The first 200 lines.
.خدای من
.به خدا قسم این پشت خیلی وسیله اوردی
.شبیه طوفان "سارا" میمونه
...تو چادر .چادر مامانت رو هم میبینم اوردی
.که کلاسیک،قدیمی اما خوبه - .اره -
.حتما - .رو اوردیم "people"،"ok"،"star" مجله -
.میخواهیم به یه جزیره خالی بریم
!خدای من !فقط ده نفر اونجان
.این خبر بدیه - .ما تفریح میخواهیم -
.چیز دیگه ای اونجا نیست - .من اونجام -
.اره،تو خیلی خوشگلی - .من خیلی داستان ها دارم -
فقط برای یه مدتی میتونم بهت نگاه کنم ."و بگم که "خیلی خوشگلی
و بعدش مجبورم به اشغالا نگاه کنم میدونی که منظورم چیه؟
.اره - .من بدجوری خوشحالم -
میدونی منم خوشحالم .خوشحالم که ما اینجاییم
منم خوشحالم .خیلی هیجان دارم
.خدای من - .خدای من -
."خرچنگ موجود است" - ...باورم نمیشه -
...خیلی مسخرست - . حس میکنم باید بریم اونجا -
.و فقط بهشون بگیم که اون تابلو رو بردارن
.حداقل رک بودن و دربارش صداقت داشتن
.چون میدونی،معمولا - .درسته -
مردها دیگه بهت اینو نمیگن و بعدش میدونی چیه .خودت آخرش
.به یه سری شپش میرسی - ...همه اش -
.خیلی،خیلی حال بهم زنه
.رسیدیم - .میدونم -
.خیلی زمان گذشته - .مسخرست -
واسه تو چقدر گذشته؟ - .هشت سال -
هشت سال،جدی میگی؟
عجیبه،اون...جدی میگی؟
..."سارا" - ...این -
چرا "ابی" اونجا منتظره؟
چرا در این باره به من نگفتی؟
.این فکر خیلی بدیه
.بیا مثل یه فرصت بهش نگاه کنیم
...اون - .زود باش،درست میشه -
.این یه جورایی غیرمنطقیه - .زودباش -
."سلام "ابز - حالت چطوره؟ -
.بیا بغلم - .چکار میکنی؟نه،نه -
.دوسم داشته باش،دوسم داشته باش - جریان چیه؟ -
.تو گفتی "بریم به یه تعطیلات عالی،خودم و خودت
.میدونم - .میریم به یه جزیره -
دوباره با همدیگه ایم،خیلی خوش میگذره ."خودم و خودت
.میدونم - .اره،این چیزیه که به من گفتی-
.متاسفم،میدونم - .خودم و خودت -
.متاسفم - ...میدونی من فقط -
.من مرخصی گرفتم تا بیام اینجا - میخوای بزنی تو صورتم؟ -
من یه زندگی خیلی قاطی پاتی دارم،باشه؟
...وقت ندارم،حالشو ندارم،علاقه ندارم
.یه سیلی بزن تو صورت من - ...که دیگه با -
عوضی کنار بیام؟ - .ولی خیلی خوش میگذره -
"میتونی اسمم رو بگی "ابی .قرار نیست جُذام بگیری
.بسه،بسه،بسه،رفقا،رفقا - .ممنون "لو"،ممنون -
.سلام؟بچه ها،خیلی خوش میگذره
.ما اینجاییم - .باشه،من باید برم -
.به هر حال،شما اخر هفته خوبی با هم داشته باشین
.حقیقتش،خوشحالم که شما دو تا رو با هم دیدم
.متاسفم،من با "ابی" موافقم
.راستش شنیدم از کجا میای و خیلی لطف کردی
.ولی یه جورایی ملاقات خوبی نبود
...یه جورایی
.یه وقت دیگه میریم
.من سرطان دارم
چی؟
نمیخواستم چیزی بگم .نمیخواستم سفر رو خراب کنم
نمیخواستم که فکرمون مشغول اون باشه .میخواستم که درباره خودمون باشه
.گفتن چهار تا شش ماه - چی؟ -
گفتن چهار تا شش ماه،ولی جدی .میخوام باهاش کنار بیام
.اشکالی نداره
.اشکالی نداره،چیزی که من بیشتر میخوام
.بیشتر از هر چیزی تو دنیا
.اینه که، این اخرین شادی و هیجان رو
.فقط ما سه تا با هم داشته باشیم
میتونیم از پسش بربیاییم؟
.اره،اره - میتونیم از پسش بربیاییم؟ -
.حتما - .اره،اره -
میتونیم از پسش بربیاییم؟ اره،میتونیم؟
.اره،اره - حتما،میتونیم از پسش بربیاییم؟ -
چون دیگه همه جای بدنمو گرفته،میدونین که؟
.فقط...همه جا هست
چی؟
داری سر به سرم میزاری؟
...میدونم - تو سرطان نداری؟ -
.نه...سرطان ندارم
.خدای من - ...ولی من یه -
.خدای من،خیلی عوضی هستی - .گفتی که -
...سرطان داری تا ما - ...تا شما بچه ها -
.من سرطان ندارم - راست میگی؟ -
...ولی قضیه اینه که
.ببینید،بچه ها،این حرف درستی نبود
.حرف خیلی خیلی بدی برای گفتن و انجام دادن بود
!حرف خیلی بدی برای گفتن بود
.کار خیلی بدی بودش،ولی مسئله اینه که
.ما همه میمیریم،این حقیقته
.ما نمیدونم قراره چی پیش بیاد،نمیدونیم
ممکنه فردا یه اتوبوس بهمون بزنه،میدونین؟
.ما...ما نمیدونم قراره چه اتفاقی بیافته - .خدای من -
...و من یه چیزی رو با اطمینان بهتون میگم که .هیچ اتوبوسی تو اون جزیره نیست
.باشه - میدونین،پس میتونیم بریم به اون جزیره و از دست - .اتوبوس ها در امان باشیم
.که خیلی خوبه - ...من هنوز...من -
.خیلی خوبه - ...تو یه -
.میخواستم پیش هم برگردیم - .خیلی وضع بدیه -
.بگو،اره - .خدایا -
."طوری نگام میکردی انگار "اره،کارم تمومه - .خیلی عوضی هستی -
"بگو اره،"ابز اره؟
.میام،ولی خوشحال نیستم - !اره -
.دوستت دارم - .ازت متنفرم -
!اره،بریم اردو .خیلی خوش میگذره بچه ها
هوای تازه،میدونین؟
.یه اغاز جدید
.یه شروع تازه
.اونجاست بچه ها،چقدر خوشگله
.سفر درجه یک
.یه کم از وسایل رو بده به من
اصلا میدونی چطور موتور رو روشن کنی؟
.منظورم اینه که فکر کنم
.اون توش عینکه
.ببخشید
.این با من
.سلام،واقعا گره بزرگیه
.بزار کمکت کنم - .ممنون -
.خواهش میکنم - .و اینطوری کار تموم میشه،خانوما -
تموم شد؟
.بزن بریم - .بریم -
.رفتیم بچه ها
تــرجــمــه از احـســـان De PALMA
یکم به چپ؟ - .به راست -
به راست؟ - .یه سنگ درست اینجاست -
.اره
.خدایا،خدایا
.خدایا،نمیخوام
!"خدای من! "ابی - .خدای من -
.خیلی زود بود
.خیس شدم
.افرین خانوم - .اره -
.خدای من
.خدای من - شاید بخوای یکم خودتو خشک کنی؟ -
اره،اینطور فکر میکنی؟
.صورتم خندونه،صورتم خندونه - .خوبی -
.شما بچه ها کار خیلی خوبی کردید
.واقعا کارِ خوبی بود .اینو ببین
."تو بهترینی "سارا
.اینو گفتم که اب
راستش خیلی،خیلی،خیلی سرد بود؟
.اره
چقدر قشنگه،مگه نه بچه ها؟
.منظره رو ببینید
.میدونم - .خیلی قشنگه -
.دقیقا همون بو رو میده
.برای من بوی دوران بچگی رو میده
کسی مشکلی نداره من سریع تلفنم رو چک کنم؟
یه جورایی فضا رو بهم میزنه؟
.نه انجام بده،هر کاری میخوای بکن
وضعیت پیغام ضروری؟
.نه،فقط به تلفنم معتاد شدم
.فکر نمیکنم دیگه کسی اینطور بگه
.هر چی
.مهم نیست،چیزی نیست
.من که مشکلی باهاش ندارم
تا وقتی اینجاییم میخواهیم چکار کنیم؟
فقط همین؟
فقط همین نیست،درسته؟
نه؟ - .من یه نقشه دارم -
مثل...مثل نقشه "سارا"؟ - .یه لحظه صبر کن،وایسا -
سارا" نقشه داره؟" - .معلومه "سارا" یه نقشه داره -
.باشه
.نه،خدای من،باشه
.خیلی خب بچه ها،چشم هاتون رو ببندین - .باشه -
.بسته نگه دارین
.ما داریم
...از پله ها پایین میریم
...خیلی تاریک،تاریک،پله های تاریک - .من میترسم -
.به سمت زیرزمین
.و "گِرگ" پدر اونجاست
.و با همه دوستاش اونجاست
.ما...زودباش - .متاسفم -
.میبریمش بیرون،میشینیم
...و هزار بار میبینیم - .مرغ دریایی -
.مرغ دریایی - .خدای من،خیلی مسخره ای -
.نقشه واسه رسیدن به کپسول زمان اوردی - .اره -
.اینم از این - .فقط صبر کنین -
.اینکارو کردی
.یکی برای شما خانم - .ما هر کدوم یکی داریم -
.یکی برای شما خانم کوچولو - .خیلی هیجان دارم -
.این قراره به ما کمک کنه - .بچه ها نگاه کنین -
این چیه؟ - .خودشه -
واقعا؟ - .این معرکست رفیق -
.این نقشه ماست
.ببین،ما اینجاییم - .نه،من فکر کردم ما اینجاییم
.ولی انگار این قرار نیست مارو جایی ببره
.چرا،هست - میدونی این چی به ما نشون میده؟ -
.اره،نیازی به توضیح نداره - .نه -
.این ماییم - .مشخصه -
و اینا سینه های "شیلا بیل"ـه یادت میاد؟ - .و بعد چهار قدم
.به سمت چپ میری و بعد کنار صخره و کپسول زمان هستی - .درسته -
.من همه چیزو بررسی کردم،منظورم اینه که جهت ها درسته
.منظورم به طور کلی
.ما ده سالمون بود - .میدونم،ولی خوش میگذره
.ابی" عزیزم خرابش نکن" - .بیخیال،فکر کنین یه ماجراجوییه بچه ها -
...لو" عزیزم من خوبم،فقط دارم میپرسم"
No comments yet. Be the first to leave one.