Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Seinfeld S08E01-Foundation-DVDRip IMDB-DL
A Commentary by Ashk
Translated by AshorroR | www.IMDB-DL.com

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2014-02-28
Downloads: 32
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /

. واقعاً که سنگ قبر فوق‌العاده‌ايـه

. امروز صبح نصبش کردن

. جداً که سنگ فوق‌العاده‌ايـه

جري" ؟"

... "جرج"

. تو رو با اون تنها ميذاريم

چي ؟ - ... مطمئنم چيزهايي هست که -

. دوست داري بهش بگي

. نه ، همينطوري راحتـَم

باور کنين ... "جري" ؟

جري" ؟"

. ممنون ، نميخورم

بعدش ... درست بعد از تعطيل شدن ... ليگ به خاطر بازي تيم ستارگان ، ما

. ما از روي "اوريلز" رد شديم

. توي چهارتا بازي

. "اونهم توي "بالتيمور

... پس

Seinfeld S08E01 : The Foundation Original Air Date : 15.9.1996 Subtitle by : IMDB-DL Translation Team

. پسر خيلي ناجور بود

. من از قبرستون بدم نمياد

راستش ، حالا ميفهمم چرا . ملت از گلف خوششون مياد

قضيـه اينه که خوبـه آدم بره يه دشتی . که منظره درست حسابي داشته باشه

اصلاً به خانواده "راس" چي ميگفتي ؟

. واي پسر ... خودم نميدونم

گفتم : "مرگ اون سايه‌اي از ... شروع يه زندگي جديده

اگه راهي پيدا کنيم که يادش رو زنده . کنيم يعني در حقيقت نمرده

اين رو از کجا آوردي ؟ - . " 2 فيلم "سفر ستاره اي -

. "خشم خان"

. درستـه . من و "کريمر" ديشب ديديمش

. اسپاک" ميميره" ... ميپيچندش توي يه حوله

و توي اون جعبه‌ي بزرگ که عين عينک بود . از داخل سفينه پرتش ميکنن بيرون

. اونجايي که "اسپاک" مـُرد خيلي چيز معرکه‌اي بود

. آره

... خب در هر حال

. سنگ رو که گذاشتن . اداي احترام هم که کردم

فکر کنم ته خط باشه ، نه ؟ - پس همه چي تمومـه ؟ -

، من سه ماه طولاني رو عزاداري کردم . تازه اونهم ماههاي تابستون رو

. توي ژانويه که همه ميتونن سوگواري کنن

. وقتش رسيده که "جرج" دوباره "جرج" بشه

. خيلي خب . پس بعداً يه حرکتي بزنيم

با يه فيلم چطوري ؟ - . آره -

هيچ چي مثل فيلم ديدن . نشونـه‌ي "جرج" نيست

فيلم ؟ - آره ، تو هم هستي ؟ -

. نه، نه ، نه . نميتونم . کلاس هنرهاي رزمي دارم

. جرج" داره ميره سينما"

خب اوضاع کلاس کاراتي‌ت چطور پيش ميره ؟

. کاراته ، "جري" ، کاراته

مثل يه حرفه‌ي دائم‌العمر از . هماهنگي و هارموني ميمونه

. فقط به همراه مشت و لگد

. "جري"

: کاراته اينجا نيست

: اينجاست

: و اينجا

: و اينجا

. "خيلي خب . بايد برم فرودگاه دنبال "الين

چي ؟ رفته بوده جائي ؟

. شش هفته‌ست رفته بود مکزيک

. فکر کنم اشتباه ميکني . همين چند روز پيش باهم رفته بوديم آتيش بازي

. اون چهارم ژولاي بود

، من دارم ميرم . وقتي برگشتم . میخوام نه اونجا ببينمت

. نه اونجا : نه اينجا

. باورنکردني بود

."شش هفته سفر به مکزيک همه‌ش به خرج پزوهاي "پيترمن

طرح درست حسابي‌اي واسه کاتالوگ برداشتي ؟

. کلي - ... چيزي هم بوده که نميشد همينجا -

يه بسته چيپس باز کني و با ديدن "زنده باد زاپاتا" بهش برسي ؟

تو اندازه سر سوزن هم واسه کار من ارزش قائل نيستي ، هستي ؟

. نه ، نيستم - . نه -

خب ، توي اين آشغالدوني چه خبر بوده ؟

نامزدت چطوره ؟

چي چيـم ؟

جینی" ؟ نامزدت ؟"

. آهان . اون رو ميگي

... خب

. "خيلي خب . بريز بيرون "جروم

. واقعاً چيز خاصي واسه گفتن نيست

حدود يه ماه پيش اینجا بودیم ... داشتيم ناهار ميخورديم

: و يکهويي هر دو با هم گفتيم

. ازَت متنفرم - . ازَت متنفرم -

. ميبينمت - . ميبينمت -

... بينظير بود . يعني ، اولين

. جدا شدن دو طرفه‌ي واقعي توي طول تاريخ بود

. نه پس زدني ، نه احساس گناهي ، نه پشيموني‌اي

. تو که هيچ وقت پشيمون نميشي

. ميدونم . خودم از اين بابت احساس بدي دارم

شرط ميبندم پدرمادرت ناراحت شدن ، نه ؟

هنوز بهشون نگفتي ، گفتي ؟ - . نه -

. پس حصارهاي پيش رو رو فشار دادم

... اونجا زير من ، آبهاي مواج درياچه‌ي ويکتوريا

... بابا تو رو به هر کي ميپرستي

. فقط بگو اون محصول چيـه

. ليف حموم

. ليف نه

... "خب آقاي "پيترمن

. يه طرح خيلي خوب واسه يه کلاه دارم

. گردن من عينهو يه پنجه ميمون سفت شده

... ترکيبي هستش از روح مکزيک باستان

... با يکمي از تجمل

. شهرهاي بزرگ

. "دوست دارم اسمش رو بذارم "سامبرروي شهري

. نه ، نه ، گلابي بي گلابي

آقاي "پيترمن" ؟ - . سيب بي سيب -

آناناس من کو ؟

حالتون خوبـه ، آقاي "پيترمن" ؟

. آره ، آره ، ادامه بده . ادامه بده . ادامه بده

خب ، مثل اين ميمونه يه تاجر . داره چرت بعد از ظهر بزنه

. ميدونين ، سامبرروي شهري ديگه

آقاي "پيترمن" ؟

جری" يه چيزي حس ميکنم ، يه چيزي" . که مدتهاست حس نکرده بودم

غرور ؟ - . نه -

. استقلال ، استقلال تمام و کمال

. خب ، الآن ديگه رئيس خودتي

. ميخوام برم تراکتور روني - . برو -

. کل شب بيرون ميمونم - کي هست جلوي تو رو بگيره ؟ -

، ميخوام يه گاز از يه پنير گنده بگيرم . فقط گاز بگيرم انگاري سيب باشه

. هر چي

. واي خدا - چيـه ؟ -

. دولورس"ـه" - کي ؟ -

. "سکینه"

. "سلام "جري - . "سلام "دولورس -

. جرج" ، "دولورس" رو که يادت هست"

. "دولورس" - . سلام -

. شنيدم نامزد کردي

. آره "دولورس" ، کردم

. "البته قضيه خوب پيش نرفت ، "دولورس

. خيلي بد شد

. ميدوني ، بايد يه وقتي باهم يه بيروني بريم

. ميبينمت - . ميبينمت -

. "خداحافظ "دولورس

. فکر ميکردم "سکینه" از تو بدش مياد

. آره ، منـَم همين فکر رو ميکردم

ميدوني چيـه ؟

. شرط ميبندم به خاطر ماجراي نامزدي بود

. نشون دادم که ميتونم تا ته خط برم

تا ته خط ؟ - . نه اون ته خط خودمون -

. ته خط اونها

. بوي مسئوليت پذيري گرفتم

. شما که فقط چند دقيقه نامزد بودين

. من يه سال نامزد بودم - . تو بدتر از من بو ميدي -

. "یه چیز دیگه‌ای هم حس میکنم "جري

. الين" ، آقاي "پيترمن" پشت خط هستن"

الو ، آقاي "پيترمن" ، حالتون چطوره ؟

. الين" ميرم سر اصل مطلب" . من تعطيلـَم . شوت شوت

. مغزَم اندازه سطح کره ماه لم يزرعـه

. ديگه نميتونم امورات اون کاتالوگ رو بچرخونم

چي ؟ خب کي اينکارُ بايد بکنه ؟

خودت چطوره ؟ - من ؟ -

من چرا ؟ - ... چونکه زيرا -

. آقاي "پيترمن" شما نميتونين ول کنين برين

. "من همين الآنش رفتم "الين

. من توي "برمه"ـَم

برمه" ؟" - . احتمالاً تو بايد به اسم ميانمار بشناسيش -

. ولي واسه من هميشه "برمه" ميمونه

. "موفق باشي "الين

، آهاي تو ، اوني که روي موتور نشستي . يکي از خربزه‌هات رو به من بفروش

آقاي "پيترمن" ؟

کجا ؟ - . "برمه" -

الآن بهش نميگن ميانمار ؟

. جري" ، اون ازم خواسته کاتالوگ رو بگردونم"

. يعني ، اين مسخره‌ست . من نميتونم مسئول باشم

. نه ، معلومـه که نميتوني

. من نميتونم به ملت دستور بدم - . اصلاً کسي حرفت رو گوش نميده -

. من شايستگي اداره کردن کاتالوگ رو ندارم

تو شايستگي کار کردن توي . کاتالوگ رو هم نداري

. سلام

چي شده ؟ - . "پيترمن" در رفته "برمه" -

. حالا ميخواد من کاتالوگ رو اداره کنم

کجا ؟ - . ميانمار -

میانمار مگه همون داروخونه ارزونـه نیست ؟

. خب بهش ميگم نه

. نميتونم کاتالوگ رو اداره کنم

واه ، "نميتونم" ؟

اين کلمه از کي وارد دايره لغاتت شده ؟

چيـه ؟ کارش خيلي سختـه ؟

چيـه ؟ تجربه‌ي کافي نداري ؟

هوش کافي نداري ؟

اعتماد به نفسـِت کجا رفته ؟

. الين" بذار يه داستاني برات بگم"

... اول که کاراته رو شروع کردم - کاراته ؟ -

. آره ، کاراته . هيچ حمايتي پشتم نداشتم

. نه از اون ، نه از "نومن" ، هيچ کس

اولين باري که با يه حريف . رودررو شدم ترسيده بودم

. پاهام مثل رشته آش شده بود

بعد به درونـَم نگاه کردم و . کاترا"م رو پيدا کردم"

کاترا" ؟" - . آره ، روح بشر ، روح بودن -

اون قسمتي از وجودت که . "ميگه "آره ، من ميتونم

. سمي ديويس" داشتش"

... خلاصه من به "کاترا"م گوش کردم و حالا . حالا توي تاتامی فرمانروايي ميکنم

. قهرمان کلاس خودم شدم

خب ميدوني ، من شرکت . اداره کردن "پيترمن" رو ديدم

. معلومـه که کردي

. ميدونم چطوري اينکارُ بکنم

، يه جفت شلوار ، يه داستان احمقانه . یه قیمت نجومی . ميتونم اينکار بکنم

کاترا"ت رو دنبال کن بعد" . ميتوني هرکاري رو بکني

. حالا گمشو برو ببينم - . باشه -

. اون بچه اوضاعش رديف ميشه

. نه ،نميشه

. "بجنب "کريمر

. سلام رفيق - . بجنب -

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left