The first 200 lines.
کوچیکه....خیلی کوچیکه
ژاپن در مقایسه با اروپا خیلی کوچیکه
موافقی ،کونیشی؟
بله!
هنوزم خودتو یه مسیحی میدونی؟
عالیجناب!
البته که نه!
میدونی چرا کشیش ها رو قبول ندارم؟
کشورهای بیشماری توی اروپا هست.
پرتقال و اسپانیا که کشیش ها از اونجا اومدن ، انگلستان ، لهستان ، روسیه...
اونا هم درگیرِ جنگ هستن.
اخرین کشوری که ایستادگی کنه، میشه نایب السلطنه ی کلِ اروپا
بعدش نوبتِ ژاپن ،چوسان و سرزمین پهناور مینگ میشه
در اون موقع کشیش ها راهنماشون میشن
من نمیتونم خیانت رو بپذیرم ،کونیشی
همچنین نمیتونیم به ابتکار عملمون ببازیم
بخاطر همین تسخیرِ مینگ و چوسان خیلی مهمه
برای تصرف کردن دنیا اول باید راهِ زمینی مون
رو صاف کنیم، درست نمیگم کونیشی؟
البته ، عالیجناب
پس چرا شاهِ چوسان با خراج، پیش من نمیاد؟
چند ماهه که "سو" رفته به چوسان!
عالیجناب...
شاهِ چوسان باید جلوی من زانو بزنه و مسیرِ مینگ باز بشه!
درغیراینصورت، به وفاداریت شک خواهم کرد. مفهومه؟
بله ، قربان
در این زمان هیدیوشی در ژاپن خود را "مرد جهان مینامید"
جاه طلبی او بر پایه ی تصرف کل جهان بود
اولین هدف او این بود که حاکم چوسان را برایاعتراف به پَستی اش دستگیر کند.
و یک گذرگاه از طریق شبه جزیره به چین به دست بیاورد.
کونیشی یوکینگا میدانست که این کار غیر ممکن است برای همین
درخواست داد تا فرستاده ی دیپلماتیک از چوسان، دو جانبه تعویض شود،
با این امید که هیدیوشی چون با روابط دیپلماتیک آشنا نبود
این ماموریت را به عنوان یک مراسمِ تسلیم شدن، بپذیرد.
به هرحال این یک اقدامِ خیرخواهانه برای اجتناب از جنگ بود...
چند وقت گذشته که ما اومدیم چوسان؟
حدودا چهار ماه میشه که ما اسلحه هامون رو براشون پیشکش فرستادیم.
چرا جواب نمیدن؟
نایب السلطنه فکر میکنه که ما شاه چوسان رو برمیگردونیم.
اگه حداقل یه سفیر رو نَبَریم چه بلایی سر پدرخونده ام میاد
چه برسه به من و تو؟
سفیرانِ کومشی، سو یوشی توشی،گنزو و داهیرانو زوشین چند ماه
بدون اینکه جوابی از دربارِ چوسان بیاد، معطل نگه داشته شدن.
سرورم این یک اسلحه است که بهش میگن تفنگ پرنده، در واقع
خیلی اسلحه ی قدرتمندیه.
تفنگ پرنده.... تو به این میگی قدرتمند؟
بله. نه تنها پرنده ها رو میکشه بلکه برای حیوانات بزرگتر هم بکار میره.
میتونه یه آدم رو هم بکشه؟
بله سرورم
سرورم، چطور یه اسلحه ی پرنده کوچک میتونه به یه انسان آسیب بزنه؟
من مطمئنم که این فقط میتونه برای کشتن پرنده ها مناسب باشه همونطور که اسمش اینو میگه.
در چوسان ما اسلحه های مختلف و قدرتمندتری داریم.
بله ،سرورم
ولی سرورم بهتون پیشنهاد میکنم که حداقل قدرتش رو امتحان کنید
لازم نیست. واسه چی؟
به هر حال این یه پیشکشه.اجازه بدید توی اسلحه خانه ی سلطنتی نگه داری بشه
هر طور شما بخواید ،سرورم
نمیتونیم اینجوری برگردیم
اگه یه سفیر رو برنگردونیم فقط "سپوکو" درانتظارمون خواهد بود.
وقتشه یکبار برای همیشه تمومش کنیم.
بهترین شاهزاده ی خانواده ی سلطنتی چوسان کیه؟
گفتی که فرستاده ی ژاپنی اینو گذاشته؟
بله ، و یه فرصت خواستن که شما رو ببینن.
احمقا! چطور یه شاهزاده میتونه با فرستاده های خارجی ملاقات کنه؟
اسم محل ملاقات رو گفتن؟
ارباب در جستجوی خورشیده اما خدمتکار سرگردونه،
زمانی که خورشید غروب میکنه، تاریکی نمایان میشه.....
سکوت و ارامش صبح هیچوقت برنمیگرده. چطور میشه عزاداری نکرد؟
شاهزاده کوانگهه!
درود، وزیر یو
آرامش صبح، منظورش به چوسانه، درسته؟
شما هم باید همون نامه ای که من دریافت کردم رو دریافت کرده باشید
سرورم، اجازه بدین بهتون درود بفرستم. من سو یوشیتوشی هستم.
من گنزو هستم.
فرمایش تون؟
از متنِ نامه میشه گفت که این یه اجتماع نیست.
این یه تفنگ فتیله ای ــه.
میخواید تستش کنید؟
حالا ماشه رو فشار بدید.
این ژاپن امروزیه
بیش از 200 هزار نفر سرباز با این اسلحه ها مجهز شدند.
ما میخوایم که شما شاهزاده گوانگهه و نخست وزیر به این موضوع اگاه باشید.
چرا؟
سرورم
اندازه ی ارتش و اسلحه های مخفی اینها مسائلِ امنیت ملی هستن.
چرا دارین این رازها رو فاش میکنین؟
برای زنده موندن.
اگر قرار باشه جنگی اتفاق بیوفته مردم جزیره ی تسوشیما بینِ
دو کشور، در آتشش میسوزن.
ما میخوایم جلوی جنگ رو بگیریم ،کمکمون کنید.
ما میخوایم جون مردم رو نجات بدیم.
نمیدونم چقدر از حرفایی که میگن رو باور کنم
اگه همش حقیقت باشه چی؟
شما باید به پدرم توصیه کنین که یک فرستاده بفرسته به ژاپن، همونطور که اونها گفتن.
ولی عالیجناب، ژاپن رو به عنوان یک کشور غیر متمدن به حساب میارن
و همچنین ایشون با مردی که بهش میگن "کامپاکو" مخالفن.
پس ما باید بشینیم و منتظر باشیم اونها حمله کنن؟
هنوز حرف هاشون تایید نشده.
ما باید در این مورد محتاط باشیم سرورم.
میدونم ، برای همینه که باید سفیر بفرستیم.
یک بار دیدنش با ارزش تر از صد بار شنیدنشه.
حداقل نباید بررسی شون کنیم؟
این خطای منه که عالیجناب گوش نمیکنن... متاسفم.
خطای هر دوی ماست.
به من میگن ولیعهد این کشور ولی هیچ کاری نمیتونم انجام بدم....
همینطور از ترسِ ناراحت کردنِ پدرم جرئت نمیکنم کاری بکنم.
ستوان...
از پایتخت نامه اومده.
از طرف وزیر یو.
در سال 1598 یی سون شین خدمت خودش را در ارتش به عنوان افسرِ
یی کوانگ، استاندارِ استان چولا، آغاز کرد.
زمانی که افتخارِ او بخاطر خدماتش در نبردِ "شیجون"
پس از تحملِ شرمِ تنزل رتبه اش به یک سرباز عادی، بازگشت
دربار در جستجوی یک استعداد ارتشی بود و قصد داشت
از روشِ درست ارتقای رتبه چشم پوشی کند.
پیشنهاد موافق وزرای جناح راست و چپ، چونگ آن شین و
و یی سان هه، یی سون شین را در دو انتخاب اولیه قرار داد,، ولی مخالفت سرسختانه ی
جناح مخالف، انتصاب او را به تاخیر انداخت.
درنهایت، با درخواست رسمی استاندار چولا، یی کوانگ، یی شون شین
یه مقام افسری ارتش رسید.
او عملاً دوباره از رتبه ای که به کسانی که
به تازگی آزمون خدمت به ارتش را پاس کرده بودند، شروع کرد.
این اتفاق سه سال قبل از آغازِ جنگ چوسان-ژاپن بود.
دویست هزار نفر؟
دویست هزار سرباز با اسلحه های آتش زا...
اگر ادعای اونها حقیقت داشته باشه شانس پیروزی ما خیلی کمه حتی اگه
کل ارتش چوسان رو کنار هم بیاریم.
تو باورشون داری؟
ما اول باید ادعاشون رو تایید کنیم
ادعاشون رو تایید کنیم؟
اجازه بدید ما همه ی اطلاعات و جزئیاتی که از ژاپن داریم رو مرور کنیم.
فقط در اونصورت عالیجناب توجه میکنه به مشاوره ی ما.
چرا با نقشه شروع نمیکنیم؟
اوه نه؟
منو ببخشید ارباب، باعث شدم برنج تون بریزه...
اشکال نداره.
هرچی که به دست میاری و از دست میدی، به خواستِ بوداست.
بودا میخواد چوسان رو به دست بیاره؟
اون همونجا توقف نمیکنه. اگه پیروانش با هم متحد بشن
همه چیز تحتِ امرش خواهند بود.
من دوست دارم وظیفه خودمو...
متاسفم ،ارباب... این اخرین حد استعدادمه...
نه، بودا با فداکاری تو، تحت تاثیر قرار میگیره.
چطور پیش رفت؟
مطمئن باشم کسی ندیدت؟
بله قربان.
مطمئن شو کسی نیاد داخل اتاق.
بله قربان
این نقشه ی مرز های متحد و زمین ها طی سلطنتِ شاه ته جو ــه. (اولین شاهِ چوسان)
پس این بیش از دویست سال قدمت داره. این تنها نقشیه که داریم؟
همه همین شکلی ان.
چین توی تشخیص دادن جزئیات مشهوره ولی تو حتی نمیتونی مساحتِ ژاپن
رو از این نقشه تشخیص بدی.
اگر ژاپن اینقدرکوچیکه، پس اونا نمیتونن 200 هزار تا سرباز داشته باشن.
اطلاعات دیگه ای هم هست؟
آخرین باری که یک سفیر به ژاپن فرستادیم حدود صد سال قبل بوده.
هرچی که بتونم رو پیدا میکنم ولی نمیدونم همه اش مفید یاشه یا نه.
وزیر یو، حالتون چطوره؟
سوک بونگ، کاش قبل از اینکه بیای تو، در بزنی.
من تازه از یک سفر طولانی یک ساله از مینگ برگشتم و میخواستم غافلگیر بشی!
از طرفی، باید درباره ی تشریفات بحث کنیم؟
نمیدونستم کسی باهاته.
اسم من هان هو ــه.
من یی سو شین هستم.
در مینگ چطور گذشت؟ امیدوارم مشکلی برات پیش نیومده باشه.
من با آسودگی سفر کردم و از همه جا دیدن کردم. چه مشکلی میتونه پیش اومده باشه؟
راستی، وقتی وارد شدم، چیو قایم کردی؟
یه کتاب پیشگویی که دنیا رو زیر و رو کنه؟
شما دو تا با این اثرِ باستانی چی کار داشتین؟
لطفاً نگید که داشتید درباره ی مسائلِ دولت بحث میکردید.
تو حتی نمیتونی یه تیکه شیرینی برای این آشغال بگیری!
از زمانهای قدیم، شعرهای خوب از شکم های بی بهره بیرون میومد.
یک کلمه با ارزش تر از 50 پارچه ی ابریشمه...
من ازت خواستم یکی از شعرهات رو بخونی. چرا شعرِ "یوان هونگ تاو" رو میخونی؟
همونطور که اون شعرِ بزرگ گفته شعر از شکم های گرسنه میاد. اما من...
باید خیلی چیزا تو ذهنت باشه.
گمونم آدمی از خیلی چیزا میتونه محروم باشه...
سوک بونگ، هستی؟
شما بردید ارباب.
ما یه شرط گذاشتیم درباره ی زمانِ اومدن تون.
ارباب هان گفت شما بعدازظهر پیداتون میشه اما من گفتم شما هرگز
وظایفتون رو رها نمیکنین که بیاین اینجا.
اون اینجاست؟
اون ساعت هاست که منتظره.
این چیزیه که دنبالش میگشتی؟
بازرگانان با تجارت های مکرری که با ژاپن داشتند این نقشه رو کشیدند.
ما قبلاً همو دیدیم؟ آشنا بنظر میای.
من یه چهره ی خیلی معمولی دارم. معمولا بهم اینو میگن.
این یه مورد کمیابه، و من دوست دارم همینجوری پاداش بگیرم.
چقدر کافیه؟
پول برای ما اهمیتی نداره
گروه بازرگانی ما دوست داره توی ماموریت سیاسی بعدی شرکت کنه.
یک بازرگان میتونه یک شخصیت رو بهتر قضاوت کنه.
همه ی افراد سیاسی مثل هم نیستن. این مرد، اهل لطف کردن نیست.
من دنبال لطف نیستم. این یک قرارداد تجاریه.
به این شخص گوش کنید!
بیا. من بهت پاداش میدم
بفرما!
ارباب چو از مینگ خیلی خوشحال میشه!
راحیه ی خوش جوهر رو بو بکش!
No comments yet. Be the first to leave one.