Shetland

Shetland

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Shetland S08E06 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 6 Shetland زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این برنامه حاوی زبان تند و برخی صحنه‌هایی است که ممکن است برای بعضی از بینندگان ناراحت‌کننده باشد.

دور گلوش آثار فشار هست. به نظرم خفه‌اش کردن.

دیشب ونِ کَل از جاده خارج شده. حالش خوبه؟ مرده.

منظورت چیه که اون با تو بود؟

اسمی از من نبر. اسمی از پول نبر.

اسم منو قاطی نکن. باب، بابی...!

باید به سوابق بانکی‌اش دسترسی پیدا کنیم.

پس باید با تاش صحبت کنی.

اینا تراکنش‌های لندن هستن.

بابی لندن بود؟

برو خونه سادات رو امن کن.

می‌خوام ماشینشون هم بررسی بشه.

پزشکی قانونی چیزی پیدا کرده.

اِلِن رو کجا بردی؟

ازش پرسیدم کجا می‌خواد بره.

بهش گفتم هرجا بخواد می‌برمش.

بابی بین داره دروغ میگه.

همه‌شون دروغ میگن.

اِلِن اون شب اومده خونه.

نفس‌نفس زدن شدید

اِلِن! نمی‌تونی اینجا بمونی.

خواهش می‌کنم.

صدای چرخش شیشه برقی

اوه، یخ زدی.

خوبم.

زخمی شدی؟

گفتم خوبم.

من اون پول رو لازم دارم، ازیر.

ما اون رو نداریم. هرچی داشتیم به هدر دادیم.

برام مهم نیست.

یا کمکم می‌کنی یا همه چیزو به پلیس میگم.

ببین.

شاید بتونم برات یه کم پول جور کنم.

زیاد نیست و امشب هم نمیشه.

کی؟

فردا.

صبح.

باشه.

امشب چی؟

من خوب میشم.

من تو رو اینجا تنها نمی‌ذارم.

اجازه بده ببرمت جایی که امن باشی.

مطمئنی خوب میشی؟

برو خونه، ازیر.

صدای نزدیک شدن وسایل نقلیه

اینا چیه؟

ما حکم بازرسی مزرعه و همه وسایل نقلیه رو داریم.

صبر کن - چرا؟ ما دلیل داریم که باور کنیم...

اِلِن شبی که کشته شد اینجا بود.

کارآگاه ویلسون و این افسرها قرار هست که...

دوباره از همه‌تون بازجویی کنن.

برادرت کجاست، اِستِلا؟

نمی‌دونم. احتمالاً تو انباره.

صبر کن، صبر کن! کجا میره؟ اِستِلا؟

چه خبره دیگه؟

اِلِن اومده بود خونه.

الان چی می‌خواید؟ ما حکم بازرسی ملک رو داریم.

از جمله کارگاهت. وای خدایا.

شماها مسخره‌اید.

خودتونو خسته کنید. و باید با ما بیای.

چرا؟

ما شما رو در رابطه با قتل اِلِن کوئین دستگیر می‌کنیم.

اِستِلا!

فکر می‌کنی کجا داری میری؟

اینا رو از مزرعه بیرون کنید.

اونا حکم دارن، مامان.

برام هیچ اهمیتی نداره.

این ملک منه و می‌خوام برن.

هی، تو! از کامیون دور شو!

مامان، اونا میگن اِلِن اومده بود خونه.

دست به پسرم نزنید!

نگران نباش، مامان، من خوبم.

اشکالی نداره.

پشیمون میشی.

بابی، ما باور داریم که اِلِن شب مرگش تو مزرعه بوده.

اون شب اِلِن رو دیدی؟

معلومه که نه.

اما تو و استلا اون شب رفته بودید دنبالش بگردید.

پیداش نکردیم.

خب بعدش چیکار کردی؟

برگشتیم مزرعه. بعد چی؟

هیچی.

دیر وقت بود. رفتم خوابیدم.

تو خونه بزرگ می‌خوابی؟

کارگاه. آهان.

پس تنها بودی.

من اِلِن رو ندیدم.

کارگاه جاییه که پول رو نگه می‌داری؟

چه پولی؟

نیل گفت یه کیسه پول داری - هزاران پوند، به گفته اون.

اشتباه گفته.

پس داری میگی اون دروغ میگه؟

بیایید فعلاً این موضوع رو کنار بذاریم و در مورد سفرت به لندن صحبت کنیم.

سوابق بانکی‌ات نشون میده که تعدادی پرداخت با کارت بانکی داشتی...

...اونجا، بین شانزدهم و هجدهم این ماه.

اینا رو.

بابی، چرا لندن بودی؟

کار داشتم. چه کاری؟ جلسات.

با شرکت‌های وام‌دهنده.

به اِلِن سر زدی؟

من لندن بودم، فکر کردم یه سر بهش بزنم ببینم حالش چطوره.

به استلا و کیران گفتی

که می‌خوای بری به دخترشون سر بزنی؟

نه

چرا نه؟ چون یهو به سرم زد.

خب

ولی وقتی برگشتی بهشون گفتی

وقتی ازت پرسیدن سفرت چطور بود، گفتی

که دخترشون رو دیدی؟

باشه

ببین، من رفتم الن رو ببینم تا سعی کنم راضیش کنم برگرده خونه.

استلا دلتنگش شده بود. همه‌مون همینطور.

فکر کردیم اگه با خودم برگردونمش، سوپرایز خوبی میشه.

بهشون نگفتم چون مطمئن نبودم که الن قبول کنه.

نمی‌خواستم ناامیدشون کنم.

پس حتماً الن قبول نکرد؟

معلومه که نه.

به خاطر همینه که دعوا کردید؟

همسایه الن اون عکس رو گرفت.

گفت شما دو تا اونقدر بد دعوا کردید که مجبور شد به پلیس زنگ بزنه.

تو و الن اغلب دعوا می‌کردید؟

به خاطر همینه که فرار کرد رفت لندن؟

اینقدر هم دراماتیک نبود. باشه.

قضیه اینه، بابی.

ما فکر می‌کنیم الن شتلند رو به یک دلیلی ترک کرد.

و فکر می‌کنیم اون دلیل تو بودی.

من با الن مشکلی نداشتم.

ولی اون با تو مشکلی داشت؟

ازت می‌ترسید؟

اون فرار می‌کنه میره لندن، تو دنبالش میری اونجا،

باهاش دعوا می‌کنی. آه، بی‌خیال.

نمی‌خوام علناً بگم،

ولی باید قبول کنی این قضیه چطور به نظر میاد.

فقط جرأت نکن!

اون دختر خانواده من بود!

می‌دونم.

و مشکل همینجاست، بابی.

باشه. باشه. باشه.

بابی، یه وقفه داشته باشیم، باشه؟

تا فرصت کنی خودت رو آروم کنی.

همهمه بی‌سیم پلیس

برای گشتن ساختمان‌های بیرونی کمک لازم داریم.

به پشت ملک برید. حتماً.

این همه‌اش تقصیر روث کالدره.

این زن با همه سر ناسازگاری داره. مامان!

من هرچی دلم بخواد تو خونه لعنتی خودم میگم.

این مسخره‌بازی تا کی قراره ادامه پیدا کنه؟

تا وقتی که جستجوی ما تموم بشه.

هیچی برای پیدا کردن نیست.

در همین حین، شروع می‌کنیم به گرفتن اظهاراتتون.

ما قبلاً این کار رو کردیم.

باید دوباره مرورشون کنیم.

ببینید، اگه الن اون شب برگشته بود خونه، ما می‌فهمیدیم.

گوشی ویبره می‌رود.

الو

باشه

دارم میام.

اینجا بمون.

این واقعیت که بابی به الن سر زده بود

و بهش اشاره نکرد، به شدت مشکوکه.

این نگران‌کننده‌ست ولی اون دلایل خودش رو داشت

برای اینکه به کسی نگفته بود. آره، شاید قبل از اینکه الن بمیره،

ولی بعدش باید می‌اومد و می‌گفت.

یک دعوا چیزی رو که تو متهمش کردی توجیه نمی‌کنه.

من متهمش نکردم.

من فقط مطرحش کردم.

و راستش رو بخوایم، این چیزیه که همه‌مون داریم بهش فکر می‌کنیم، مگه نه؟

همه‌مون داریم تلاش می‌کنیم بفهمیم چرا الن فرار کرد رفت لندن.

خب، فکر می‌کنم یه عموی آزاردهنده کاملاً جور در میاد.

پس چرا برگشت به مزرعه؟

خب، شاید می‌خواست در موردش باهاش روبرو بشه،

یا اونو پیش خانواده افشا کنه.

ولی اون قبل از اینکه بتونه، بهش رسید.

هری، می‌تونیم نگهش داریم؟ شاید برای چند ساعت،

ولی باید مدرک پیدا کنی.

خب، پس پول الن رو داریم. که تو نداری.

باشه، ببین، ما نگهش می‌داریم تا وقتی که جستجوی مزرعه رو تموم کنن.

هری آه می‌کشد.

بیلی، لطفاً دوباره گوشی الن رو بررسی می‌کنی؟

هر نوع ارتباطی رو بیرون بکش

بین اون و بابی در ۱۲ ماه گذشته.

تو در مورد کال ازش نپرسیدی.

ببخشید؟ بابی؟

تو ازش نپرسیدی چی بین اون و کال اتفاق افتاده بود.

منتظر تیم بررسی تصادف هستم.

تلفن زنگ می‌زند.

سندی

مال النه؟

به نظر میاد.

آه می‌کشند.

چرا این توئه؟

خیلی مهمه که حقیقت رو بگی، روری.

می‌فهمی؟

تازگی‌ها الن رو دیدی؟

یالا، فقط به سوالم جواب بده روری.

کی دیدیش، روری؟

کوبیدن به پنجره.

کوبیدن به پنجره.

هیس. منو توی آغل بره‌ها ببین.

داری گند می‌زنی، نفهم!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left