The first 200 lines.
نترس، مامان اينجاست، باشه؟
من ميخوام که يه پسر بزرگ باشي، باشه؟
برو زير تخت، برو زير تخت همين الان، زود، زود
خواهش ميکنم، ما رو تنها بزار
کجاست مامان؟ کجاست؟
بدو، مايکل، بدو
نه
مايکل
مايکل، فرار کن
قصد داري باتري شو تمام کني
علي اي حال اين دور و ور ها سيگنالي پيدا نميشه
خوشبختانه، اينجا مردم بدون استفاده از اين اشيا محاوره ميکنن
خوبه، رفيق
مواظب باش کمر بندشو باز نکني
مواظبم
رسيديم، نظرتون چيه؟
خوبه، ولي ديگه نميتونيم نظرمون رو عوض کنيم
البته اگر ميخواستيم هم نميتونستيم از عهدش بر بيايم
ميدونم که يه خورده درب و داغونه اما صبر کنيد تا داخلشو ببينيم
آفرين، عزيزم دنيس پمپ آبش کار ميکنه؟
ميخواي حياط پشتي جديدتو ببيني؟
آره؟ بزرگه
هنوز کارميکنه آره، نگرانش بودم
ميدونم نگراني
اما تا دو روز ديگه من همه چيزو مثل روز اولش راه ميندازم قول ميدم
حتي اون؟
خيلي خوب، ممکنه بشه يک هفته
هنوز فکر ميکني ما ميتونيم اينکار رو بکنيم؟
هوا خوبه، گزارش خاکشناسي هم عاليه
گوش کن، ممکنه من نتونم اينکار رو توي شهر انجام بدم
ولي اينا چيزاي هستن که بلدم
جس
جس، بيا کمک کن کيفها رو ببريم
نظرت در مورد خونه چيه؟
خوشگله
کمکمون کن خاليشون کنيم
اگه بخوايم براي خواب امشب همه چيز آماده باشه بايد يه تکوني به خودمون بديم
باشه
زيباست
فکر ميکني اون عادت بکنه؟
آره، حداقل داره باهامون صحبت ميکنه فکر ميکنم اين خودش يه شروعه
آره
من ميخوام اون بيرون باشه، ميدوني که؟
سلام سلام
حالت چطوره؟
اينجا سکوت مطلقه
آره، بهش عادت ميکني، نه؟
جسيکا، ميدوني که آوردنت به اينجا يه نوع تنبيه نيست
اين يه تنوعيه برايمون
و اينکار رو فقط با اين روش ميتونيم انجام بديم
اگر بعنوان يه فرصت تازه بهش نگاه کنيم
منم بعنوان يه امتياز خوب بهش نگاه ميکنم، پدر
تو درست ميگي، البته تو هميشه درست ميگي
شب بخير
خوب بخوابي
اميدتو از دست نده، عزيزم
نگران نباش
يالا
يالا
يالا
يالا، آفرين، يالا
موفق شد، آفرين، آفرين
اون موفق شد
روي سالامون؟
کولبي پرايس، از بانک بلتون
خيلي خوبه، از آشنائيتون خوشحالم
پس تو گفته بودي که پدرت گل آفتابگردون هم پرورش ميداده
آره، توي بخش تراک
منهم يه جائي که خيلي از اونجا دورنبود بزرگ شدم
راستي؟
ببين، من ميدونم که شما کاملاً منتقل شديد اينجا
اما بانک سرويس خوبي داره که فکر ميکنم رضايتت رو جلب کنه
اينجا سالهاست که خاک خورده تا اينکه شما اومديد و خريديدش
ولي حالا اتفاقي که افتاده اينه که
کسان ديگري هم براي تصاحب اين مزرعه ابراز علاقه مندي کرده اند
خبر خوب اين که اونا حاضرن مبلغي رو که تو پرداخت بپردازن
با 15 درصد بالاسري
ما اينجا رو ميخوايم
و صراحتاً بايد بگم
من و خونوادم الان دنبال يه خورده آسايشيم
خيلي خوب، اينا توضيحات بيشتري توشون هست
اگر خواستي باهام تماس بگير تا در موردش صحبت کنيم
ممنون، تماس ميگيرم
سلام، بني
من اومدم
تو حاضري؟
عاليه
بن؟
بن؟
سلام، ورزشکار
فکر کردم خوابيدي
ورزشکار، چرا از رختخوابت بيرون اومدي؟
...من فکر کردم
يالا، ديگه از رختخوابت بيرون نيا
باشه
خيلي خوب، بن حالا سعي کن يه کم بخوابي، باشه؟
برو بخواب، پسر خوب
بابا دوستت داره
چي؟
چه کار ميکني؟
ميرم شهر فکر نميکنم اجازه داشته باشي، جس
کليدها رو بده به من
تا دو ثانيه قبل پيشم بودن
ممنون، جس براي رفتن آماده اي؟
جس؟
اينجا چه اتفاقي افتاده؟
من بودم، نه جس
فکر کردم ميخواد ماشينو ببره
خودتو در اينمورد ناراحت نکن
ضمناً، پسرت ديشب خودش از تختش پايين اومده
چه خوب
عاليه
توي اين فکرم که چه کاري واست انجام بدم
وقتي که امشب از مزرعه برگشتم
کارهاي جديد، نه؟ خيلي خوبه
دارم قوانين کشاورزي رو ميخونم
ميبينمت
روز خوبي داشته باشي ممنون، اد
شما توي اين شهر تازه واردين، اينطور نيست؟
همينطوره، من روي سالامون هستم
چي ميخواي بکاري؟ گل آفتاب گردون
عاليه، بزار براي شروع کمکت کنم
سلام، ممکنه يه نگاهي به اين اطراف بندازم؟
مشکلي نيست
زياد دور نشو
هي، عزيزم
به چي نگاه ميکني؟
تو هنوز صبحانه ات رو تموم نکردي
بابات ميگفت که تو ديشب به تنهائي تونستي از تختت بياي پايين
تو اينکار رو به تنهائي انجام دادي؟
عاليه
پاس بده
بگيرش
بلندتر از تو پريده
بلند شو، بلند شو بنداز ديگه
يالا، پسر اون چه کاريه؟ ، يالا
ميندازيش؟
ممنون
با مچ ميندازي همينطوره
من بابي هستم
جس
جس، به داکوتاي شمالي خوش اومدي شما از شيکاگو اومديد، اينطور نيست؟
آره، تو از کجا ميدوني؟
اينجا شهر کوچکيه، مرم از همه چيز خبردارن بهتره اين يادت بمونه
دوستات واسه تفريح چکار ميکنن؟
ميبيني که
عاليه
نصفشو حالا و نصفشو موقع برداشت محصول ميگيرم اين بيشترين کاريه که ميتونم واست انجام بدم
از اين کارت ممنونم
و اگر اينجا کارگر خواستي با بيکاري موجود خيلي ارزونه
الان خيلي استطاعتم نميرسه اما بخاطر ميسپارم، ممنونم، اد
تو آبروي منو بردي
آره، اين پرتاب با مچ دسته
عاليه، توي شيکاگو بازي ميکردي، اينطور نيست؟
آره، توي دبيرستان بازي مي کردم
آره؟، چرا ادامه ندادي؟
نميدونم ترجيح دادم برم دنبال يه کار ديگه
خوبه، اينجا تيم دخترونه خيلي ضعيفه
اينطور که معلومه تيم پسرونه هم همينجوره، البته اگر تو توي تيمشون باشي
پرتاب خوبي بود، رفيق
ميدوني که هروقت از بيکاري توي مزرعه خسته شدي
ميتونم بيام دنبالت
با هم بريم يه چرخي بزنيم
ممنون، بهش فکر ميکنم
خوب، من بايد برم
همين اطراف مي بينمت خوبه
از ديدنت خوشحال شدم
اون پسره کي بود؟
يه ناشناس
از اين اطراف بود؟
نه، براي مسابقات بسکتبال اومده اينجا
شماره تلفنش رو گرفتي؟
پدر
بخواي ميتوني برگردي
اگه خيلي خجالت مي کشي، شماره تلفنشو برات بگيرم؟ پدر
فکر ميکنم تو و مامانت بايد يه صحبتي باهم داشته باشيد بهتره يه فرصتي بهش بدي
ما هممون توي اين موضوع درگير هستيم، جس
پس من ميرم ببينم مامان چيزي احتياج نداره
باشه، خيلي خوبه
شهر چطور بود؟
خيلي کوچيک بود
هي جس، من واقعاً واسه اتفاقات صبح متاسفم
فراموشش کن
براي چيزي به کمک من احتياج نداري؟
اگه ممکنه بعضي از از اون جعبه ها رو از توي راه ببري پايين
البته، کجا بزارمشون؟
بزارشون توي سرداب
ممنون
خداي من، ديگه منو نترسون
ببخشيد اگه غافلگيرتون کردم
چي ميخواي؟
ميخوام بدونم شانسي توي پيشنهاد خريد داريم
ما قصد داريم يه چيزاي رو عرضه کنيم
منتظر ميمونيم
اين يعني اگه مشکلي نداشته باشي، ميتونم کاري براتون انجام بدم
البته
خوب هميشه توي يه مزرعه کاراي زيادي براي انجام دادن هست
فعلاً خداحافظ
لعنتي
از اينجا برو بيرون
No comments yet. Be the first to leave one.