The first 200 lines.
براي اينکار خيلي متاسفم آقا و و خانوم گالوپ
ولي بايد چندتا سوال ازتون بپرسم
عزيزم، واقعا دستشويي دارم بايد عجله کني، رِي
الان خودمو خراب ميکنم
الان روي همين صندلي شلوارمو خراب ميکنم
ميخواي باهات بيام؟ - نه -
...صبرکن، صبرکن
نهار ميخواي چيکار کنيم؟
ول کن بابا
ميخواي بزنم کنار و يه قهوه بگيرم؟
نه، ميخوام يه چُرتي بزنم
حالت خوبه؟ - آره، خسته ام -
دوست دارم، مَگي
آهاي؟
بِن؟ رِي هستم
شايد يه کار فوري براش پيش اومده و رفته
آره، شايد ولي تابلو روشنه
توي عکس بنظر بزرگ تر مياد
فکر کنم به اندازه اي که لازمه، بزرگه
هممم
همش در اختيار شماست
...باورم نميشه، کليدهارو گذاشته بيرون
...جايي که همه ميتونن ببينن
عزيزم، کجا ميري؟
خرت و پرت رو بيارم
نيازي نيست الان اينکارو بکني
نميذارم شب رو بيرون بمونن
خيلي خب، باشه بيا باهم بياريمش
نه،نه،نه، خودم ميارم تو برو بخواب
مطمئني؟ - آره، خودم ميارم -
الو؟ - هي، رِي ، رسيدي؟ -
خوبه، خوبه
کليدهارو پيدا کردي؟
همينطوري بيرون گذاشته بودي
آره، ميخواستم مطمئن بشم که راحت پيداش ميکنين
از اونجا خوشتون اومده؟ جاي خوبيه، هان؟
...خب، ماکروويو ..اون
اوه، نگران نباش ترتيب اونو ميدم
کنار تلفن رو نگاه کردي؟
يه کارت گذاشتم که همه شماره ها توشه
فکر کنم ديدم شماره ها؟
شماره دستفروش ها
واقعا به چيز ديگه اي احتياج پيدا نميکني پس موفق باشي
صبرکن، من ازت شماره تلفن يا ايميلي ندارم
...اگه اتفاقي پيش بياد مشکلي هست؟
نه بابا، همچين چيزي نيست منظورم اينه اونجا مال شماس
بايد بهتون بگم که عاشق اونجا ميشين
صبرکن - ...ببين -
از عهده اش برمياي، بهت قول ميدم
فقط سخت نگير بايد برم
ايوا بودي، درسته؟
رِي هستم، مالک جديد
آره، خب من رِي هستم و زنم مَگي
خب، خودتون همسرمو ميبينيد
باشه
عجيبه که بيابان چقدر ميتونه سرد باشه، هان؟
آها
اون کيه؟
برادرزاده منه
خيلي خب، اگه چيزي نياز داشتين، بگين
باشه - خيلي خب -
کي بود؟
خانوم نظافتچي
خيلي زن وراجي بود
فکر کنم از الان به بعد بايد صبح زودتر بيدار بشيم
تو نيازي نيست بيدار بشي من ترتيبش رو ميدم
بهش يه کليد ميدم
ديشب چند ساعتي بيرون رفته بودي
ميدونم
خوابم گرفته بود
...ميدونم ،فقط ...فقط کمي بي قرارم
تو فکر همه کارهاييم که قراره اينجا بکنيم
هي
دردم گرفت
دردت گرفت؟ - آره -
عزيزم، ميشه وقتي به شهر رفتي چندتا ماهيتابه نو بخري؟
اين کابينت ها فضاي زيادي ندارن
...ميتونم به بِن زنگ بزنم و شکايت کنم
ولي شماره اش خاموشه
واقعا؟
عجيبه
شايد شمارشو عوض کرده - آره، شايد -
شايد وقتي رفتم بيرون براي عکس ها يه چارچوب بگيرم
عالي ميشه
مرسي
يه کليد
کسي اومده بود؟
اولين مهمونمون بُردمش اتاق ششم
واي
فکر ميکردم تا فردا صبر ميکنيم تا به صورت رسمي باز کنيم
خب، يه ناهار افتاده اشکالي نداره
دلم براش سوخت، بنظر خسته ميومد
آره، باشه
اولش واقعا عصبي بودم
ولي بعدش کل کارهاي رزرو رو که انجام دادم
پولو ازش گرفتم و حال داد
حالا مهمون کيه؟
نميدونم، يه زنيه ديگه
و تنهاس؟
تاجايي که فهميدم، آره
گفت بايد يکم بخوابه
اينا واقعا حس خوبي بهم ميده، رِي
يه زماني مشاور انتخاب شغل بودم
فکر کنم اينجا واقعا آرامش داشته باشيم
آره. خوبه، منم همينطور
آبجو ميخوري؟
نه، مرسي
اوه هي، شما بايد رئيس جديد باشي
يه همچين چيزي من رِي هستم
هي، رِي، حالت چطوره؟ من تامي هستم
چيز خوبي که درباره صداي بوق بلند ماشينم هست
اينه که ديگه نيازي به زدن زنگ ندارم، نه؟
اگه اتاق 10 خاليه، ميخوامش
خاليه
خوبه
روز شانسمه، هان؟
آره، فقط داشتم شوخي ميکردم
بفرما
...و
نيازي به اين پيدا نميکنم
چون من دائما اينجا ميام
ولي دوباره اينو ميدونم که تو اصلا منو نميشناسي
پس چطوره اسممو اينجا بنويسم
آره
هنوز 35 دلاره؟
زيادش نکردم
خوبه
خوشم مياد که اوضاع تغيير نکرده
اوه، نه ، اين انعامه
ميدوني، کمک ميکنه رابطه مون بهتر بشه
نه - آره -
مرسي ولي نيازي نيست
ميدونم که کارتونو تازه شروع کرديد
بذارش توي جيبت
مرسي ،ولي جدي نيازي نيست
شب بخير، رِي
اينقدر نخند. اونجا رو ميشناسي؟
آره، واسه کساييه که پول رفتن به وگاس رو ندارن
يعني چي؟
رِي؟
در ارزاي گفتن چيزي که نگرانت کرده بهت ميدم
چيزي نيست
زودباش
عزيزم، جدي ميگم چيزي نيست
هي، ببين چه زمانبندي، هان؟
منم نتونستم بخوابم
شايد بهتره يکم از خواب هاي خودم بهت بدم
من که واسه امشب کلي نقشه دارم
...ميخواي يکي از اونارو پُر کنم
...اووممم
...ميدوني، تامي
راستش هنوز فرصت نکردم اتاق 10 رو تميز کنم
پس چطوره اتاق 7 بدم؟
نه،من با همون راحتم
مشکلي با گندکاري يه مَرد ديگه ندارم
...مطمئني، چون
کاملا مطمئنم شب خوش رفيق
خوابم مياد، عزيزم
کجا رفته بودي عزيزم؟
فقط يکم هواي تازه نياز داشتم
باورنکردنيه
يکي دَم دَره
سلام، ايوا
سلام آقا
امروز حالت چطوره؟
خوبه - برات يه کليد درست کردم -
...بفرما، پس ديگه نيازي نيست ميدوني، نيازي نيست زنگ بزني
...باشه، بزارين اينارو بردارم
زنم، مگي، ما...دوس داريم زياد بخوابيم
باشه
مرسي آقا - روز خوبي داشته باشي -
قبل اينکه يادم بره بهت بگم که زن توي اتاق ششم رو به اتاق دهم انتقال دادم
بخاطر اينکار خيلي خوشحال شد
يه تخت دو نفره ميخواست
اين چيه؟
چي چيه؟
سفر شما به سوي سرپرستي فرزند؟ خداي بزرگ، مگي
فقط واسه اطلاعاته، رِي
اينطور نيست که قبلا درباره اش حرف نزده باشيم
...خودت گفتي، وقتي سر و سامون گرفتيم
اين سرو سامون گرفتنه؟ تازه اينجا اومديم
تو بهم قول دادي
لعنتي مگي، يکم براي اينکار فرصت ميخوام ...نميتونم همينطوري
...لعنتي، منظورم اينه
فقط يه تکه کاغذه، رِي
باشه، نيازي نيست بهش پول بدي نيازي نيست بهش غذا بدي
حتي لازم نيست حواست بهش باشه
اين حرفت يعني چي؟
وقتي گفتم ميمونم، تو قول دادي که ميتونيم اينکارو بکنيم
و حالا حتي نميخواي درباره اش حرف بزنيم؟
انگار که با يه ديوار آجري ازدواج کرده باشي
ما اومديم اينجا تا از نو شروع کنيم و همه چي دقيقا مثل قبله
دقيقا مثل قبله
من باهاش يه ارتباطي دارم
هر روز باهاش حرف ميزنم
...و نميتوني همينطوري
....اجازه نداري همينطوري
جايگزينش کني
تو ديگه اين حرفو نزن، ما پيشش بود
وقتي تو با رفقات رفته بودي بيرون
No comments yet. Be the first to leave one.