The first 200 lines.
مــتـرجـم: GgwKr |^|
یا خدا..
اوکی، من می تونم
اوه، بُکُن گروهی
پسری در حال شاشیدن
یعنی چه!
ببین، یه اتفاق عجیب تو این دستشویی برای تو نیافتاده؟ مثل..
این، این عجیبه
درسته
همینجور سَرِنخ ریخته
خیلی خب، به جهنم
هیچ مشکلی نیست
بریم که رفتیم، آروم میریم پایین
با ساختمون قدیمی ها هیچ وقت حال نکردم
تسخیر شدن
اوکی
دارو آرامش بخش نیست، مرکز مسخره بازی یهودیهاست
سلام، چه گاریه باحالی
راجع به تاریخچه ی این ساختمون چیزی می دونید؟
یهودی ها؟ نه؟
پله اضظراری
همه. همه راجع به ازدواجشون گفتن.
کاشکی ازدواجی داشتم که درباره اش می گفتم
نخیر نمی گفتی - چه بی ادبی -
رضایت بده - نه -
میشه بریزمش رو تبلت؟
دلم نمی خواد پادکست بسازم
خب، این ساختمون یشیواست(مرکز یهودها)
متوجه اون نوشته عجیب بالای در شدید؟
که خیلی خیلی دهشتناکه؟
معنیش چیه؟
خودت نمی دونی؟ یهودی هستی مثلا
دست من نبوده که
بیخیال، مذهب خیلی کودن بازیه
نژادپرسته، تبعیض آمیزه
پول مولم که توش نیست دیگه
حالا کی میخواد؟
ماکسین، کمک کن دیگه، چی میگه؟
نمیبینم چی داری نشونم میدی
چون یه مصاحبه ساعت 11 و نیم داری جان هم پتوش رو می خواد
ای کیری آقا
کُتش رو انداخت روم وقتی خواب بودم
منم گفتم، نکن از این کارا
میدونی، 6 ماه شده
نکنی بهتره، شاید شپش داشته باشم
یادم رفته بود از جنتلمن بازی خوشت نمیاد، اما شیرینه
آره سیانور هم شیرینه
شیرینه واقعا؟
برا همین جیمی جونز تو فیلم خوردش
که بچه مزه ش نکنه؟
جان: پتو رو می خوام ;)
نادیا: کت رو نگه می دارم تا جنتلمن بازی در نیاری دیگه
شاید برم سراغ یه دینی
شاید بتونم تاثیر گذار باشم
اوکی، چه ایده هایی، اینو ببینید
دولوریس هیوریتا
87 سال سن
میفهمی چقدر وقت داری؟
آره
منظورم که، یه عالمه کار میتونی انجام بدی
مرسی
نمی دونستم این چیزا برات مهمه
نیست واقعا، ببین
چی میگه؟ - نمی دونم -
حزبی که صاحب این ساختمون بوده
آره، خودشه
هنوزم هستن، تو خیابون 14 م
ایول
دولورس هیوریتا
هی سلام علیک(یهودی)
شَبات نمیگن
مهم نیست، سلام
اسمم نادیاست
ببخشید نفس نفس می زنم داشتم انبه براتون می گرفتم
انبه دوست دارید؟
سر راه بود، دیگه
بله بفرمایید
اسمت چیه؟
شیفرا
سلام شیفرا
میخواستم یه سوال راجع به این مکان مذهبیه بپرسم
یه یشیوا قدیمی تو خیابونه 10 چند تا اتاق خالیه الان
اوه، زمان قبل از من بوده، شاید ربای(آخوند یهودی) بدونه
باشه مرسی
ربای داره آماده میشه که بره great neck(محله)
سخرانی داره، مهمه
برای همین متاسفانه برای شما زمان نداره
مشکلی نیست، من هم محله great neck رو دوست دارم
نه نمیشه، وقت برای شما نداره
یه روز دیگه بیا، ها؟ وقت بگیر
میدونی آخه
فکر کنم منم فقط همون روزی که ربای داره میره سخنرانی وقت دارم
همینجوری نمیتونم بزارم بری تو که
یه زنه تنهایی که از خیابون اومده
فکر میکنی میخوام با ربای بخوابم؟
نمیدونم چه توانایی هایی داری
محض اطلاع، خیلی هم متاهل هستم
چه عالی
بله - چرا با شوهرت نمیای؟ -
بعد هم میتونی با ربای حرف بزنی
باشه؟ - باشه -
میتونه با ربای حرف بزنه - مشکلی نیست -
دارم آژانس میگیرم
سلام، یه ماشین می خواستم
بله، long island، ساعت 1:45
ممنون
هی - هی خالی بند -
- مرسی که جواب دادی. - دیشب از دیدنت خوشحال شدم
آره، بلانسبت
به خاطر تو هم مجبور شدم بارونیم رو بپوشم شبیه کارآگاه گجت شدم
کسی هم بدش نیومده، اومده؟ - نه.
به کمکت احتیاج دارم
بیای اینجا بهت می گم
میدونی، یه مورد بنگاهی اورژانسی دارم
نمیتونم، 10 دقیقه دیگه جلسه دارم
جلسه ی چی؟
یه زمینی رو یه یه یارو روس بفروشی
دیگه من کی باشم، آره؟
- اون قدر دیگه بی انصافیه. - پس قبول داری یذرش درسته؟
گوش کن، بیای اینجا، یه دهن برات میرم
اگر بیام اونجا، یه دهن برام میری؟
بهر حال ساک رو میزنم
اما اگر بیای اینجا، یه ذره احساس هم به ساک اضافه می کنم
فکر کنم جالب بشه
خیلی خب کدوم محلی؟
محله ای نیستم، خب؟
مکان مذهبیه تو خیابون چهاردهم
- اسمش بیشولیم - بهتره که گند کاری نکرده باشی
تشکر
سلام، سلام
بریم
اینجا مذهیبه و من یه احترامی قائلم براش
مسیحی کاتولیک بار اومدم من
آره اما مثل یه یهودی سکس می کنی
که بد هم نیست - واقعا؟ -
خب، یه لیست سوال دارم از ربای، اوکی؟
شیرفا
هی
ببین کیه، شوهرم، جان
حلقه نمی بینم
ببین
بین خودمون باشه، 36 سالمه، بچه ندارم یه عالمه کیست تو رحم دارم
تازه، یه چیزی هم چسبیده به موهام
یه مرد هم آوردم دیگه
میتونی یه ذره کمکم کنی؟
محض اطلاعتون، یهودی نیستم، اما ختنه شدم
میشه 50-50
من هم کیست دارم
بیا تو، بشین
شما کی هستید؟ - جان ریز -
املاک لوت و ریز
چند تا سوال راجع به ساختمون یشویا تو خیابون 10 داشتم
اوه، مدرسه من اونجا بود
اولین خاطره ی زیر میز قائم شدنم
قرار بود که در مقابل بمب اتم از ما محافظت کنه
باورت میشه؟
اون کاغذه چیه؟
تا حالا اونجا تسخیر شده؟
اتفاقات ماورءالطبیعه، و زنده شدن مرده ها واینا؟
گفتی که املاکی هستی که؟
داشتم نگاهت می کردم شیفرا
بزار بهت بگم، فکر نکنم که از بودنت اینجا راضی باشی
بله؟ - همون که شنیدی -
منظورم اینه که، نماز هم بلد نیستی؟ چرا بلدم -
خیلی خب
دعای نوشیدن شراب؟
Borei pri hagafen.
آسون بود
برای محافظت از یه نفر چطور؟ دعاش رو بلدی؟
بلدم
انگار که یه نفر قراره بمیره
بیا بشین
زن قبلیم راجع به این جدیده فهمید و انداختم بیرون
دخترم هم که فکر می کنه من عوضیم
فکر می کردم که می خوام با نادیا باشم
اون گفت که خیلی بهش فشار میاد تو این رابطه
آزرده شدم - گوش کن -
عرفان میگه حقیقت از طریق دانش آموختن قابل دسترسی نیست
فقط از طریق تسلیم شدن و هیچ شدن میشه بهش رسید
از زندگی مادی صرف نظر کن تا روح عالم رو ببینی
شاید نادیا هم حواست رو پرت کنه
از پرتگاه فاصله بگیر
تنها راه به جلو همینه
درسته
اون ساختمون هم تسخیر شده نیست پس؟
ساختمون ها تسخیر نمی شن
آدم ها میشن
به چه معنی؟ - فرشتگان اطراف ما هستن -
نباید بنوشی
همینطوره
نوشیده نمی شه
مرسی برای دعاها
یعنی، تاثیری هم ندارن، اما بهرحال ممنون
شیرفا
بسیار متشکرم ربای - خواهش می کنم -
تمام، بریم
جان صبر کن بابا، میدونی که بهت میرسم
جان
چه خبر بود ها؟ میخوای بگی؟
اون سوال ها چی بودن؟ کم داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.