The first 200 lines.
هي، هي، هي، هي
هي ! هي
بايد ماشينم رو دربيارم بيرون آخه داري کجا ميري؟ هي
آخه اين چه وضع ماشين پارک کردنه؟
ببينم، داري ميايي تو يا ميري بيرون، رفيق؟
داريد چيکار مي کنيد؟
تو بودي که دزدکي اومدي تو مي خواي ضبط رو بدزدي؟
کمک! کمکم کنيد
براي چي هي داد مي زني، کمک کمک؟
فکر کردي مي خوام بهت تجاوز کنم؟
تو مي دوني من کي هستم؟ نمي دونم! کي هستي؟ _
جي.اس. گاي تونده معاون رئيس مهندسي
ببينم آقاي شهردارهمچين آدم بزرگي آخه ضبط ماشين مي دزده؟
ببينم، شماها کي هستيد؟ چي مي خوايد؟
مي تونم از کار رو کاسبي بندازمتون مي تونم گواهي نامه ي رانندگيتو باطل کنم
يه دونه گلوله توشه
هر چند بار که سؤال کني به همون تعداد من ماشه رو مي کشم
آخه منو داريد کجا مي بريد؟
بپرس، بپرس، خيلي کيف داره رئيس، کجا بريم؟ _
ببينم، ديوونه شدي؟ براي چي سؤال مي پرسي؟
بپرس! حالا فهميدي؟
بريم عالم به دفترِ لاکي سينگ
استوديوي عکاسي زير عکس بنويسيد که
آقاي لاکي سينگ رئيس اتحاديه ي معماران مومباي
در مذاکراتي داغ با جورج بوش رئيس جمهور امريکا
اما قربان، شما که تا حالا امريکا نرفتيد
اما جورج بوش که به هند اومده
يه کاري کن ، تصوير کاخ سفيد و بردار و به جاش تصوير خونه ي ييلاقيمون رو بذار
از اون عقل سليمي که نداري استفاده کن، چلغوز
قربان سيرکِت اومده سيرکِت، عزيزم_
اين روزها چرا گوشيتو جواب نميدي؟ الان باهاش تماس بگيريد، جواب ميده _
سيرکِت، کارت حرف نداره کوکو، بکش کنار _
بله قربان ببينيد، من _
هيچ کاري نمي تونم براتون بکنم چرا؟ _
دفعه ي قبل مجوز يه ساختمون 8 طبقه رو گرفتيد ... اما يه 11 طبقه ساختيد
رياضياتم از همون بچگي ضعيف بود
من به خاطر اين کاراي تو ، شغلمو از دست ميدم
گور باباي اون شغلِ ده هزار روپيه ايت
چيزي در مورد شرکت ساختماني کورانا شنيدي؟ بله _
اونا از دخترم خواستگاري کردن اون نقشه رو نشونش بده
اين مِلکي که پشتِ ورسووا پامپهاوس قرار داره تمام اين ملک رو اون خريده
فقط يه ويلاي زرد رنگ مونده
بهشون قول دادم که من مي خرمش به عنوان هديه ي ازدواج
اون ويلا تحت اجاره ست؟ نود و نه ساله؟
ماه بعد قراردادش منقضي مي شه خب تمديد ميشه _
خب، اوراق مربوط به تمديد قرار داد رو نفرست .بذار غيبت کنن
نه نه، نميشه
پاي آبروم درميونه
اون ويلا رو مي خوام، گاي تونده
غيرممکنه
يه کيف هست و يه اسلحه، حالا خودت انتخاب کن
چقدر مي خواي رفيق؟
ده تا ده تا!!! همين؟
خب 20 تا بگير کوکو، 20 هزارتا برام بيار _
قراردادِ جديد، راضي هستي؟ نه نه ... ده لاک _
سي هزارتا نه لاک _
مرخص ميشي؟
من تو رو آوردمت اينجا. اسلحه تو دست منه
اوني که اونجا نشسته روزي چند تا استخون خورد مي کنه
عجب ضربه اي بترس رفيق _
ببين داداش لاکي
نه حرف تو نه حرف من، بينابين
لاک 5 عاليه! نه حرف تو و نه حرف من، بينابين
2/5 لاک معامله انجام شد
بريم دهنمون رو شيرين کنيم بله قربان-
با بهترين درودها
سيرکت اين خبر خوش رو به مونا بده
يه ويلا هست که بايد خاليش کنيم
داداش، بين 9 تا 12 کار نمي کنه دير از خواب بيدار ميشه؟ _
اون تازگيا نمي خوابه. عاشق شده. عاشق
تمام روزش رو کنار دريا مي گذرونه
خيلي ضايع ست بابا! آپارتمانها که خالين از اونها استفاده کنه
نه بابا، اينطور نيست مي شينه کنار ساحل و راديو گوش ميده
راديو؟ مگه راديو چي پخش مي کنه؟
زن داداش آينده م تو راديوست
صبح به خير مومباي
من جانوي هستم از راديو فضاي جهاني قبل ازا اينکه برنامه م رو به پايان برسونم
مي خواستم افکارم رو براتون بيان کنم
براي اونهايي که با عجله در شهر به اين طرف و اون طرف ميرن
چرا تو اين شهر مدام به اينطرف و اونطرف مي ريد؟
اگه اين يعني زندگي، پس مردن چطوره؟
وقتي بارون مياد، به فکر اين هستيم که قطار تأخير نداشته باشه
يادتون هست آخرين باري که زير بارون قدم زديد کِي بوده؟
همه چيزو در مورد سريالها مي دونيد
اما وقت اينو نداريد تا حال مادرتون رو بپرسيد
چرا با پاي برهنه روي ماسه ها قدم نميزنيد
صدو هشت تا کانال هست اما باز هم دلت آروم نميشه
از طريق اينترنت با تمام دنيا در ارتباطي
اما اينکه در همسايگيت کي زندگي مي کنه، تا حالا نمي دوني
موبايل و خطوط ارتباطي، همه شون مهيا هستن
اما آخرين باري که لبخند دوست صميميت رو ديدي کِي بوده؟
آخرين باري که غروب خورشيد رو ديدي کِي بوده؟
مي دوني تو آسمان شب چه اتفاقاتي ميفته؟
پس دوستان، هدفتون از به اينطرف و اونطرف رفتن تو اين شهر چيه؟
اگه زندگي يعني اين
پس مردن چطوره؟
پس خداحافظ مومباي ديگه وقت خداحافظي من رسيده
خدانگهدار جانوي اميدوارم که فردا هم در خدمتتون باشم _
صد در صد همينجا _
همينجا همين موقع _
دقيقاً همين موقع
پس دوستان، ناراحت نباشيد خوشحال باشيد ... خدانگهدار
راستي، يادتون باشه که فردا دوم اکتبره
و مسابقه ي مهاتما رو داريم
هر کس که تو اين مسابقه برنده بشه مهمون ويژه ي من خواهد بود
بله، ايشون رو به استوديو دعوت مي کنم و از هر دري باهاشون حرف مي زنم
پس، خدانگهدار يادتون نره که فردا صبح ساعت 9 اين موج رو بگيريد
داداش ببينم سيرکت، دوم اکتبر چه خبره؟-
روزيه که نبايد مشروب خورد، داداش؟ مي خواي باهات بيام مشروب بخوريم؟
نبايد مشروب خورد؟ چرا؟
نمي دونم
اما نگران نباش، ته و توش رو درميارم
تولد داداش، دوم اکتبر تولدِ باپوئه
باپو ديگه کيه؟
باپو يعني مهاتما گاندي هموني که عکسش رو اسکناسه؟ _
خودشه؟ در موردش چي مي دوني؟-
داداش چيز زيادي نمي دونم
خيلي استخوني بوده، اما خيلي پر دل و جرأت بوده
همون بوده که انگليسها رو بيرون کرده
و همه مون رو آزاد کرده
تو ارتش بوده؟
تا حالا هيچ عکسي ازش با يونيفرم نديدم
مي دوني، فردا تو راديو يه مسابقه ست در مورد باپو اگه بتونم برنده بشم، مي تونم جانوي رو ببينم
زن داداش رو؟ پس تمومه ديگه داداش، تمومه
هي سيرکت چيه داداش؟ _
کدوم پيرهنم رو بپوشم رفيق؟
براي چي نگران پيرهنتي؟
مي خواي بري راديو نه تلوزيون که
داداش بهتره رو صدات تمرين کني رو صدات
صداتو بم کن مي خواي زن داداش رو تحت تأثير قرار بدي ديگه
تو اينکارو بکن، بقيه ش رو خودم درست مي کنم
خانم جانوي، من مورلي پرساد شرما هستم
من خوبم، شما چطوريد؟
نترسيد. خيلي کار آسونيه
زن داداش مي خواد تو راديو در مورد باپو سؤال کنه
شما که جوابها رو مي دونيد؟ هرقدر جوابتون درستتر باشه، جايزه هم بيشتره
ببينيد، اينکار شما اصلاً درست نيست
من بايد برم دانشگاه ديرم ميشه ببين، استاد اگه بخواي بري دانشگاه
اينم ميره خونه ت و با زنت يه احوال پرسي مشتي مي کنه
هر چي بخوايم مي تونيم برداريم؟
اگه جواب درست بدي، هر چي خواستي مي توني برداري مخلوط کن، ماهي تابه، گلدون
خانم جانوي، صداي شما منو خل و چل مي کنه
نگو خل و چل مي کنه داداش
ممکنه فکر کنه از اين ولگردايي
ببين اين استاده چه جوري حرف مي زنه تو هم دقيقاً مثل اون حرف بزن
آهاي، گوشيهاتونو دربياريد، دربياريد شماره رو بگيريد
مدام تماس بگيريد، همونجور که زن داداش سوال مي کنه شما بايد تماس بگيريد
هيچ کس ديگه اي نبايد تماس بگيره تو داري چيکار ميکني، بيا اينجا
ازدواج؟ هنوز که نشده
راستش رو بخوايد خانم جانوي
هنوز دختر مناسبي پيدا نکردم هي عالم، صدا رو زياد کن _
از هر شرکت کننده تا جايي سؤال مي پرسم که جواب درست بده. اون کسي که جواب ده تا سؤال رو درست بده، برنده ي ما خواهد بود
همه تون گوشيهاتونو آماده کنيد
شماره ي ما هست 22666888
:اولين سوال اينه
دوستِ جناب گاندي در افريقاي جنوبي ايشون رو به چه نامي مي خوندن؟
وصل شد داداش گوشي رو بده _
واي! قبل از اينکه سؤال به پايان برسه تماس گرفتن الو _
تمامي خطوطِ مربوط به اين شماره اشغال مي باشند مجدادً تماس بگيريد
اين يکي رو امتحان کن داداش
شما؟ من، من، مورلي پرساد شرما هستم-
خب، مورلي پاسخ صحيح چيه؟
داداش خب بگو-
داداش، داداش جواب رو بگو-
داداش، داداش دِ بنال ديگه _
دوستان جناب گاندي ايشون رو برادر صدا مي کردن
مورلي، شما تنها ده ثانيه فرصت داريد مطمئني؟-
کاملاً اميدوارم، وگرنه داداشم دست از سرت برنميداره _
صددرصد مطمئنم
الو در افريقاي جنوي، جناب گاندي رو
مورد خطاب برادر، مورد خطاب قرار مي دادن _
درست بود تبريک مي گم
حالا، انقدر ازتون سؤال مي پرسم تا پاسخ اشتباه بديد
همچين چيزي امکان نداره، خانم جانوي
خواهيم ديد، سوال دوم
جناب گاندي چند تا فرزند داشتن و اسماشون چي بود
راجيو گاندي، ايندرا گاندي محشره _
بزرگترين پسرشون هري لال
هاريلال، مانيلال، رامداس، دوداس
من اين پلوپز رو مي خواستم، اونو مي خواستم هري لال، مانيلال _
رامداس رامداس _
دوداس و دوداس _
واي، کاملاً درسته
متشکرم ... متشکرم حالا، سوال سوم _
جناب گاندي چه سلاحي داشتند که هيتلر، همچين سلاحي نداشت؟
اتو
مطمئني؟
صداقت و عدم خشونت اتو رو بيار _
صداقت و عدم خشونت
عالي بود، مورلي جناب گاندي در چه سني ازدواج کردن؟-
سيزده سال، مراقب اينا باش
زنش ... هم سيزده سالش بود
برادر و زن برادر وقتي ازدواج کردن سيزده سالشون بود
عجب تراژدي ايه ها داداش من هنوز ازدواج نکرده
اين سر و صدا ها مال چيه؟
خانواده م هستند، يه کم ناراحتن مي گن که برادر در سيزده سالگي ازدواج کرده
تو هم بايد ازدواج کني اينکارها اصلاً قابل قبول نيست-
ساکت باش! سيرکت من به پليس مي گم، من بهتون اجازه نميدم --
هي دفتر يادداشت! بگو ببينم اسمت چيه؟
استاد ونکاشت واتي کوتي
No comments yet. Be the first to leave one.