The first 200 lines.
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
. واقعاً که سنگ قبر فوقالعادهايـه
. امروز صبح نصبش کردن
. جداً که سنگ فوقالعادهايـه
جري" ؟"
... "جرج"
. تو رو با اون تنها ميذاريم
چي ؟ - ... مطمئنم چيزهايي هست که -
. دوست داري بهش بگي
. نه ، همينطوري راحتـَم
باور کنين ... "جري" ؟
جري" ؟"
. ممنون ، نميخورم
بعدش ... درست بعد از تعطيل شدن ... ليگ به خاطر بازي تيم ستارگان ، ما
. ما از روي "اوريلز" رد شديم
. توي چهارتا بازي
. "اونهم توي "بالتيمور
... پس
Seinfeld S08E01 : The Foundation Original Air Date : 15.9.1996 Subtitle by : IMDB-DL Translation Team
. پسر خيلي ناجور بود
. من از قبرستون بدم نمياد
راستش ، حالا ميفهمم چرا . ملت از گلف خوششون مياد
قضيـه اينه که خوبـه آدم بره يه دشتی . که منظره درست حسابي داشته باشه
اصلاً به خانواده "راس" چي ميگفتي ؟
. واي پسر ... خودم نميدونم
گفتم : "مرگ اون سايهاي از ... شروع يه زندگي جديده
اگه راهي پيدا کنيم که يادش رو زنده . کنيم يعني در حقيقت نمرده
اين رو از کجا آوردي ؟ - . " 2 فيلم "سفر ستاره اي -
. "خشم خان"
. درستـه . من و "کريمر" ديشب ديديمش
. اسپاک" ميميره" ... ميپيچندش توي يه حوله
و توي اون جعبهي بزرگ که عين عينک بود . از داخل سفينه پرتش ميکنن بيرون
. اونجايي که "اسپاک" مـُرد خيلي چيز معرکهاي بود
. آره
... خب در هر حال
. سنگ رو که گذاشتن . اداي احترام هم که کردم
فکر کنم ته خط باشه ، نه ؟ - پس همه چي تمومـه ؟ -
، من سه ماه طولاني رو عزاداري کردم . تازه اونهم ماههاي تابستون رو
. توي ژانويه که همه ميتونن سوگواري کنن
. وقتش رسيده که "جرج" دوباره "جرج" بشه
. خيلي خب . پس بعداً يه حرکتي بزنيم
با يه فيلم چطوري ؟ - . آره -
هيچ چي مثل فيلم ديدن . نشونـهي "جرج" نيست
فيلم ؟ - آره ، تو هم هستي ؟ -
. نه، نه ، نه . نميتونم . کلاس هنرهاي رزمي دارم
. جرج" داره ميره سينما"
خب اوضاع کلاس کاراتيت چطور پيش ميره ؟
. کاراته ، "جري" ، کاراته
مثل يه حرفهي دائمالعمر از . هماهنگي و هارموني ميمونه
. فقط به همراه مشت و لگد
. "جري"
: کاراته اينجا نيست
: اينجاست
: و اينجا
: و اينجا
. "خيلي خب . بايد برم فرودگاه دنبال "الين
چي ؟ رفته بوده جائي ؟
. شش هفتهست رفته بود مکزيک
. فکر کنم اشتباه ميکني . همين چند روز پيش باهم رفته بوديم آتيش بازي
. اون چهارم ژولاي بود
، من دارم ميرم . وقتي برگشتم . میخوام نه اونجا ببينمت
. نه اونجا : نه اينجا
. باورنکردني بود
."شش هفته سفر به مکزيک همهش به خرج پزوهاي "پيترمن
طرح درست حسابياي واسه کاتالوگ برداشتي ؟
. کلي - ... چيزي هم بوده که نميشد همينجا -
يه بسته چيپس باز کني و با ديدن "زنده باد زاپاتا" بهش برسي ؟
تو اندازه سر سوزن هم واسه کار من ارزش قائل نيستي ، هستي ؟
. نه ، نيستم - . نه -
خب ، توي اين آشغالدوني چه خبر بوده ؟
نامزدت چطوره ؟
چي چيـم ؟
جینی" ؟ نامزدت ؟"
. آهان . اون رو ميگي
... خب
. "خيلي خب . بريز بيرون "جروم
. واقعاً چيز خاصي واسه گفتن نيست
حدود يه ماه پيش اینجا بودیم ... داشتيم ناهار ميخورديم
: و يکهويي هر دو با هم گفتيم
. ازَت متنفرم - . ازَت متنفرم -
. ميبينمت - . ميبينمت -
... بينظير بود . يعني ، اولين
. جدا شدن دو طرفهي واقعي توي طول تاريخ بود
. نه پس زدني ، نه احساس گناهي ، نه پشيمونياي
. تو که هيچ وقت پشيمون نميشي
. ميدونم . خودم از اين بابت احساس بدي دارم
شرط ميبندم پدرمادرت ناراحت شدن ، نه ؟
هنوز بهشون نگفتي ، گفتي ؟ - . نه -
. پس حصارهاي پيش رو رو فشار دادم
... اونجا زير من ، آبهاي مواج درياچهي ويکتوريا
... بابا تو رو به هر کي ميپرستي
. فقط بگو اون محصول چيـه
. ليف حموم
. ليف نه
... "خب آقاي "پيترمن
. يه طرح خيلي خوب واسه يه کلاه دارم
. گردن من عينهو يه پنجه ميمون سفت شده
... ترکيبي هستش از روح مکزيک باستان
... با يکمي از تجمل
. شهرهاي بزرگ
. "دوست دارم اسمش رو بذارم "سامبرروي شهري
. نه ، نه ، گلابي بي گلابي
آقاي "پيترمن" ؟ - . سيب بي سيب -
آناناس من کو ؟
حالتون خوبـه ، آقاي "پيترمن" ؟
. آره ، آره ، ادامه بده . ادامه بده . ادامه بده
خب ، مثل اين ميمونه يه تاجر . داره چرت بعد از ظهر بزنه
. ميدونين ، سامبرروي شهري ديگه
آقاي "پيترمن" ؟
جری" يه چيزي حس ميکنم ، يه چيزي" . که مدتهاست حس نکرده بودم
غرور ؟ - . نه -
. استقلال ، استقلال تمام و کمال
. خب ، الآن ديگه رئيس خودتي
. ميخوام برم تراکتور روني - . برو -
. کل شب بيرون ميمونم - کي هست جلوي تو رو بگيره ؟ -
، ميخوام يه گاز از يه پنير گنده بگيرم . فقط گاز بگيرم انگاري سيب باشه
. هر چي
. واي خدا - چيـه ؟ -
. دولورس"ـه" - کي ؟ -
. "سکینه"
. "سلام "جري - . "سلام "دولورس -
. جرج" ، "دولورس" رو که يادت هست"
. "دولورس" - . سلام -
. شنيدم نامزد کردي
. آره "دولورس" ، کردم
. "البته قضيه خوب پيش نرفت ، "دولورس
. خيلي بد شد
. ميدوني ، بايد يه وقتي باهم يه بيروني بريم
. ميبينمت - . ميبينمت -
. "خداحافظ "دولورس
. فکر ميکردم "سکینه" از تو بدش مياد
. آره ، منـَم همين فکر رو ميکردم
ميدوني چيـه ؟
. شرط ميبندم به خاطر ماجراي نامزدي بود
. نشون دادم که ميتونم تا ته خط برم
تا ته خط ؟ - . نه اون ته خط خودمون -
. ته خط اونها
. بوي مسئوليت پذيري گرفتم
. شما که فقط چند دقيقه نامزد بودين
. من يه سال نامزد بودم - . تو بدتر از من بو ميدي -
. "یه چیز دیگهای هم حس میکنم "جري
. الين" ، آقاي "پيترمن" پشت خط هستن"
الو ، آقاي "پيترمن" ، حالتون چطوره ؟
. الين" ميرم سر اصل مطلب" . من تعطيلـَم . شوت شوت
. مغزَم اندازه سطح کره ماه لم يزرعـه
. ديگه نميتونم امورات اون کاتالوگ رو بچرخونم
چي ؟ خب کي اينکارُ بايد بکنه ؟
خودت چطوره ؟ - من ؟ -
من چرا ؟ - ... چونکه زيرا -
. آقاي "پيترمن" شما نميتونين ول کنين برين
. "من همين الآنش رفتم "الين
. من توي "برمه"ـَم
برمه" ؟" - . احتمالاً تو بايد به اسم ميانمار بشناسيش -
. ولي واسه من هميشه "برمه" ميمونه
. "موفق باشي "الين
، آهاي تو ، اوني که روي موتور نشستي . يکي از خربزههات رو به من بفروش
آقاي "پيترمن" ؟
کجا ؟ - . "برمه" -
الآن بهش نميگن ميانمار ؟
. جري" ، اون ازم خواسته کاتالوگ رو بگردونم"
. يعني ، اين مسخرهست . من نميتونم مسئول باشم
. نه ، معلومـه که نميتوني
. من نميتونم به ملت دستور بدم - . اصلاً کسي حرفت رو گوش نميده -
. من شايستگي اداره کردن کاتالوگ رو ندارم
تو شايستگي کار کردن توي . کاتالوگ رو هم نداري
. سلام
چي شده ؟ - . "پيترمن" در رفته "برمه" -
. حالا ميخواد من کاتالوگ رو اداره کنم
کجا ؟ - . ميانمار -
میانمار مگه همون داروخونه ارزونـه نیست ؟
. خب بهش ميگم نه
. نميتونم کاتالوگ رو اداره کنم
واه ، "نميتونم" ؟
اين کلمه از کي وارد دايره لغاتت شده ؟
چيـه ؟ کارش خيلي سختـه ؟
چيـه ؟ تجربهي کافي نداري ؟
هوش کافي نداري ؟
اعتماد به نفسـِت کجا رفته ؟
. الين" بذار يه داستاني برات بگم"
... اول که کاراته رو شروع کردم - کاراته ؟ -
. آره ، کاراته . هيچ حمايتي پشتم نداشتم
. نه از اون ، نه از "نومن" ، هيچ کس
اولين باري که با يه حريف . رودررو شدم ترسيده بودم
. پاهام مثل رشته آش شده بود
بعد به درونـَم نگاه کردم و . کاترا"م رو پيدا کردم"
کاترا" ؟" - . آره ، روح بشر ، روح بودن -
اون قسمتي از وجودت که . "ميگه "آره ، من ميتونم
. سمي ديويس" داشتش"
... خلاصه من به "کاترا"م گوش کردم و حالا . حالا توي تاتامی فرمانروايي ميکنم
. قهرمان کلاس خودم شدم
خب ميدوني ، من شرکت . اداره کردن "پيترمن" رو ديدم
. معلومـه که کردي
. ميدونم چطوري اينکارُ بکنم
، يه جفت شلوار ، يه داستان احمقانه . یه قیمت نجومی . ميتونم اينکار بکنم
کاترا"ت رو دنبال کن بعد" . ميتوني هرکاري رو بکني
. حالا گمشو برو ببينم - . باشه -
. اون بچه اوضاعش رديف ميشه
. نه ،نميشه
. "بجنب "کريمر
. سلام رفيق - . بجنب -
No comments yet. Be the first to leave one.