The first 200 lines.
همه اینا مال مامان بوده؟
.یالا، بیا بگردیم دنبالش
هی! اینجا چه غلطی میکنید؟
پس زودتر اومدی منو دور بزنی؟
.اونم با خودت آوردی
چندبار بهت گفتم اینجا نیای؟ چندبار؟
.حلقهای که من و مامان براش درست کردیم
همونی که با سیم درست شده، کجاست؟
برای اون اومدی؟ - .اومدم نشونش بدم مادرش کی بوده -
!بهش دست نزن
چه غلطی میکنی؟
!دستت رو بهش نزن
.حلقه مادر دست من بود
.فقط باید میپرسیدی
.فکرکردم تو فرق میکنی
.بیا
.بزار نگاه کنم
.هی! گفتم اجازه بده نگاه کنم
.متاسفم، آرلیانو
ترجــمـه و تـنظــیم از ســجــاد مـــارول .:: SajadMarvel ::.
.چرا نمیتونم برم داخل - .نمیتونی باهاش حرف بزنی -
باهاش چیکار کنیم؟
متوجه نیستی، باید باهاش حرف بزنم - نمیتونی -
.مشکل اون هم هست، نه فقط من
پول مراسم ختم پدرش رو بده .و بیا خاتمهش بدیم
.من جایی نمیرم
.آرلیانو، اشتباه نکن
.من شما دوتا رو از بچگی میشناسم .اُستیا به آدامیها نیاز داره
.هردوتون
.نمیدونم کجاست - .تو زنشـی -
،اگه میخوای خانوادت رو نجات بدی .یه راهی پیدا کن مجبور بشه بیاد خونه
.الان
.دستور میدادین خودم میاومدم
.آدلایده، دارم با احترام میپرسم لیویا کدوم گوریه؟
.یه اتفاق غیرمنتظره پیش اومد .نگران نباشید، خودم حلش میکنم
یعنی دیگه پیش تو نیست؟
.آروم باشید، براتون میارمش
.مجبورم نکن برگردم
.اگه سامورایی بفهمه چیکار کردم، به گا میرم
،اسپادینو، به حرفت گوش کردم .اما آرلیانو دیگه بهمون اعتماد نداره
.بهمونه زنگ میزنه - و اگه نزنه؟ -
تازه، چرا باید بزنه؟ - ...چون دفعه پیش -
دفعه پیش چی؟
چی شده، اسپادینو؟ چیزی هست که باید بهم بگی؟
.چیزی نبود، دعوا کردیم - .همه با آرلیانو دعوا میکنن -
.آره، شاید
چی میخوای؟
چی میخوای؟
.میخوام آزاد باشم - .منم همینطور -
،برای همین دوباره باید متحد بشیم .علیه سامورایی
.اما بدون آرلیانو نمیتونیم
.شاید
.من باید برم
آرلیانو؟
.باهام حرف بزن
.لطفاً
.بخاطر کاری که با ایزابل کردم متاسفم
.فقط برگشتم تا ازت طلب بخشش کنم
.بازکن
.منو نگاه کن
آرلیانو؟
.حق با تو بود
.اکثر رایهات رو از چپگراها دزدیدی
...آره
این یعنی میتونیم بیشتر از .عضویت در کمیسیون ازشون بخوایم
.مشکل این نیست
چیه؟
.اونا صددرصد پیروزی نیستن
اجازه دارم؟ - .البته -
9درصد شما گنج کوچک خوبی .برای انتخاب شهردار بعدیـه
میخواین باهاش چیکار کنید؟
شما بودین چیکار میکردین؟ - .میدادمش به برنده، چپگراها -
شما همیشه اینقدر اوضاع رو از اتاق پذیرایی خونتون واضح میبینید؟
چینالیا، قبل از دور دوم با کی متحد میشی؟
.نمیدونم. آپارتمان من زیرزمینیـه
.پس امشب با همسرت شام تشریف بیار
.از اونجا همه رم رو میبینی
،و باور کن، با کمک من گنج کوچکت
.میتونه تبدیل به معدن طلا بشه
!ساندرو - اینجا چیکار میکنی؟ -
.تو هم خوب بنظر میای، ممنون
گفتیم تا قاضی احضارمون نکرده .همدیگه رو ملاقات نکنیم
.آره، اما اُسقف پاسگانی دستگیر شده
.یه لطفی در حقم بکن
.دیگه ازت چیزی نمیخوام
.سریعاً یه قرار با جایگزینش میخوام، اُسقف ناسکاری
.دیگه از اعتبارم توی واتیکان برات استفاده نمیکنم
.اما خیلی مهمه
.ساندرو... توروخدا
.آپارتمان رو پس میخوام
.کُلی قرض دارم
.و امروز میخوامش - امروز؟ چطور میتونم امروز جورش کنم؟ -
.یه راهی پیدا میکنی، مثل همیشه
.باشه - .خبرت میکنم -
.بیا داخل
سلام، چیکار داری؟
.باید این پلاکها چِک بشه
چیه؟
.دوست دارم یه کار باارزشتر انجام بدم
مثلاً؟ - .برم توی خیابون -
.خودت گفتی من بهترین مامورـت هستم
آره، کریستینا .اینکار باید امروز انجام بشه
.اما اگه میخوای توی خیابون چِکـشون کن .بالاخره پلاک هستن دیگه
.لطفاً در رو پشت سرت ببند
یک کاندیدای مستقل تاحالا .همچین آرائـی در رُم کسب نکرده بود
آفرین، چینالیا چطور جشن گرفتی؟
.معمولی
امروز، جناح چپ .تو رو با آغوش باز میپذیره
.خبرت میکنم
میتونیم بهش اعتماد کنیم؟ .بنظر مطمئن نمیاد
.نه
.چپگراها اونو عضو کمیسیون میکنن
به محض اینکه یه شهردار انتخاب کنن .اون مطمئن میشه بندرگاه به ما برسه
.تو زمین واتیکان رو گرفتی
اما هنوز امضاء لیویا رو میخوای .تا زمین آدامیها رو بگیری
.سه ماهه منتظرشون هستم
.دارم حلش میکنم
همونطور که همیشه .مشکلات رو حل میکنم
.سلام بر همگی
!خجالت بکش
.تو همیشه مشتاق دیدن منی، مادر
.برات پیش سامورایی لاپوشونی کردم
.هیچی از کاری که کردی بهش نگفتم
.مامان، نمیخوام برام لاپوشونی کنی
لیویا کجاست؟
واقعاً میخوای بدونی؟
.بردیش پیش آرلیانو آدامی
میخواستم چه کار دیگهای بکنم، مامان؟
.اونا خواهر برادرن
.بعضی مسائل باید توی خانواده بمونه
!چیکار میکنید؟ ولم کنید
فکرنمیکردین من بیام اینجا، نه؟
.خوشبختانه، تو دوست ما هستی
فردا اینجا یه کنفرانس خبری برگزار میکنیم .تا متحدـمون رو اعلام کنیم
حساب کتاب کردین؟
ما میتونیم عضو شدن در کمیسیون .و چند قرار ملاقات رو برات تضمین کنیم
گابریلا، اون در درجه دومه میگم متوجه هستین چرا من 9.4 درصد رای دارم؟
.تو یک احساس سیاسی جدید ابراز کردی
نه، استفانو .من راجع به امنیت و مهاجرت حرف زدم
چطور میخواین رو دست این دو مسئله بزنید؟
حالا که دو هفته تا پایان کمپین باقی مونده؟
ما روش سیاسی مشخصی داریم
و رای دهندههای ما این رو متوجه میشن .و حمایتش میکنن
.احساس نمیکنیم تغیری بخواد
.اما رای دهندهها نارضایتی خودشون رو ابراز کردن
.مسئله امنیت در رُم قابل چشم پوشی نیست
گوشکن، آمهدئو ،بابت 9درصدت تبریک میگم، از صمیم قلب
.اما ما سیاستـمون رو برای تو تغیر نمیدیم
.در این صورت دیگه حرفی برای گفتن نداریم
.دقیقاً
.من میخوام با برندهها باشم
،اما اگه اینطوری ادامه پیدا کنه .شما دوم میشین
،همونطور که سالها اتفاق افتاده .ما این انتخابات رو برنده میشیم
.با تو یا بدون تو
.و تو در طرف مخالف تنها میمونی
.موفق باشی، آمهدئو
.اُسقف ناسکاری
.عصربخیر
...نه، نه
.بابت بهم ریختگی ببخشید، تازه نقل مکان کردم
.اینجا شبیه موزه بود، نه دفتر کار
.عالیجناب، زیاد وقتتون رو نمیگیرم
.میخوام بابت کار اضطراریِ دیشب باهاتون صحبت کنم
صدها مهاجر هستن .و خیریهی من آماده است تا پذیرششون کنه
ببخشید، بانو
اما امکاناتی که آسقف پاسگانی .براتون معین کرده بود دیگه مهیا نیستن
تحقیقات داخلیای در جریانه .که ما بهش احترام میزاریم و حمایتش میکنیم
اما مهاجرین کجا اِسکان بگیرن؟
،انجمنهای زیادی نزدیک ما هستن .که توسط افراد لایقی اداره میشن
اما هیچکدوم نمیتونن ضمانت کنن .خانوادهها کنار هم نگهداری بشن
واتیکان نمیتونه اجازه بده این انسانها از هم جدا بشن
.بعد از اونهمه مصیبتهایی که کشیدن
،طی قرنها .واتیکان اجازه خیلی اتفاقات رو داده
.اما حداقل، توی کشور ما هستن
پس کجا اسکانـشون میدین؟
با مسئولین محلی
.به دنبال بهترین راهحل ممکن هستیم
حرف دیگهای مونده؟
.نه، عالیجناب
.خدانگهدار، بانو
.ممنون
.میدونم لیویا آدامی کجاست
.میبرمت اونجا
.آدلایده، تو زن قابلاحترام و باهوشی هستی
.بگو کجاست و عصبانیم نکن
،میخوام قرارمون رو ضمانت کنی .بعدش بهت میگم
بابت اطلاعات میخوای ضمانت کنم؟
.یه کم زیادیـه
.همین رو میخوام. ختم کلام
.بگو کجاست - .خونه خودش. دست برادرشـه -
.نمیتونی بهش اعتماد کنی
.همیشه گفتیم .پسرم بخاطر اون توی کُماست
.کار درست رو انجام دادی، آدلایده
.وقتی گرفتیش، سر بقیهش بحث میکنیم
،چطور ما نتونسیتم لیویا آدامی رو پیدا کنیم اما آناکلتیهای لعنتی تونستن؟
چطور ممکنه؟
.دیگه نمیتونیم به آرلیانو اعتماد کنیم
حالا چیکار کنیم؟
.بیا بریم زمین رو صاحب بشیم، ساوریو
.خونه آدامی توسط نگهبانها احاطه شده - .آره، میدونم -
No comments yet. Be the first to leave one.