The first 200 lines.
خانوادهای در سوگ یاد یک مَرد خوب رو زنده نگه میدارن
...یک مادر و فرزند آزاد شدن
و زندانبانهای اونها در تعقیبشون هستن
کارآگاه انتخاب سرنوشت برادرش رو به خودش واگذار کرد
و احساسات پنهان، آشکار شدن
،پسری در فرار از ارواح پریشانش در پی حل مشکلاتش هست
...در حالی که خانوادههایی شکل گرفتن
خانوادههایی از هم پاشیدن
و خطرات بیرونی هم نزدیکتر شدن
صبح بخیر
اولین بارته؟
چی؟
با یه دختر خوابیدن
نه
اصلا هم معلوم نیست
چی؟
هیچی تو بانمکی
به زودی به ژاپن برمیگردم
برای همیشه یا...؟
احتمالاً
همیشه دلم میخواست بیام ژاپن
اون میمونها که توی چشمههای آب گرم میشینن رو دیدی؟
،توی هوای برفی میدونی چی میگم؟
،اگه بیام ژاپن
میرم به دیدن اون میمونها
بابامه
تاکی هستم، الان نمی تونم به تماس شما پاسخ بدم
تاکی
،اگه هر چی زودتر تلفنت رو جواب ندی بعدا خیلی پشیمون میشی
کجایی؟ سریع بهم زنگ بزن
بدجوری توی دردسر افتادی
سارا؟
،اگه واسه رفتن برنامه ریزی کردین الان می تونه موقع خوبی باشه
برای جفتتون
اون هنوز پیش پلیس نرفته
از کجا می دونی؟
چون صدای آژیر نمیاد
...کنزو، تاکی رو بردار، برو فرودگاه
و بعد فرار کنم؟
تو چی میشی؟
نمی دونم
جرمم جلوگیری از اجرای عدالت و پناه دادن به یه مجرمه
یکی دو سال حبس بهم میدن، شایدم بیشتر
نه - خب، همینه -
همینه که هست
گفت خونه مادرش زندگی می کنه
آدرسش رو بهتون نمیدم
اسمش چیه؟
ایان - فامیلیش چیه؟ -
می خوای چی کار کنی؟ با یه شمشیر سامورایی نصفش کنی؟
ناراحت نشو - ...سارا -
ببین، می دونم می خوای کمک کنی
،ولی آخرین چیزی که این شرایط لازم داره اینه که برادران موری بخوان به کسی حمله کنن
...بعد از آخرین داستانی که درست کردین
هنوز دارن منطقه سوهو رو بازسازی می کنن، یادته؟
اگه بهمون می گفتی کجا می تونیم ...پیداش کنیم، شاید حداقل
نمیگم
باید جلوشو بگیریم
بله، کنزو، همینطوره
...باید جلوی دروغ و خشونت
و هرج و مرج این ماجرا رو بگیریم
پس می خوای بری توی زندان آب خنک بخوری و ما هم توی توکیو قایم شیم؟
من با عواقب اعمال خودم روبرو میشم
...که نمی خوام فرستادن شما
سراغ دوستپسر سابقم رو به این لیست اضافه کنم
تو همچین آدمی نیستی، کنزو
...این اون مردی نیست که من
نمی خوام کس دیگه ای آسیب ببینه
خواهش می کنم
آدرس مادرشو پیدا کردم
تا اونجا یه ربع راهه
منم نمی خوام کس دیگه ای آسیب ببینه
کنزو
این کارو نکن
می خوام درستش کنم، قول میدم
می خوایم کار درست رو بکنیم
آره
سارا نگرانه، همین
ولی باید یه کاری بکنیم
نظرت اینطور نیست؟
چرا
آره
توی این سن دارم از گانگسترها فرار می کنم
می تونم تصور کنم اگه شوهرم زنده بود الان بهم چی می گفت
کجا میریم؟
یه خونه خالی توی اطراف شهر هست دیگه چی لازم داری بدونی؟
این چای افتضاحه
اون چیه؟
گشنشه
مگه شیر خودت چشه؟
بذار هر کار دلش می خواد بکنه
چقدر پول اینو میدی؟
داری واسه چیزی پول میدی که بدنت اونو مجانی می سازه
واسه همه چیز باید نظر بدی؟
چرا ندم؟
دیگه چجور زندگی کردنی میشه؟
یعنی هرچیو که ببینی، میگی اوه، من یه نظری درموردش دارم؟
چرا زندگی رو آسون نمی گیری؟
اینطوری شاید آرامش پیدا کنی
اینو از طرف یه پیرزن ...به یه جوون میگم
هیچوقت آرامش پیدا نخواهی کرد
هیچوقت
اصلاً وجود نداره
گارسون کجاست؟ من می خوام سفارش بدم
یه چیزی تو ماشین جا گذاشتم
،هرچی خواستین سفارش بدین فرقی نداره
میگه فرقی نداره، ولی منظورش این نیست
هرچی انتخاب کنم، یه ایرادی میگیره
ری ـه
بهتره بعدا بهش زنگ بزنم
آره
موری هستم. لطفا پیغام بگذارید
سلام، شوهر عزیزم
دوست دارم بدونم کجا تشریف داری؟
من یه ماشین کرایه کردم
،با دختری که برادرت عاشقش شده داریم فرار می کنیم
خاکستر پدرت توی یه کوزه روی میز یه رستوران جاده ایه
و مادرت داره ازش محافظت می کنه
چندین کیلومتر از خونه فاصله دارم
درست مثل خودت
و نمی دونستم به کی باید زنگ بزنم
و نمیدونم ناراحت شدم که جواب ندادی، یا نه
اهل این اطراف نیستی
از کجا می دونی؟
دخترای این اطراف شبیه تو نیستن
شبیه چی هستن؟
اونا هم دوتا چشم و یه دماغ دارن، نه؟
اسمت چیه؟
به تو چه؟
می خوام بدونم فردا صبح باید چه اسمی رو توی گوشت زمزمه کنم
ایکو، با این آقا چه صحبتی داری؟
ایکو؟
این کیه؟
نمی دونم
سورا کجاست؟
خدمتکارا مواظبشن
بی خیال، نرو تازه داریم با هم آشنا میشیم
اسمت چیه؟
کیچی
ایکو، حق با تو بود
یه چیزی پیدا کردی که ...اونقدر مزخرفه
که هیچ نظری درموردش ندارم
ولش کن
جندهی توکیویی
چی؟
با من بود. فراموشش کن
مطمئنم چمدون تو هم بالاخره می رسه، کارآگاه
شاید تاکاشی یکی از پیرهن هاشو بهت قرض بده
بلدی برگردی خونه؟
قبل از اینکه برای همیشه اینجا رو ترک کنی بهم زنگ بزن
وقتی رسیدیم، قرار نیست به کسی آسیبی بزنی، باشه؟
درسته
می خوایم خیلی محترمانه ازش عکسا رو بگیریم
می تونیم باهاش مهربون باشیم
باشه
ولی بدون خشونت
اون خودش یه تفنگ گرفته روی صورتمون
چیه؟
من توی لندنم
چرا؟
منو فرستادن. که کمک کنم دنبال تو بگردن
کمک کنی دنبال من بگردن؟
هایاشی هیچ حرف دیگه ای نزد
می تونیم امروز همدیگه رو ببینیم؟
آدرست توی دانشگاه رو دارم
نه. من دیگه اونجا نیستم
پس یه جای دیگه همدیگه رو ببینیم؟
...یه رستورانی، باری
یه مغازه ای بالای بازار ماهی فروشا؟
بیا توی ایستگاه یوستون
ورودی سکوی یازده
یه ساعت دیگه اونجا باش
چه خبر شده؟
فوکوهارا
سلام
تاکی، کدوم گوری هستی؟
ببخشید، باید زنگ می زدم
همین الان باید برگردی به اتاقمون و همونجا بمونی
درو واسه هیچکس باز نکن
چی شده؟
فقط برو توی اتاق و صبر کن تا من بیام
قول میدی؟
قول میدم
...خدای من
!بلند شو
...لعنتی
فقط یادت باشه یه پیرزن اینجا زندگی می کنه
به پیرزن مشت نمی زنم. باشه
بذار ببینم
اینجا نیست
شاید عکسا اینجا باشن
این احمقانه ست
،اگه بخواد اینو گزارش کنه باید کل پاسگاه پلیس رو منفجر کنیم
الو؟
ایان، منم
خواهش می کنم، میشه همدیگه رو ببینیم؟
باشه، بیا حرفاتو بزن
همون جای همیشگی
این کارآگاه ژاپنی فکر می کنه که یه چیزی شده
No comments yet. Be the first to leave one.