Release info

A Rustling of Leaves Inside the Philippine Revolution 1988 1080p WEB-DL NOAH 30NAMA fa
A Commentary by OldMan505
معرفی و زیرنویس فارسی فیلم های مهجور @oldman505

Tags

webdl
Published on: 2026-05-16
Downloads: 129
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫چرا مبارزه مسلحانه را متوقف نمی‌کنید؟ پایین بیایید و‬

‫به اصلاحاتی که دولت در حال اجراست بپیوندید‬

‫خب، ایده خوبی است‬

‫اما با آنچه از زمان روی کار آمدن‬

‫رژیم آکینو تا به امروز در حال وقوع است، همخوانی ندارد.‬

‫همه‬

‫بعد از خداحافظی‬

‫پیاده‌روی را شروع کردیم‬

‫که تا ساعات اولیه صبح طول کشید‬

‫ساعت ۲ صبح به جایی رسیدیم...‬

‫واقعاً به چیزی فکر نمی‌کردم جز‬

‫پیدا کردن راهی برای خوابیدن‬

‫برای استراحت، چون واقعاً خسته بودم‬

‫و صبح زود‬

‫وقتی بیدار شدم، متوجه شدم که در روستا هستم.‬

‫زندگی جدیدی داشتم‬

‫فهمیدم که سال‌های زیادی از زندگی‌ام را‬

‫صرف انقلابی بودن و عضو NPA بودن خواهم کرد.‬

‫بهترین راه برای بسیج کردن مردم، سازماندهی آن‌ها‬

‫در مبارزه برای اصلاحات ارضی است.‬

‫شما به خانه خاصی می‌روید، و شما اولین عضو NPA هستید‬

‫که اتفاقاً به خانه آن‌ها رفته‌اید‬

‫تا با آن‌ها صحبت کنید، سپس‬

‫همان‌طور که مبارزه ادامه می‌یابد، شما هرگز‬

‫توسط صاحب‌خانه فراموش نمی‌شوید زیرا‬

‫شما اولین سازمان‌دهنده‌ای بودید که توانستید به آن‌ها‬

‫درباره انقلاب بگویید.‬

‫بنابراین آن‌ها به نوعی شروع به قدردانی و درک می‌کنند‬

‫که نقش‌شان حمایت از جنگ چریکی است.‬

‫دلیل اینکه ما از NPA حمایت می‌کنیم‬

‫این است که دولت ما‬

‫درست عمل نمی‌کند.‬

‫دولت به ما آسیب رسانده است‬

‫در طول مانورهای نظامی، خوک‌ها و مرغ‌های ما را می‌برند.‬

‫بعد ما را کتک می‌زنند، ما را می‌کشند.‬

CAABB

BB

‫آن‌ها همچنین از زنان ما سوءاستفاده می‌کنند.‬

‫به همین دلیل است که از آن‌ها متنفریم.‬

‫ما به انقلاب پیوستیم‬

‫تا موفق شویم‬

‫در داشتن‬

‫حکومتی خوب‬

‫تا قوانین خوب تصویب‬

‫و اجرا شوند‬

‫تا نه ستمگری باشد و نه ستمدیده‌ای‬

‫نه استثمارگری و نه استثمارشده‌ای.‬

‫ما اینجا از برابری حرف می‌زنیم.‬

STAR SPLLATESMAN

‫این منطقه در طول دوران حضور ما‬

‫در اینجا، پایگاه ما بود.‬

‫ما قبلاً در آن مزرعه نیشکر‬

‫نزدیک حصار کلارک فیلد اردو می‌زدیم.‬

‫کمی امن‌تر بود چون خیلی به پایگاه نزدیک بود‬

‫و کسی شک نمی‌کرد که آنجا‬

‫یک کمپ چریکی باشد.‬

‫چه کسی هرگز...‬

‫فکر می‌کرد که کسی‬

‫از یک روستای دورافتاده‬

‫از حومه شهر‬

‫امروز اینجا باشد و با این همه آدم صحبت کند.‬

‫پس، هم‌وطنان من...‬

‫هنوز با این همه نورهای بزرگ‬

‫و فلاش دوربین‌ها کمی ناآرام هستم.‬

‫من فقط با کرم‌های شب‌تاب، در همان روستا، احساس راحتی می‌کنم.‬

‫ما خوش‌شانس هستیم که‬

‫یک حزب مردمی داریم‬

‫که توسط کارگران و دهقانان‬

‫و تمام کسانی که‬

‫مورد استثمار و ستم هستند، سازماندهی شده است.‬

‫این جون پوراس پالا است، به همراه‬

‫چند خبرنگار کانادایی‬

‫که برای یک فیلم کانادایی‬

‫در حال مصاحبه با من هستند. احتمالاً خیلی دیوانه به نظر می‌رسم!‬

‫پسرم، تو هنوز در کوهستان هستی.‬

‫کالیدا و جون پوراس پالا از تو می‌خواهند که تسلیم شوی‬

‫و امنیت تو را تضمین می‌کنند‬

‫در کوهستان نمان. پایین بیا.‬

‫تحت دولت جدید هیچ آسیبی به تو نخواهد رسید.‬

‫حتماً به همرزمانت که تسلیم شده‌اند حسادت می‌کنی.‬

‫در پناه دموکراسی جدید قرار بگیر‬

‫برادران و خواهرانت‬

‫دلتنگ تو هستند‬

‫و مشتاق دیدارت.‬

‫نگذار دیگر اشکی از چشمانمان جاری شود.‬

‫از تو خواهش می‌کنیم...‬

‫پسرم، همین حالا به خانه برگرد.‬

‫خب دوستان من، آن شعری‬

‫بود از لاگانگ از گروه ضد کمونیست‬

‫شهر بای‌بای در داوائو.‬

‫شما شورشی‌ها چطور می‌توانید تحت تأثیر آن شعر قرار نگیرید؟‬

‫تنها کاری که می‌کنید کشتن است! همین حالا!‬

‫دلیلی برای جنگ ندارید. از تسلیم می‌ترسید؟‬

‫پس به فرمانده‌تان شلیک کنید!‬

‫ما‬

‫کودتا... کمک... می‌توانید تاریخ را بخوانید‬

‫زمانی که هیتلر شروع به حمله به کمونیست‌ها کرد‬

‫پاپ با هیتلر متحد شد.‬

‫مردم را نخواهم کشت.‬

‫شاید هیتلر هم همین‌طور...‬

‫برخی از تاکتیک‌های هیتلر را به کار بگیرید.‬

‫اما نه در قتل، بلکه در تبلیغات.‬

‫تاکتیک استفاده از رادیو است.‬

‫هیتلر از رادیو‬

‫در حمله به تبلیغات کمونیستی استفاده می‌کرد‬

‫با گفتن دروغ. من دروغ نمی‌گویم.‬

‫من حقیقت را درباره مارکسیست-کمونیست‌ها می‌گویم.‬

‫درباره فریبکاری‌شان. این راز ماست.‬

‫رادیو.‬

‫به گفته گوبلز، مبلغ هیتلر،‬

‫تمام حقایق علیه کمونیسم را تکرار کنید‬

‫هر روز، هر روز، هر روز. آن را بزرگ جلوه دهید.‬

‫و مردم به شما ایمان خواهند آورد.‬

‫حالا به مردم در سراسر فیلیپین نگاه کنید.‬

‫آن‌ها مجذوب حملات ما شده‌اند.‬

‫و ما مردم را شستشوی مغزی می‌دهیم.‬

‫صدها هزار نفر از آن‌ها را.‬

‫به منظور داشتن کنترلی شخصی‌تر و دقیق‌تر‬

‫بر فعالیت‌های ساکنان‬

‫ما پاکسازی کردیم.‬

‫شهر را از این‌ها.‬

‫NPA یا «گنجشک‌ها»‬

‫بنابراین حالا دیگر زیاد نگران نیستیم.‬

DID RIEL GUTEDREZ

‫دنی آدید دیل گوتیرز SCIM-دندی رونگیلو تدوین و کارگردانی:‬

‫تنها در شهر داوائو‬

‫ما اکنون ۸۰۰,۰۰۰ یا ۹۰۰,۰۰۰ عضو آلسا ماسا داریم.‬

‫تقریباً در تمام گوشه‌ها‬

‫جنبش آلسا ماسای خود را سازماندهی کرده‌اند.‬

‫و فکر می‌کنید برای ما آسان است‬

‫کنترل ۸۰۰ یا ۹۰۰ هزار فیلیپینی؟‬

‫شما باید شخصیت ما را بشناسید. کنترل کردنش خیلی سخت است.‬

‫نه، من سیاست خودم را دارم.‬

‫اگر یک عضو NPA وجود داشته باشد‬

‫از او بخواهید تسلیم شود.‬

‫ما می‌دانیم NPAها چه کسانی هستند.‬

‫ما تمام فعالیت‌های‬

‫آن‌ها را زیر نظر داریم.‬

‫نه، اگر آن‌ها عضو NPA باشند آن‌ها را‬

‫پیش فرمانده نظامی می‌برم. آن‌ها شانس دارند.‬

‫دو بار، سه بار یا چهار بار.‬

‫اگر تا آن زمان تسلیم نشوند، دشمن محسوب می‌شوند‬

‫و ما به آن‌ها شلیک می‌کنیم.‬

‫من به والدین‌شان اطلاع می‌دهم.‬

‫به والدین بگویید که آن‌ها باید تسلیم شوند.‬

‫اگر تسلیم نشوند، شاید...‬

‫فردا بمیرند.‬

‫آن‌ها پسرم را خواهند کشت‬

‫چون...‬

‫او دشمن آن‌هاست‬

‫چون عضو NPA است.‬

‫ارتش و همچنین‬

‫آلسا ماسا‬

‫چون آن‌ها دشمن هستند.‬

USCA

USCASNO

USCAYI

(B010 s

‫یک سیستم کمونیستی در فیلیپین هنوز ممکن نیست.‬

‫صدای مردم، برای آن در سنا بجنگید باید باقی بماند‬

‫صدای مردم، در سنا برای آن بجنگید!‬

‫در قلمرو... در سنا بجنگید! فیلسوفان اجتماعی‬

‫در قلمرو فیلسوفان اجتماعی.‬

‫در قلمرو سنا فیلسوفان...‬

‫در قلمرو فیلسوفان اجتماعی سنا.‬

‫برای آن در سنا بجنگید! فیلسوفان اجتماعی.‬

‫صدای مردم، در سنا برای آن بجنگید!‬

‫این یک سیستم اجتماعی است‬

‫که از کلمه «مشترک» به معنای «با هم» می‌آید.‬

‫داس و چکش به چه معناست؟‬

‫مگر از داس برای بریدن استفاده نمی‌شود؟‬

‫این نماد دهقانان است.‬

‫و چکش؟ برای...‬

‫ساختن بیل است.‬

‫و برای ساختن ابزارهای آهنی‬

‫صدای مردم، برای آن در سنا بجنگید مردم سنا! سنا!‬

‫این نشان‌دهنده کارگران است.‬

‫اما مخالفان ما در مانیل‬

‫پرچم‌هایی طراحی می‌کنند‬

‫که از این نمادها سوءاستفاده می‌کنند.‬

‫کمونیست‌ستیزها‬

‫در کنار آن یک داس می‌کشند، داسی با نوک بسیار تیز‬

‫تا ایجاد ترس کنند.‬

‫آن‌ها چکش را خیلی بزرگ می‌کشند‬

‫و در کنارش، داسی که آن‌قدر تیز هست تا گلوی شما را ببرد.‬

‫پس سوال من از شما این است:‬

‫این نیست‬

‫آیا تا به حال توسط یک کمونیست مورد زورگیری قرار گرفته‌اید؟‬

‫آیا تا به حال توسط یک کمونیست مورد تجاوز قرار گرفته‌اید؟‬

‫آیا هرگز یک کمونیست سر شما کلاه گذاشته است؟‬

‫آیا هرگز یک کمونیست به شما سنگ زده است؟‬

‫آیا تا به حال توسط یک کمونیست شکنجه شده‌اید؟‬

‫نه‬

‫بوسکایانو، بورگوس، کاپولونگ،‬

‫تادئو، مورالس،‬

‫سانچو، بلتران.‬

‫این‌ها کاندیداهای مردم هستند.‬

‫این‌ها کسانی هستند که‬

‫صدای ما در سنا خواهند بود.‬

OCL RRC NAVARR

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left