Release info

💌 💌Consummation E20 🔆DramaFA com 🔆
A Commentary by DramaFa
زیرنویس اختصاصی درامافا 🔰 www.Dramafa.com 🔰

Tags

other
Published on: 2020-10-11
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 196 lines.

شیا شی؟

شماره ای که با آن تماس گرفته اید در دسترس نمیباشد

لطفا بعدا شماره گیری نمایید

شماره ای که با آن تماس گرفته اید در دسترس نمیباشد

یه سانگ یو؟

شیا شی

خوبی؟

مامانت چطوره؟

چرا جواب تماسامو ندادی؟

تمامِ روز توی بیمارستان بودم

شارژم تموم شد

اون بستری شده؟

کدوم بیمارستانه؟

میخوام ببینمش

دیروقته

زمان ملاقات تموم شده

مسئله این نیست که نمیخوام تو اونجا باشی

تو باید

زمان استراحت ببینیش

بیرون سرده

بیا تو

چرا اومدی اینجا؟

شیا شی

حالت خوبه؟

شنیدم

پدرت پرونده رو برنده شده

...اما

بهت گفتم

روی امتحانت تمرکز کنی

به این شایعات گوش نده

من روی امتحان

تمرکز میکنم

ولی نگران تو هم هستم

شیا شی

میدونم این روزا یه کم پَکری

مهم نیست رفتارت

چه قدر بده

من ناراحت نمیشم

به عنوان بهترین دوستت

وقتی نیاز داری باید کمکِ بی قید و شرطم رو

بهت نشون بدم

یه سانگ یو

چطور میتونی انقدر احمق باشی؟

من گفتم احمقی و تو میخندی

شیا شی

میتونم بگم تو واقعا

آدمِ دلسوزی هستی

بعضی وقت ها حس میکنم

یک خوابه

انگار

همین دیروز بود که آزمونِ ثبت نام دبیرستان رو

دادیم

اما حالا

بهترین دوستای هم شدیم

ثبت نام دبیرستان؟

پشیمونی چیزی رو درست نمیکنه

این توقیف میشه

تو باید وقتت رو

صرف درس خوندن بکنی

به اطراف نگاه نکن

برگه رو جواب بده

میخوام همه تون به امتحان توجه کنید

پس اون پاک کنِ تو بود؟

اون تنها باری بود که

یک معلم سرزنشم کرد

خیلی نگران بودم

فکر میکردم منو لو میدی

ولی معلوم شد

بدون یک کلمه

سرزنش رو قبول کردی

با خودم گفتم

خدای من"

"!این پسر چه قدر مهربونه

ای کاش میتونستم"

"باهاش به یک مدرسه برم

منظورت اینکه

تو فقط با انداختنِ تاس خواستی

به دبیرستان لین هوا

بیای؟

متاسفم

تو به خاطر من سرزنش شدی

پس

چرا بعد از اون

دنبالم نیومدی؟

وقتی دبیرستان رو شروع کردم

تو کلاس اول بودی

و من هفتم

تو همیشه

یه قیافه ی یخی داشتی

جرئت نداشتم بهت نزدیک بشم

پس سه سال برات زمان برد تا دوست من بشی؟

متاسفم

این"اوه"چی بود؟

یعنی

منو بخشیدی؟

میدونم

این داستانو میگی

تا منو خوشحال کنی

شیا شی

میدونم

تو زیاد صحبت نمیکنی

بعضی وقت ها فکر میکنم

شاید اصلا

نمیخوای صحبت کنی

مثل الان

اگه همین طوری اینجا صحبت کنم

فکر نمیکنی رو مخَم ؟

آره

ولی اگه یه روزی

نباشی که

سروصدا بکنی

اصلا خوشحال نمیشم

میدونی

چی منو خوشحال میکنه؟

منظورت چیه؟

لبخند

لبخند

لبخند؟

من

یه خواهشی ازت دارم

چی؟

از حالا به بعد

میخوام بیشتر وقت ها

لبخند بزنی

لبخند تو

نسبتا واگیر داره

حتما

بعد از این که رسیدم خونه

رو به روی آینه تمرین میکنم

لبخندمو شگفت انگیز میکنم

چه جور لبخندی

شگفت انگیزه؟

چه جور لبخندی؟

!مثل این

یا شاید

این؟

یا مثل این؟

حرفی که گفتمو پس میگیرم

لطفا،نکن

نمیتونی بزنی زیر حرفت

یادم میمونه

اگه ناراحت شدی

بهم بگو

من میام

تا کاری کنم لبخند بزنی

من باید به بیمارستان برم

بذار برسونمت خونه

لازم نیست

خودم میتونم برم

تو باید آماده بشی

تا به دیدنِ مامانت بری

مطمئنی؟

خب

وقتی رسیدی خونه بهم پیام بده

باشه

شیا شی

من لبخندمو توی خونه تمرین میکنم

خداحافظ

بابا،من هرکاری انجام دادم

به امید این که

خانواده مون بتونن با هم بمونن

و همیشه لبخند بزنن

هرکاری که بتونم میکنم

آقا،چطوره؟

شاید چیزی رو در تحقیقات قبلی

جا انداختیم

دوباره اون وکیله آقای شیا

داشت چرت و پرت میگفت؟

بهش فکر کن

ژائوچیانگ همین امروز آزاد شد

و امشب

شو چیان مُرد

برای تصادفی بودن زیادی ضایعست

ژائوچیانگ نباید قاتل باشه

اون بی گناهی شو ثابت کرد

اون باید جلب توجه نکنه

و منتظر بمونه تا طوفان بخوابه

یا شاید برای یه جُرمِ دیگه تنش میخاریده

اگه واقعا این کارو میکنه

توی شهر دیگه ای هم این کارو میکرد

یا

از چندتا روش مجزا استفاده میکرد

اون حداقل

باید یه بهونه ای درست میکرد

بهونه؟

قربان،الان فهمیدم

اگه ژائوچیانگ سعی میکرده

ما رو عصبانی کنه چی؟

فکر میکنی آدم مستی

مثل ژائو چیانگ

میتونسته همچین

فکری کرده باشه؟

انقدر توهم نزن

منطقیه

!قربان؟قربان

رستگاری؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left