The first 200 lines.
امیلی سلام
خدای من خیلی هیجان انگیزه
تبریک میگم
حتما مادربزرگت خیلی افتخار میکنه که اسم رستورانت رو به نامش گذاشتی
.آره. بیا داخل می خوام ببینیش
اینجاست؟ - آره -
اصرار داشت برای بازگشایی بیاد کمکم آشپزی کنه
آخه چه مهربون
مامانجون این دوستم، امیلیه
امیلی ایشون مادربزرگمه - جیجی -
!جیجی معروف خیلی تعریفها دربارهتون شنیدم
خیلی خوشحالم بالاخره میبینمتون
امیلی - چیه؟ دارم یاد میگیرم -
این دختر دوست داشتنی کیه؟
همسایهمونه
مدیر بازاریابی رستورانمونه
آمریکایی؟ - آره اهل شیکاگوئه -
میشه بهشون بگی منم خیلی به مادربزرگم نزدیکم
و دیدنشون اینجا باعث شده خیلی دلم برای مادربزرگ خودم تنگ شه
خب توی پاریس تو من رو داری
انگلیسی حرف میزنین؟ - البته -
امیلی، جیجی رو ملاقات کردی
آره خیلی هیجانانگیزه
روحمم خبر نداشت اومده
آره بیشتر از یکهفته شده
کمی جای گل توی آشپزخونه نیست
با عطر توی غذا تداخل داره
البته
جیجی مهربون باش
به اندازه کافی هستم
بیا اینجا
میخوام این سوپ ماهی رو بچشی
فکر نکنم صبحونه دلش سوپ ماهی بخواد
نه، خیلی دوست دارم
اما بگم هیچ تخصصی ندارم
غذای ما برای همهست
چه عالی
پس اینجا رقیب داری
رقابتی در کار نیست
برای همین اومده اینجا تا من خوب به نظر بیام
هفتهی اول خیلی مهمه
آره اما شنبه شب تعطیلیم
والدینم دارن برامون توی شاتو مراسم نامزدی برگزار میکنن
خییل دوست داریم تو و الفی هم بیاین
میندی و دوستپسرش هم همینطور
خیلی خوبه
میتونم دستور پختش رو داشته باشم؟
دستورپخت؟ دستورپختی وجود نداره
.یه لیست خاص نیست یه احساسه
وقتی یه چیزی درست یا غلط باشه خودت میفهمی
به خاطر ارتباطاتی که به دنیای فشن لندن دارم
با هیجان اعلام میکنم که با ترنر و اسکات
یه قرار ملاقات داریم
و منظورش از ارتباطات
منظورش ریس توسعهست که دیشب باهاش مهمونی بوده
یه شام کاری بود - جدی -
.جزئیاتش برام مهم نیست لطفا ادامه بده
دنبال یه شرکت تبلیغاتی هستن تا اثرشون رو توی فرانسه پررنگتر کنن
و قراره بیان ایدهها رو بشنون
.چه هیجانانگیز امروز عصر میشینم به ایدهها فکر میکنم
.نیازی نیست خودم دارم روشون کار میکنم
وقتی آماده بود میخوام ببینمش
البته
خب در اخبار هیجانانگیز دیگه
رستوران بازسازیشدهی گابریل امشب افتتاح میشه
اسپیرت د جیجی
از مادربزرگش الهام گرفته شده که از نورماندی اومده تا کمکش کنه
نمیشه روی دست دستپخت مامانبزرگها زد
شنیدم آنتوان خیلی روی این بازسازی سرمایهگذاری کرده
بله. الان هم تمرکر گابریل روی گرفتن ستارهی میشلن هست
ستاره میشلن؟ شتر در خواب بیند
باید یهجوری بتونیم کمکش کنیم
نه فکر نکنم
میدونی کل پروسهش خیلی مرموزانهست
و بازرسهای میشلن ناشناس هستن
اونقدرها هم ناشناس نیستن
لوک با یکیشون صمیمیه
من؟ داری دربارهی چی حرف میزنی؟
دوست دختر سابقش مارین
کدوم مارین؟
نه تایید میکنم نه تکذیب
مارین شماره یک - از کجا فهمیدی؟ -
تو به من و هرکی بهت گوش میداد گفتی
برای همین هم بهم زدیم
باید به بقیه میگفتم برای شرکت تلفنی کار میکنه
اما حقیقت رو آشکار کردم و هیچوقت من رو نبخشید
::. ارائهای از تیم ترجمه سابلایمتایتل .:: @SublimeTitle
باورم نمیشه برای دیدنت باید قرار ناهار رزرو کنم
.میدونم برنامههای نیکو خیلی سنگینه
هرشب بیرونیم
انگار جفتت رو پیدا کردی
چه هیجانانگیز
خدای من میز کنار پنجره - چیه؟ -
کمی و سوفیا هستن
سوفیا توی پاریس چی کار میکنه؟ - نمیدونم باید چی کار کنم -
نمیدونم چه اتفاقی افتاده چی تغییر کرده
آخه ما فقط
دارن بحث میکنن
دعوای عشاق - اصلا خندهدار نیست -
سلام سلام
ببین چه کو کویی میگه - میرم بهشون سلام کنم -
خب باشه انگار منم باید همراهی کنم
به پاریس خوش اومدین
سلام - ممنون -
شنیدم توی یونان خیلی بهتون خوش گذشته
آره. کاش هنوزم اونجا بودیم
برای افتتاحیهی رستوران اومدی یا مراسم نامزدی؟
یه سری کار ناتموم توی گالری دارم که باید تمومشون میکردم
کاش قبل رفتنت بتونیم ببینیمت
آره - نه -
منظورم اینه که فردا باید برگرده یونان
آره سفرم کوتاهه
اما من عاشق پاریسم قراره زیاد بیام اینجا
عالیه - عالیه -
امیدوارم بقیهی سفرت خوش بگذره
و امشب میبینمت
هورا! بیصبرانه منتظرم
ممنون. فعلا - باشه. فعلا -
خداحافظ - خداحافظ دخترها -
میدونم میخوای بگی "دخالت نکن"
.نه الان اوضاع فرق داره اونا نامزد کردن
دوست دختر حسود کمی از یونان اومده تا جلوی عروسی رو بگیره
باید یه چیزی بگی
خیلی بیشتر از اونچه که باید هیجانزده شدی
@A_Movie2 فیلموسریال بدونسانسور رایگان
مارین؟
جالب بود پیام دادی
خیلی وقته گذشته
خیلی دلم برات تنگ شده بود
واقعا؟
می خواستم بدونم محض تنوع میشه من تو رو به شام دعوت کنم؟
لوک رفتن من و تو به یه رستوران واقعا ایدهی خوبی نیست
حواسم به رفتارم هست قول میدم
باشه؟ مارین بذار بهت ثابت کنم
الو؟ مارین؟
...بعد هم میذاریش داخل
آفرین همینه خوبه
«مترجم: کیمیا» ♤Sherlocked ♤
وای
خیلی تر و تمیز شسته
تموم اون چیزیه که همیشه آرزوش رو داشتی
بابت تموم زحماتت ممنونم
به اسپیرت د جیجی خوش اومدین
خیلی زیباست
باورم نمیشه به این زودی جور شد
وقتی گابریل یه چیزی رو بخواد به دستش میاره
.مال جیجیه از من متنفره
بیصبرانه منتظر غذاهام
میزتون اینجاست
سلام - آدمهای موردعلاقهم -
خیلی خب گابریل داره خیلی باکلاس میشه
یادته وقتی اینجا یه سرآشپز بیشتر نبود و مجبورت کرد گوشتش رو بخوری؟
میندی - ببخشید؟ -
ببخشید. شوخی بین خودمونه - خیلی خب -
نیکولا کجاست؟ - نتونست بیاد -
هرشب یه رویداد کاری داره
تا وقتی دلیلش کاری باشه و مربوط به من نباشه خدا رو شکر
امیلی اینقدر همهچیز رو دربارهی خودت نکن
بهت گفتم تقریبا هرشب بیرونه
الان برمیگردم
سلام. لوک
امیلی چه تصادف جالبی که تو رو اینجا دیدم
ایشون دوستم مارین هست که برای شرکت تلفنی کار میکنه
روز بخیر
من با لوک توی آژانس گراتو کار میکنم
تا حالا اسمت رو نبرده
باید بریم سر میز خودمون
گابریل، همکارم لوک امشب با یه خانم اینجاست
.میخواد تحتتاثیر قرارش بده عین ستارهها باهاش رفتار کنه
میشه غذاشون فرامخصوص باشه؟
من همینکار رو برای تموم مشتریهام میکنم
مشتری چی هست؟
وای
سلام امیلی
.نباید اینجا باشی خطرناکه
برو بیرون - باشه -
میز نه خیلیل مهمه
.عصر بخیر تصمیمی گرفتین؟
ایشون برای شرکت تلفنی کار میکنه
پس هرچی میخواین بیارین سختگیر نیست
هردومون غذای مخصوص سرآشپز رو میخوایم
میخوام شرابها رو هم ببینم
الان میارم خدمتتون خانم
دیدی چه حواسم جمع بود؟
دارم بهت میگم اینجوری شده
امیلی نمیخواست از مهمونیت بره
میخواست از نیکولا عذرخواهی کنه و اونم بهش گفت بره
اما... نه. حقیقت نداره وگرنه امیلی بهم میگفت
نمیخواست شبت رو خراب کنه
اگه بفهمه بهت گفتم عصبانی میشه
نمیتونم از کنار این موضوع بگذرم - منم همینطور -
خیلی متاسفم نیکو باهات اینطوری رفتار کرده
خدای من الفی چیزی گفته؟ نمیخواستم چیز بزرگی شه
نشده
اما باور کن من الان بزرگش میکنم
اما حتی غذای مزه هم امتحان نکردی
نه نیکو تو بهتر از این کارهایی
نباید با دوست صمیمی من مسابقه دعوا راه بندازی
بعد از کاری که کرد دور و برش بودن سخته
باید یه راهی براش پیدا کنی
No comments yet. Be the first to leave one.