاشي کني هم مي توني دوباره شروع کني

پدر ؟

اما به يه شرط ديگه مادرت رو نبين

اين به خاطر تو نيست ،براي خودمه

وقتي مُردم مي توني براي راضي شدن دلت بري ديدنش

به هر حال ،تا وقتي که زنده ام لطفا به ديدنش نرو

مي توني اين کار را براي پدر انجام بدي؟

من ديگه بايد برم سر کار

پدر

مامان اومده بود ديدن شما ؟

براي همين رفته بودين ويلا

نگران نباش ،پدر

من هميشه کنارتون مي مونم

انگار که من تنها کسي هستم که کنارتونم و شما هم تنها خانواده من هستين

من بايد برم سر کارم

اه ،رئيس

راننده هان گفت که امروز نمي تونه بياد

دوست ؟

اگه واقعا مي خواي دوستم باشي فکر کنم بتونم اينکارو برات انجام بدم

باشه ،من دوستت مي شم

جونگ گيو ،متاسفم

نمي دونستم اينجايي

متاسفم

هي ! مي دونم اين يه حريف تمرينيه اما چطور مي توني بهم يه حوله حموم بدي بپوشم ؟

رقبا دربارمون چي فکر مي کنن؟

تو گفتي خيلي دلت يه ردا مي خواد ما تونستيم اينو برات پيدا کنيم

پس بپوشش و غر غر نکن به هر حال به نظر عالي مياي

اين هيچ وجهه اي نداره

تو ! تو براي وجهه بوکس بازي مي کني ؟

زندگي يه مرد پيدا کردن وجهشه ،اينطور نيست ؟

اوه،اينطوريه ؟

باشه . بريم عظمتت رو در برابر حريف امروز ببينيم

بايد تا 15دقيقه ديگه بريم ،پس همه حاضرشين

بله زود باش

هي تو ! اگه امروز شکست بخورم به خاطر اين حوله احمقانه است

مرد ! اين منو مي کشه

حوله حموم بهش مياد همه گوش کنين جمع و جور کنين و حاضر بشين بريم

امروز مي ريم که ببريم

! آره

دونگ پيل ،دونگ پيل ،دونگ پيل ،بجنگ زودباش ! بجنگ

اوه ،خيلي سرده

هي ،راننده هان به تلفنش جواب نمي ده

واقعا ؟

تو ديروز هان دوک گو رو ديدي ؟

آره

ديروز يه کم عجيب نبود ؟

مطمئني ؟من چيز خاصي نديدم

نه ،اون قطعا ديروز عجيب بود

در تعجبم که چش شده بود

فکر مي کنم الان اين تويي که خيلي عجيبي

چرا اينقدر درباره راننده هان کنجکاو شدي ؟

فقط اونطوري که هستي باش . خوب بودن برازنده تو نيست

اين حرفي که به من زدي چه معني داشت ؟

من معمولا خيلي خوبم . چرا من اينطوريم ؟

من ميرم بيرون

کجا داري مي ري ؟

اون دختر! چرا اينقدر عجيبه ؟

هان دوک گو ! هان دوک گو

کسي خونه نيست ؟

کسي اينجا هست ؟

هان دوک گو

هان دوک گو ! خونه اي ؟

! هي ،هان دوک گو

! هي ،هان دوک گو

! بيدار شو

! هي

! هي

متاسفم

نمي تونم قبولش کنم

بورا

اين به خاطر دوک گوئه ؟

تو هان دوک گو رو ..دوست داري ؟

..مطمئن نيستم

اما الان از يه چيز مطمئنم

اگه حلقه ات رو الان قبول کنم برات احساس تاسف خواهم کرد

پس ،نمي تونم قبولش کنم

معذرت مي خوام

گون وو ،داستان هيزم شکن و پري رو يادت مياد ؟

با وجود تلاش هاي هيزم شکن براي مخفي کردن لباس هاي پري

اون ترکش کرد و به بهشت پرواز کرد

و هيزم شکن هيچ کاري جز موندن نمي تونست بکنه

خب ؟چرا اينو تعريف کردي ؟

اينو گفتم که موقعيت هيزم شکن رو فراموش نکني

تصميم داري به کارت ادامه بدي ؟

زماني که بايد ،کارتو انجام بده

! تبش خيلي بالاست

نرو .....

..نرو

! هي ،هان دوک گو

! بيدار شو

هي ، احساس بهتري داري؟

بورا

More Farsi Persian subtitles for The Snow Queen

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left