The Walking Dead: The Ones Who Live

The Walking Dead: The Ones Who Live

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Walking Dead The Ones Who Live S01E02 - [ BluRay ]
A Commentary by starn
★ هماهنگ با نسخه‌ی بلوری ★

Tags

bluray
Published on: 2024-11-13
Downloads: 86
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی فیلامینگو تقدیم می‌کند

اسم من، میشون‌ـه

یه نفر رو سال‌ها پیش از دست دادم

!ریک

... اما به‌تازگی فهمیدم که ممکنه

فهمیدم که اون شخص، زنده‌ست

دو نفر رو دیدم که بهم نیاز داشتن مردم تو بودن و منم بهشون کمک کردم

همین

دلیل دیگه‌ای نداشتم

برنامه و قصدی نداشتم

اما می‌بینم چی داری

و هنوز راه درازی در پیش دارم

پس، من ازت درخواست کمک می‌کنم

و اگه توی موقعیتی نیستی ... که بهم کمک کنی

درک می‌کنم و می‌رم پی زندگی خودم

اولا، می‌خوام ازت تشکر کنم

ممنونم می‌شه یه اسب بهم بدی؟

... قبل از اینکه بریم سراغ اون موضوع

می‌خواستم یه‌خرده درمورد ... خودت بدونم و

درمورد اجتماع‌مون بهت بگم

ممنون ... من تحت تاثیر

این چیزهایی که دارید قرار گرفتم

... "اما اون "یه نفر خاص

خیلی مشتاقم که برم ... چون تازه فهمیدم که اون

... اگه این شخص رو پیدا نکردی

می‌تونی بیای و برای اینجا یه مهره مهم باشی

ال، بهش یه اسب بده

من می‌رم

نمی‌خواستم بهت توهین کنم

تو دوست‌پسر خواهرم و خودِ خواهرم رو نجات دادی

... پس باید بیش‌تر درمورد

بهش یه اسب بده

... می‌خواستم بگم

اگه پیداش کردی ... می‌تونید بخشی از این

اجتماع باشید هر دوتون

ما خودمون یه اجتماع داریم

ما بچه داریم. بچه‌هایی که باید پدرشون رو ببینن

بچه‌هایی که من باید ببینم‌شون

پس باید پیداش کنم و باید برم. اونم همین الان

بری کجا؟

یه جایی هست به اسم بریجرز ترمینال

شماله

باور کن دلت نمی‌خواد بری شمال اونم الان

پیش ما بمون تا فصل مهاجرت تموم بشه

مهاجرت؟

قبلا چندین میلیون نفر توی محدوده سه ایالتی زندگی می‌کردن

الان تبدیل شدن به شیون‌زنان

نمی‌دونیم چرا ... اما این وقت از سال

جمعیت زیادی می‌رن به سمت جنوب

چند ماه بعدش، می‌رن شمال

اون‌موقع امن خواهد بود

یه‌خرده پیش‌مون بمون باهامون بیش‌تر آشنا شو

می‌گن تو برای هیچ‌کس حاضر نیستی توقف کنی، هیچ‌وقت

حتی برای خواهر خودت

ما یه اجتماع هستیم

قانون‌های مشترکی داریم ما توقف نمی‌کنیم

اگه بخوایم تلاش کنیم 2 نفر رو نجات بدیم ممکنه 200 نفر رو از دست بدیم

خیلی شبیه اجتماع نیست

خب، ما این‌طوری زنده موندیم

اما همه نموندن، نه؟

اگه نمی‌خوای بهم اسب بدی مشکلی نیست

صبرکن - من نیستم -

می‌دونی محافظ پشتی سعی کرد جلوم رو بگیر و نزاره برم دنبال‌شون؟

البته که می‌دونی !چون من اینجا رو سرپا نگه می‌دارم

خب، دیگه خسته شدم می‌رم واگنم رو جمع کنم

می‌رم واگنم رو جمع کنم

و همین‌طور بقیه وسایلم

این خواهرت بود و اونا هم دوست‌های من بودن

این سیستم خیلی کصشره، ال

انقدر قوی هستیم که توقف کنیم

انقدر قوی هستیم که مردم رو نجات بدیم

وگرنه هدف این اجتماع چیه؟

خدای من، اون خواهرت بود

نت

پشمام

چی شد؟ - مچ پام آسیب دید -

من ... من اومدم دنبال هر دوتون

نت، نت اون ما رو نجات داد

سلام

و تو ... برشون گردوندی؟

ازم کمک خواستن منم کمک‌شون کردم

می‌خوای واگن خودت رو داشته باشی؟

از الان دیگه با ما سوار واگن وی‌آی‌پی می‌شی. فقط کافیه بخوای

ممنون اما حتی اگه ... نمی‌خواستم برم جایی

بازم مردم رو پشت سر رها نمی‌کنم

آره منم همین‌طور

اما تو که اینجایی

این "یه‌جایی" که می‌گی باید بری کجاست؟

یه جایی به اسم کشتی‌سازی بریجرز

شمال - خب، لعنتی -

نقشه به‌شدت احمقانه‌ایه

از قضیه مهاجرت خبر داری؟

یه دسته از شیون‌زنان با عرض 8 کیلومتر؟

من می‌رم

ظاهرا همین‌طوره

بزار یه اسب بهت بدم بیا خودت انتخاب کن

... نت - !حق داره اسبش رو انتخاب کنه -

تـنظيـم زيـرنویـس از .:: Aren Zohrabi ::.

منتظر تماس هستی؟

فقط سعی دارم برسم خونه

باهام بیا

شوتو

دوستت دارم

هر دوتون رو دوست دارم

گفتی یک ساعت

اسب کجاست، نت؟

یه چیزی بیش‌تر از اسب نیاز داری و منم بیش‌تر از یک ساعت وقت لازم دارم

زودباش، دیگه نزدیک غروب خورشیده

شب رو پیش‌مون بمون

توی تخت بخواب

خودکُشی‌ت رو فردا انجام بده

یکی از بهترین‌ها رو برات آوردم

این اسب خواهرمه و هنوز نمی‌دونه

و بی‌صبرانه منتظریم که بهش بگیم

بفرما، میشون

می‌تونی همین الان بری

اما اگه یه شب بهمون فرصت بدی ... یه فرصت برای اینکه تجهیزت کنیم

و بهت بگیم این تجهیزات ... چطور کار می‌کنن

خب، شاید توی سفرت ... وقتی می‌ری به مرز دلاویر

سی ثانیه بیش‌تر زنده بمونی

فقط یه شب

موقع طلوع آفتاب می‌رم - !مرغ عشق‌ها -

هیچ‌کدوم از اون چیزهای اضطراری رو بهش ندید

نه یه چیز مخصوص به خودش

اندازه‌اش رو می‌گیریم شما کار می‌کنید

مستقیم از توی ... تونل وحشت عبور می‌کنم

خدا کمکش کنه ... بعدش می‌خوابه

تا انرژی با فراموشی مواجه بشه

و ما هم شب زنده‌داری می‌کنیم

حله

چی رو اندازه بگیری؟

و تونل وحشت چیه؟

خودت می‌فهمی

جدا؟

ممنون بابت اسم و همه‌چیزهای دیگه

میشون، تو پیداش می‌کنی

می‌دونم

چون من پیداش کردم تو، ما رو پیدا کردی

مثل یه دایره‌ست، متوجهی؟

خب، بزار ببینم درست فهمیدم یا نه

ریک روی یه پل ترکید و از اون قضیه چند سال می‌گذره؟

درست حرف بزن، نت - حواست باشه -

خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب ... فقط

من از این دوتا خوشم میاد و حالا از تو خوشم میاد

خیلی تمایلی ندارم ... که 33 درصد از افرادی که

می‌تونم روی این کره تحمل کنم سوای از مدت زمان آشنایی‌مون، رو از دست بدم

اونا آدم‌ها رو ول می‌کنن که بمیرن

چرا پیش‌شون می‌مونید؟

منم قبلا خوشم نمی‌اومد

اون زمان هم همین‌طوری بود، نه؟

مردم رو ول می‌کردن تا بمیرن

آره، اما الان دیگه مثل قبل نیست

به‌نظرم شماها انقدر باهوشید که می‌تونید یه راه دیگه پیدا کنید

اه، فکر کنم به‌طرز شگفت‌انگیزی احمق هستیم، میشون

یا شاید می‌ترسیم

خوش‌حالم که با شما سه‌تا آشنا شدم

موفق باشید

تو هم همین‌طور

زودباش بیا بریم

هی

گفتی بچه‌هات توی ویرجینیان، درسته؟

می‌تونی تلاشت رو بکنی ... اما اگه همین‌جوریش از

محدوده خارج نشده باشی به‌زودی خارج می‌شی

اما هنوز می‌تونی باهاشون صحبت کنی

بعش وقتی برگشتی می‌تونی بهشون نشون بدی

فکر می‌کردم این کار خودکُشی‌ـه

هست

فقط خواستم مهربون‌بازی در بیارم

شوتو

شوتو

اینجا رو باش

شماها اینجا چی کار می‌کنید؟

خب، نمی‌خواستیم دیگه ترسو و احمق باشیم

معلوم شد که بقیه هم همچین حسی داشتن

خوب شد دنبالت گشتیم، نه؟

تا شیون‌زنان متفرق می‌شن پیش ما بمون

اون آتش‌ها رو می‌بینی؟ ... تا یه مدت، اون‌طرف دره

روشن می‌مونن و می‌سوزونن‌شون

اه

آره

نتی گفت آبجو نیاز داری

یارو هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنی همین خیلی روی مخ‌ـه

آره، آبجو لازمم

خیلی‌خب داستان رو خوب می‌دونم

اوه خدای من

از روی اسبت افتادی؟

اوه خدای من

نیفتادم

پرت شدم

یه مرد بنزینی بود

یه مرد بنزینی؟ - آره -

دیگه بیش‌تر از این درموردش سوال نمی‌کنم

اون نور بنفش چی بود؟

توی فکرم بود که اگه یه روزی رفتم ... دره رو با یه آتش‌سوزی

طولانی‌مدتِ عظیمِ موضعی پاک‌سازی کنم

توی واگن قرمزم ماده شیمیایی داشتم

یه‌عالمه چیز میز توش دارم

و سوخت هم بود

می‌دونی، توی ساختمون‌ها ماشین‌ها و هر چیز دیگه

بیلی و ایدن می‌خواستن ... بیان دنبالت

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left