The first 200 lines.
بابا لنگ دراز قسمت شانزدهم
...من در بيان احساساتم ناتوانم
حتي اگر سرشار از احساسات عاشقانه باشم
ولي اين اشك ها دروغين نيستند
اين يک واقعيت غيرقابل انکاره
عشق من به تو که الان در خاطرم زنده شده
را نمي توانم در يک نامه خلاصه کنم
من دارم به سوي تو مي آيم
اين گيج کننده است که هنوز نمي توانم درباره آن صحبت کنم
داره شروع ميشه، هميشه از اين لحظه به بعد
حالا من آماده ام که بانوي عشق باشم
هديه اي از طرف کوارتر بک
بابالنگ دراز عزيز حالتون چطوره؟
به محض اين که جشن سالگرد تأسيس مدرسه برگزار شد دوره امتحانات قبل از کريسمس شروع شد
مدرسه خيلي شلوغ شده و همه چي به سرعت در حال تغييره
خيلي سخته
اوه، درسته يه چيز ديگه هم تغيير کرده
از زمان جشن رقص، جوليا عوض شده
!هي جودي
اومدم
چي شده؟
T بگو ببينم آرايش چيه؟
؟T آرايش
اوه، داري درباره فوتبال مطالعه مي کني؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ منظور، فوتبال آمريکايي است
بايد حداقل قوانينش رو ياد بگيرم
اگه قبل از ملاقات دوباره جيمي اينا رو ياد نگيرم خيلي ضايع است
چي؟ تو باهاش قرار ملاقات گذاشتي؟
نه، ولي دليلي واسه رد کردنش ندارم، غير اينه؟
بيا ديگه. تو مطالعه کمکم کن
واو! همه اين کتاب ها در مورد فوتبال هستن؟
جيمي فوق العاده اس
اون همشونو بلده، اينطور نيست؟
ورزشکارها آدمهاي باهوشي هستند اينطور نيست؟
ولي تو که گفتي اون بي فرهنگه
چيزي گفتي؟
نه، هيچي
درسته
اوه، شما دو تا دارين مطالعه مي کنين؟
آره درباره فوتبال
جودي، اين ورزش کاملاً پسرونه است
هر چقدر هم که ورزشکار قابلي باشي نمي توني فوتبال بازي کني
واسه من نيست
ميگم، بريم شهر
خُب يکشنبه است مثلاً
حالا، موندم چي بپوشم؟
اون چِش شده؟
راستي جوليا، مي خواي چيزي بخري؟
راستش نه
بده هر از گاهي آدم بياد هواخوري؟
اوه! يه رستوران اينجاست
فهميدم. شما رو به يه چاي مهمون مي کنم
اوه، نمي خوايم مزاحمت بشيم
نگران اون نباش
هر چي باشه من شما رو دعوت کردم
!بياين ديگه! بجنبين
اين همون جاييه که داداشتو ديديم
اوه، راست ميگي؟
خيلي خوش اومديد
...اوه، من
بفرماييد. چي ميل دارين؟
من چاي مي خوام
منم همينطور
منم چاي ميخوام
چشم، الساعه خانوم ها
اوه، داداشم گفت که اون استثنائاً به جاي يکي ديگه که نتوسنته بياد سر کار اومده بوده اينجا
مثل اين که همون روز بوده که شما اومدين اينجا
گفتي فقط واسه يه روز اومده بوده؟
ب بله
اوه، پس به خاطر اين بود که عادت به کار کردن تو اينجا نداشت
تو از دستش عصباني شدي و اونو بي ادب خوندي
راستش اينطور نبود
من عصباني نبودم
که اينطور
فقط واسه يه روز
به خاطر صبرتون ممنونم
چي شد؟
تازه يادم افتاد يه مقدار خريد دارم
خوش بگذره
خوش بگذره
م-مچکرم
نمي دونم جوليا چش شده؟
به خاطر اينه که داداشت اينجا نيست
چي؟
يعني جوليا داداشمو دوست داره؟
اينطور به نظر مياد
هي سالي، پول همرات آوردي؟
من که هيچي همرام نيست
فقط به اندازه کرايه اتوبوس برگشت دارم
چي؟ من همراه خودم نياوردم گفتم اگه بيارم الکي خرجش مي کنم
مثل اين که به اندازه کافي هست
آخيش... خيالم راحت شد
ببخشيد، من جودي آبوت هستم
اوه، تويي جودي
يه بسته گُنده واست اومده
بفرما
!واي! عاليه
ممنونم آقاي هري
خواهش مي کنم
يعني اين دفعه بابا چي واسم فرستاده؟
جيمي مک برايد
!از طرف داداش ساليه
چي؟ از طرف داداش من؟
درسته
ببين
اوه، حق با توئه
يعني چي مي تونه باشه؟
اين واسه جوديه؟
اوه...آره
فهميدم
بهتر نيست بريم رستوران يه چاي بخوريم؟
ولي من کيف پولمو نياوردم
من حساب مي کنم
واقعاً اين کارو مي کنه؟
اوه، يه پرچمه
!عاليه
!اين پرچم دانشگاه پرينستونه
واي!حالا چكار ميشه كرد؟
واقعاً لايق اين هديه زيبا هستم؟
!هي، نگاش کن
چه رنگ خوشگلي
به نظرت اينو كجا بذارم بهتره؟
اوه، معذرت ميخوام جوليا
واسه چي داري عذرخواهي مي کني؟
اِ...چون که
اينجا رو. يه نامه اس
اوه... مطمئناً درباره جشن نوشته
اوه، همونطور كه فكرشو مي كردم براي تشكر از من به خاطر همراهيش تو رقص اون روز فرستادتش
ازم خواسته كه اونو تو اتاقم بزنم
بهتر نيست تو اتاق پذيرايي بزنيم؟
ولي رنگش شايد جور نباشه
اينجوري به درد نمي خوره
اوه، به اتاق پذيرايي كه نمي خوره پس مي توني تو اتاق خواب ما بزاري
درسته سالي؟
ها؟
ولي شايد رنگش با رنگ اتاق خوابمون جور در نياد
راست ميگه
بيا بزاريمش تو اتاق پذيرايي تا همه بتونن اونو ببينن
اوه، خودت همين الان گفتي با رنگ اتاق پذيرايي جور نيست
ولي به نظرم بايد سعي كنيم اونو جايي بزاريم كه همه بتونن ببينن
ببين، درباره تو نوشته
اوه، واقعاً؟
ببين اينجا
جوليا رقصش خيلي خوبه و صادقانه بگم من قاطي كرده بودم
سرعت يادگيري جودي خيلي بالاست و مي تونه با كمي تمرين بهتر از جوليا بشه
بعيد مي دونم. من كه همش پام رو روي پاش مي ذاشتم
!عاليه
اون گفته اگه من مشكلي نداشته باشم دفعه بعد بهم ياد ميده
واي! نوشته ماجراهاي من خيلي جالب بوده
بخونمش؟ ماجراهاي باحال و خنده دار جودي واقعاً جالب هستن
وقتي باهات صحبت مي کردم تو واقعاً احساسات منو درک مي کردي و حس خوبي بهم دست مي داد
اينا يعني چي؟
اين يه اصطلاح فوتباليه
من حس خوشايندي داشتم مثل زماني كه يك ضربه شروع بازي رو از گوشه انجام ميدم
دلم ميخواد دفعه بعد تو شاهد ضربه آغاز بازي من باشي
خب پس، به اميد ديدار
منظورت چيه که دقعه بعد شاهدضربه آغاز بازيش باشم؟
اون داره ميگه ميخواد باهات صحبت كنه فقط همين؟
تازه يادم افتاد يه كاري هست كه بايد انجام بدم
با اجازتون من برم
!اوه، جوليا
واي نه
زياده روي كردم
مثل اين كه جوليا اوضاعش روبه راه نيست
ولي داداشم اينقدر خوبه مگه؟
اوه، اون خيلي دوست داشتنيه
تو هم همچين نظري داري؟
نه، منظورم از اون لحاظ نبود
واي دوباره؟
كيف پولم تو اتاقه
ميگم سالي، اينو امتحان نمي كني؟
اوه، قشنگه
باحاله
...اوه،ولي
منظورت چيه كه امتحان كنم؟
برام تكراي شده
لطفاً اگه دوست داري، تنت كن
نمي تونم. نمي تونم همچين چيز گرونقيمتي رو ازت قبول كنم
مشكلي نيست فكر اونشو نكن
مهم اينه كه ميخوام بدونم جيمي از چه چيزي بيشتر از همه خوشش مياد
دلم ميخواد همه چيزا رو امتحان كنم
اوه، جودي
اگه ميخواي بشنوي لازم نيست اونجا گوش وايسي مي توني بياي تو
من گوش نايستاده بودم
اوه، پس چرا داشتي دزدکي نگامون مي کردي؟
تو هم جيمي رو دوست داري غير اينه؟
نه. فقط چون گفتي اون خوش تيپ و دوست داشتنيه اومدم
اوه، پس گوش وايساده بودي
گفتم كه اينطور نيست
اصلاً بي خيال بيا اينجا بشين
منظورم اين نبود
اوم... اگه ميخواي داداشم چه چيزي رو بيشتر از همه دوست داره بايد بگم اون فوتباله
فهميدم
منم همين تو ذهنم بود
بعدش، غذاي مورد علاقش چيه؟
احتمالاً استيك باشه، درسته؟
اوه، از كجا فهميدي؟
هميچين چيزايي هم بهت گفته؟
نه، با ديدن قيافه اش فهميدم بايد اينطور باشه
چون كه حسابي به سلامتيش اهميت ميده
درسته
No comments yet. Be the first to leave one.