The first 200 lines.
تهيه تنظيم و ترجمه ســـامــــان جلالــــي
قسمت نوزدهم
اين دوتا
نه نه اين سه تا رابطه ي عجيبي دارن
تو گفتي که طلاق گرفتي اوپا
تو هم بس کن
چرا فقط چون زنگت زد بايد بياي اينجا؟
زودباش برو
ها بايد واست جالب باشه
تو يه اوپا و مدير هتل داري
مردم زيادي کنارتن
قرباني منم ولي چرا شماها با من اينکارو ميکنيد؟
خوبه ميخوام تا آخر بجنگم
من نميخوام حل کنم،بايد بسپاريمش به قانون
مادر دا ئه بهت گفتم با اسم دخترم صدام نزن
بايد به عنوان يه شخص مرده زندگي ميکردي،چرا خودتو نشون دادي؟
تو چي هستي؟
چرا اينکارو با من ميکني؟چرا ديونه ام ميکني؟
سونگ جئونگ
من چه اشتباهي کردم؟
تو منو يه شخص مرده ساختي و بچه ها رو گول زدي
فکر کاري که کردي رو بکن
اونا کي ان که طرفشون حرف ميزني؟
نمي توني اينکارو اينجا بکني
بذار بميريم بذار فقط بميريم
اگه نميخواي تنهايي بميري بذار باهات بميرم
بهت گفتم که من پول ندارم،التماست کردم که ديگه ظاهر نشي
ايش ولم کن چه اشتباهي کردم؟
چه اشتباهي کردم که اينطوري رفتار ميکني؟ نويسنده هان
لطفاً آروم باش ولم کن
هي جائه يو
نه کسي بيشتري هست؟
کل خونواده تصميم گرفت بياد ها؟
بشين بشين
ديدي نه؟گولمون زدن
فقط نميتونم اينو ول کنم باشه؟
تو واقعاً پدر جئونگ دا جئونگ هستي؟
چي؟ جائه يو دخالت نکن
تو واقعاً پدر جئونگ دا جئونگ هستي؟
اين بچه چشه؟ جائه يو
دارم ازت ميپرسم که تو واقعاً پدر جئونگ دا جئونگ هستي؟
جائه يو دا جئونگ
مادر؟ دا جئونگ
نه
چيکار داري ميکني؟
آه
مادر
لطفاً برو بيرون
سئو جائه يو يه لحظه صبر کن
مادر چرا به من گوش نميدي؟
بهت گفتم که نياي اينجا
ولم کن
چرا گوشيشو جواب نميده؟
اون ديگه کجا رفت؟
هي جائه يو کجا رفت؟
اوه واقعاً،نميتوني ببيني که 5 ثانيه پيش نشستم؟
چون قلبم احساس خالي ميکرد،بايد به جاش سرمو پر ميکردم
درهرصورت،فقط خواهشاً هيونگ رو تنها بذار
اون ميخواد براي اولين بار ملاقات کنه
ميخواي راجب اينکه بايد کي رو ببينه و کي رو دوست داشته باشه درسته؟
راجب چي من من ميکني؟ميخواستم راجب مغازه ي کيک فروشي بهت بگم
مغازه ي کيک فروشي؟واسه چي؟
بابات گوشيشو جواب نميده
اون تلفن مغازه رو هم جواب نميده
ميتونم به واسطه ي جائه سون برم عجيبه
جائه سون هم؟
بهت گفتم که نياي اينجا
دوست ندارم به همچين جايي بياي
چرا اينطوري رفتار ميکني؟
چيه که خيلي عصبانيت ميکنه؟
چرا مادرم اونجاست؟
و بهش زنگ زدم،ولي چرا تظاهر کرد که منو نمي بينه؟
بعد از اينکه مادرمو ديدم،ميرم
نميتونم بذارم بري
اتفاقي داره مي افته درسته؟
چيزي هست که نبايد بدونم درسته؟
اگه اينطوري هستي احساس عصبانيت بيشتر ميکنم
جئونگ دا جئونگ
دا جئونگ
تو با جائه يو برو خونه
آهجوسي به جائه يو هم زنگ نزدم که بياد اينجا
فکر کردم اگه دير کنم خانواده ام نگران ميشن براي همين زنگ زدم تا وضعيتو بهش بگم
من نميدونستم تو هم ميخواي بياي
مادرم چي؟
آه مادرت...اون تو اين جريان دخيل نيست
ببخشيد؟ بهش زنگ زدم چون واسه يه تسويه حساب نگهبان ميخواستم
راجب اين هم نميتونستم به خونواده ام بگم
ما هممون به عقب کشيده شديم که تو و جائه يو اومديد
براي نشون دادن بهت اين رويم رو،چيکار ميتونم بکنم؟
چيزي رو که امروز ديدي فراموش کن
حالت خوبه؟جايي صدمه نديدي درسته؟
آره آره ببين من خوبم
مادرتو به زودي ميفرستم خونه
جائه يو بله
مي يارمش خونه و برميگردم نه نه نه
تو خونه مي بينمت
رئيس سئو
راجب مادرت نگران نباش
بريم
بخاطر لجباز بودنم متاسفم
بريم
اگه همچين مشکلي بود،بايد يه چيزي ميگفتي
آه،رئيس کوچولو بهم گفت که به کسي نگم،چيکار بايد بکنم؟
پس شوهرم کتک بدي خورد؟
اون گفت که عمو اينجا بود،اگه اون اينجا بود که کتک نميخورد
درست ميگي
وقتي رفتم بيرون تا نگاه کنم،حرومزاده ديونه داشت دور زمين مي چرخيد
حرومزاده ديونه؟ حتي راجبش حرف نزن
رئيس کوچولو خانواده ي ديگه اي نداره
خوب ميدونم،ولي اون بهش ميگفت باجناق و همه ي ددئوک رو ميخورد
باجناق؟
چه چندش آور
هي بذار اول بريم بريم
زودباش مادر،وقتي بري اونجا چيکار ميکني؟
اون ميگه که اون مرد ديونه است
بايد بذارتش تو تيمارستان
اگه اون ديونه است،اون بايد به طور آروم ديونه باشه،چرا بايد شوهرمو بزنه؟
عزيزم
بچه ي جائه سون
من نميخواستم چيزي بگم تا نگران نشي خيلي صدمه نديدي درسته؟
و عمو چطوره؟ اوه هممون خوبيم
اوه ميخواستم زود اينو حل کنم و برم خونه ولي وقت ميبره
عزيزم چرا گريه ميکني؟
اوه دوباره زنگت ميزم
ايگو خيلي نگران نباش
به نظر نمي ياد که قرباني به راحتي حل بشه
اين اولين تجربه مه
پيشنهاد ميکني بهترين کار چيه؟
چيکار ميتوني بکني،حتي اگه بايد بهش خوشامد بگي بايد حلش کني
حل؟
حتي گه اون شخصيت بدي باشه،چيکار ميتوني بکني وقتي اون قربانيه؟
بايد اينو زود حل کنيم تا بتونم برم بيمارستان
بهتر نيست به وکيلمون زنگ بزنم؟
لازم نيست،حلش نميکنم
من به همچين کسي يه سکه هم نميدم
از اونجايي که کمي اينجا خواهم بود،اگه لازمه که به من چيزي گزارش بدي بيا اينجا
نه ميخواي بري به اونجا؟
بايد برم
ولي وقتي بيام بيروت تو...مردي
جلوي چشمام ظاهر نشو
بعد از ردن من،حالا حتي تهديدم هم ميکنه
کارآگاه مسئول کيه؟
آه بله کارآگاه همين حالا
به عنوان هجوم ساده،تو به خونه فرستاده ميشي
منظورت از فرستاده شدن به خونه چيه؟
خوب،هويت واجد شرايطه و ريسک پروازي هم نيست پس ميتوني بري
دوتاتون بايد جل کنيد
ولي اون گفت که حل نميکنه متشکرم
طرف اونو ميگيري چون مدير هتله؟طرف ــه
پول نگرفتي؟
قبل از اينکه اتهامت رو عوض کنم خفه شو
رئيس سئو رو ببر خونه
باشه
چرا شماها اينطوري هستيد؟
همتون ميخوايد اينطوري رفتار کنيد درسته؟
فقط ببين چيکار ميکنم
اوپا برو
بهتره الآن بريم
کار منه اوپا دخالت نکن
فقط بريد همگي بريد
هيونگ
بهش پول نده،؛واضح بهت گفتم
سونگ جئونگ گفت که حل و فصلش ميکنه
فقط بخاطر راحتي بهت ميگم،تو اين دخالت نکن واسه اينکه خشمتو نشون بدي
سونگ جئونگ نوشتن زندگي نامه ت رو متوقف کرده تا تو متاثر نشي
اون رابطه ات رو با اون سوئ تفاهم گرفته و با سرمايه گرفتن ازت،اذيتش کرده
از سونگ جئونگ بدت نياد
همش يه دروغ بود؟
آه هان سونگ جئونگ
اون واقعاً يه کلاهبرداره هي يونگ
منشي يانگ بله
از اونجايي که رئيس سئو رو تا خونه همراهي ميکني
ميتوني فعلاً از کار دست برداري
باشه ميفهمم
گفتم که لازم نيست
چيکار کنم؟
از اونجا برو بيرون
نميتونم
آهجوما اونجاست
اون ماشين جائه يو نيست؟
اين
چرا اون اينطوريه؟
جائه يو مادر
ول کن
جائه يو
مشکلي نيست بيا بيرون
گفتي که ميخواي منو مخفي کني
برو بيرون برو بيرون
کجا رفتي؟
بابا تو ايتسگاه پليسه
رفتم ببينمش
هي تو رفتي؟چي شد؟بابات خوبه
آره
آه بايد منو با خودت ميبردي
هي بذار دوباره بريم و باباتو بياريم
اين فقط باعث ميشه همديگه رو دست متقابل بگيريم ها؟
به نظر مي ياد پدرومادربزرگ هم ميفهمن
آه هي
بذار وقتي بابا اومد خونه بهش توفو بديم ما توفو داريم درسته؟
بيا بيرون
No comments yet. Be the first to leave one.