The Take

The Take

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Take (2009) All 4 Part 720p - 1080p x264 Bluray
A Commentary by micheal corleone
Tv Center

Tags

BluRay
x264
720p
720
1080
Published on: 2014-08-27
Downloads: 56
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تــرجـــمـــه و تــنــظــيــم Amitist - Marshal اکـــــبـــــر - مــهــرنــوش

برو، رِي

برو، فِـرِدي

...اونچه که مردم نميدونند

اينه که جنگ جهانيِ دوم کلِ کشور رو فاسد کرد

بعد از اتمام جنگ، همه دُچارش شده بودند

خب، براي اينکه زنده ميموندي، مجبور بودي

پس پارتي بازي درآوردن واسه ام - خدمات ويژه است ديگه -

من اين بيرون منتظر ميمونم

من و "سيدي" تو لنگرگاه با هم کار ميکرديم

از وقتي که ده يا يازده ساله بوديم، گمونم

ميرفتيم اونجا و جيب بُري ميکرديم

تمام کارهاي "بازار سياه" ـي بايد بياد اين پايين انجام بشه

فکر کردم ممکنه اينو بخواي

از همون اولش هم

ميديدم که "سيدي" تو اون کار خوبه

دزدي

آره خُب، و الان اون حرومزاده از تو دزدي کرده، آره؟

دلم برات تنگ ميشه، فِـرِدي

هيچکس تا حالا نگفته که اون دقيقاً مثل توئه

تکونشون بده

ببين چه چيزهايي که ازشون نميريزه پايين، قول ميدم بهت

سفر بي خطر، پسرم

پس بالاخره به سن بلوغ رسيدي، جيمي؟ - دير رسيدن بهتر از هرگز نرسيدن ـه -

بيا بينَم اينجا

اوهــوي

بهتر بود با اين لگن ـت، يه جيگر طلاي مشتي سوار ميکردي برام مياوردي

کالچر کلاب"، هان؟"

آخه کي اين همجنسبازها رو آدم حساب ميکنه؟

بايد ببينيشون، فِرد يه فرصت بهشون بده

تنها چيزي که دوست دارم ببينم اون همه پولي ـه که وقتي اون تو بودم از دستم پريده و نتونستم دربيارم

همين الآنــاست که برسه ها، مگ - ميدونم، نگران نباش -

من هنوز لباسمُ هم نپوشيدم، اون بايد همين اطراف باشه

!!اون که يحتمل شَق هم نميکنه واسه ات - مامان -

خب، شنيدم که الان با سيدي هستي، آره؟

فقط يه سري کار ـه ماشين کرديم، چيز خاصي نبود

نگران نباش، از الان به بعد خودم مواظب همه چي هستم

مثل اون قديمها، مگه نه؟

(تو مثلِ يه بوقلمون لباس ميپوشي، و اون هم آمپر ميچسبونه (تحريک ميشه

چرا نميري پايين توي پختن غذا کمک کني، مامان؟ ما کلي کار داريم که بايد انجام بديم

باشه، بذاريد مامانتون لباسشو تنش کنه و خوشگل بشه، خيلي خب؟

مسائل به مرور زمان عوض ميشن، مگي

فِـردي هم الان عوض شده اون واسمون برنامه داشت

جکي ميگفت: "اُزي" تو زندان دنبالِ دوست پسرت بوده

که براي يه سري چيزهاي بهتر، دامادش کنه - آره -

خب... معنيش اين نيست که اين بيرون کاريش نداره

واي خداي من، اينجاست

واي خداي من

دارم ميگم، خودشه

زود باش

خدايا...اون اينجاست، فـردي اينجاست

ترجمه نشده -

!فـردي

فـردي - هي، هي -

اووه، خداي من

دلم برات تنگ شده بود

ااُآآُه

خيلي دلم برات تنگ شده بود

ترجمه نشده -

خيلي دلم تنگ شده بود

چشمهات برق ميزنن، چه خبر شده؟

گمونم اوضاعمون عوض بشه

چطور مگه؟

هي، رفيق، آهاي

مال خودمه، باشه؟

بيا اينجا

هه هه، بزرگ شديا، مگه نه؟ هان؟

هي - هر چيزي بايد بره سرِ جاي خودش و جا خوش کُنه -

به نظر مياد من همونيم که بودم و عوض نشدم

فـِرد، بذار کِيفِشو بُکنه امشب تازه اومده خونه

اوهوم

بيا بريم و يه تکوني به اون بدنت بدم، چطوره؟

...اُه، اُه، واااي، خدا، خودشه... مثلِ

مثل چي؟ مثل دفعه اولمون، جيگر؟ - نه -

اُه - يالا -

...نه...اووه، مثلِ

پس مثل چيه؟ مثل چيه؟

درست مثلِ...مثل دفعه دوّم ـون ميمونه

سلام، سيدي - درسته؟ -

خيلي وقت بود نديده بودمت

واي خدا جون، اصلاً آرومش نکني ها يالا

!...اُه - !خفه شو -

اين خونه مثل آشغالدوني ميمونه، عزيزم

ميخوام واسه ات يه دست مبلِ جديد بخرم

مگه نميخوايم بريم يه جاي ديگه، خودت گفته بودي که؟

يه خونه مجلل با يه باغچه

اوهوم

بيا اميدوار باشيم دفعه بعدي پسر باشه، هان؟

هان؟

ترجمه نشده -

گمشو بابا، سرمون شلوغه

سيدي کلنسي" اومده"

همين بيرون منتظر توئه

آره، چيز خوبي بود

جلل الخالق

خيلي خب، سيدي، رفيق، از اون کون گنده چه خبر؟

ميشه بريم بيرون يه قدمي بزنيم؟

داخلِ تِراس

چرا نميشيني؟

.بعد از اون حَبسِ طولانيت بايد خسته شده باشي کمکش کنيد بشينه، پسرها

حالا

اينجوري بهتره، مگه نه؟

اُزي بهم گفت برات نقشه هاي بزرگي داره، فکر ميکنه خيلي با وجودي و استعداد داري

ولي الان مشکل همينجاست، فـردي

ولي اينجا کارها رو من انجام ميدم

تو دنياي واقعي، اين بيرون

و فقط تا زماني احترام بهت ميذارم که

تو هم توي صف کنار همه آدمهاي ديگه وايسي

اگر اينجوري باشه، همه چي رديفه

آرره

آره

پسر خوبي هستي

خيلي خب پسرها، گمون کنم کارمون تمومه

بابت شامپاين هم ممنون، فِردي سخاوتت رو نشون ميده

رنگِ صورتي هم خيلي بهت مياد

فکر کردم از رو ديوار ميخواد پرتت کنه پايين

آره؟ پس چرا هيچ غلطي نکردي؟ هان؟

خيلي چيزها بايد ياد بگيري، جيمي خيلي چيزها بايد ياد بگيري

اون حروم زاده ها باهات چيکار داشتند، هان؟

مشکلي نيست، چيزي نيست که نتونيم درستش کنيم، بيخيال ديگه، اي خدا

جيمي، همه اون زماني که من تو حبس بودم، مَردُم باهات چطوري رفتار ميکردن؟

منظورت چيه؟ - آدمهايي مثل سيدي، چطوري باهات رفتار ميکردن؟ -

خب، فکر کنم

نه بطور خاص، خيلي عادي - آره -

نه بطور خاص

خب، ولي تو خاصّي، جيمي

هر جفتمون خاصّيم

پياده شو

کي اينجا زندگي ميکنه؟

اِاِ... ميکي دالتري

شريک و همکار قديميم

واسه خودش کسي شده تو اين دنياي امروز، مگه نه؟

ببين، ميدونم اتفاقاتي که افتاده برات سخت بوده... ولي اون الان با سيدي ـه

تو چه مرگت شده، جيمي؟ فقط وايسادم بريم يه فنجون چايي بخوريم باهاش، رفيق

ترجمه نشده -

خانوم دالتري؟ - بله؟ -

اينها براي شماست

!وااي، ممنونم - ما دوست هاي قديميه ميکي هستيم -

خيلي خوشحالم که بالاخره ديدمتون

(اون بهم گفته بود که قصد داره دوباره ازدواج کنه، ولي من خارج از کشور بودم، مالتا (کشوري در اروپا

اُه، خواهش ميکنم، بفرماييد

خب، من فِردي هستم ايشون هم پسر عموم جيمي ـه

ميکي با چمن هاي حياط مشغوله آخه يه کم سرش داد زدم

شرمنده آقايون، ميشه خواهش کنم؟ کفش هاتون، ما اينجوري عادت داريم

فکر کنيد خونه خودتونه، پسرها

ترجمه نشده -

اووه، يه نگاه به اين خراب شده بنداز

اين زنيکه ديوونه چيکار ميکنه؟

اروبيک - چي چي؟ -

حرکات فيزيکي و رواني، براي سالم و خوش فرم بودن بدن

اينهاش، از مالت اومده - به به، ميکي -

چه خبرها؟

خوشحالم ميبينمت، فِـردي

چرا نميري يه فنجون چايي برامون درست کني؟

يه کم بيسکوئيت هم ميخواين، پسرها؟ بيسکوئيت با مغز کشمش

بهتر از اين نميشه

[اُه، شرط ميبندم اونه که تو رو رو فرم نگه داشته، مثل بازوکا رفتار ميکنه [نوعي اسلحه

خب، شنيدم اومدي بيرون چيکارا ميکني؟

خيلي عجيبه ميکي، من چهار سالِ تمام اون تو بودم، تو حتي يه بار هم نيومدي ديدنم

آره، شرمنده فـِردي، جداً تصميم داشتم بيام

اوهوم

ميدوني، فکر ميکردم حداقل يه دفعه رو مياي، ميدوني که چي ميگم؟

فقط براي اينکه بياي و توضيحِ بدي چرا اونروز سر و کله ات پيدا نشد

اون روز رو که يادت مياد؟

من تو راه اونجا بودم، به خدا قسم، سرِ موقع هم رسيدم، ولي ديگه همه چي رو سر تو آوار شده بود

آره، بعدش هم تو زدي به چاک، شنيدم ماجرا رو

بعله، اينم شنيدم که، همون آقا پُليسه نصفِ پول ما گيرش اومد

عجيبه، مگه نه؟

شنيدم الان با سيدي کار ميکني

آره درسته، نزديکيم به هم

...صحيح

...صحيح، خب

طبق شواهدي که من ميبينم، قراره به زودي دوباره با هم کار کنيم

که در اونصورت بايد تمام اين کس و شعرا رو بريزيم دور، درسته؟

درسته؟ دوباره شروع کنيم

هان؟

!بيا اينجا بينم، مردک لندهور دلم برات تنگ شده بود، بيا ببينم

خوشحالم ميبينمت - اُه، با پول من خوب کار کردي ها -

چي؟

گفتم با پولِ بي زبونِ من خوب کار کردي ها

فـِرد، نميتوني اينکارو بکني

تو حتي يه پاپاسي از اين همه پول رو به اين بچه ندادي

حتي يه پاپاسي هم به زنِ من ندادي

ميکي

عزيزم، باهام حرف بزن

عجب حيووني هستي - خوبه که، هميشه دوست داشت بره تلويزيون -

تو بايد با حقيقت روبرو بشي، جکس

مامان، اون اصلا احتياجي به اين حرفها نداره، باشه؟

نه، ولي چيزي که به شدت لازم داره، اينه که اين خامي رو از کله اش بيرون کنه و با حقيقت روبرو بشه

اين خونه رو نيگا

ادامه بده مامان، نصيحت هاتو بگو ببينيم

شرمنده ام عشق من، ولي اون پسره بازم يکي رو کرده

نخير - اين دليل نميشه چون تو نديديش -

واقعيت نداره - از آخرين باري که اينجا بوده -

چند وقت گذشته؟ يه هفته؟ دو هفته؟

ببين، اين اصلا به تو مربوط نميشه - چرا، اتفاقا به من مربوط ميشه، چون -

تو بايد بري بيفتي دنبال اون دختر خوشگل ها، نه اينکه بيفتي درِ کونِ اين

پسره و مثل اين بچه هاي لاو بترکون و شکست عشقي خورده باشي

تو فقط به رابطه اي که من و فـِردي داريم حسوديت ميشه

اوهو، جداً؟ - بعله -

More Farsi Persian subtitles for The Take

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left