乙女ゲー世界はモブに厳しい世界です
The first 187 lines.
شاهزاده ،ذوئل کنیم بیا
در گیر افتاده
قرار گذاشتن شبیهساز یک
در گیرافتاده قرار گذاشتن شبیهساز یک
.این دفتر ماریه است
.کیفش رو هم سوزوندهن
واقعاً نمیدونی چطور همچین اتفاقی افتاده؟
.نه، نمیدونم
.دخترهایی که سر صحنه بودن گفتن تو بهشون دستور دادی
.کار من نبود
چرا حرفم رو باور نمیکنی؟
.از ماریه دور بمون
.از ما هم همینطور
.قضیهی نامزدیمون فقط مال بیرون مدرسه است
.توی آکادمی توی کار من دخالت نکن
خبرها رو شنیدی؟
.دو تا از پسر دولدارها نامزد کردن
آره. تازه فقط این نیست، شریکهاشون میلی و جسیکان .که با ما هم مهربون بودن
.امیدوارم شما هم خوشبخت بشین
حالتون چطوره؟
.اینجوری فقط دخترهای بداخلاق باقی میمونن
.تموم شد. دیگه همهچیز تموم شد
لئون، اوضاع تو چطوره؟
.منم مثل شما
.هی دارم دعوتنامه میفرستم ولی کسی نمیاد
راستی، به نظر میاد شاهزاده ژولیوس .این روزها توی دردسر افتاده
قضیه همون قلدری برای این دختره ماریه است، درسته؟
شنیدهم اونی که مسئول قلدریهاست
.نامزد شاهزاده و دختر دوک، آنجلیکاست
.وقتی شاهزاده این رو شنید خیلی عصبانی شد
توی بازی هم رویدادی بود که ژولیوس از دست .آنجلیکا عصبانی میشه
.ولی قرار نبود به این زودی اتفاق بیفته
ماریه سان؟
.آره. شنیدم دارن براش قلدری میکنن
.برام سوال شده بود چهجور آدمیه
...فقط یه بار باهاش صحبت کردم ولی
...لئون سان، نکنه
تو از دخترهایی مثل ماریه سان خوشت میاد؟
!چی؟
ها؟ نمیاد؟
.مثل اون؟ ازش متنفرم
،که اینطور. وقتی باهاش حرف زدم
.دیدم توی حیاط تنهاست
.کنجکاو شدم برای همین ازش پرسیدم اتفاقی افتاده یا نه
...و بعد
.از دخترهایی مثل تو متنفرم
.این رو بهم گفت
دخترهایی مثل تو»؟»
.این جمله یهکم اذیتم میکنه
ا-اینجا؟
.چرا که نه؟ تنهاییم
لئون سان، چیکار میکنی؟
.کنجکاو شدم
اینکه کی با کی رل بزنه برای ما .مسئلهی مرگ و زندگیه
.نباید دید بزنی. درست نیست
...ماریه سا
.خیلی دارم حال میکنم
از وقتی ژولیوس از دستشون عصبانی شده .اون هرزههای کلهپوک دست از سرم برداشتن
.این دنیا عالیه
.ماریه
!اعلیحضرت! جیلک
.اینطوری صدام نکن. ژولیوس خوبه
.باشه
ماریه، تو خدمتکار شخصی نداری، درسته؟
.یـ-یه کم مشکل مالی داریم
.پس من و شاهزاده پولش رو میدیم
.حتما بدون خدمتکار احساس تنهایی میکنی
!ممنونم
.ایول. حالا میتونم یه نیمهانسان خوشتیپ برای خودم جور کنم
.یه کالسکه آماده میکنم
معمولاً اینکه زنی به این واضحی دورش پر از .معشوقه باشه دیوونگیه
.قراره کلی توی این دنیای بازی اوتومه عشق و حال کنم
.این قابل قبول نیست
.شما حتی اجازهی داشتن یه برده رو هم ندارین
ولش کنین. شاهزاده میدونن اینکه یه زن .بردهی نیمهانسان داشته باشه به چه معناست
.این یعنی رابطهشون فقط همینه
...اما
ببخشید. میشه لطفاً من رو تنها بذارین؟
!من رو دست ننداز
چطور جرئت میکنه عاشق همچین دختری بشه؟
.من برای خدمت به شاهزاده بزرگ شدم
.کل عمرم رو برای شاهزاده زندگی کردم
...انقدر عاشق شاهزاده هستم
پس چرا؟
چرا؟
!هی، خنگول
.اوه، جناست
!نگیر نخواب
دختری به اسم ماریه میشناسی؟
.خیلی با شاهزاده ژولیوس صمیمیه
،نه فقط با اون
.با پسرهای دیگه هم صمیمیه
درمورد اینکه دختر دوک اذیتش میکنه شنیدی؟
تو که دستی توش نداشتی؟
.من هیچ ارتباطی باهاش ندارم
.شنیدهم شاهزاده از دستش عصبانی شده
.مطمئنم همراهاش خودشون خودسرانه عمل کردن
.پس گمونم آنجلیکا سان خودش کاری نکرده
به هرحال، تو هیچ ارتباطی با دختر دوک یا شاهزاده نداری، درسته؟
نه ندارم. واقعاً انقدر مهمه؟
.شاهزاده در نهایت تاچوتخت رو به ارث میبره
.اگه بتونی توی آکادمی نظرش رو جلب کنی، خودت رو بستی
.و برعکس، اگه ازت بدش بیاد، کارت تمومه
.خودم میدونم
.بهتره هیچ کار احمقانهای نکنی و آبروی من رو ببری
.نیمهی اول تموم شده
.فقط تونستم مهمونی چای برگزار کنم و به هزارتو برم
با اینکه هیچ شانسی در پیدا کردن یه همسر نداشتی .به نظر میاد داره بهت خوش میگذره
مشکلی چیزی با من داری؟
.از انسانهای جدید متنفرم
.در همین راستا، از تو هم بدم میاد
.پس حتماً خیلی ناراحتی که داری به من خدمت میکنی
.کاری میکنم کل زندگیت رو به من خدمت کنی .بهتره خودت رو آماده کنی
.مشتاقم ببینم
هی، میتونی اطلاعات جمعآوری کنی؟
دربارهی دختر دوک و اونی که اسمش ماریه است؟
.آره
،با اینکه ممکنه
.سه تا سایزشون رو بهت نمیگم
.میخوام سه تا سایز آنجلیکا سان رو بدونم
.حیف شد
ماریه، چرا لباس مجلسی نپوشیدی؟
.امم... نتونستم جورش کنم
.که اینطور. خب، با این لباس کمتر بداخلاق به نظر میای تا با لباس مجلسی
.بعداً میبرم برات یکی میخرم
.باشه
ظاهراً بعضی از اشرافزادههای نواحی دور .توی این جشن دوستدختر پیدا کردن
!این فرصت خوبیه
!آره
.یه بارون از نواحی دور؟ میخوامت چیکار
.تا خودت رو توی آینه ندیدی برنگرد
.به زیر وایکنت رضایت نمیدم
.هیچکی از یه مرد بدقیافه خوشش نمیاد
.شما اصلاً شبیه شاهزاده و دوستهاش نیستین
.چه گستاخ
...ا-امم، من
...اگه فقط به حرفمون
!دنیل
.بدبختها
.وقتی به عنوان مرد بهتری تناسخ پیدا کردین برگردین
.همین قیافه بهتون میاد، دهاتیها
لعنتی. فکر کردن کین؟
.دیگه بسمه
.دیگه حالم از دخترها بهم میخوره
!لئون سان، مشکل جدی پیش اومده
چرا نمیفهمین؟
!این رو دارم بهخاطر خودتون میگم، اعلیحضرت
.نمیتونم چیزی که میخوای بگی رو تحمل کنم
.همین
چی شده؟
ظاهراً آنجلیکا سان دیده ماریه دست مردی رو گرفته
.که شاهزاده نبوده
میفهمین اون زن با همهتون رابطه داره؟
.میدونیم
.با گوش دادن به مشکلاتم من رو نجات داده
.برای همین میخوام ازش محافظت کنم
.زیادی سعی میکنی همهچیز رو منطقی کنی
.فقط با خودت صادق باش و بگو دوستش داری
.ماریه زن فوقالعادهایه
.کاملاً طبیعیه که عاشقش بشم
.درسته. ولی فکر کنم من بیشتر از بقیه عاشقشم
.نه
.من بیشتر از همه عاشق ماریه هستم
شنیدین؟
!خیلی حسودیم شد
!کاش این رو به من میگفت
میخوای بگی این با آکادمی تموم نمیشه؟<
.درسته. تا جایی که من میدونم کسی نمیتونه جای اون رو بگیره
.من فقط ماریه رو میبینم
داره نامزدیشون رو لغو میکنه؟
.کار دختر دوک تمومه
.بیچاره
.برش دار، فاحشهی احمقی که شاهزاده رو فریب دادی
دوئل؟
.یه دوئله
.اگه دستکش رو برداره یعنی دوئل رو قبول کرده
...رویداد دوئل
توی بازی، شخصیتی که بیشترین امتیاز رابطه رو باهاش داشتی
.به جای شخصیت اصلی توی دوئل شرکت میکنه
.برش دار، ماریه
.من قهرمانت میشم
...ولی
.انتظارش رو داشتم
.نمیتونم اجازه بدم اعلیحضرت همهی افتخار رو بدست بیارن
.منم داوطلب میشم
.به نظر حال میده. منم هستم
.هر چالشی رو قبول میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.