The first 200 lines.
رحم کن
من نمی خوام رویداد هفته آینده مثل سال گذشته یه فاجعه باشه، وین
چادر چطوریاست؟
بابا
چرا در رو قفل نکردی؟
در مورد شرکت کنندگان زن چطوریه؟
بابا
اینجا خیلی ساکته
سیسکا میاد؟
از دست اون
کا
و؟
همه جا خونه
احتمالا رنگ قرمز از کیک است
نه
این طور نیست
این یک سایه متفاوته
هفته آینده سوار اتوبوس می شیم تا مطمئن باشه
نه، من تنهام
بابا
بابا
بابا
بابا
بابا
حالت خوبه؟
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
چرا خونه اینقدر به هم ریخته است؟
تو پنجره رو نبستی
حالت خوبه؟
بابا
بابا
همه دوقلوها سرگرمی های یکسانی ندارن
نایا! نه
-نایا -بله؟
مشکل چیه؟
-چیه؟ -نایا
-نایا -اکا؟
- نه -اکا
نایا
کا
-نا -میام راکا
بابا
بابا! چی شد؟
من نمی دونم از موقعی که من اومدم اینطوری بود
بابا؟
بیا دیگه! کمکش کن! بلندش کن
با آمبولانس تماس میگیرم
بابا؟
راکا
بابا
الحمدلله رب العلمین
جادوی سیاه
بله
لطفاً از یکی از اعضای خانواده بیاد
بسم الله
-خدای عزیز -خدای عزیز
-تو انجامش بده -نه تو انجامش میدی
-تو برو -با هم
بسم الله
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَجِعُون
اون دیگه رفته
انشا الله
از اینجا راهنماییت میکنم
ممکنه ادامه بدی لطفا
من نیاز دارم با شما صحبت کنم
گوش بده
من فکر نمی کنم که ما باید ادامه بدیم
نباید مراسم تشییع امشب رو همراهی کرد
باران شدیدی می باره
حتی اگر باران تمام بشه
محل دفن آب گرفتگی میشه
فردا صبح باید ادامه بدیم
باشه؟
باشه
خوبی؟
آره
سلام
سلام بر شما
-سلام بر شما خانم -و همچنین بر شما
-سلام بر شما -و همچنین بر شما
نای
به چیزی که میگن باور داری؟
در مورد چی؟
من به بابا اعتماد دارم
اما چرا پدر در آخرین لحظاتش این رو داشت ؟
گفتم من به بابا اعتماد دارم
کافیه
دیگه در موردش حرف نزن
به نظرت عجیب نیست؟
بابا در تمام این مدت این رو داشت
هیچ توضیح منطقی برای اینطوری مردن پدر وجود نداره
مگه اینکه…
-به خاطر جادوی سیاه بود ---راکا بس کن
ما نباید در این مورد صحبت کنیم
واسه بابا
بقیه هر چی میخوان بگن
ما بهتر می دونیم
کی مانگ را پیدا کن
کی مانگ رو پیدا کن؟
-راکا -نایا
تو اتاق بابا یه چیزی پیدا کردم
دیدم
- چی؟ -یه چیزی دیدم
یه چیزی
کای
چطوری اون ناپدید شد؟
چطور، راکا؟
بیا به پلیس زنگ بزنیم
برای چی؟
می خوای بگی اون توسط شیاطین ربوده شده؟
پس به نظرت باید چیکار کنیم؟
اینو تو اتاق بابا پیدا کردم
نگاه کن
هر دو تاش رو مقایسه کن
این یکی جدید به نظر می رسه
کی مانگ رو پیدا کن؟
-کی مانگ کیه؟ -از کجا بدونم؟
حتماً تو اتاق بابا اتفاقی افتاده
این عکس تنها سرنخ ماست
خانواده بابا؟
این خانواده اون هستند؟
رجیمه، همدان، ولان، بودی جاوا شرقی، روستای رنگو، 1990
باید بریم اونجا
اونا باید چیزی در مورد پدر بدونن
روستای رنگو؟
در مورد اون جا چی میدونی؟
نگاهی بهش میندازم
نمی تونی حداقل اول با من حرف بزنی؟
خودت تصمیم نگیر
نای
نمی خوای در مورد رمز و راز خانواده ما بدونی؟
مادر ما کیه؟
پدربزرگ و مادربزرگ ما چه کسانی هستن؟
چرا پدر تمام این مدت سابقه خانوادگی ما رو مخفی نگه داشته ؟
چطوری این رو برای همسایه ها توضیح بدیم؟
اینکه جنازه بابا ناپدید شد؟
حداقل می شه گفت با آمبولانس اون رو در روستاش دفن کردیم
نایا
ما باید در مورد خانواده خودمون بدونیم
باشه. من فکر می کنم این کاریه که شده. صبر کن ببینم
تو هم باید یکی بپوشی بابا
- -اوه، حتما
اونجا
اینجا ته خطیه که میرم
باشه
-با تشکر -خواهش میکنم
اوه، مرد
سیگنال نیست
تو داری؟
جواب منفیه
انگار یه جای متروکه
کجا می ریم؟
صبر کن
لعنتی
خب؟
سرویس نداره
چرا از راننده نپرسیدی؟
قـ ـا سـ ـم سـ ـمـ ـنـ ـگـ ـا نـ ـی
سلام آقا
ببخشید
آقا
نای
روستای رنگو
همینه انگار
بیا دیگه
مطمئنی؟
باید تلاش کنیم
اگر در 500 متر بعدی چیزی نباشه به عقب برمی گردیم
روستای رنگو
کای
بیش از 500 متر گذشته و ما نه خونه ای دیدیم و نه مردمی. هیچ چی
بیا برگردیم
-قبل از اینکه سرگردان بشیم -نای
تا اینجا اومدیم دیگه
خانم ببخشید
بله؟
روستای رنگو از کدوم طرفه؟
چرا میخوای بری اونجا؟
ما به دنبال محل اقامت راجیماه هستیم
اونو می شناسی؟
اوه خانم جیما
من در همان روستای خانم جیماه زندگی می کنم
بیاید
واقعا اینقدر با جاده اصلی فاصله داره؟
آره. شما اهل کجا هستید؟
من اهل جاکارتا هستم
کای
نای، چی شده؟
بیا بریم خونه
- میریم خونه -نایا چه خبره؟
ما تقریبا رسیدیم
یادت باشه برای چی اومدیم اینجا
قبل از اینکه جلوتر بریم باید همین الان بریم
هی
تقریبا رسیدیم
بیاید
ما به ندرت بازدید کننده ای از خارج از منطقه داریم
این روستا علیرغم موقعیت دورافتاده خودش یکی از تامین کنندگان عمده برنج است
در جزیره جاوا
چرا گلها رو اینطوری آویزان می کنن؟
No comments yet. Be the first to leave one.