The first 200 lines.
میکا چی میخوای؟
تمومش کنی
پس حقیقت رو بگو
دیگه بینمون شانسی نیست
. یه بار همدیگه رو دوست داشتیم
و تو الهامبخش من بودی
. میخوام اینو بگم
که تو منبع الهام دیسکارد بودی
رز، به پاپی بگو که اشتباه میکنی
دروغه
منظورت اینه که، درسته؟ . دروغه
با این وجود؟ . بله
تو بارها این داستان رو تعریف کردی ممکنه احساس کنی که زندگیته
اما این طور نیست. مال من بود
. همه ش نه
حمله به کلوپ این اتفاق برای تو نیفتاد.
برای من اتفاق افتاد
گفتی بهت حمله کرد چون تو یه غریبه بودی.
حمله کرد چون سیاه بودم
تو نمیتونی اونو پاک کنی اون داستان در مورد آسیبپذیری بود
برگشتن از مدرسته و رفتن به خونه
پدرمادری که بدون اطلاع قبلی ولت کردن
رفتن
داستان کی بود؟
رز گوش کن کی؟
حقیقت را به من بگو اگه نمیتونی به خودت بگی.
حقیقت از هر دوی ما بزرگتر است.
. من هزاران دختر دارم که به من نیاز دارن
تو از من سو استفاده کردی
از فداکاری هولت استفاده کردی
این حقیقت نداره این دروغ نیست
دی. ان. ای "هولت" تغییر کرده . وقتی عاشق تو شد
یه پسر شکسته که یه دختر شکسته رو ملاقات می کنه
لبه های ناهموار اونو تکه تکه کرد.
یادته اون خرابهای که به مینا انداختیم؟
خوب, میتوانی در آنجا زندگی کنی.
برای توست
اگر من چی کار کنم?
مراقب باش
باشه, من احتیاط میکنم.
-خیلی خوب. دقیقا همین جا -باشه.
اونجا?
ایمان داشته باش. اینم از این پیداش کردیم؟
آ ره. نمیدونم کج ه یا نه. . بذار ببینم
. این خیلی خوبه اره
جیمز بالدوین یک بار نوشت اینکه گذشته ، تاریخ خودتو بپذیری
مثل غرق شدن در آن نیست.
یاد میگیرم که چطور ازش استفاده کنم.
اما از گذشته هرگز نمیشه استفاده کرد
در زیر فشار زندگی فرو میریزی
مانند گل در فصل خشکسالی.
خشکسالی به طور رسمی برای میکا کیت شروع شده
یک حساب لرزهای برای دههها دروغ.
سوال این است که حالا چه اتفاقی میافتد?
فریب میکا جرم عاطفی بود.
او از آسیبپذیرترین افراد ما بود
و از درد خودش سواستفاده کرده بود.
و تقریباً همه تحتتاثیر قرار گرفته بودند.
خود منم از اون افرادم
... به خاطر انتخابهایی که کردم
افرادی که در این راه به آنها صدمه زدم
این داستان مرا مجبور کردهاست که صادق باشم، در مورد اشتباهات خودم.
گزارش خودم
من تصمیم نگرفتم که "میکا" رو لو بدم
تنها هدف من مشخص شدن
قتل های جاشوا کیت و پسرش درو ترنی.ه
خیلی خب
رز هست
الو؟ بیمارستان منو مرخص کرد
از اونجا نرو نرو الان میام اونجا
چرا تو میری دنبال رز?
چاره ای ندارم
جایی برای رفتن نداره
چرا انقدر در موردش بدبینی?
دیشب به مصاحبه با اونو گوش دادم,
و اون گفت جاش به خاطر این مستند تهدید شده.
ما اینو میدونستیم
اما از کجا میدونست؟ . نمی دونم. شاید جاش بهش گفته
شاید خیلی بیشتر از اینا میدونه
درباره "میکا" - ه؟
چرا هنوز داری از اون محافظت میکنی اونم بعد از اینکه به تو خیانت کرد؟
میخوام "میکا" جوابگو باشه . من نمیخوام اون بمیره
متوجه شدم
... خدمات مشتری میتونه بهمون کمک کنه با هر محصول دیگه ای.
من الان تو رو منتقل میکنم
شما به پناهگاه رسیدید. چطور می تونیم تو رو راضی کنیم؟
تلفن رو قطع کن چه اتفاقی افتاده؟
، وقتی امروز صبح رسیدیم بیرون اونجا . آدمای عصبانی بودن
اونا وارد شدن و محصولات رو میگیرن نفس عمیق بکش
خیلی خب، تا وقتی کسی آسیبندیده مهم نیست.
آوی کجاست؟
تازه کار هیئت مدیره رو تمام کرده
تقویم من هیچ جلسه هیئت مدیره وجود نداشت.
ایوی از من خواست حذف کنم
میفهمم
اما مردم اشتراک هزاران نفر را لغو میکنند.. باشه
پنج دقیقه بهم وقت بده تا این قضیه رو حل کنم . توی دفترت باهات ملاقات میکنم
نه، چون نوردستورم و بلومینگدیل هر دو خط مراقبت از پوست راهاندازی کردن
من نمی دونم. این همون چیزیه که گفتم.
نه نه نه. باید باهات تماس بگیرم ، باشه؟
چطور می خوای این بازی رو بکنی؟
هیاتمدیره داره جابجا می شه که جای تو رو بگیره
با کی؟
هیاتمدیره بهم نزدیک شد
تو می خوای سعی کنی که من رو جایگزین کنی از شرکت خودم؟
. تو انتخاب دیگه ای برای من نذاشتی
باشه
پس بیا امتحانش کنیم
بذار ببینیم مردم بیشتر به کی وفادار هستن . تو یا من
. میدونی، این نباید دعوا باشه
نیست
ببخشید
هی رز
. خوشحالم که بهم زنگ زدی
. اونا به تخت من نیاز داشتند. پس منم رفتم
. خب، برات یه سری چیزا آوردم
لباسها، کفش، محصولات بهداشتی یه کمی پول برای شروع کارت.
ممنون
میتونی با چند تا سوال کمکم کنی؟
گفتی جاش برای مستنداش تهدید شده
منظورت از اون چی بود؟
من چند ماه پیش رفتم تو کارش و دیدم که وارد بحث شده
. اون یارو تو صورتش بود و تهدیدش کرده که اونو بکشه
تا حالا اسمش رو گیر آوردی؟
اما به نظر ادم گردن کلفتی بود
High-steppers?
هیچ کدوم از اینا آشنا نیست؟
خودشه. اون اونجاست.
بفرست برای ایمز ببین میشناسه
مطمئنی که جاش رو تهدید کرده؟ . آره، دیدمش
اون منو ندید
میکا اینجا بود
اون بهم یه جایی پیشنهاد داد که زندگی کنم و ساکت بمونم
من در مورد زندگی خودم دروغ نمیگم
این تنها چیزیه که دارم. چه خوب یا بد
اگر جایی برای رفتن داری میتونم کمکت کنم
چطوری?
خواهرم به چند پناهگاه دیده
یکی در آلبانی ، یکی در ال سرریتو
من می تونم تو رو به هر کدوم از اونا ببرم . کمکت میکنم که اونجا ساکن بشی
از دستم خلاص بشی?
این قصد من نیست فقط میخوام کمک کنم
هر دو امکانات خوبی داره
کجا میری؟
میکا اومد اینجا تا منو خفه کنه.
اومدی اینجا که از من استفاده کنی این حقیقت نداره
بهتره مراقب خودم باشم
باشه از ایمز شنیدم که
مردی که رز مشخص کرد مارتین هیوود ه.
و تا چند هفته پیش عضو پلیس سانفرانسیسکو بود
جدی میگی؟ اره
ایمز صبح میخواد مارو ببینه
باشه پیگیرش باش و بعدا باهات ارتباط برقرار میکنم
. سلام، بابایی من هستم.. دارم میام
میخوام کل ماجرای شرلی رو برات بگم
نه فقط چیزی که تو پادکست گفته شده
اگه پدرت واقعا دوستت داشت نمیرفت زندان
کارهایی کرد که از چشم مردم مخفیه
باعث شد احساس بدی کنم
بعد کلماتش بود
اون واقعا خوب بود با قطع کردن من با اونا.
بیشتر که منو میشناخت
راه های متفاوت برای صدمه زدن به من گیر میاورد
یه ماه بود که اونجا بودم
منتظر شنیدن خبری از بابایی در این فکر بودم که چرا اون به من نامه ننوشته
وقتی نامه ای روی میز دیدم.
اجازه نمیداد بهش دست بزنم
التماس کردم. التماس کردم گریه کردم.
فقط بهم میخندید
یه هفته ای اونجا موند
بالااخره برداشتمو فرار کردم
، وقتی منو گرفت فقط جیغ میزد.م
کاری هنوز نکرده بود ولی جیغ میزدم
او...
ازم گرفت انداخت تو شومینه
و به محض اینکه شعلههای آتش گرفت لبه اون نامه رو
دیگه چیزی نمیشنیدم
انگار صدامو از سینه م کشید بیرون
برای همیشه
من حتی یه کلمه هم بعد از اون حرف نزدم
... چی تو این همه مدت نگهش داشتی؟
چرا چیزی نگفتی؟
. یادت باشه، باید قوی بمونی
گریه نکن
هیچکس به اشکهای یک دختر سیاهپوست.اهمیت نمیده
تو کاری رو کردی که مجبور بودی. برای زنده موندن انجام بدی
متاسفم
برای چی؟
برای تمام اوقات تلخی که داشتی
نه تقصیر تو نیست
پس تقصیر کیه؟
بابا
. میرم باهاش حرف بزنم
اینجا چیکار میکنی؟
پدرت کلیدش رو بهم داد اما تصمیم گرفتم که محترم باشم
و تصمیم گرفتی که تیر نزنی . آره، اونم همینطور
نوشیدنی میل داری؟ . بله، لطفا
ویسکی؟
شهد خدایان. به نظر خوشمزه میاد
خب?
No comments yet. Be the first to leave one.