Release info

That Obscure Object Of Desire 1977 720p BluRay x264-GECKOS [PublicHD]
A Commentary by behrooz_sh
HD هماهنگ با نسخه‌های

Tags

BluRay
x264
720p
720
HD
Published on: 2013-02-23
Downloads: 187
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

::. میل مبهم هوس .::

صبح بخیر آقا - صبح بخیر -

یک بلیط تک نفره سویل-پاریس برای امشب میخوام

با جای خواب برای دو نفر

متأسفم. برای امشب نداریم

اینجوری بگم ما اصلا بلیط سویل-پاریس نداریم

فردا دوتا جا برای مادرید دارم

و بعدش یک بلیط تک نفره و جای خواب برای دو نفر به سمت پاریس

خیلی خوب

من یک چمدان بزرگ و سه تا کیف دستی دارم

ممکنه اونارو بگیرید و بفرستید به پاریس؟

بله مراقب آنها خواهیم بود

درجه ی یک؟ - بله -

اون کجاست؟

رفته قربان

چند وقت پیش؟

حدودا پنج دقیقه

بیا

اون خونریزی داشت

چیزی نیست. خون دماغ شده بندازش توی آتش

اون پابرهنه خونه رو ترک کرده

همه اش رو بنداز بیرون

خیلی خب

یک شورت، قربان

بندازش توی آتش

کمی مرطوبه اون سراسیمه بوده

ما فردا میریم به پاریس همه چیز رو آماده کن

خوشحالم قربان داشتم استیک درست میکردم

یکبار من در یک رستوران منتظر بودم

یک مشتری، یک پیرمرد آلمانی همیشه نظرات فیلسوفانه میداد

اگر با زنان بیرون میروید همیشه یک چوب بزرگ همراه داشته باشید

خنده دار نبود

برو به بانک

باورنکردنیه حتی اینجا

یک حمله ی تروریستی دیگر

زود باش، دور بزن داره دیرمون میشه

اینجاست

به امید دیدار در مادرید

بله

ممنون

صبح بخیر خانم

صبح بخیر

ببخشید شما دارید میرید به پاریس؟

بله

فکر میکنم ما همسایه هستیم من اغلب شما را در خیابان می بینم

من در خیابان رامبراند زندگی میکنم نزدیک پارک

من در خیابان موریو - نزدیک بهم هستن -

این یک قطارسواریه طولانیه

اما خیلی عصبی هستم تحمل هواپیما رو ندارم

علاوه بر این روزها شما ممکنه سوار یک هواپیما به مقصد بروکسل بشید

و چون دوتا هواپیما رُبای جوان داخل آن هستند یکدفعه ببینی وسط بیابان هستی

ببخشید فکر میکنم جای من نشستید

اوه، متأسفم - اگر ترجیح میدید همین جا بمونید -

مزاحمت نیست؟

من باید در جا رو به جلو سواری کنم یا معده درد بگیرم

شما دارید میرید به پاریس؟

بله، با دخترم - منم -

ما همدیگرو در دفتر پسرعمویم در کاخ دادگستری ملاقات نکردیم؟

کاملا ممکنه. من قاضی دادگاه هستم اسم پسرعموی شما چیه؟

فوکات. ادوارد فوکات

به خوبی میشناسمش یک ذهن عالی

من وینست د.اُلارگو هستم

من متیو فابرت هستم

اون اغلب در مورد شما صحبت میکنه

ممنون صبح بخیر

نه، نه. ممنون زحمت نکش

شما هم فرانسوی هستید؟

بله، در پاریس زندگی میکنم

من شما را در گاوبازی ندیدم؟

بله...ممکنه منو با کس دیگه اشتباه گرفتید

روزنامه میخواهید؟ - ممنون، خوندم -

سه دقیقه تأخیر

مثل همیشه

تو نمی تونی منو اینجوری ترک کنی تو نمی فهمی

لطفا نرو

التماس میکنم

ممنون

چیزی برای مطالعه می خواهید؟

شما مستقیم به پاریس میرید؟

نه، فکر کنم چند روزی در مادرید بمونم

آقا، چرا روی اون خانم آب ریختید؟

ساکت باش، ایزابل

اینجوری سئوال پرسیدن از مردم بی ادبیه

مهم نیست خانم پاسخش را میدهم

گذشته از اینها، اون یک کار عادی نبود

اینجور نیست، آقای اُلارگو؟

نه، خب. باید بگم... یک کار خیلی غیر عادی بود

غیر قانونی نیست اما...

اطمینان میدم به شما که من یک مرد دیوانه نیستم

اصلا نترسید

من اصلا بی ملاحظه نیستم

با این وجود، هیچ دلیلی برای کار شما نمی تونم پیدا کنم

شما یک مرد کنجکاو هستید

من یک روانشناس هستم

شما در سوربون درس می دهید؟

نه، من فقط خصوصی تدریس میکنم

فهمیدم

آقای فابرت

شما یک مرد عادی به نظر میرسید پسرعموی شما یکی از دوستان من است

من مطمئنم که یک توضیح برای رفتار شما وجود داره

شما موافقید که خیس کردنِ او بهتر از کشتنِ اوست

بدون شک

کثیف ترین زنی که تا حالا وجود داشته

فقط وقتی دلم خنک میشه که اون بمیره

خدا هرگز اونو نمی بخشه

من شخصا مورد شما رو خیلی جالب میدونم

بله

اگر شما دوست داشته باشید میتونم براتون تعریف کنم چه اتفاقی افتاده

یک گروه تروریستی وجود داره که من اسمشون رو فراموش کردم

من رفته بودم اونجا و منتظر پسرعمویم بودم

کاری که بعد از جلسه اغلب انجام میدم

صبح بخیر، اوضاع خوبه؟ - خوبه -

قهوه میل دارید؟ - نه، ممنون -

اونا به مرگ محکوم شدند؟

نه، کشیش به هشت سال و بقیه هم به سه سال زندان

اما به نظرم هیئت منصفه به مرگ تهدید شده بود

توسط چه کسی؟ - R.A.O.I.J -

R.A.O.I.J.?

R-A-O-I-J.

ارتش انقلابیه عیسی نوزاد

اوه، بله

همونایی که به کلیسا حمله کرده بودن

دقیقا! پانزده نفرم کشته شدن

بگو ببینم، در خانه ی شما ناهار میخوریم؟

همه چیز آماده است - پس بریم -

سلام مارتین - عصر بخیر، آقای فوکات -

خب، غذا چیه؟

اول، یک اُملت قارچ - عالیه -

و بعدش مرغ با سس خرچنگ

میدونم که ازش لذت میبرم

ممکنه برم به آشپزخونه یه نگاهی بندازم؟

شما رو همراهی میکنم

عصر بخیر - عصر بخیر -

شما مستخدم جدید هستید؟

بله، قربان. امروز صبح استخدام شدم

اسمتون؟ - کونچیتا -

اسپانیایی هستی؟ - بله -

خیلی وقته در فرانسه زندگی میکنید؟ - ده سال -

ببخشید

برای من کاملا واضح بودم که اون نمی تونه یک مستخدم باشه

شرط می بندم این مستخدم جدید همونیه که شما خیسش کردید

بله، حق با شماست

چه زیرک

خیلی ساده است یک بچه ی پنج ساله هم میتونست حدس بزنه

این روزا تروریست ها با خطر هیجان زده میشن

بعضی هاشون کارهای سیاسی میکنن اما اکثرشون عاشق ماجراجویی هستن

بزودی در موردشان در صفحات ورزشی هم خواهیم خوند

نه، نه... شراب قرمز رو تو اون یکی لیوان بریز

عالیه خانم. ممنون

ببخشید. هنوز در حال یادگیری هستم

حداقل آنارشیستهای دهه ی سی

با چندتا رولورِ قدیمی، چند روز پاریس رو وحشت زده میکردن

اونا جان خودشون رو فدا میکردن

بله، اما اونا گنگستر بودن

ممنون

شرط می بندم که هرگز با دستاش کار نکرده خیلی ظریف بودن

شما صدام کردید، قربان؟

بله، به کونچیتا بگو برام لیکور کارتوزی بیاره

زرد یا سبز؟

سبز، بیشتر محرکه

کمی هم شهوت آور

اطلاعاتت خوبه - ممنون قربان -

بله؟

شب بخیر قربان - نه، یه لحظه صبر کن -

درو ببند

بیا اینجا

نگران نباش

میخوام ازت بپرسم قبلا چکار میکردی؟

در یک دفتر کار میکردم و بعدشم یک دخترِ کلاه به سر در بار

اما اومدم بیرون - چرا؟ -

از جوش متنفر بودم به من گفتن که از مد افتاده هستم

تختخواب رو آماده میکنم

اهل کجایی؟

اندولس، سویل

آه، اندولس زیباست پدرت چکار میکنه؟

مرده

بیا اینجا

من قصد ندارم با تو مثل خدمتکارای دیگه رفتار کنم

واضح است که تو یک خدمتکار واقعی نیستی

لطفا بشین

مادرت در پاریس زندگی میکنه؟ - بله، در حومه -

بعضی وقتها احساس میکنم در این کشور گم شدم

قابل تحمل نیست

چرا؟

همه چیز...شهر. کاری که اینجا میکنم

بعلاوه، دوست ندارم کار کنم - اوه، واقعا؟ -

برای کمک به مادرم کار میکنم کسی که تمام وقتشو در کلیسا میگذرونه

وگرنه...خودم عاشق رقص هستم

تو یک رقاصی؟

با رقصیدن نمیشه امورات رو گذراند

چند سالته؟ - هیجده

در مورد من چی فکر میکنی؟

به سختی شما رو میشناسم

موهات مثل ابریشمه

شما هم اینجوری فکر میکنید؟

من باید برم بخوابم

یه لحظه صبر کن

من میخوام یه چیزه جدی بهت بگم

کونچیتا کجاست؟

اون رفته، قربان

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left