The Apothecary Diaries

The Apothecary Diaries (薬屋のひとりごと)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

KusuriyanoHitorigoto-08 [AioFilm lol]
A Commentary by AioFilm

Tags

other
Published on: 2023-11-28
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 160 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫آروم قایم شدن توی سایه‌ها اشکالی داره؟

‫اگه مثل یک راز مخفی نگهش داریم بهتر نیست؟

‫بدون اینکه کسی مزاحمش بشه به زیبایی شکوفه میده.

‫مجذوب خواسته های شیرین و پوچ نشو.

‫اون قضاوت قابل اطمینان نیست.

‫ناراحت نشو و سرت رو پایین ننداز.

‫از عشق نباز. بار یک لبخند ساختگی رو به دوش نکش.

‫نیازی به گلدون نیست

‫نیازی به کود دادن نیست

‫وجودت به تنهایی زیباست.

‫حتی گل هایی که ناچیز به نظر میان هم زیبایی خودشون رو دارن، نه؟

‫گلی زیبا شو. زود باش، رندانه بخند.

‫میتونم چشم از چهره مسحور کننده ات بردارم.

‫بیا بچش، سم تو داروی منه.

‫برات بسته بندیش می کنم. پس بخند!

داروساز یک خاطرات

داروساز خاطرات یک

.این داستان یک اثر تخیلی است. نام تمامی شخصیت ها، سازمان ها و... خیالی است. همچنین هیچ ارتباطی با رویدادهای واقعی ندارد

قسمت هشتم: ساقه گندم

.درسته، من خونه ام

...چسبناک شده

...پدر

.حتما سر زمینه

کاش با این سن و سالش دیگه سر زمین کار نمی کرد

ولی اون فقط از اینکه از گیاه های خودش .دارو درست کنه خوشش میاد

.در شکست

نمی شناسمت. خدمتکار یه فاحشه خونه دیگه ای؟

...پدرم

!باهام بیا

!هی

!خواهر! داروساز رو آوردم

!عجله کن

...این بو

...داروساز! مجبورشون کردم استفراغ کنن ولی

!درسته

!این مرد نفس نمی کشه

.تنفس خانم هم خیلی ضعیفه

.باید ببینیم استفراغی توی گلوشون مونده یا نه

.تو حواست به اون باشه

!ب-بله

.نبض نداره. چیزی توی گلوش گیر نکرده

.فقط بزاق

!آب بیار

!آب نه! ذغال بیار! ذغال

!ب-بله

.روزم عجب شروعی داشت

...وای، می‌خوام برم حموم

.ممنون داروساز. الان حال جفتشون خوبه

.صبر کن، بذار همونجا بمونه

حتی چیزایی که روشون استفراغ کردن؟

.ممکنه هنوز سم داخلشون باشه

...سم

.میرم چای درست کنم

.یه مشتری و همنشینش اینجا بیهوش شده بودن

.اتاق بوی الکل و تنباکو می داد

.دو تا بطری

.لیوان های شیشه ای شکسته

این...ساقه گندمه؟

.یه پیپ و چندتا برگ تنباکو

.حسابی به خودشون زحمت دادن تا دردسر درست کنن

...ذغال آوردم

.خوبه. یه لوح و یه چیزی که باهاش بنویسم هم برام بیار

هان؟

.پدرم باید سر زمین های نزدیک دیوار غربی باشه

.بیارش اینجا

.فهمیدم

.دیر کردی پدر

.این دختر نگران وضعیت پام بود

.ذغال رو کوبیدم

خوبه، بیا با گیاه های دارویی ترکیبشون کنیم .و سریع بدیم بخورن

میتونی اینو بخوری؟

اون چی شد...؟

.حالش خوبه. اونم دارو خورده

.درمانت بد نبود

بد نبود، هان؟

.پدر می‌تونه از یکم اطلاعات، دو سه تا نتیجه مهم بگیره

فکر می کنی چه سمی بوده؟

!شروع شد

.بعضی وقتا پدر اینجوری بهم درس یاد میده

.برگ تنباکو به شدت سمیه

.ازش برای خودکشی دو نفره استفاده کردن

بهشون آب ندادی، درسته؟

آب وضعیتو بدتر می کرد، نه؟

.درسته. اسید معده بعضی مواقع می‌تونه جلوی جذب سم رو بگیره

.پس رقیق کردنش نتیجه خوبی نداره

ولی اگه سم از قبل توی آب بوده باشه چی؟

.هیچ برگی توی استفراغ نیست

.حواسم نبود. هنوز خوابم

.اگه سم توی آب خیس شده باشه بعضی وقتا رقیق کردنش با آب خوبه

.خیلی خب. درسمو یاد گرفتم

.شرمنده باعث زحمت شدیم

خوراکی های مخصوص مشتری ها رو بهمون میده؟ .خیلی دست و دلبازه

.آهان، نمیذازه رژ لب روی لیوان لک بندازه

.واقعا نجاتمون دادید. این یه هدیه ناقابل برای تشکر از شماست

...اوه نه، این خیلی زیاده

پدر، اجاره این ماه رو میتونی بدی؟

...اه، خب پس

...ای خدا، پیرمرد

.حتما خودکشی دونفره بوده .توی منطقه خوش گذرانی بی سابقه نیست

مردی که نمیتونه یه همنشین رو بخره

.و همنشینی که هنوز مدت خدمتش تموم نشده

.همچین کسایی معمولا به نتیجه یکسانی میرسن

.ولی بازم، اون مرده لباس های گرونی پوشیده بود

.خوش چهره هم بود

.بهش نمیومد پول یا همنشین کم داشته باشه

...پدر دوست نداره از ظواهر نتیجه گیری کنم ولی

به نظر نمیومد کسی باشه که

.با یه همنشین سم بخوره چون از آینده ناامید شده

.میرم ببینم حالشون چطوره

...وضعیت مرده بدتر بود

!چیکار می‌کنی؟

!جلومو نگیر! این مرد حقشه بمیره

!چ-چیکار می کنید؟

داروساز، میشه باهات حرف بزنم؟

.اون مرد همیشه مشتری دردسرسازی بود

.یه همنشین رو اغوا می کرد و غیرمستقیم می گفت که اونو میخره

.وقتی ازش خسته میشد فقط ولش می کرد

.خیلیا ازش متنفر بودن. بعضی زن ها حتی سعی کردن بهش چاقو بزنن

.قبلا مسموم هم شده بود

.ولی اون نازپرورده پدر تاجرشه

.همه چیزو با پول میخره

.جدیدا از پدرش خواسته براش محافظ استخدام کنه تا باهاشون بره فاحشه خونه

.اون خواهر این دخترو هم ترک کرده بود

اون خیلی خوشحال بود که می‌تونه باهاش زندگی کنه

.ولی روز خریداری، یه دفعه خریدش رو لغو کرد

.برای همین نمیتونه اون مردو ببخشه

.همنشینی که امروز سم خورده بود هم بهش نزدیک بود

پس میخوای وانمود کنم چیزی ندیدم؟

اگه انقدر دردسرسازه چرا ممنوعش نمی کنید؟

.به خاطر همنشینی که عاشقش شد

در این صورت شایعه خودکشی دونفره

.کارو برای فاحشه خونه سخت می‌کنه

پس بهمون خوراکی های خوب دادن

.چون جلوی مرگ پسر یه تاجر توی فاحشه خونه رو گرفتیم

...و

.حتما حس کرده درحقش بی عدالتی شده

.فهمیدم

امروز اتفاقی خونه بودم

ولی اگه اون دختر معمولا ازمون خرید می‌کنه .حتما میدونه پدرم معمولا کی خونه نیست

معمولا توی همچین موقعیتی آدم می‌ره دنبال طبیب

.ولی به خودش زحمت داد تا بره دنبال یه داروساز گمشده

.اون دختر خدمتکار ترسناک تر از چیزیه که به نظر میاد

.خیلی بد شد که تا اومدی خونه این اتفاق افتاد

.پدر پولی که بهمون دادن رو نشونم بده

هوم؟

.آره، کامله

.همون طور که انتظارش می رفت، حق السکوت هم دادن

.ولی یه چیزی اذیتم می کنه

.طبق گفته ها اون مرد باهوشیه

همچین کسی به خاطر عشق تن به خودکشی دو نفره میده؟

...مجبورش کردن خودکشی کنه؟ نه، کسی که قبلا مسموم شده به این سادگی

.مائو مائو نباید بر اساس حدس و گمان حرف بزنی

پدر، تو همین الانم فهمیدی قضیه چی بوده، نه؟

.بذار فکر کنم چی دیدم و چی ممکنه از چشمم دور مونده باشه

.برگ تنباکو به شدت سمیه

.ازش برای خودکشی دو نفره استفاده کردن

ولی اگه سم از قبل توی آب خیس شده باشه چی؟

.به خاطر همنشینی که عاشقش شد

!این مرد حقشه بمیره

More Farsi Persian subtitles for The Apothecary Diaries

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left