The first 200 lines.
چستر میل" هم مثل شهرهای دیگه" یه شهره
،حداقل قبلاً اینطور بود
تا موقعی که از بقیه ی دنیای بیرون توسط یک
گنبد مرموز جدا شدیم
،نامرئی، نابود نشدنی
بدون هیچ راه فرار
ما گیر افتادیم
ما نمیدونیم از کجا اومده یا ،برای چی رو شهر ماست
ولی حالا که هممون با همدیگه ،زیر این گنبد گیر افتادیم
هیچکدوم از رازهای ما ناگفته نمیمونه
"سلام "جیمی
"رپچر" محصول توئه، "مکس"
که بدون تو و تجهیزات تو از مواد سرّيِ من
نمیتونستم راه بندازمش
.پروپان مایع بنظر میاد این شهر مقدار
خیلی زیادی از اون رو داشته
دوک" خبر داشت؟"
نمیخواسته تو چیزی بدونی
دوک"؟"
چه غلطی میکردی؟
اون صحبتای توی تخت
،بین تو و "جولیا"
،دیگه تموم میشه
اگه بفهمه تو شوهرش رو کُشتی
"تو که ضد گلوله نیستی، "مکس
برای همینه که بیمه نامه دارم
،هر اتفاقی برام بیفته
راز های شما فاش میشه
"انجی"
ستاره های صورتی در صف هایی دارن سقوط میکنن
من و "نوری" هم دقیقا
همینطوری تشنج کردیم
"یاگی"
بعد از اینکه "جو " و "نوری" اون روز
،گنبد رو لمس کردن از کار افتاد
هنوز به اون 2 تا اعتماد ندارم
فکر کنم تو خواب راه میرفتم
اما چرا اینو آوردم اینجا؟
تو خواب راه نرفتی
آفرین پسر خوب
...چه کار
ببخشید
جو"، نگاه کن چی داخل گنبد کوچیکهست"
اوه اوه
میشه خفه شید؟ - "انجی" -
یه مهمون واسهی هسته اومده
این یه کرم ابریشمه
اما دیشب که اینجا نبود
شاید زیر خاک بوده
.اون زیر گیر افتاده همونطور که گنبد بزرگه ما رو گیر انداخته
،از هر جایی اومده باشه اتفاقی نبوده
به اون راهراه های سیاه و سفید و زرد نگاه کنید
خب؟
این یه کرم ابریشمه که به پروانه ملکه تبدیل میشه
"ملکه تاجگذاری خواهد شد"
جولیا" وقتی توی جنگل"
،بهش دسته زد این جمله رو شنیده بود
شاید اون بدونه معنیش چیه - نه، هممون توافق کردیم -
که بهش نگیم این پیش ماست - آره، اما شاید اون -
چهارمین دست باشه که این ...گنبد کوچیکه نیاز داشته باشه تا بخواد
حالا هر کاری که بخواد انجام بده
مثل ... محو کردن گنبد
خیلیخب، اما "جولیا" که تشنج نداشته
آره
خیلیخب
هنوز باید بفهمیم دست چهارم متعلق به کیه
یه کسی که تشنج کرده باشه
باید کسایی رو پیدا کنیم که تشنج کرده بودن
"سلام "باربی زود اومدی
باید در مورد "مکس" صحبت کنیم
به نظر میاد یه نفر از دیدنش خوشحال نشده
تو خوشحال شدی؟
کارش درسته، مگه نه؟
بیشتر از اون چیزی که میدونستم
...میخوای بگی
دقیقا چطور شما 2 تا با هم کار میکنید؟
حتما
هر وقت تو بگی، منم میگم
،خب، پس
،دشمن مشترکی داریم حالا باید چه کار کنیم؟
،با آتو هایی که میگه از جفتمون داره
نمیتونیم بر ضدش کار کنیم - ...مگه اینکه -
از شر اون بیمه نامه خلاص بشیم
اما کجا میتونه باشه؟
خب، میگه توی خونه ای زندگی میکنه
که صاحبش بیرون گنبد گیر افتاده
نه، نه. باهوش تر از این حرفاست
میدونی، اون یه شرکت معاملات ملکی داره
"شرکت "اوسایرس
،معمولا توی "وستلیک" خونه میخرن اما میدونم که اونجا چند تا خونه داره
ارزش داره یه نگاهی بندازیم - آره -
میدونی کدوم خونهها مال اونه؟
توی دفترداری شهر ثبت شده
میرم یه چک بکنم
...منظورت اینه که، میتونی راز های خودت رو بپوشونی
و بذاری مال من فاش بشه تا همه دنیا ببینن
فکر میکنی بدبختت میکنم؟
"تو قبلا دلال ماشین بودی، "جیم
باشه. با هم میریم
آره، دارم حداقل 12 تا خونه میبینم
که شرکت "اوسایرس" اونا رو خریده
،خیلی از اونا رو "مکس" بعد از 1 سال عوض کرده یا فروخته
به غیر از این یکی
.سال 2005 اونو خریده هیچوقت تو لیست فروش نذاشته
توی جزیره "برد" ـه؟
"آره. وسط دریاچه "ایستپونیت
.اما اونجا هم زیر گنبده فقط چند تا خونه ویلایی اونجاست
جای بدی برای مخفی کردن مدارکی
که میگه از ما داره، نیست
شاید بهتر باشه بدون اسلحه نری
فکر نمیکنی که من اجازه داده باشم مکس" همه اسلحه ها رو جمع کنه، مگه نه؟"
اوه. شما 2 تا دارید چی کار میکنید؟
باید نگران باشم؟
نه، فقط کارای مربوط به شهر بود
میدونی، اتفاقاتی اینجا داره میفته
که به تو ربطی نداره - به هر حال فعلا اینطوره -
بفرمایید
قهوه اسپرسو؟
شکلات تلخ، نرمکننده ابریشمی؟
من از تجملات خوشم میاد
،حالا چون این گنبد لعنتی ظاهر شده معنیش این نیست که
اونا رو نداشته باشم
.خونههای متروکه زیادی وجود داره مطمئنم میتونی
چند تا از اینارو پیدا کنی - نه، من برات خرید نمیکنم -
نه، فقط "جیمی" این کارو میکنه
من و تو باید بریم به یه کار دیگه برسیم
،یا اگه بخوای
میتونم همه پولشویی های کثیفت رو آشکار کنم
و بعدش ببینیم چی پیش میاد
باربی"، بریم"
این دیگه چی بود؟ - مثل صدای رعد و برق بود -
... "دودی"
: ترجــمه و تنظيـــــم "ايـــمـــان" و "مـيــثــاق"
دودی"؟"
حالت خوبه؟
من کجام؟
توی درمانگاه هستیم - ما آوردیمت اینجا -
خب، چه اتفاقی واسم افتاد؟
یادت نمیاد؟
یادمه ... برق منو گرفت
به خاطر ژنراتور بیرون ایستگاه رادیو بود؟
آره، درسته
ما کنار ژنراتور بیرون ایستگاه رادیو پیدات کردیم
داشتیم از اون طرفا میگذشتیم و بعدش یه صدایی شنیدیم
بعدشم تو رو پیدا کردیم که دستات سوخته بود
آره، آره، فکر کنم
آخرین چیزی که یادمه
این بود که اونجا بودم - "دودی" -
چه اتفاقی براش افتاده؟
،فکر میکنیم به خاطر ژنراتور برق اونو گرفته باشه
بیهوش هم شد؟
حدود 20 دقیقه
خیلیخب، مرسی که اونو آوردید اینجا
ازش به خوبی مراقبت میکنم
"پرستار "آدامز
کسی رو میشناسی که اخیرا تشنج کرده باشه؟
"به غیر از من و "جو
بعد از رقص سال دهم تو، "دیگه کسی رو ندیدم "انجی
یعنی چی؟
چی شده؟
!"انجی"
کسی نیست؟
کسی اینجاست؟
کسی نیست؟
کسی نیست؟
"لیندا" - سلام -
.دارم دنبال "باربی" میگردم اینجاست؟
ندیدمش
چی شده؟
،چند وقت پیش تو با "آندریا گرینل" در مورد
یه سری کارای مشکوک
توی انبار پروپان صحبت کردی، درسته؟
آره
دنبالش رو گرفتی؟
راستش، فکر میکردم دیوونه شده
بعدشم که اوضاع به هم ریخت و دیگه کلاً یادم رفت
چرا؟
آندریا" اصلا دیوونه نبوده"
اینو نگاه کن
نمیدونم این زن کیه
ببین کی میاد
"دوک"
زنه داره بهش پول میده
همه اینا یه ارتباطی با یه نوع مواد مخدر
.به اسم "رپچر" که با پروپان درست میشه، داره
فکر میکنی "دوک" توی مواد مخدر دست داشته؟
کشیش "کاگینز" هم دست داشته
،فکر میکنم "کاگینز" خونه "دوک" رو آتیش زد تا مدارک رو از بین ببره
...حالا هم که جفتشون مُردن و
دارم دیوونه میشم
و اینجا رو میگردم تا یه جواب پیدا کنم
تو "دوک" رو بهتر از هر کسی میشناختی
دیگه کجا میتونست یه چیزی رو مخفی کنه؟
،تنها چیزی که واقعا براش مهم بود ،ماهیگیری، ویسکی بوربون
و اون کلاه بود
،جعبه ابزارش که توی خونه سوخت
،هیچ بطری ای رو هم ناتموم نذاشت
و این کلاه هم هیچوقت از سرش بر نمیداشت
خب، ببین چی اینجاست
در چی رو باز میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.