Specials

Release info

Arang and the Magistrate-E01-KOR Forum KoreanDream in
A Commentary by shohreh
ترجمه و زیرنویس : شهــــره

Tags

other
Published on: 2012-08-18
Downloads: 34
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

در اواسط دوره چوسان ، زماني که اميال انساني به حد خود رسيد ، انسانها شروع به زشت جلوه دادن جهان و نابود کردن طبيعت کردن

در اواسط اين هرج و مرجها بود که مرز بين اين جهان و جهان ديگر از بين رفت

به همين خاطر بود که روح ها در اين دنيا ميماندند و در اين دنيا سرگردان بودند

روح ها مي توانستند انسانها را ببينند اما انسانها قادر به ديدن روح ها نبودند

فقط يک نفر بود که مي توانست روحها را ببيند

اون فردي بود که به ميليانگ اومده بود و دنبال مادرش که سه سال پيش ناپديد شده بود ، ميگشت

قسمت يک : سريال آرانگ و دادرس

! ارباب

کي بود که وقتي داشتم دستشويي ميکردم خوابيده بود؟

به خاطر اينکه اون روح موهام رو ميکشيد ازتون خواستم که هر از چندگاهي از خودتون يک صدايي چيزي دربيارين

!روح ؟ همون روح الاغ من ؟ فراموشش کن

پس من بايد حتما ازت عذرخواهي کنم ؟

البته که نه

پدربزرگ مرحومت گفته بود که اگه مفهوم کلمه يا کاري رو درک نميکني ، رو انجام نده اين مشکل تو نيست

من چي رو نميدونم ؟

" متاسفم " . " ممنونم " . " دوستت دارم " منظورم اين سه تا کلمه است

ازشون استفاده نميکني چون مفهمومشونو نميدوني

!مطمئنا! مفهومشونو نمي فهمم ! تو راست ميگي

چه فايده اي داره اين کلمه هاي بدون استفاده رو ياد بگيرم ؟

آه ، به وضعيت آب و هوا نگاه کن به نظر مياد که قراره بارون شديدي بباره

! جرات داري بزاري من برم

با کمک اوناهم . فکر ميکني که بيشتر از اين ميتوني زندگي کني ؟

! ديگه مردي

فکر نميکردي که بهتر بود آرانگ هم اينجا کنار ما ميبود ؟

ميخواي که سهمو باهاش قسمت کنيم ؟

بيايد شروع کنيم اولش از پشت بگيريدشون

شما بقيه رو از پشت نگه داريد من مواظب اون فرد عجيب و غريب هستم

! آرانگ

چرا انقدر دير کردي ؟ ما خيلي منتظرت مونديم

عوضي ! چطور تونستي باهام بازي کني

! آه ه ه ه ه ه ه

! اين دختره

تو ، تويي که ما حتي نمي دونيم از کجا اومدي ...اما من بودم که توي اين گروه نگهت داشتم

تو و من شبيه هم هستيم . يعني اينکه نمي تونيم غذاهاي يادبودو بگيريم

!تو ، دختره ، امروز دوبار ميميري

لعنتي

چ... چي ... چي هست ؟

! هيچي

اه . واقعا گرمه

بهرحال ، هر وقت از اين کوه عبور ميکنيم ، احساس ترس و وحشت ميکنم

مطمئني که ميليانگ جايي هست که ميتوني خبري از مادرت پيدا کني ؟

اگر فقط شايعات باشه چي ؟ اميدوار بودم که هرگز مجبور نشيم به اون شهر ارواح بريم

چرا بهش ميگي شهر ارواح ؟

از اونجايي که اون شهر تقريبا نابود شده مردم ميگن که شبح هاي زيادي در اطراف اون شهر پرسه ميزنن

ارواح ؟ الاغ من

!چرا که نه ؟

چندين دادرس بودن که درست شب اولي که پستشونو تحويل گرفتن ، کشته شدن

حتي اگر همه زندگيمون درد و رنج باشه بازم اين دنيا از اون دنيا خيلي بهتر هست

!آه - هه ! واقعا ديوونه اي

چيزي به اسم روح در اين دنيا وجود ندارد

! اين دفعه ديگه چي شده ؟

!کنارت ... شبح يک دختر باکره است

!مامان

اين کارا ديگه چيه ؟

خودت به بزرگي يک کوه هستي اما بازم از همه چيز ميترسي

به همين خاطر هست که بهت ميگم چشماتو کوچيک کن چون چشمات خيلي بزرگ هست ... ترسي هم که در چشمات ديده ميشه

داري چيکار ميکني ؟ بيا بريم

اگر اينطوري به راهمون ادامه بديم ... حتي بعد از سپيده دم هم نمي رسيم

چطوري امکان داره که فرمانده شريف اموات تبديل به يک شکارچي ارواح بشه و دنبال ! ارواحي باشه که خوب هستند

!حداقل ، تو منو توي رودخانه هادس گم کردي

ميدونم . اما انتقام هاي خصوصي توسط امپراطور جديد ممنوع شده است

بخاطر اينکه ارواح خوب رو تحريک کردي و از اونا براي انتقام استفاده کردي ، اينا گناههاي تو هستن. قبل از اينکه بيشتر از اين در اين دنيا مشکل درست کني

حکم تو ديگه قادر به درخشيدن نيست

قانون امپراطور جديد ديگه چه صيغه اي هست

کسي که تشنه است هم بايد چاه حفر کنه اين قانون هست

اگر از اين خوشت نمياد ، پس خودت اين کارو برامون انجام بده

از شکوفه هاي هلو خوشت مياد ، درسته ؟

! آرانگ

واقعا گرم هست

!! آرانگ

اين ديگه چي هست ؟

! بايد يک سرپناه پيدا کنيم

! بدو

ارباب ، کجاييد ؟

!ارباب ! ارباب ! ار ...باب

کجا بايد بريم ؟

چه اتفاقي داره مي افته ؟ -- !عجله کن ! عجله کن --

واي خداي من . واي خداي من

آسمان ديوونه ! تعجبي نداشت که همش در حال خاموش و روشن شدن بود

به نظر ميرسه که حرکت کردن توي شب خيلي خطرناک باشه . بيا امشب همينجا بخوابيم

به همين خاطر بود که ميگفتم نبايد به اينجا بيايم

مرد لعنتي

فکر ميکني که همه کاره ايد ؟

اينطور به نظر ميرسه که يک نفر داره پشت سرم صحبت ميکنه

چرا داريد انقدر جدي فکر ميکنيد ؟

!بازي تموم شد

اين دفعه واقعا برنده شدم

انگار که امروز خيلي خوشحالي

مدل موهاي جديدتم واقعا قشنگ هست

ديروزم من همين مدل مو رو داشتم روز قبلش و روزهاي قبلش هم همينطور

بيش از 1000 سال هست که اين مدل مو رو دارم

واقعا ؟

... تو واقعا

!داري چيکار ميکني ؟ بيا بازي کنيم

باشه

هرجا دوست داري ميتوني بزاري مثل دفعه قبل اين بازي رو هم ميبازي

اينطوري فکر ميکنم

پس حدس ميزنم ، اينجا رو امتحان کنم بهتر باشه ؟

!آه ! اين

... اه ه

خداي زمين ، واقعا متاسفم

واقعا فکرم نميکردم که اين بازي رو ببرم

واقعا برام جالبه که بدونم ، مو يئونگ اون بچه رو دستگير کرد ؟

ديدي ، واقعا فکرشم نميکردم که ببرم

درسته ؟

اما اون خيلي دوست داره که همه چيز رو زياد از حد حساب و کتاب کنه

توي اين دنيا چيزهاي زيادي هستن که نميشه حساب و کتابشون کرد ، درسته ؟

چند دفعه بهت گفتم اينجا نيا ؟

چند دفعه بهت گفتم که اگه ميخواي ! بميري هم خونه پدرت بمير

چند دفعه ديگه بايد بهت بگم ؟ من خونه پدر رو اصلا دوست ندارم

ميخوام با مادرم زندگي کنم

اگر با من زندگي کني ! هميشه بچه يک خدمتکار باقي ميموني

پس اگر با پدرم زندگي کنم بچه يک اشراف زاده ميشم ؟

حتي اونطوري ام ، يک آدم از رده پايين هستم

! بهمين خاطر هست که ميخوام در آرامش با تو زندگي کنم

تو سطح پايين نيستي

نمي دوني که مادرت از چه نوع خانواده اي بوده ؟

... اگر به خاطر اون حرومزاده نبود ... اگر به خاطر اون حرومزاده نبود

!خواهش ميکنم ! فقط تمومش کن

شکايت کردن چيزي رو حل ميکنه ؟

فقط ميخوام بميرم

برو

برو و به عنوان بچه پدرت زندگي کن

مادرت رو فراموش کن

اگر قرار بود همه چيز اينطوري باشه ! بهتر بود که از اول وجود نمي داشتي

!مادر

!مادر

! اوه ، اينجا آتيش روشن کردن

همه لباسام خيس شده

چي شده ؟ چرا داره اينکارو ميکنه ؟

فکر ميکردم روح ها هيچوقت خيس نميشن

بعلاوه سرماخوردن ، همش مثله آدمهاست

! هي ، هي ، هي داره چيکار ميکنه ؟

اون منو ميبينه ؟

! نمي بينم

مطمئنم که همديگرو ديديم

هي ! مسافر ؟

منو ميبيني ؟

نمي بينمت

منو ميبيني ؟

! بيا يک امتحاني بکنم ! ببينم که

کم کم داره عذاب آورميشه ! يکم صبور باش

اوه ! واقعا خيلي سر و صدا ميکنه

درسته . امکان نداره که اون منو ببينه

قيافش اصلا به جادوگرا نميخوره

درسته ! چند دفعه بهت گفتم که نمي بينمت

چه گذشته اي داشتي که اين موقع شب از اين کوه داري عبور ميکني ؟

... نمي تونم صداتو بشنوم

خوب ، هر چي هم که باشه

بازم به بدي ماجراي من نيست

از اونجايي که داره بارونم مياد

ميخواي به داستان من گوش بدي ؟

! نمي تونم صداتو بشنوم ! نميتونم به حرفات گوش بدم

.... مي بيني ... من

واقعا مسخره بود

! واقعا ! صحبت نکن ! نميتونم صداتو بشنوم

وقتي که يک روز چشمامو باز کردم

داشتم همراه فرشته مرگ ميرفتم

واقعا مسخره بود

اما خيلي عجيب و غريب هم بود

هرچقدر که فکر کردم بازم يادم نيومد که کي بودم

حتي اسمم رو هم به ياد نمياوردم

حتي نميدونستم که چرا مردم

واقعا خيلي بي معني و مزخرف بود ، مگه نه ؟

تو فکر ميکني که من کي باشم ؟

خيلي خوب ميشد اگر تو هم ميتونستي منو ببيني

بعدش ميتونستم ازت يک درخواستي بکنم

خيلي خسته ام . بايد بخوابم

چي ؟ بهمين زودي خوابت گرفت ؟

!بيشتر به داستان من گوش بده

ديوونه اي ؟

به خاطر اينکه به داستانت گوش بدم

! بايد روي گوشم يک زخم بندازم

... من به اين قضيه فکر ميکنم که همش به خاطر

! کارهاي امپراطور جديد هست

حتما سرش فرياد ميکشم وقتي به اون دنيا رفتم

خوابيدي ؟

بايد يکم بيشتر به حرفام گوش بدي

به خاطراينکه من اينجام که باهات حرف بزنم

! فضول ! فضول ! فضول اون حتما به خاطر اينکه نمي تونسته حرف بزنه از دنيا رفته

به هرحال ! منم بايد بخوابم

! برو اونور

! روح ديوونه

شب بخير

! اين ديگه چي هست ؟ برو اونور

! بهت گفتم برو اونور

! اوه ه ه ه ، سرده

! دول سائه

! دول سائه

! بيدار شو ! بايد بريم

! بيا بريم سرورم

آب و هوا واقعا عاليه

اين ديگه چي هست ؟

! واي خداي من ، واي خداي من ، واي خداي من ! ديگه مثل مادر ها رفتار نکن

بله ، آقا

! راهو باز کنيد

! راهو باز کنيد

! ... بازش کنيد

اين ديگه کي است ؟

کسي که ميليانگ توي دستاشه لرد چويي

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left