The first 200 lines.
از 1970، برنامهی حفاظت از شاهدین فدرال
هزاران شاهد رو جا به جا کرده
بعضی مجرم، بعضی نه
به محلههایی در سراسر کشور
تک تکِ اون اشخاص یه صفتِ منحصر به فردی دارن
که باعث میشه با بقیهی جمعیتِ عمومی تفاوت داشته باشن
،و اون اینه که یه نفر میخواد مُرده باشن
،موزهی روستای غربی هنرهای معاصر شش ماه قبل
"دیگه نمیتونم این کارو بکنم، "جی
.میشه بذاریمش برای بعد؟ لطفاً الان یه جورایی تحت فشارم
نه، باید بدونم که بس میکنی
باید بدونم که تمومش کردی
چی رو تموم کردم، "مارسی"؟
الان میخوای چی کار کنم؟
!دیگه اون زنُ نبین! خدای من کی تبدیل شدی به این؟
تو کی اینقدر نیازمند شدی؟
،باشه. خب. بس میکنم. یعنی تمومش کردم
ولی اون رئیس تبلیغات موزهست
مسیرهامون هر از چند گاهی بهم میخوره
درک میکنی، درسته؟ فقط باید بزرگ شی
راست میگی
تو راست میگی
خب، چی کار میکنی؟
فکر کردم نمیخوای درموردش بدونی
نظرم عوض شد
باشه. اینا رو برای تحویل دادن به یه سری سرمایهگذارِ اونور آب آماده میکنم
مال موزهن؟
نه. از یه کلکسیون خصوصی محلی به دستشون آوردم
از "به دست آوردن" منظورت دزدیدنه؟
،خدای عزیز.بین فقط رو این تمرکز کن، خب؟
،یعنی، اینا دو و نیم میلیون ارزش دارن
که سهمِ ما 10 درصده
حالا، اگه اینا رو تا نزدیک ،نیم ساعت دیگه تو بندر حاضر نکنم
آدمای خیلی بدی کارای خیلی بدی باهام میکنن
سوالِ دیگهای هست، مارسی؟
.آه، نه همین کفایت میکنه
،"اف.بی.آی. "جی آلن تو بازداشتی
خب، چیزی درباره مواردی که پوشش دادیم هست که متوجه نشین؟
نه. فکر کنم گرفتیم چی شد
خوبه. تو چطور؟
!هی توجه کن
هی. چیه؟
خب، چیزی درباره مواردی که پوشش دادیم هست که متوجه نشین؟
.نه - خوبه، پس، تبریک میگم -
شما اولین افراد در تاریخ برنامه حفاظت از شاهدین هستین که سوالی نداره
ممنون. ممنون خیلی زیاد که زندگیهامونُ نجات دادیم
.عالی میشه. میدونم ببخشید. باید برم دستشویی
خب، "کِی" کِی میرسه اینجا؟
کِی کیه، استن؟
احتمالاً بهتره که مارسی ندونه
حتماً شوخی میکنی. این آشغال میتونه دوستدخترش رو بیاره تو برنامه؟
،ظاهراً این آشغال توانش رو داره
بخشی از معاملهش با دادگستریـه
قرار مارسی چطور؟
،اون تمام این ماجرا رو هماهنگ میکنه ،اون وارد برنامهشون میکنه
و اینجوری جوابش رو میدن؟
،مرد، ناهنجاره حتی با استاندارهای دادگستری
راستش، من اینجوری جوابش رو میدم
گالهت رو ببند
بیخیال، استن. زنه فکر میکنه داره یه شروع تازه با این عوضی به دست میاره
نمیتونم کاریش کنم
باید چی کار کنم؟ تو صورت زنه لبخند بزنم درحالی که با این کمک میکنه با کسی بخوابه؟
من دقیقاً اینجوری .بیانش نمیکنم، ولی، بله
آره، خب، من نمیکنم. قسم میخورم از شغلم استعفا میدم قبل از اینکه بخشی از این باشم
خب، چیزی درباره مواردی که پوشش دادیم هست که متوجه نشین؟
نه؟ خوبه. اینجا رو امضا کن
خنده داره که چیزایی مثل قسطهای رهن
و میل به نخوردن غذای گربه
میتونه بین یه شخص و اصولش قرار بگیره
لعنت، از اصول اخلاقی متنفرم
اگه کار کردن تو حفاظت از ،شاهدین یه چیزی یادم داده باشه
اینه که مردم از تغییر متنفرن
و همهمون میگیم میخوایم تغییر کنیم
.لاغرتر شیم. سیگار ترک کنیم یاد بگیریم پرتغالی حرف بزنیم
،ولی نمیکنیم. چه خوب چه بد عادتهامون ما رو شرح میدن
صفحات یه نمایشنامهی تیکه تیکه رو بارها و بارها ورق میزنیم
مثل صدف میچسبیم به .روتینهای به خوبی تمرین شدهمون
دیدی؟ خیلی سریع برت میگردونیم روی پات. مثل روز اول
صحیح
و هیچی برامون جانگدازتر از یاد گرفتن خطوط جدید نیست
.گوش بده این فقط یه قدم به عقبِ کوچیکه
خیلیها رباط صلیبی پاره میکنن
میدونم
،گوش کن، میدونم این یه تحمیلِ بزرگه
..و واقعاً متشکرم ازت که .میدونی
.تحمیل نیست اصلاً چرا باید اینو بگی؟
به هر حال، فقط قراره واسه چند روز باشه تا وقتی ورمش بخوابه
.بعد، برمیگردم خونه خودم ...راف -
،طوری نیست. همونجوری که گفتی ".فقط تا اینجا پیش میریم"
لطفاً اینو تو صورتم ننداز
خب؟ چیزی که بین تو و من هست و چیزی
،که سر زانوت اومده ،دو تا مشکل جدان
و میتونم همزمان با یکیشون سر و کله بزنم
.ببخشید نمیخوام بحث کنم
بحث نمیکنیم. خدایا
شرمنده، راف. میخوام ازت مراقبت کنم. جدی
...و بقیهش، فقط
چی؟
میشه واسه الان فقط رو این کار کنیم؟
حتماً - خوبه -
باید برم سراغ این چیزه کاریم
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
اوه، گند
،دعوت شدم که از حرفی که خودتم بتونی بگی بیشتره
کجا باید تلویزیون نگاه کنم؟
.اشتباه بود باید برم
.دراز بکش هیچ جا نمیری
برندی، راف میتونه تا هر وقت بخواد بمونه
پس، چرا نمیتونه اتاق تو بمونه؟
چون
چون لازم نیست تو خونه خودم خودمو بهت توضیح بدم
جوابِ خوبی بود
خب، چی؟ الان واسه توپ زنهای شسته رُفتهی مکزیکی یه خانه پرستاریایم؟
من یه بازیکن دفاعِ دومینیکنیام
همم
آره، فرق هست
بذازشون زمین
اوو. حداقل خوب چیزایی بهت دادن
برندی، گفتم بذارشون زمین
باشه، فقط میخواستم بذارمشون یه جای امن
.باشه، خب شما دوتا بچهها خوش بگذرونید
بهتره واسه رفتن به دست به آب یا هرچی کمک نخواد چون من هیچ کاری نمیکنم
فرقش با رفتار همیشگیت چیه؟
.خب، خب. نگاهش کن سر پا و نَمُرده.و حتی آتلت هم ست هم کردی
شرط میبندم خانمها حال کنن
.بی تأثیر نیست این شگفت انگیزه
تمام این کارها توسط یه زن روی تیکههای چوبی نقاشی شده
که تو یه تأسیساتِ تعمیر لوکوموتیو همینجا تو آلباکرکی کار میکرده
.در اواخر قرن 16ـم عالیه -
،چطوره سلامهامونُ بکنیم ،به اندازه کافی بمونیم که بیادب نبوده باشیم
و بعد سریع بزنیم به چاک؟ قبول؟
مشکلت دقیقاً با انسانیت چیه؟
.با انسانیت مشکلی ندارم مردمه که نمیتونم تحمل کنم
چقدر پول نقد آوردی؟
شوخی میکنم
.هی. آتیش پاره میشه یه نوشیدنی برات بخرم؟
!هی، مارسی. وای. نگاهش کن ...تمام خوشگل و براق و
آره. این یکی از بهترین شبهاست که بعد از سالها داشتم
فقط احساس میکنم "جی"ـم رو پس گرفتم
،بامزه و خون گرمه. و هنر دوباره بهخاطر هنر هیجانزدهست
.عالیه جداً برات خوشحالم
.بدون تو از پسش بر نمیاومدیم اینو میدونی
،اون چند ماهه اولش مثل چسبی بودی که ما رو با هم نگه داشت
"فقط صدام کن "المر
.هی، دخترها یه لبخند چطوره؟
هی
"قشنگتر از نقاشیِ "مادونا"ـی "مانچ
و تو هم دقیقاً "فوآی گراس" نیستی
!وا! وای
.باشه، باشه، باشه دیگه ماچت نمیکنم
!حال بهم زن. حال بهم زن
کی میدونه اون دهن کجا بوده؟
مم. من میدونم
میدونی؟
همهچی بهتره
حرفش شد، بهتره برم مهمونهامون رو چک کنم، مطمئن بشم خوب چرب شدن
نذاری بری
آدم دلش نمیخواد بخورهتش؟
امروز، خودمُ خوش شانسترین مردِ زنده میدونم
چی زدی؟ - مثل چی هوشیارم -
سالمتر، خوشحالتر، و عاقلتر از هر وقتِ قبلاً هستم
که واسه همین کمکت رو لازم دارم
.اینم از این میدونستم باید یه پیچ سختی باشه
.نه. پیچی نیست این به شدت صاف و صوفه
آها
مری، من جلو روت به عنوان یه مرد عوض شده وایسادم
حداقل، میخوام یه مرد بهتر برای مارسی باشم
اون خیلی خوب و بخشندهست
و لیاقتش خیلی بیشتر از چیزیه که داره از سمت من میگیره
.باشه برو تو این لیوان بشاش
.میخوام چیزا رو باهاش درست کنم، مر
ولی نمیتونم این کارو با وجود اسمش رو نبر بکنم
کِی؟ میخوای با کِی بهم بزنی؟
بله. خب، راستش، میخوام واسم با "کی" بهم بزنی
و هرجور که تصمیم بگیری انجامش بدی من اوکیم
فقط تا وقتی که از آلباکرکی ببریش بیرون
و فکر نکن متشکرت نمیشم
کاسپر! بیل! بیاین اینجا
میشه ما رو ببخشید، لطفاً؟
گوش کن چی میگم، حرومزادهی روانی
با اینکه خیلی دوست دارم ،دیگه مارسی رو گول نزنم
چپوندن "کی" رو هواپیمای بعدی که از اینجا میره به این راحتی نیست
.چرا نه؟ تو آوردیش اینجا حالا، از اینجا ببرینش
هی، من نیاوردمش اینجا، کله پوک
علیه تمام رشتههای وجودم مجبور شدم درخواست غیراخلاقیت رو اجابت کنم
و حالا، درخواست میکنم
درخواست اخلاقیم رو اجابت کنی و ناپدیدش کنی
نمیفهمم چرا اینقدر سختش میکنی
!ایناهاش !زنِ ساعت
دوباره مزاحمت
مری، این مشتریِ همیشگیم، مارگارت چپمنـه
مارگارت، این دوست خوبم، مری شپردـه
از دیدنتون خوشحالم - همینطور -
هی.هی
فکر کردی فقط تویی اینجا؟ ببرش بیرون اونو
.جی، جی، جی بهم بگو مارگارت رو چطور میشناسی
خب، مارگارت مسئول تمام ایناست
این نقاشیها تو کلکسیونِ اونه
واسه 100 سال تو خانوادهش بودن
اوهوم
No comments yet. Be the first to leave one.