The first 200 lines.
ميشه بگين دقيقا رابطه ي شما با خانم يون چيه ؟
Episode 13
ما به خاطر اينکه با هم قرار ميذارم همو ميبينيم
من اميدوارم که همه براي ادامه ي رابطه ي ما دعا کنن
ممنون
يورا آروم باش
الان صورتت خوب به نظر نمياد
باور نکردنيه ...تکون بخور
اگه قرار بود با کسي رابطه داشته باشه اون کس بايد من ميبودم
ولي چرا اونو به جاي من گفت ؟
زودباش بيا تو و بشين
اين اتفاق چطوري افتاد ؟
چرا کنفرانس مطبوعاتي اين طوري شد؟
من نميدونم
شايد به خاطر اينکه ميخواست اين شايعات رو از من دور کنه اون حرفا رو زد
من واقعا درکش نميکنم اون فقط داره موضوع رو جدي تر ميکنه
...حالا شما دو تا واقعا
شما که واقعا با هم قرار نميذارين نه؟
مگه من ديونم ؟ با همچين آدم مزخرفي که هنوز دهنش بوي شير ميده قرار بذارم؟
اين فقط نظر توئه
بقيه به اين فکر ميکنن که چرا سانگ مين وو با تو قرار ميذاره
اين از ديد بقيه هستش
ولي براي من اين کار به هيچ وجه امکان نداره
ستاره بودن مگه هنره ؟ تازه همين ستاره بودنش باعث ميشه من کمتر جذبش بشم
تو چطوري ميتوني بعد از اين همه ظلمي که به من شده انتظار اينو داشته باشي که همچين کاري بکنم ؟
ولي اون خيلي تو مصاحبه راستگو و معصوم به نظر ميرسيد
موقع نگاه کردن حتي تپش قلب گرفته بودم
اون يه بازيگره
من نميدونم اون با اينکه هيچ استعداد بازيگري نداره چطوري تونست اينقدر خوب نقش بازي کنه
تو کلي زندگيم من کاري نکردم که بخوان بابت اون کار بهم تخم مرغ پَرت کنن
ولي بهم تخم مرغ پَرت شده ،قبلا هم که طلاق گرفتم
و از شغل قبليم که تو يه انتشارات کار ميکردم هم اخراج شدم تازه هميه ي اينا توي روزنامه ها چاپ شده
...حالا هم که اين شايعه ي مزخرف
من بيشتر نگران کلوپ هواداران سانگ مين وو هستم
اونا به هيچ وجه نميذارن از گلوي تو آب خوش پائين بره
تو که نميدوني اون طرفدارهاي دخترش چقدر ترسناکن
چي کار کنم ؟
حتي سر کارم نميتونم برم
من بايد برم سر کار تا بتونم استعفام رو بدم
مرگ يه بار شيون هم يه بار
يون که هوا ؟ شما يون که هوا هستين نه ؟
نه من نيستم
شما حتما يون که هوا هستين لطفا با من مصاحبه کنين
ببخشيد وقتي داشتم ميومدم کلي خبرنگار اون بيرون بودن
حتي وقتي اومدم سر کار مردم از من ميپرسيدن يون که هوا هستم يا نه
به خاطر شما ديگه شرکتمون سوت و کور نيست
ولي ....واقعا شما دو تا با هم قرار ميذارين؟
شما که همه چي رو شنيدين پس چرا دارين دوباره ميپرسين ؟
خواهر
تبريک ميگم
ببخشيد که باعث شدم شرکت اينقدر شلوغ بشه
من مسئوليت اينا رو به عهده ميگيرم
حتي با اينکه چطوري يکي مثل من ميتونه مسئوليت بپذيره
هر چي باشه من براتون انجام ميدم
چطوري ميخواين اينکارو بکنين؟ ميخواين استعفا بدين ؟
زندگي شخصي شما هيچ ربطي به شرکت نداره
اما اگر شما بذارين اين مسائل روي کارتون تاثير بذارن
حتي از بي مسئوليتي هم بدتره
خيلي به نمايش نمونده
برايه همين نيروتون رو صرف چيزاي بيخود نکنين و
روي نمايش تمرکز کنين
چشم بله رئيس
سلام
چقدر خوب شد شما اينجائين رئيس يو
من به عنوان يه سرمايه گذار نگران اومدم اينجا
فکر ميکنين من ميتونم به سرمايه گذاريم ادامه بدم ؟
شما چطوري از کارمنداتون مراقبت ميکنين ؟ آخه چطوري اين اتفاق ها افتاده ؟
بازيگر و کارمندتون ...با هم رابطه دارن ؟
اين کارانشون دهنده ي حس عدم مسئوليت شما نيست ؟ ببين تو الان با من مياي بيرون باشه ؟
چي کار دارين ميکنين خانم يون که هوا ؟ من دارم هنوز با مديرتون حرف ميزنم
زود باش برو بيرون
چي کار داري ميکني؟
...چي کار ميکني ؟ولم کن
من به عنوان سرمايه گذارتون اومدم
وقتي دارم با رئيس حرف ميزنم
تو نبايد مزاحمت ايجاد کني به خاطر اين که تو فقط يه کارمند ساده اي
واسه همين وقتي حرف ميزني اينقدر چندش بازي درنيار
واسه اينکه ميخواي منو ببيني مگه سرمايه گذاري رو قبول کردي؟
چي ؟چندش بازي؟
واقعا که ....اونکه داره چندش بازي درمياره تويي
با سانگ مين وو قرار ميذاري؟
اين حرف از اينکه بگي تهديدش هم کردي خنده دارتره نه ؟
تو که اونو تهديد نکردي نه ؟
بيا راجبه اين موضوع فکر کنيم
اگه اونو نترسوندي
پس اون حتما اين حرف هاي مسخره رو نميزده؟
تو واقعا نقطه ضعف اونو پيدا کردي . درسته ؟
چي؟
يه ذره به خودت بيا
...چه طوري يه مادر ميتونه
اگه به اين رفتارات ادامه بدين بايد بياي مين جي رو ببري
مگه مين جي چمدونه ؟
چرا هر دفعه که ما با هم حرف ميزنيم ميگي بيا مين جي رو ببر؟
اينقدر ازش بدت مياد ؟
من کي گفتم ازش بدم مياد ؟
فقط دارم بهت هشدار ميدم که نذار اين خبرهاي مزخرف دوباره در موردت پخش بشن
اگه بيشتر از اين منو ناراحت کني ديگه تو اين شرکت سرمايه گذاري نميکنم
اين دفعه هم کاري به کارت ندارم چون دلم برات ميسوزه
چي؟
هر اتفاقي هم بيفته من مين جي رو ميارم پيش خودم پس منو از اين کار نترسون
اي خدا ....ببين دوباره داره دندوناشو به هم فشار ميده تو اصلا يه ذره هم عوض نشدي
پس ببرش من اگه اينکارو بکني خيلي خوشحال ميشم
ولي ....شما که واقعا با هم دوست نيستين نه ؟
آخه اون چرا بايد تو رو دوست داشته باشه ؟
اون گفت من خيلي خوشگلم
چي ؟خوشگلي ؟
مدير پشتيباني برنامه ريزي لطفا يه چيزي بگو که با عقل جور دربياد
اگه نميخواي باور کني خوب نکن
کيه ؟ سانگ مين ووئه ؟
اره سانگ مين ووئه
واقعا خودش بود ؟
واي ...خيلي حس خوبيه
ولي ...اونکه سرمايه خودشو از شرکت نميکشه بيرون ؟
چرا اون تو همچين زماني تلفنشو جواب نميده ؟
من به خاطر اين شلوغيا معذرت ميخوام
اون که نميخواد سرمايه گذاريشو قطع کنه نه ؟
اون حتما داره اين کارا رو ميکنه چون نميتونه اين واقعيتو قبول کنه
اگه بخواد اين کارو بکنه من حسابشو ميرسم
من يه قرار ملاقات دارم
مواظب خودتون باشين
ولي من هر چقدر هم فکر ميکنم نميفهمم
چطوري تونستي سانگ مين وو رو جذب خودت بکني ؟
بله ؟
من يه فکر دارم شايد به خاطر اينه که سانگ مين وو يه سليقه ي عجيب و غريب داره
در هر يک ميليون نفر يکي اين نوع سليقه رو داره
خواره به ما کي نودل ميدين ؟
سانبه مهارت هاي بازيگري سانگ مين وو هنوز نياز به کار دارن
تازه به خاطر اين شايعات اخير اون هنوز سر تمرينا حاضر ميشه ؟
واسه همينه که ما يه نفر مثل شما نياز داريم تا کمکش کنه
من مطمئن ميشم که اون سر تمرينا مياد پس شما هم به من کمک کنيد
بياين برنامه ي امروز خلاصه کنيم
چشم
من يه ذره شکه شدم وقتي اين خبرا رو راجبه يون که هوا شنيدم
تو بايد نا اميد شده باشي
...راستي
من شنيدم که مربي چويي تو اون مرکز رقص قبول شده
کي اين اتفاق افتاد ؟
خوب ...منم دقيقا نميدونم
وقتي اون دراه ميره بياين يه جشن دورهمي بگيريم
باشه
شما اومدين ؟
بيا با هم حرف بزنيم
من يه ذره از کاري که استفاده کردي نا اميد شدم
تو اينطوري که مشکل رو حل ميکني ؟
اون الان از قبل هم داره بيشتر اذيت ميشه
فکر کردي با زدن اون حرفا همه چي درست ميشه ؟
حالا طرفدارات و خبرنگارا بيشتر از پيش جذب اين موضوع شدن
و بيصبرانه منتظر اونن که از دفتر بياد بيرون
ميدوني واسه يه کسي که تا حالا اين چيزا رو تجربه نکرده چقدر باعث استرس و احساس فشار ميشه ؟
پس چي کار ميکردم ؟ راه ديگه اي نبود
منم نميخواستم اين حرفو بزنم
ولي اين تنها کاري بود که ميشد انجام داد
واسه من اين ديگه بيشترين حد توانم بود
اون با تو فرق ميکنه
اون از اينکه مردم بهش اشاره کنن و عکس بگيرن ميترسه
و تجربه هاش از ماله تو خيلي متفاوته
تو بايد مواظب باشي تا دوباره اون اذيت نشه
خوبي اين نمايش چيه ؟
This is the first thing I've done
من جلوي مديرم وايسادم واسه همين مجبورم که يه کار عالي ارائه بدم
شما به من بگين بايد چي کار کنم
يه قسمت تو وسط نمايش هست که نقش اول مرد بايد تنها بخونه
بهترين کاري که ميتوني بکني اينه که با صدات بيننده ها رو جذب کني
اگه بتوني اين شعرو خوب بخوني نصف موفقيت رو بدست آوردي
پس روي اين خوب کار کن
باشه من دارم ميرم
پس سرمايه گذاريتو قطع کن
چي؟
سرمايتو...بکش بيرون
من چطوري ميتونم همچين کاري بکنم ؟
مگه تو هيچ غروري نداير؟
زن سابقت الان داره با يکي ديگه قرار ميذاره
ولي تو همچنان ميخواي توي کاري سرمايه گذاير کين که اون دو تا دارن با هم ميسازن ؟
..چقدر براي يه مرد بده که بخواد
براي دوست پسر زن سابقش پول خرج کنه ؟
....بابا من ميگم دوست پسرش نيست
وقتي آدم مجرد باشه و با يکي قرار بذاره که بد نيست
تو طرف کي هستي ؟
ولي اگه من سرمايه گذاريمو قطع کنم اونوقت اونا از ترس ميميرن نه ؟
اون شرکت برشکست ميشه و تو نمايشي رو که سانگ مين وو توشه رو رو انگشتت ميچرخوني
در اون زمان زن سابقت سريعا اخراج ميشه
انتقام از اين بهتر کجا پيدا ميشه ؟
مثل زدن يه هدف با يه تيره
اره دو تا هدف با يه تير
خواهر که هوا
شايعات شما باعث شده مردم شرکتمونو بيشتر بشناسن
چي؟
الان ما داريم تو اينترنت وجه ي خوبي به دست مياريم
سانگ مين وو حتما يه دليل داره که اين زن رو انتخاب کرده
اگه به خاطر قيافش نيست حتما به خاطر جذابيت هاي درونيشه
اون کسيه که به ويژگي هاي ظاهري اطرافيانش اهميت نميده و اون کسي رو که دوست داره رو به همه معرفي ميکنه
اين دقيقا اخلاق سانگ مين ووئه
سانگ مين وو چيش اينقدر عاليه ؟ ...همينطور
تازه داره محصولمون معروف ميشه
از ديروز تا الان
ما کاملا داريم تو جاعمون ميشکفيم
يه سري شرکت هم پيدا شدن که ميخوان اسپانسرمون بشن
واقعا ؟
اونا يه پيغام فرستادن که علاقه مند به اين کار هستن
واقعا اين جور شايعات باعث بازاريابي ميشن
No comments yet. Be the first to leave one.